تبلیغات
 خیریه امام سجاد علیه السلام( نشانی وبلاک در تلگرام imamsajjad@) - مطالب مناسبتها

٩١ ساله‌ شدن احمد جنتی


٩١ ساله‌ شدن احمد جنتی


٩١ ساله‌ شدن احمد جنتی

٩١ ساله‌شدن احمد جنتی

آقای احمد جنتی عضو فقها و دبیر شورای نگهبان، رئیس مجلس خبرگان رهبری، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام، عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی می باشند و همچنین عضو امام جمعه موقت تهران می باشند ایشان یکی سیاستمداران و چهره شناخته شده در ایران هستند ایشان همیشه و در همه حال فعالیت های ویژه ای در انقلاب و عرصه سیاست در این دوران داشته اند امروز روز تولد 91 سالگی ایشان می باشد خوشحالیم که در کنار سیاستمداران ایران حضور دارند در ادامه جزئیات بیشتر ٩١ ساله‌ شدن احمد جنتی در است سماتک خواهید دید با ما همراه باشید.

 

آیت‌الله احمد جنتی در میان سیاست‌مداران جمهوری اسلامی، چهره‌ای مشهور است. شاید بتوان شهرتش در عالم رسانه را به دو دلیل دانست؛ اول به‌واسطه طول عمر و استمرار حضورش در مناصبی که به او سپرده شده و دلیل دیگر هم مواضع تندوتیز و بدون‌تعارف اوست؛ به‌ویژه در ایامی که در بزنگاه‌های سیاسی به‌عنوان خطیب نماز جمعه تهران سخن می‌گوید، سخنانش همواره محل بحث قرار می‌گیرد. خودش می‌گوید: «زمانی که قرار است خطیب نماز جمعه شوم، از اول هفته مشغول تنظیم سخنرانی‌ام می‌شوم».

 

بهانه:

٩١ساله‌شدن احمد جنتی

بهانه برای نوشتن از احمد جنتی به دلیل مسئولیت‌های پرشمار و اظهارنظرهای پربازتابش فراوان است، اما آنچه سبب شد امروز کارنامه خبری او را بررسی کنیم، پشت‌سرگذاشتن ٩٠ سالگی‌اش است. دبیر شورای نگهبان متولد سوم اسفند ١٣٠٥ است، به‌این‌ترتیب اكنون رسما وارد نودویكمین سال زندگی خود شده است.

 

شناسنامه:

صادره از اصفهان

در روستایی در نزدیکی اصفهان به دنیا آمد. لادان، زادگاه او، اكنون با گسترش شهر، بخشی از اصفهان به‌شمار می‌رود. نامش را احمد گذاشتند، پدرش، ملاهاشم جنتی، از روحانیون بنام منطقه بود. به مکتب رفت و بعدها وارد حوزه علمیه اصفهان شد و دوره ادبیات عرب و مقدمات سطح را در آنجا فراگرفت. در سال ١٣٢٤ برای ادامه تحصیل حوزوی راهی قم شد. از جمله طلابی بود که در قم انگلیسی را در کنار دروس حوزه فراگرفت و تا درجه اجتهاد پیش رفت.

 

در ایام طلبگی با صدیقه مظاهری- جان‌نثاری- ازدواج کرد و ماحصل این ازدواج چهار پسر به نام علی، حسن، حسین و محمد شد. همسرش در نوروز ٩٤ و هنگامی که برای دیدار با اقوام خود به اصفهان رفته بود، به دلیل کهولت سن و ایست قلبی فوت کرد.

 

علی، پسر او، به‌واسطه منش سیاسی و رویکردش در سال‌های سکانداری‌اش بر وزارت ارشاد – در سه سال دولت یازدهم – در مرکز توجه رسانه‌ها بود. دو پسر دیگرش، حسن و محمد، چهره‌های رسانه‌ای نیستند؛ حسن جنتی- متولد سال ٢٩- در دیار پدری (لادان اصفهان) به نجاری مشغول است و محمد جنتی نیز کارمند سازمان تبلیغات اسلامی تهران است. از فرزندانش فقط علی به حوزه رفت و دو سال هم لباس روحانیت به تن کرد.

جنتی باوجود نمود آثار کهولت سن در چهره‌اش همچنان فعال و در عرصه سیاست تأثیرگذار است، خودش راز طول عمر خود را در این می‌داند که به‌طور مرتب ورزش می‌کند و هفته‌ای دو روز در آب راه می‌رود و شنا می‌کند.

 

کارنامه:

مردی با ٥ سمت دائمی

کارنامه سیاسی احمد جنتی قطور است؛ از مبارزات انقلابی‌اش علیه رژیم شاه گرفته که با حضور در جامعه مدرسین حوزه علمیه قم در اوایل دهه ٤٠ شدت گرفت و هدفمند شد تا حضورش در جامعه روحانیت مبارز – به‌ویژه از اواسط دهه ٧٠- که به امضایی ذیل همه سمت‌ها و رفت‌و‌آمدهای سیاسی‌اش بدل شد.

 

او حالا و هم‌زمان هشت سمت اجرائی – نظارتی را برعهده دارد، عضو فقها و دبیر شورای نگهبان، رئیس مجلس خبرگان رهبری، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام، عضو شورای‌عالی انقلاب فرهنگی و امام‌جمعه موقت تهران، دبیر شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی و دبیر ستاد امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر سمت‌های فعلی او هستند. جنتی از دوره اول شورای نگهبان در سال ۵۹ به‌عنوان عضو فقهای این نهاد منصوب شد و از سال ٧١ تاکنون دبیر شورای نگهبان است؛ مقامی که با برگزاری هر انتخابات در مركز توجه رسانه‌ها قرار می‌گیرد و هم عامل خبرسازی جنتی می‌شود و هم سببی برای پرداختن رسانه‌ها به جایگاه و اهمیت سکانداری جنتی بر این شورا. او همچنین از سال ٦٠ که جانشین غلامحسین حقانی در شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی شد، تاکنون دبیری این شورا را برعهده دارد. جنتی همچنین از بدو تأسیس ستاد احیای امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر در سال ٧٢ تا به امروز رئیس این ستاد است. آیت‌الله جنتی عضو حاضر همه ادوار مجلس خبرگان رهبری – دوره اول و دوم به‌عنوان نماینده خوزستان و ادوار سوم تا پنجم به‌عنوان نماینده از تهران – بوده است.

 

او تنها فرد خارج از فهرست ائتلاف فراگیر اصلاح‌طلبان بود که در اسفند ٩٤ به پنجمین مجلس خبرگان رهبری راه‌ یافت و توانست در رقابت با آیت‌الله هاشمی‌شاهرودی و آیت‌الله امینی با ۵۱ رأی رئیس این مجلس شود. در کنار سمت‌هایی که شرحشان رفت، نماینده ولی‌فقیه در اتحادیه انجمن‌های اسلامی دانش‌آموزان، امامت جمعه موقت قم، کرمانشاه و تهران، عضویت در شورای پشتیبانی جنگ، مدیریت در دادگاه‌های انقلاب اسلامی، عضویت در هیئت تحقیق مجلس خبرگان، عضویت در مجمع تشخیص مصلحت نظام، عضویت در شورای بازنگری قانون اساسی، عضویت در هیئت مؤسس جامعه الزهرا با حکم امام، عضویت در شورای‌عالی انقلاب فرهنگی با حکم مقام معظم رهبری، عضویت در شورای‌عالی تبلیغات خارجی با حکم مقام معظم رهبری، نایب‌رئیسی کمیسیون صداوسیما و نمایندگی ولی‌فقیه در کمک‌رسانی به مردم بوسنی و هرزگوین از دیگر تجربه‌های اجرائی و مدیریتی احمد جنتی است.

٩١ ساله‌ شدن احمد جنتی

مواضع:

‌ رئیس‌جمهور باید ساده‌زیست باشد. نمی‌شود فردی با بنز بیاید و برود؛ فردی که چنین ماشینی سوار شود و خانه آنچنانی داشته باشد نمی‌تواند درد مردم را بفهمد. این‌چنین فردی اصلا معنی گرسنگی را نمی‌فهمد و نمی‌توان به وی رأی داد./ سایت الف، اردیبهشت ٩٢.

 

‌ بعد از پیروزی انقلاب و مبادرت به تشکیل دادگاه انقلاب، من در تهران کار می‌کردم، در همین قزل‌قلعه که داستان مفصلی هم دارد. بنا شد ما برویم قاضی شویم و ما هم صفرکیلومتر بودیم. قضاوت نخوانده بودیم، ولی با انقلاب و مسائل اسلامی آشنا بودیم. بالاخره به ما گفتند که چاره‌ای نیست./ برنامه تلویزیونی شناسنامه، مهر٩٣

 

‌ سندی را به دست آورده‌ام مبنی‌بر اینکه ایالات متحده آمریکا از طریق عربستان‌سعودی یک میلیارد دلار به «سران فتنه» داده ‌است./ سایت خبری انصاف‌نیوز، مرداد ٨٩

 

‌ اجرای قانون حجاب در کوچه و بازار و سواحل دریا مشکل است. دولت باید اجرای این قانون را ابتدا از جیره‌خوارها و حقوق‌بگیران خود آغاز کند./ خبرگزاری ایسنا، شهریور ٩٢

 

منبع:sharghdaily.ir




طبقه بندی: مناسبتها ،
برچسب ها: ٩١ ساله‌ شدن احمد جنتی،

مراسم قالیشویان مشهد اردهال كاشان

مراسم قالیشویان مشهد اردهال كاشان

مراسم سنتی مذهبی قالیشویان از سنت‌های چند صد ساله است كه در دومین جمعه مهرماه هر سال در مشهد اردهال كاشان برگزار می‌شود.

مراسم قالیشویان نمایش واقعه شهادت سلطان علی بن محمد باقر (ع) در سال 113 هجرت در سزمین مشهد اردهال و نحوه به خاكسپاری این امامزاده جلیل القدر توسط اهالی فین كاشان است كه هر ساله با تعصب و غرور خاصی معمولا در یكی از روزهای میان نهم تا پانزدهم مهرماه برگزار می‌شود كه به روز قالیشویان معروف است.

هر گاه این جمعه با یكی از روزهای سوگواری و جشن مذهبی، یا با یك رویداد برجسته تاریخی و سیاسی همزمان بشود، مراسم در همان هفته بر پا می‌گردد.

یك هفته پیش از مناسك قالیشویان، معمولا در نخستین جمعه از فصل پائیز، مراسم جار در كاشان بر گزار می‌گردد . این جمعه كه در میان كاشانی‌ها به جمعه جار معروف است، روز فراخوانی مردم به مراسم قالی‌شویی در مشهد اردهال است.

مراسم قالیشویان مشهد اردهال کاشان

جمعه جار پیام‌آور فرا رسیدن سالروز شهادت شهید دشت اردهال، امامزاده مظلوم ، حضرت سلطان علی بن امام محمدباقر (ع) و روز موعود برای گرد همایی طایفه فینی است

هر سال در روز جمعه جار، چند جارچی در محلات فین و محله بازار كاشان و روستای خاوه از روستاهای كاشان راه می‌افتند و گشت‌زنان به روش و سنت آبا و اجدادی خود با بانگ بلند و آوازی خاص ندا در می‌دهند و مردم را از فرا رسیدن روز موعود قالیشویان و هفته زیارت امامزاده سلطان علی (ع) آگاه می‌كنند.

خبر جمعه قالیشویان به سرعت دهان به دهان میان مردم همه قشرها و بازاریان و پیشه وران و دستفروشان می‌گردد و در كمتر از یكی دو روز در همه شهرها و دهات از جمله شهرهای نطنز ، قم ، محلات، ساوه، دلیجان، یزد، آشتیان و اصفهان پراكنده می‌گردد جارچیان با رساندن این پیام، همه مردم، به ویژه زائران و فروشندگان صاحب نذر را كه باید هر ساله در قالیشویان شركت داشته باشند، به تكاپو و فراهم كردن اسباب و توشه زیارت و تهیه جا و مكان برای سكونت در مشهد اردهال وا می‌دارند.

تكاپوی سفر بیش از همه قشرها در میان كاسبكاران و بازاریان چشمگیر است. بازاریان و فروشندگان برای عرضه و فروش كالاهایشان در مشهد اردهال با یكدیگر به رقابت می‌پردازند و می‌كوشند تا هر یك پیش از آغاز مراسم غرفه‌ای یا حجره‌ای مناسب در بازار چه و یا صحن پاپك و یا صحن‌های دیگر به دست آورند.

مراسم قالیشویان مشهد اردهال کاشان

تعیین روز قالی‌شویی و اعلام آن به مردم به عهده ستاد برگزاری مراسم سنتی مذهبی قالیشویان فین است. این گروه روز مراسم قالی شویان را معمولا در دومین جمعه پائیز تعیین می‌كنند.

این مراسم جار طبق سنت قدیم هنوز در منطقه پابرجا و انجام می‌گیرد. اشعاری كه جارچیان می‌خوانند اشاره به فرا رسیدن سالگرد واقعه شهادت امامزاده و لعنت‌هایی كه به دشمنان و قاتلان امامزاده می‌فرستند، دارد. این اشعار این است:

یا ای مستمع بر این وصیت شور و غوغا كن

فغان و ناله بر سلطانعلی فرزند زهرا كن

به سال 113 هجرت شیعیان خاص

روان گشته بر سوی مدینه از سر اخلاص

برفتن در مدینه خدمت آن خسرو خوبان

بگفتند ای امام پنجمین ای رهبر جانان

نداریم پیشوائی یا محمد رحم بر ما كن

یكی از نور چشمانت روان در همراه ما كن

امام پنجمین فرمود چرا از دیده خونبارید

یقین از اهل فین و مردمان چهل حصارانید

یكی از نور چشمانش همره آنها روان كرد

كه نامش حضرت سلطانعلی(ع) نوباوه زهرا

سه ساله آن شاه زاده بود اندر اردهال و فین

بهار در خاوه بود آن زمستان در دیار فین

لشگریان قد علم كردند بهر قتل آن سرور

به نام حارث ملعون و زرین كفش بد اختر

گرفتن دور آن خسرو لب تشنه از هر سو

كه این شه‌زاده دارد زور و بازوی علی اكبر

بیادم آمد آن وقتی كه گفت باد صبا یكدم

سلام از من رسان بر اهل فین بر گو به یارانم

اول به خدای حی داور صلوات

دوم به رسول حی سرمد صلوات

سوم به علی و یازده فرزندش

بر زاده پاك نور احمد صلوات

در كرببلا به شمر ملعون لعنت

بر حارث زرین كفش و زید رافیون لعنت

از بهر جفا بر شمر ملعون لعنت

در كرببلا به پاك مردان صلوات

اگر خسته جانی بگو یا علی

اگر ناتوانی بگو یا علی

به رفت سوی مشهد اردهال

به یاری یار خدا یا علی

در روز جمعه قالی شویان دهها هزار تن زن و مرد از شهرها و روستاهای ایران، بخصوص از آبادی‌های حاشیه كویر، برای حضور در مناسك قالی شویان و تماشای آداب آن در مشهد اردهال گرد می‌آیند.

حاشیه‌نشینان كویر این منطقه از ایران حضور در مناسك قالی شویان و زیارت امامزاده سلطان علی (ع) را در آغاز هر پاییز از فرائض مذهبی خود می‌انگارند. این زائران مومن ثواب زیارت امامزاده و حضور در مراسم قالیشویان را با زیارت مرقد مطهر جد بزرگوارش، حضرت امام حسین علیه السلام و حضور در كربلا برابر می‌دانند.

مراسم اینگونه آغاز می‌شود كه پس از سخنان خطیب، یكی از ریش سفیدان یا روحانی اهل فین كاشان اعانه‌ای را كه از فینی‌ها جمع كرده است به عنوان هدیه و شیرینی به متولی یا سرپرست خادمان آستانه می‌دهد و درخواست آوردن قالی مخصوص امامزاده شهید را از آستانه مبارك حضرت امامزاده سلطان علی (ع)می كند. خادمان یك تخته قالی پیچیده شده را كه رویش یك تكه پارچه سبز كشیده‌اند، از داخل حرم امامزاده بیرون می‌آورند و به بزرگان فینی می سپارند.

جوانان فینی با دیدن قالی به شور و هیجان می‌آیند و با بانگ و فریاد "یا حسین، یا حسین " برای بدست آوردن قالی به سوی آن هجوم می‌آورند و آن را از بزرگان فینی می‌گیرند این قالی سمبل جنازه مطهر امام زاده است و قالی شویان همانند جسدی كه می‌خواهند به خاك بسپارند.

از آنجایی كه به خاك سپاری امامزاده توسط مردم فین كاشان صورت گرفته لذا در طول مراسم حمل قالی كه تمثیلی از پیكر حضرت است غیر از اهالی فین كاشان هیچكس دیگری حق دست زدن به قالی را ندارد و تنها با عزاداری و سینه‌زنی می‌توانند جمع قالی‌شویان را همراهی كنند.

جوانان در پناه انبوه مردان چوب به دست (چوب به عنوان سلاح رایج در آن زمان بوده است) قالی را در حالی كه گاهی بر روی دوش و گاهی بر روی دست دارند، از میان جمعیت می‌گذرانند.

مراسم قالیشویان مشهد اردهال کاشان

*تشییع‌كنندگان از همان راهی كه آمده بودند با "قدم سعی " یعنی با گام‌هایی تند و شتابان و گاهی دوان دوان و با هیاهو و ولوله، قالی را به سرچشمه نهر شازده حسین، در میدان مقابل زیارتگاه می‌برند. با قدم سعی در بردن قالی را به سر آب تمثیلی از كوشش هاجر به رساندن اسماعیل به چشمه آبی در صحرای خشك و تفیده مكه گرفته‌اند.

در پیشاپیش دسته حاملان قالی، مردی میان سال از اهالی چهل حصاران كاشان، سوار بر اسب حركت می‌كند. این مرد با خود یك جانماز ترمه را در حالی كه بر روی شانه راستش گذاشته، حمل می‌كند. این جانماز را مظهر و نمادی از جانماز حضرت امامزاده سلطان علی می‌دانند و این مرد چهل حصارانی از نوادگان جانمازدار حضرت به شمار می‌رود.

در پی حامل جانماز، گروهی از مردم اهل روستای خاوه كاشان در جلو قالی عزاداری كرده و علمی را كه با پارچه‌های سبز پوشیده شده است، می‌كشند. فینی‌ها و دسته حاملان قالی نیز به دنبال علم با بانگ "الله اكبر " و "حسین، حسین " گویان راه می سپارند و پیاپی چوب‌هایشان را در هوا تكان می‌دهند.

گروهی از جوانان فینی در تمام مسیر همگام و همراه با دسته حركت می‌كنند و گذرگاه را برای گذر دسته باز نگاه می‌دارند. در طول راه، سلاخان گوسفندان یا گوساله‌هایی را كه صاحبان نذر، گوشت یا خون آنها را نذر كرده‌اند، پیش پای حاملان قالی ذبح و قربانی می‌كنند.

گرد و غباری كه از زیر گام‌های كوبنده و شتابان جوانان فینی به هوا بر می‌خیزد، بسان سپاه خشمگینی می‌ماند كه به قصد انتقام و خونخواهی به قلعه و دژ دشمن حمله كرده‌اند.

جوانان با چوب های چرخان در آسمان، همچون امواجی در پس این پرده غبار ، خیزان و پویا پیش می روند تا خود را به سرچشمه آب برسانند. قالی‌كشان قالی را در كنار نهر روی زمین می‌گذارند و دور آب، حلقه می‌زنند و چوب‌هایشان را پیاپی در هوا تكان می‌دهند. در این هنگام، یعنی پیش از آداب شستن تمثیلی قالی امامزاده، مراسم لعن‌خوانی بر دشمنان حضرت انجام می‌گیرد.

پس از پایان آداب شست و شو، قالی را دوباره به دوش می‌گذارند و از گذرگاهی در پای كوه اردهال كه به در شرقی آستانه امامزاده منتهی می‌شود، به صحن سردار یا صحن فینی‌ها می‌برند. در بازگرداندن قالی به آستانه، اهالی روستای خاوه كاشان و شماری از فینی‌ها در دسته‌ای پیشاپیش حاملان قالی و فینی‌های چوب به دست، سینه می‌زنند و آرام و سنگین نوحه می‌خوانند و دم می‌گیرند. چوب به دستان در تمام طول راه با تكان دادن چوب‌هایشان و نهیب و تهدید مردم را از نزدیك شدن به قالی و دست زدن به آن دور و باز می‌دارند.

در صحن سردار (عامر بن ناصر)، فینی‌ها چوب به دست چند دور در حیاط صحن و در پیرامون چوب می‌گردند. بعد،قالی را به بالای صفه در ایوان بقعه می‌برند. در ایوان ، چند تن از بزرگان مردم فین و خاوه كه درانتظار قالی هستند به سوی حاملان قالی پیش می‌روند كه قالی را بگیرند، لیكن جوانان از تحویل دادن قالی سر باز می زنند و با تكان دادن چوب هایشان بزرگان فینی و خاوه ای را از نزدیك شدن به قالی دور می كنند. سرانجام پس از كشمكش های بسیار و در لحظه هایی حساس و پرهیاهو و در زیر بانگ و فریاد "حسین ، حسین " و "الله اكبر، الله اكبر "، بزرگان فینی قالی را از جوانان می‌گیرند و به نمایندگان خاوه‌ای تحویل می‌دهند. خاوه‌ای‌ها قالی را با تشریفات و احترامی خاص به داخل حرم می‌برند و به خدام آستانه تسلیم می‌كنند.

مراسم قالی‌شویان در حدود ساعت یك بعد از ظهر در فضایی آكنده از غم و افسوس و در برابر هزاران چشم اشك آلود پایان می‌یابد.

حضرت سلطان علی بن امام محمد باقر (ع) به درخواست مردم كاشان به عنوان نماینده آن امام معصوم جهت ارشاد مردم به این منطقه هجرت می‌كنند.

زمانی كه آن حضرت برای رهایی از گرمای طاقت فرسای كاشان به منطقه مشهد اردهال می آید دچار حیله دشمنان می‌شود و قبل از رسیدن مردم روستای خاوه، چهل حصاران و فین كاشان بسیار مظلومانه به شهادت می رسد و مانند اباعبدالله حسین (ع) سر مباركش را از تن جدا می‌كنند.

مراسم تشییع و خاكسپاری آن حضرت توسط اهالی فین كاشان در حال كه چوب به دست برای حمایت او آمده بودند، انجام می شود و مراسم قالی شویان نمایش آن واقعه است.

 




طبقه بندی: مناسبتها ،
برچسب ها: مراسم قالیشویان مشهد اردهال كاشان،

تاریخ : 11 مهر 96 | 17:33 | نویسنده : خیریه امام سجاد علیه السلام imamsajjad@ خیریه | نظرات

سالروز شهادت امام محمد باقر ( علیه السلام )

سالروز شهادت امام محمد باقر ( علیه السلام )


شهادت امام محمد باقر,سالروز شهادت امام محمد باقر

سالروز شهادت امام محمد باقر ( علیه السلام )
هفتم ماه ذی الحجه مصادف است با سالروز شهادت پنجمین اختر تابناک آسمان ولایت حضرت امام محمد باقر (( علیه السلام )) ، شهادت این بزرگوار را به تمامی ارادتمندان خاندان اهل بیت عصمت و طهارت تسلیت می گوییم .


امام باقر علیه السلام :
«إِنَّما یُداقُّ اللّهُ الْعِبادَ فِى الْحِسابِ یَوْمَ الْقِیمَةِ عَلى قَدْرِ ما آتاهُمْ مِنَ الْعُقُولِ فِى الدُّنْیا.»:
خداوند در روز قیامت در حساب بندگانش، به اندازه عقلى که در دنیا به آنها داده است، دقّت و باریک بینى مى کند.


 خلاصه ای از زندگی  پر برکت حضرت امام محمد باقر ( ع )
 نام مبارک امام پنجم محمد بود . لقب آن حضرت باقر یا باقرالعلوم است ،بدین جهت که : دریای دانش را شکافت و اسرار علوم را آشکارا ساخت . القاب دیگری مانند شاکر و صابر و هادی نیز برای آن حضرت ذکر کرده اند که هریک باز گوینده صفتی از صفات آن امام بزرگوار بوده است .
کنیه امام " ابوجعفر " بود . مادرش فاطمه دختر امام حسن مجتبی ( ع ) است . بنابراین نسبت آن حضرت از طرف مادر به سبط اکبر حضرت امام حسن ( ع ) و از سوی پدر به امام حسین ( ع ) می رسید . پدرش حضرت سیدالساجدین ، امام زین العابدین ، علی بن الحسین ( ع ) است .


تولد حضرت باقر ( ع ) در روز جمعه سوم ماه صفر سال 57هجری در مدینه اتفاق افتاد . در واقعه جانگداز کربلا همراه پدر و در کنار جدش حضرت سید الشهداء کودکی بود که به چهارمین بهار زندگیش نزدیک می شد .


دوران امامت امام محمد باقر ( ع ) از سال 95هجری که سال درگذشت امام زین العابدین ( ع ) است آغاز شد و تا سال 114ه . یعنی مدت 19سال و چند ماه ادامه داشته است .

در دوره امامت امام محمد باقر ( ع ) و فرزندش امام جعفر صادق ( ع ) مسائلی مانند انقراض امویان و بر سر کار آمدن عباسیان و پیدا شدن مشاجرات سیاسی و ظهور سرداران و مدعیانی مانند ابوسلمه خلال و ابومسلم خراسانی و دیگران مطرح است ، ترجمه کتابهای فلسفی و مجادلات کلامی در این دوره پیش می آید ، و عده ای از مشایخ صوفیه و زاهدان و قلندران وابسته به دستگاه خلافت پیدا می شوند . قاضیها و متکلمانی به دلخواه مقامات رسمی و صاحب قدرتان پدید می آیند و فقه و قضاء و عقاید و کلام و اخلاق را - بر طبق مصالح مراکز قدرت خلافت شرح و تفسیر می نماید ، و تعلیمات قرآنی - به ویژه مسأله امامت و ولایت را ، که پس از واقعه عاشورا و حماسه کربلا ، افکار بسیاری از حق طلبان را به حقانیت آل علی ( ع ) متوجه کرده بود ، و پرده از چهره زشت ستمکاران اموی و دین به دنیا فروشان برگرفته بود ، به انحراف می کشاندند و احادیث نبوی را در بوته فراموشی قرار می دادند . برخی نیز احادیثی به نفع دستگاه حاکم جعل کرده و یا مشغول جعل بودند و یا آنها را به سود ستمکاران غاصب خلافت دگرگون می نمودند .


اینها عواملی بود بسیار خطرناک که باید حافظان و نگهبانان دین در برابر آنها بایستند . بدین جهت امام محمد باقر ( ع ) و پس از وی امام جعفر صادق ( ع ) از موقعیت مساعد روزگار سیاسی ، برای نشر تعلیمات اصیل اسلامی و معارف حقه بهره جستند ، و دانشگاه تشیع و علوم اسلامی را پایه ریزی نمودند.

زیرا این امامان بزرگوار و بعد شاگردانشان وارثان و نگهبانان حقیقی تعلیمات پیامبر ( ص ) و ناموس و قانون عدالت بودند ، و می بایست به تربیت شاگردانی عالم و عامل و یارانی شایسته و فداکار دست یازند ، و فقه آل محمد ( ص ) را جمع و تدوین و تدریس کنند . به همین جهت محضر امام باقر ( ع ) مرکز علماء و دانشمندان و راویان حدیث و خطیبان و شاعران بنام بود . در مکتب تربیتی امام باقر ( ع ) علم و فضیلت به مردم آموخته می شد .
امام باقر ( ع ) دارای خصال ستوده و مؤدب به آداب اسلامی بود . سیرت و صورتش ستوده بود . پیوسته لباس تمیز و نو می پوشید . در کمال وقار و شکوه حرکت می فرمود .


از آن حضرت می پرسیدند : جدت لباس کهنه و کم ارزش می پوشید ، تو چرا لباس فاخر بر تن می کنی ؟ پاسخ می داد : مقتضای تقوای جدم و فرمانداری آن روز ، که محرومان و فقرا و تهیدستان زیاد بودند ، چنان بود . من اگر آن لباس بپوشم در این انقلاب افکار ، نمی توانم تعظیم شعائر دین کنم .


امام پنجم ( ع ) بسیار گشاده رو و با مؤمنان و دوستان خوش برخورد بود .
با همه اصحاب مصافحه می کرد و دیگران را نیز بدین کار تشویق می فرمود . در ضمن سخنانش می فرمود : مصافحه کردن کدورتهای درونی را از بین می برد و گناهان دو طرف - همچون برگ درختان در فصل خزان - می ریزد . امام باقر ( ع ) در صدقات و بخشش و آداب اسلامی مانند دستگیری از نیازمندان و تشییع جنازه مؤمنین و عیادت از بیماران و رعایت ادب و آداب و سنن دینی ، کمال مواظبت را داشت .


می خواست سنتهای جدش رسول الله ( ص ) را عملا در بین مردم زنده کند و مکارم اخلاقی را به مردم تعلیم نماید . در روزهای گرم برای رسیدگی به مزارع و نخلستانها بیرون می رفت ، و با کارگران و کشاورزان بیل می زد و زمین را برای کشت آماده می ساخت . آنچه از محصول کشاورزی - که با عرق جبین و کد یمین - به دست می آورد در راه خدا انفاق می فرمود .


بامداد که برای ادای نماز به مسجد جدش رسول الله ( ص ) می رفت ، پس از گزاردن فریضه ، مردم گرداگردش جمع می شدند و از انوار دانش و فضیلت او بهره مند می گشتند .
مدت بیست سال معاویه در شام و کارگزارانش در مرزهای دیگر اسلامی در واژگون جلوه دادن حقایق اسلامی - با زور و زر و تزویر و اجیر کردن عالمان خود فروخته - کوشش بسیار کردند .

 

ناچار حضرت سجاد ( ع ) و فرزند ارجمندش امام محمد باقر ( ع ) پس از واقعه جانگداز کربلا و ستمهای بی سابقه آل ابوسفیان ، که مردم به حقانیت اهل بیت عصمت ( ع ) توجه کردند ، در اصلاح عقاید مردم به ویژه در مسأله امامت و رهبری ، که تنها شایسته امام معصوم است ، سعی بلیغ کردند و معارف حقه اسلامی را - در جهات مختلف - به مردم تعلیم دادند تا کار نشر فقه و احکام اسلام به جایی رسید که فرزند گرامی آن امام ، حضرت امام جعفر صادق ( ع ) دانشگاهی با چهار هزار شاگرد پایه گذاری نمود ، و احادیث و تعلیمات اسلامی را در اکناف و اطراف جهان آن روز اسلام انتشار داد . امام سجاد ( ع ) با زبان دعا و مناجات و یادآوری از مظالم اموی و امر به معروف و نهی از منکر و امام باقر ( ع ) با تشکیل حلقه های درس ، زمینه این امر مهم را فراهم نمود و مسائل لازم دینی را برای مردم روشن فرمود . رسول اکرم اسلام ( ص ) در پرتو چشم واقع بین و با روشن بینی وحی الهی وظایفی را که فرزندان و اهل بیت گرامی اش در آینده انجام خواهند داد و نقشی را که در شناخت و شناساندن معارف حقه به عهده خواهند داشت ، ضمن احادیثی که از آن حضرت روایت شده ، تعیین فرموده است .

 

چنان که در این حدیث آمده است :
روزی جابر بن عبدالله انصاری که در آخر عمر دو چشم جهان بینش تاریک شده بود به محضر حضرت سجاد ( ع ) شرفیاب شد . صدای کودکی را شنید ، پرسید کیستی ؟ گفت من محمد بن علی بن الحسینم ، جابر گفت : نزدیک بیا ، سپس دست او را گرفت و بوسید و عرض کرد : روزی خدمت جدت رسول خدا ( ص ) بودم . فرمود : شاید زنده بمانی و محمد بن علی بن الحسین که یکی از اولاد من است ملاقات کنی . سلام من را به او برسان و بگو : خدا به تو نور حکمت دهد . علم و دین را نشر بده . امام پنجم هم به امر جدش قیام کرد و در تمام مدت عمر به نشر علم و معارف دینی و تعلیم حقایق قرآنی و احادیث نبوی ( ص ) پرداخت .


نام نامی آن حضرت با دهها و صدها حدیث و روایت و کلمات قصار و اندرزهایی همراه است ، که به ویژه در 19سال امامت برای ارشاد مستعدان و دانش اندوزان و شاگردان شایسته خود بیان فرموده است . بنا به روایاتی که نقل شده است ، در هیچ مکتب و محضری دانشمندان خاضعتر و خاشعتر از محضر محمد بن علی ( ع ) نبوده اند .


در زمان امیرالمؤمنین علی ( ع ) گوئیا ، مقام علم و ارزش دانش هنوز - چنان که باید - بر مردم روشن نبود ، گویا مسلمانان هنوز قدم از تنگنای حیات مادی بیرون ننهاده و از زلال دانش علوی جامی ننوشیده بودند ، و در کنار دریای بیکران وجود علی ( ع ) تشنه لب بودند و جز عده ای معدود قدر چونان گوهری را نمی دانستند . بی جهت نبود که مولای متقیان بارها می فرمود : سلونی قبل از تفقدونی "پیش از آنکه من را از دست بدهید از من بپرسید . " و بارها می گفت : من به راههای آسمان از راههای زمین آشناترم .

 

ولی کو آن گوهرشناسی که قدر گوهر وجود علی را بداند ؟ اما به تدریج ، به ویژه در زمان امام محمد باقر ( ع ) مردم کم کم لذت علوم اهل بیت و معارف اسلامی را درک می کردند ، و مانند تشنه لبی که سالها از لذات آب گوارا محروم مانده و یا قدر آن را ندانسته باشد ، زلال گوارای دانش امام باقر ( ع ) را دریافتند و تسلیم مقام علمی امام ( ع ) شدند ، و به قول یکی از مورخان : " مسلمانان در این هنگام از میدان جنگ و لشکر کشی متوجه فتح دروازه های علم و فرهنگ شدند " . امام باقر ( ع ) نیز چون زمینه قیام بالسیف ( قیام مسلحانه ) در آن زمان - به علت خفقان فراوان و کمبود حماسه آفرینان - فراهم نبود ، از این رو ، نشر معارف اسلام و فعالیت علمی را و هم مبارزه عقیدتی و معنوی با سازمان حکومت اموی را ، از این طریق مناسب تر می دید ، و چون حقوق اسلام هنوز یک دوره کامل و مفصل تدریس نشده بود ، به فعالیتهای ثمر بخش علمی در این زمینه پرداخت . اما بدین خاطر که نفس شخصیت امام و سیر تعلیمات او - در ابعاد و مرزهای مختلف - بر ضرر حکومت بود ، مورد اذیت و ایذاء دستگاه قرار می گرفت .


دستگاه خلافت آنجا که پای مصالح حکومتی پیش می آمد و احساس می کردند امام ( ع ) نقاب از چهره ظالمانه دستگاه برمی گیرد و خط صحیح را در شناخت " امام معصوم ( ع ) " و امامت که دنباله خط " رسالت " و بالاخره " حکومت الله " است تعلیم می دهد ، تکان می خوردند و دست به ایذاء و آزار و شکنجه امام ( ع ) می زدند و گاه به زجر و حبس و تبعید ...


برای شناخت این امر ، به بیان این واقعه که در تاریخ یاد شده است می پردازیم :
" در یکی از سالها که هشام بن عبدالملک ، خلیفه اموی ، به حج می آید ، جعفر بن محمد ، امام صادق ، در خدمت پدر خود ، امام محمد باقر ، نیز به حج می رفتند .

 

روزی در مکه ، حضرت صادق ، در مجمع عمومی سخنرانی می کند و در آن سخنرانی تأکید بر سر مسأله پیشوایی و امامت و اینکه پیشوایان بر حق و خلیفه های خدا در زمین ایشانند نه دیگران ، و اینکه سعادت اجتماعی و رستگاری در پیروی از ایشان است و بیعت با ایشان و ... نه دیگران . این سخنان که در بحبوحه قدرت هشام گفته می شود ، آن هم در مکه در موسم حج ، طنینی بزرگ می یابد و به گوش هشام می رسد. هشام در مکه جرأت نمی کند و به مصلحت خود نمی بیند که متعرض آنان شود . اما چون به دمشق می رسد ، مأمور به مدینه می فرستد و از فرماندار مدینه می خواهد که امام باقر ( ع ) و فرزندش را به دمشق روانه کند، و چنین می شود .


در محفلی که هشام برای توهین به امام ترتیب داده بود بر سر مقام رهبری و خلافت اسلامی با امام باقر ( ع ) سخن می گوید . امام باقر درباره رهبری رهبران بر حق و چگونگی اداره اجتماع اسلامی و اینکه رهبر یک اجتماع اسلامی باید چگونه باشد ، سخن می گوید.

 

اینها همه هشام را - که فاقد آن صفات بوده است و غاصب آن مقام - بیش از پیش ناراحت می کند . بعضی نوشته اند که : امام باقر را در دمشق به زندان افکند . و چون به او خبر می دهند که زندانیان دمشق مرید و معتقد به امام ( ع ) شده اند ، امام را رها می کند و به شتاب روانه مدینه می نماید . و پیکی سریع ، پیش از حرکت امام از دمشق ، می فرستد تا در آبادیها و شهرهای سر راه همه جا علیه آنان ( امام باقر و امام صادق - ع - ) تبلیغ کنند تا بدین گونه ، مردم با آنان تماس نگیرند و تحت تأثیر گفتار و رفتارشان واقع نشوند . با این وصف امام ( ع ) در این سفر ، از تماس با مردم - حتی مسیحیان - و روشن کردن آنان غفلت نمی ورزد.


حضرت امام محمد باقر ( ع ) 19سال و ده ماه پس از شهادت پدر بزرگوارش حضرت امام زین العابدین ( ع ) زندگی کرد و در تمام این مدت به انجام دادن وظایف خطیر امامت ، نشر و تبلیغ فرهنگ اسلامی ، تعلیم شاگردان ، رهبری اصحاب و مردم ، اجرا کردن سنتهای جد بزرگوارش در میان خلق ، متوجه کردن دستگاه غاصب حکومت به خط صحیح رهبری و راه نمودن به مردم در جهت شناخت رهبر واقعی و امام معصوم ، که تنها خلیفه راستین خدا و رسول ( ص ) در زمین است ، پرداخت و لحظه ای از این وظیفه غفلت نفرمود .


سرانجام در هفتم ذیحجه سال 114  هجری در سن 57 سالگی در مدینه با توطئه هشام مسموم شد و چشم از جهان فروبست . پیکر مقدسش را در قبرستان بقیع - کنار پدر بزرگوارش - به خاک سپردند.

منبع:guilan.ac.ir




طبقه بندی: ائمه اطهار احادیث قرآن کریم، مناسبتها ،
برچسب ها: سالروز شهادت امام محمد باقر ( علیه السلام )،

تاریخ : 6 شهریور 96 | 17:34 | نویسنده : خیریه امام سجاد علیه السلام imamsajjad@ خیریه | نظرات

دحوالارض چه روزی است ؟

دحوالارض چه روزی است ؟


 بیست و پنجم ذیقعده، هم زمان با دحوالارض یعنی گسترش یافتن زمین است. از امیرالمومنین ـ علیه السلام ـ روایت شده است که فرمودند:

«نخستین رحمتی که از آسمان به زمین نازل شد، در بیست وپنج ذی القعده بود. کسی که در این روز روزه بگیرد و شبش را به عبادت بایستد، عبادت صد سال را که روزش را روزه و شبش را عبادت کرده است خواهد داشت.»

همچنین در برخی از روایات این روز به عنوان روز قیام امام زمان مهدی موعود(عج) معرفی شده و خاتم المحدثین، شیخ عباس قمی (ره) روز دحوالارض را از چهار روز معروفی ذکر کرده که روزه آن ثواب هفتاد سال عبادت را دارد.

روز دحوالارض از روزهای پر برکت خدا برای بندگان سالک الی الله

در کتاب شریف «المراقبات» روایت است که امام رضا ـ علیه السلام ـ فرموده اند:

در شب بیست و پنجم ماه ذى القعده حضرت ابراهیم (ع) و حضرت عیسى (ع) متولد شده اند.
در این روز، رسول خدا ـ صلى الله علیه و آله ـ به قصد حجة الوداع از مدینه با یكصد و چهار هزار یا یكصد و بیست و چهار هزار و حضرت فاطمه (ع) و تمامى اهل بیت خود از راه شجره به مکه عزیمت نمودند.

توبه، استغفار، عبادت و شب زنده داری از اعمالی است که در شب دحو الارض سفارش و تأکید بسیاری برای انجام دادن آنها شده است.

شب و روز دحوالارض نمازها و ادعیه مخصوصی دارد که کیفیت آنها در کتاب مفاتیح الجنان مرحوم شیخ عباس قمی (ره) آمده است.

معنای دحوالارض

«دَحو» به معنای گسترش است و برخی نیز آن را به معنای تکان دادن چیزی از محلِ اصلی اش تفسیر کرده اند. منظور از دحوالارض (گسترده شدن زمین) این است که در آغاز، تمام سطح زمین را آب های حاصل از باران های سیلابیِ نخستین فراگرفته بود. این آب ها، به تدریج در گودال های زمین جای گرفتند و خشکی ها از زیر آب سر برآوردند و روز به روز گسترده تر شدند.

از سوی دیگر، زمین در آغاز به صورت پستی ها و بلندی ها یا شیب های تند و غیرقابل سکونت بود. بعدها باران های سیلابی مداوم باریدند، ارتفاعات زمین را شستند و دره ها گستردند. اندک اندک زمین هایِ مسطح و قابل استفاده برای زندگی انسان و کشت و زرع پدید آمد. مجموع این گسترده شدن، «دَحو الارض» نام گذاری می شود.

برنامه های معنوی

زمین، گاهواره زندگی انسان و همه موجوداتِ زنده است، که با تمام کوه ها، دریاها، درّه ها، جنگل ها، چشمه ها، رودخانه ها، معادن و منابع گرانبهایش، نشانه ای از نشانه های آفریدگار به شمار می آید که آن را گسترانیده است. روز دحوالارض ـ روز گسترش زمین ـ روز بسیار مبارکی است و آداب و اعمال ویژه ای دارد؛ از جمله:

1. روزه داشتن که ثواب هفتاد سال عبادت را دارد.
2. احیا و شب زنده داری شب دحوالارض که برابر با یک سال عبادت است.
3. ذکر و دعا.
4. انجام غسل به نیت روزِ دحوالارض و نماز مخصوص آن.

دحوالارض در قرآن

در قرآن کریم به دحوالارض اشاره شده است. خداوند در آیه 30 سوره نازعات می فرماید: «و زمین را پس از آن (آفرینش آسمان و زمین) گسترش داد». بر پایه نظر بیشتر مفسران، منظور از «دَحیها» در این آیه، همان دحوالارض است.

دعای روز دحوالأرض

یکی از برنامه های پیشنهادی در روز مبارک گسترده شدن زمین، خواندن دعای ویژه این روز است. در بخشی از این دعا، به مسأله دحوالأرض چنین اشاره شده است: «ای خدایی که خانه کعبه را گسترانیدی و دانه را شکافتی و سختی را برطرف ساختی، از تو می خواهم در این روز از روزهایت که حق آن را بزرگ نمودی، هر گرفتاری و مشکلی را برطرف سازی».

ذیقعده؛ ماه حرام

ماه ذیقعده اولین ماه از ماه‌های حرام است. ماه‌های حرام زمان‌هایی هستند که جنگ در آنها ممنوع بوده و احکام ویژه‌ای نیز از جهت شرعی و فقهی دارند.

اما استفاده اخلاقی و تربیتی که از این حکم می توان كرد، این است که: «اگر جنگ و نزاع میان مردمان در این ماه حرام شده است» حتما منازعه و محاربه با خداوند باید بیشتر مورد نفرت قرار گیرد؛ بنابراین، شایسته است انسان مومن در این ماه ها بیشتر به فکر باشد تا اندیشه و اعضای او با گناه و معصیت، به مخالفت با خداوند برنخیزد.

مناسبت های دیگر این روز

گذشته از واقعه دحوالارض، رویدادهای دیگری نیز در این روز رخ داده اند که اهمیت آن را دوچندان کرده اند؛ از جمله:

• میلاد ابوالانبیاء حضرت ابراهیم علی نبینا و آله و علیه السلام.

• میلاد حضرت عیسی مسیح ـ علیه السلام.

• خروج رسول اکرم ـ صلی الله علیه و آله ـ از مدینه به همراه هزاران حاجی به سوی مکه، به قصد حجة الوداع. در این سفر وجود مقدس امیرالمؤمنین و حضرت زهرا ـ سلام الله علیهما ـ و نیز همه همسران و بسیاری از اصحاب پیامبر (ص) نیز ایشان را همراهی می‌کردند.

• در روایتی نیز آمده است که قائم (عج) در همین روز قیام خواهد کرد.

زیارت حضرت امام رضا ـ علیه السلام ـ بهترین و با فضیلت‌ترین عمل مستحبی این روز است.



طبقه بندی: مناسبتها ،
برچسب ها: دحوالارض چه روزی است ؟،

تاریخ : 26 مرداد 96 | 06:04 | نویسنده : خیریه امام سجاد علیه السلام imamsajjad@ خیریه | نظرات

بیانات مقام معظم رهبری در پی حادثه کوی دانشگاه تهران در سال ۷۸


بیانات در پی حادثه کوی دانشگاه تهران در سال ۷۸

بسم‌اللَّه‌الرّحمن‌الرّحیم‌
 
برادران و خواهران عزیز؛ خیلی خوش آمدید. حرفهای گفتنی زیاد است؛ اما مطلبی که از نظر من مهمتر از همه است و ذهن مرا مشغول کرده، حمله به خوابگاه جوانان و دانشجویان است. این حادثه تلخ، قلب مرا جریحه‌دار کرد؛ حادثه غیرقابل قبولی در جمهوری اسلامی بود. حمله به منزل و مأوا و مسکنِ جمعی - بخصوص در شب یا در هنگام نماز جماعت - به هیچ وجه در نظام اسلامی قابل قبول نیست. جوانان این کشور - چه دانشجویان و چه غیر دانشجویان - فرزندان من هستند و هرگونه چیزی که برای این مجموعه‌ها مایه اضطراب و ناراحتی و اشتباه در فهم باشد، برای من بسیار سخت و سنگین است. هرکسی بوده، فرق نمیکند؛ چه در لباس نیروی انتظامی، چه در غیر آن. مسلماً با کسانیکه در نظام جمهوری اسلامی تخلّف میکنند، باید برخورد شود؛ اما با کسی که تخلّفی نکرده است؛ کسیکه در خانه خود در حال استراحت است، آن هم در محیط جوان دانشجویی، کار بسیار خطا و ناروایی است اگر برخورد شود.
 
این که صد نفر یا دویست نفر از کوی دانشگاه خارج شدند و حرفهایی زدند و شعارهایی دادند، بهانه و مجوّزی نمیشود برای این‌که کسانی، در هر لباس و با هر نامی، وارد آن محیط شوند و کارهای ناروایی انجام دهند؛ بخصوص وقتی که نام مقدّس نیروی انتظامی در میان می‌آید، عملی که موجب شود نیروی انتظامی بدنام گردد، قضیه را سخت‌تر میکند. شما میدانید که امروز نیروی انتظامی در اطراف کشور، در جاده‌ها، در مرزها، در برخورد با اشرار، چه جانفشانیهایی میکند و چه زحماتی میکشد. چقدر از اینها برای حفظ امنیت ما، جان خود را از دست میدهند. با این حال، به‌وسیله چند نفر عملی انجام شود که چهره این خدمتگزاران در نظر بعضی تیره گردد؛ آیا این انصاف است؟! یا آن طوری که نقل کرده‌اند، بعضی با آوردن نام مقدّس «یا حسین» و «یا زهرا» وارد اتاق دانشجوی بسیجی یا دانشجوی جانباز شوند و او را از خواب بپرانند، یا آن‌طور حوادثی را به‌وجود آورند؛ آیا این درست است؟! اینها قلب را میفشارد. این همه جوان مؤمن، عاشقان امام حسین، عاشقان فاطمه زهرا، در همه جای کشور، در خدمت اسلام، در خدمت کشور، در طول دوران دفاع مقدّس، در هر خطری که این کشور را تهدید کند، سینه سپر میکنند و وارد میشوند؛ اما بعد کسانی با استفاده از این نامها حوادثی را به‌وجود آورند. برای من، حادثه خیلی تلخی بود. البته من تأکید کردم که اطراف این حادثه تحقیق شود و بروند حادثه را درست بسنجند. قرار شد رئیس جمهور محترم و مسؤولان، هیأت تحقیقی را تعیین کنند؛ من هم ممکن است خودم کسی را در این هیأت بگذارم.
 
من چند حرف دارم؛ یک حرف با دانشجویان، یک حرف با عموم ملت ایران، یک حرف، بخصوص با شما جوانان، یک حرف هم با دشمن. حرف من به دانشجویان این است که مراقب دشمن باشید؛ دشمن را خوب بشناسید؛ مبادا از شناسایی دشمن غفلت کنید. غریبه‌هایی را که در لباس خودی خودشان را در همه جا داخل میکنند بشناسید؛ دستهای پنهان را ببینید. هیچ کس به‌خاطر غفلت ستایش نمیشود. هیچ‌کس به‌خاطر چشمها را بر هم گذاشتن، مدح نمیشود. اگر بر آدم غافل ضربه‌ای وارد شد، اوّل کسی که مسؤول و مذموم است، خود اوست؛ مراقب باشید. دانشجو، قشر فاخر و با ارزشی است. دشمن، دانشجو را هدف گرفته است. چند سال است سعی میکنند بلکه بتوانند دانشجویان را در مقابل نظام قرار دهند؛ اما موفّق نشدند؛ بعد از این هم موفّق نخواهند شد. اگر یک عدّه نفوذی خواستند از فرصتی استفاده کنند و از آب گل‌آلودی ماهی بگیرند - وارد اجتماع دانشجویان شدند و شعارهایی درست کردند و حرفهایی زدند - خیال نکنند که ما اشتباه خواهیم کرد؛ نه، ما اشتباه نخواهیم کرد. ما مخاطب و طرفِ خودمان را میشناسیم. دانشجو، فرزند ماست؛ متعلّق به ماست؛ متعلّق به این کشور است. دشمن است که میخواهد با نام دانشجو یا با نام نفوذ در میان دانشجویان، فساد و تباهی کند؛ خود دانشجویان بایستی هوشیارانه متوجّه باشند.
 
در یک چنین موقعیّت و فصل حسّاسی مثل این فصل سال - فصل امتحانات دانشجویی، فصل کنکور؛ که همه خانواده‌هایی که جوانی دارند، این فصل که میشود، همه همّت خودشان را میگذارند که جوانشان حواسش جمع باشد و بتواند در امتحان یا در کنکور موفّق شود - آن کدام دستی است، آن کدام دشمن آینده این مملکت و دانشگاه این مملکت است که این طور جوانان را به یک سمت انحرافی میکشاند، سرگرمی درست میکند و تشویق مینماید به این که سراغ درس و سراغ امتحان نروید؛ اجتماع کنید؟! اوّل کسی که این جا باید هوشیارانه چشم خود را باز کند و تصمیم بگیرد، خودِ دانشجوست.
 
به ملت ایران هم عرض میکنم: ای ملت بزرگ و شجاع که بیست سال است دشمنی را که انقلاب از این کشور بیرون راند، با قدرت پشت در نگه داشتید و نگذاشتید که این دشمن از هیچ منفذی وارد شود؛ بهوش باشید. این معنای حرفهای مکرّری است که من در این چند سال به ملت ایران و به مسؤولان عرض کرده‌ام که دشمن درصدد نفوذ است. هر پنجره‌ای پیدا کند، وارد خواهد شد؛ هوشیاریتان را بیشتر کنید. دشمن، امنیت ملی ما را هدف گرفته است. امنیت ملی برای یک ملت، از همه چیز واجبتر است. اگر امنیت ملی نباشد هیچ دولتی نمیتواند کار کند؛ برای سازندگی، هیچ سنگی روی سنگ گذاشته نخواهد شد. وقتی که هرج و مرج و ناامنی باشد، هیچ مشکلی از مشکلات مملکت حل نخواهد شد؛ نه اقتصاد مردم، نه فرهنگ مردم، نه مسائل اجتماعی مردم، نه مسائل سیاسی مردم. وقتی امنیت نبود، همه اینها از بین خواهد رفت. دشمن این را هدف گرفته است. این را ملت ایران در همه جای کشور باید بفهمد؛ که البته میفهمد و میداند. بحمداللَّه ملت هوشیار است.
 
یک حرف هم به شما جوانان عرض میکنم. جوانان عزیز! شما امیدهای انقلاب و اسلامید. رفتار شما میتواند این مملکت را در جهت شکوفایی، با سرعت به پیش ببرد. وقتی جوان مملکت هوشیارانه، با تدبیر، با حلم و با توجه به موقعیّتها، حرف بزند و تصمیم بگیرد و عمل کند، کشور گلستان خواهد شد. وقتی هیجانات کور، پا وسط بگذارند، دشمن فوراً استفاده خواهد کرد. بارها گفته‌ام، باز هم تکرار میکنم؛ من معتقدم که جوان مملکت بایستی در همه میدانها حضور و آمادگی داشته باشد؛ منتها با انضباط. این‌گونه حرکاتی که ملاحظه شد کسانی به دانشگاه حمله کنند، ناشی از بیانضباطی است؛ با هر نامی انجام گیرد، غلط و محکوم است. اگر با نام دفاع از دین هم انجام گیرد، غلط است؛ اگر با نام دفاع از ولایت هم انجام گیرد، غلط است. مگر من بارها نگفته‌ام در اجتماعات کسانی که مخالفند، هیچ کس نباید رفتار خشونت‌آمیز داشته باشد؛ چون این، دشمن را خوشحال میکند. بارها ما این حرف را گفتیم، چرا گوش نکردند؟! چرا گوش نمیکنند؟! حتّی اگر یک حرفی که خون شما را به جوش میآورد به زبان آورند - مثلاً فرض کنید اهانت به رهبری کردند - باز هم باید صبر و سکوت کنید. اگر عکس مرا هم آتش زدند و یا پاره کردند، باید سکوت کنید. نیرویتان را برای آن روزی که کشور به آن نیازمند است، برای آن روزی که نیروی جوان و مؤمن و حزب‌الّلهی باید در مقابله با دشمن بایستد، حفظ کنید، والاّ حالا فرض کنیم یک جوان، یا یک دانشجوی فریب‌خورده‌ای هم حرفی زد و کاری کرد؛ چه اشکالی دارد؟ من از او صرف‌نظر میکنم.
 
و اما یک مطلب به دشمن میگویم؛ هر که هست و هرجا هست. دشمنان اصلی ما در سازمانهای جاسوسی، طرّاحان این قضایا هستند. این پولی که مجلس امریکا تصویب کرد که باید برای مبارزه با نظام ایران صرف شود، این پول و چندین برابر این پولها کجا مصرف شد؟! معلوم است؛ برای همین‌طور طرّاحیهایی مصرف میشود؛ شکّی نیست. این دشمنان بدانند که خواب برگشتن امریکا به این مملکت، یک خواب پریشان و غیرقابل تعبیر است. این عناصر داخلىِ حقیر، این عناصر سیاسىِ مطرود و منفور، که ملت اینها را مثل دندان فاسدی بیرون آورد و به یک طرف پرتاب کرد، هجده، نوزده سال است که کمین گرفته‌اند تا از ملت و از امام و از نام امام و از راه امام انتقام بکشند. اینها هم بدانند که اشتباه کردند؛ در همین قضیه هم اشتباه کردند، خودشان را لو دادند و چهره خودشان را مشخص کردند. درست است که به دستگاه اطّلاعاتی ما آن ضربه ناجوانمردانه را وارد کردند؛ به دستگاه انتظامی ما هم در این‌جا این ضربه را وارد کردند، اما عناصر خدمتگزار و سربازان مخلص و بدون نام و نشان جمهوری اسلامی، اطّلاعات را کسب میکنند و میفهمند که چه کسی در کجاست و چه‌کار میکند. نمیتوانند این ملت را با این روشها از صحنه مبارزه در راه استقلالشان، در راه اسلام عزیزشان و در راه مبارزه با دشمنانشان عقب برانند.
 
یک نکته هم به این خطّ و خطوط سیاسی عرض کنیم. آقایانی که سردمداران خطوط سیاسی و گرایشهای سیاسی هستید، حالا برسید به این حرفی که ما میگوییم شما خودیها وقتی سر قضایای بیهوده این‌طور با هم درگیر میشوید، دشمن سوء استفاده میکند؛ بفرمایید، این یک نمونه؛ دیدید دشمن چطور استفاده کرد؟! دیدید دشمن چگونه نیش خود را زد؟! این مسائل را کنار بگذارید. البته ما اصرار نداریم که همه یک طور فکر کنند؛ اما برای کار سیاسی و درگیری سیاسی، حدّی قائل شوید و خطّ قرمزی بگذارید. بیحساب و کتاب با هم مبارزه نکنید که آن‌قدر مشغول شوید که به دشمن اجازه دهید این‌طور بیاید و داخلِ این میدانها بشود. سرِ این قضیه قانون مطبوعات و سرِ قضایای گوناگون دیگر، چه جنجال و چه دعوایی به راه افتاد! همه‌اش مسائل خطّ و خطوط! برای چه؟ برای این که قانونی در مجلس تصویب میشود! من به یک جریان سیاسی خاص اشاره نمیکنم؛ خطاب من به همه است. برای من، آن خطّ و این خط و هر خطّ سیاسی و سلیقه سیاسی دیگر، تفاوت نمیکند. برای من، مناط و ملاک، راه خدا و راه امام و راه اسلام و حفظ کشور و رعایت مصالح مردم و حفظ آینده کشور مطرح است. برای من فرقی نمیکند که فلان کس متعلق به خطّ «الف» است، فلان کس متعلّق به خط «ب» است. من به همه عرض میکنم؛ شما هم هشیار باشید.
 
آخرین جمله را هم به امام و مقتدای خودمان ولىّ‌عصر ارواحنافداه عرض کنیم: ای سیّد و مولای ما! پیش خدای متعال گواهی بده که ما در راه خدا تا آخرین نفس ایستاده‌ایم. بزرگترین آرزو و افتخار بنده این است که در این راهِ پُرافتخار و پُرفیض و پُربهجت، جان خودم را تقدیم کنم. ان‌شاءاللَّه خداوند متعال شما را موفّق و مؤیّد بدارد.
 
والسّلام علیکم و رحمةاللَّه و برکاته‌




طبقه بندی: امام و مقام معظم رهبری، مناسبتها ،
برچسب ها: بیانات در پی حادثه کوی دانشگاه تهران در سال ۷۸،

تاریخ : 18 تیر 96 | 19:27 | نویسنده : خیریه امام سجاد علیه السلام imamsajjad@ خیریه | نظرات

تصاویر متحرک نیمه شعبان

 

Click for larger version


 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


 

 

 


 

 

 

 

 

 

https://t.me/emamsaiad144کانال خیریه امام سجاد علیه السلام تلگرام


 

تصاویر ویژه نیمه شعبان, کارت های نیمه شعبان

تصاویر نیمه شعبان, کارت پستال نیمه شعبان

تصاویر عید نیمه شعبان

 تبریک عید نیمه شعبان, تصاویر عید نیمه شعبان

تصاویر میلاد حضرت مهدی (عج), ولادت امام زمان (عج)و نیمه شعبان

تصاویر ویژه نیمه شعبان

  کارت های نیمه شعبان, تصاویر ولادت امام زمان (عج)

کارت پستال نیمه شعبان, تصاویر ویژه نیمه شعبان

تصاویر عید نیمه شعبان

 

کارت تبریک میلاد حضرت مهدی (عج), تبریک عید نیمه شعبان

تصاویر عید نیمه شعبان, تصاویر میلاد حضرت مهدی (عج)

کارت های نیمه شعبان

  تصاویر میلاد حضرت مهدی (عج),کارت پستال نیمه شعبان

ولادت امام زمان (عج)و نیمه شعبان,تصاویر نیمه شعبان

تصاویر ولادت امام زمان (عج)

 

تصاویر ویژه نیمه شعبان, کارت های نیمه شعبان

تصاویر نیمه شعبان, کارت پستال نیمه شعبان

تصاویر عید نیمه شعبان

  تبریک عید نیمه شعبان, تصاویر عید نیمه شعبان

تصاویر میلاد حضرت مهدی (عج), ولادت امام زمان (عج)و نیمه شعبان

تصاویر ویژه نیمه شعبان

  کارت های نیمه شعبان, تصاویر ولادت امام زمان (عج) تصاویر عید نیمه شعبان

 

 

 





طبقه بندی: مناسبتها ،
برچسب ها: تصاویر متحرک نیمه شعبان،

تاریخ : 21 اردیبهشت 96 | 07:15 | نویسنده : خیریه امام سجاد علیه السلام imamsajjad@ خیریه | نظرات

اعمال شب و روز نیمه شعبان

برای شب و روز مبارک نیمه شعبان، در مفاتیح الجنان اعمال ویژه‌ای آمده است که در این گزارش می‌خوانید.

اعمال بلندترین شب انتظار
به گزارش خبرنگار حوزه قرآن و عترت گروه فرهنگی باشگاه خبرنگاران جوان؛ پانزدهمین شب از ماه شعبان، جزو بلندترین شب‌هایی است که منتظران مهدی (عج) تا سحرگاه روز بعد به مناجات می‌پردازند و آن را مانند شب‌های پرفضیلت «قدر» قدر می‌دانند و احیا می‌گیرند.

حاج شیخ عباس قمی در مفاتیح الجنان در خصوص اعمال این شب پر برکت آورده است:


- غسل کردن که باعث تخفیف گناهان مى‌شود.

- احیای این شب به نماز، دعا و استغفار.

- خواندن دعای کمیل.

- شیخ در مصباح از ابویحیى در ضمن خبرى در فضیلت شب نیمه شعبان روایت کرده که از مولاى خودم حضرت صادق (علیه السلام) پرسیدم که بهترین دعا‌ها در این شب چیست؟
 
فرمود: پس از آن که بجا آوردى نماز عشا را، دو رکعت نماز اقامه کن که در رکعت اول حمد و سُوره قُلْ یا اَیُّهَا الْکافِروُنَ خوانده شود و در رکعت دوم حمد و سوره توحید خوانده شود. پس از سلام، تسبیحات حضرت زهرا (سلام الله علیها) گفته شود. پس از آن این دعا خوانده شود:

«یا مَنْ اِلَیْهِ مَلْجَاءُ الْعِبادِ فِى الْمُهِمّاتِ وَ اِلَیْهِ یَفْزَعُ الْخَلْقُ فىِ الْمُلِمّاتِ، یا عالِمَ الْجَهْرِ وَالْخَفِیّاتِ وَ یا مَنْ لا تَخْفى عَلَیْهِ خَواطِرُ الاْوْهامِ، وَ تَصَرُّفُ الْخَطَراتِ یا رَبَّ الْخَلایِقِ وَالْبَرِیّاتِ یا مَنْ بِیَدِهِ مَلَکُوتُ، الاْرَضینَ وَالسَّمواتِ اَنْتَ اللّهُ لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ اَمُتُّ اِلَیْکَ بِلا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ، فَیا لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ اجْعَلْنى فى هِذِهِ اللَّیْلَةِ مِمَّنْ نَظَرْتَ اِلَیْهِ، فَرَحِمْتَهُ وَ سَمِعْتَ دُعاَّئَهُ فَاَجَبْتَهُ وَ عَلِمْتَ اسْتِقالَتَهُ فَاَقَلْتَهُ، وَ تَجاوَزْتَ عَنْ سالِفِ خَطیئَتِهِ وَ عَظیمِ جَریرَتِهِ فَقَدِ اسْتَجَرْتُ بِکَ، مِنْ ذُنُوبى وَ لَجَاْتُ اِلَیْکَ فى سَتْرِ عُیُوبى اَللّهُمَّ فَجُدْ عَلَىَّ بِکَرَمِکَ، وَ فَضْلِکَ وَاحْطُطْ خَطایاىَ بِحِلْمِکَ وَ عَفْوِکَ وَ تَغَمَّدْنى فى هذِهِ، اللَّیْلَةِ بِسابِغِ کَرامَتِکَ وَاجْعَلْنى فی‌ها مِنْ اَوْلِیاَّئِکَ الَّذینَ اجْتَبَیْتَهُمْ، لِطاعَتِکَ وَاخْتَرْتَهُمْ لِعِبادَتِکَ وَ جَعَلْتَهُمْ خالِصَتَکَ وَ صِفْوَتَکَ، اَللّهُمَّ اجْعَلْنى مِمَّنْ سَعَدَ جَدُّهُ وَ تَوَفَّرَ مِنَ الْخَیْراتِ حَظُّهُ وَاجْعَلْنى مِمَّنْ، سَلِمَ فَنَعِمَ وَ فازَ فَغَنِمَ وَاکْفِنى شَرَّ ما اَسْلَفْتُ وَاعْصِمْنى مِنَ الاْزدِیادِ، فى مَعْصِیَتکَ وَ حَبِّبْ اِلَىَّ طاعَتَکَ وَ ما یُقَرِّبُنى مِنْکَ وَ یُزْلِفُنى عِنْدَکَ، سَیِّدى اِلَیْکَ یَلْجَاءُ الْهارِبُ وَ مِنْکَ یَلْتَمِسُ الطّالِبُ وَ عَلى کَرَمِکَ، یُعَوِّلُ الْمُسْتَقیلُ التّائِبُ اَدَّبْتَ عِبادَکَ بالتَّکَرُّمِ وَ اَنْتَ اَکْرَمُ الاْکْرَمینَ، وَ اَمَرْتَ بِالْعَفْوِ عِبادَکَ وَ اَنْتَ الْغَفُورُ الرَّحیمُ اَللّهُمَّ فَلا تَحْرِمْنى، ما رَجَوْتُ مِنْ کَرَمِکَ وَلا تُؤْیِسْنى مِنْ سابِغِ نِعَمِکَ وَلا تُخَیِّبْنى مِنْ، جَزیلِ قِسَمِکَ فى هذِهِ اللَّیْلَةِ لاِهْلِ طاعَتِکَ وَاجْعَلْنى فى جُنَّةٍ مِنْ، شِرارِ بَرِیَّتِکَ رَبِّ اِنْ لَمْ اَکُنْ مِنْ اَهْلِ ذلِکَ فَاَنْتَ اَهْلُ الْکَرَمِ وَالْعَفْوِ، وَالْمَغْفِرَةِ وَ جُدْ عَلَىَّ بِما اَنْتَ اَهْلُهُ لا بِما اَسْتَحِقُّهُ فَقَدْ حَسُنَ ظَنّى، بِکَ وَ تَحَقَّقَ رَجاَّئى لَکَ وَ عَلِقَتْ نَفْسى بِکَرَمِکَ فَاَنْتَ اَرْحَمُ الرّاحِمینَ وَ اَکْرَمُ الاْکْرَمینَ، اَللّهُمَّ وَاخْصُصْنى مِنْ کَرَمِکَ بِجَزیلِ، قِسَمِکَ وَاَعُوذُ بِعَفْوِکَ مِنْ عُقُوبَتِکَ وَاغْفِر لِىَ الَّذنْبَ الَّذى یَحْبِسُ عَلَىَّ الْخُلُقَ، وَ یُضَیِّقُ عَلىَّ الرِّزْقَ حَتّى اَقُومَ بِصالِحِ رِضاکَ وَ اَنْعَمَ، بِجَزیلِ عَطاَّئِکَ وَاَسْعَدَ بِسابِغِ نَعْماَّئِکَ فَقَدْ لُذْتُ بِحَرَمِکَ، وَ تَعَرَّضْتُ لِکَرَمِکَ وَاسْتَعَذْتُ بِعَفْوِکَ مِنْ عُقُوبَتِکَ وَ بِحِلْمِکَ مِنْ، غَضَبِکَ فَجُدْ بِما سَئَلْتُکَ وَاَنِلْ مَا الْتَمَسْتُ مِنْکَ اَسْئَلُکَ بِکَ لابِشَىءٍ، هُوَ اَعْظَمُ مِنْکَ»

پس به سجده مى روى و ۲۰ مرتبه یا رَبِّ، ۷ مرتبه یا اَللّهُ، ۷ مرتبه لاحَوْلَ وَلا قُوَّةَ اِلاّ بِاللّهِ، ۱۰ مرتبه ما شآءَ اللّهُ، ۱۰ مرتبه لاقُوّةَ اِلاّ بِاللّهِ، و ۱۰ مرتبه صلوات مى فرستى بر پیغمبر و آل او و حاجت خود را از خدا بخواه. سوگند به خدا که اگر به سبب این عمل به عدد قطرات باران حاجت بخواهى، هر آینه برساند به تو خداوند عزوجل آن حاجت‌ها را به کَرَم عَمیم و فَضْل جَسیمِ خود.


- زیارت امام حسین (ع) که باعث بخشش گناهان می‎شود.
 
در شرایطی که امکان زیارت نیست به مکان بلندی رفته و به سمت راست و چپ نگاه کنید. سپس سر را به سمت آسمان بلند نموده و امام حسین (ع) را با این کلمات زیارت کنید:

«اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَبا عَبْدِاللّهِ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ وَ رَحْمَةُاللّهِ وَ بَرَکاتُهُ.»

- خواندن دعای زیر که در حکم زیارت امام زمان (عج) آمده:

«اَللّهُمَّ بِحَقِّ لَیْلَتِنا (هذِهِ) وَ مَوْلُودِ‌ها وَ حُجَّتِکَ وَ مَوْعُودِهَا الَّتى قَرَنْتَ اِلى فَضْلِ‌ها فَضْلاً فَتَمَّتْ کَلِمَتُکَ صِدْقاً وَ عَدْلاً لا مُبَدِّلَ لِکَلِماتِکَ وَلا مُعَقِّبَ لاِیاتِکَ نُورُکَ الْمُتَاَلِّقُ وَ ضِیاَّؤُکَ الْمُشْرِقُ وَ الْعَلَمُ النُّورُ فى طَخْیاَّءِ الدَّیْجُورِ الْغائِبُ الْمَسْتُورُ جَلَّ مَوْلِدُهُ وَ کَرُمَ مَحْتِدُهُ وَالْمَلاَّئِکَةُ شُهَّدُهُ وَاللّهُ ناصِرُهُ وَ مُؤَیِّدُهُ اِذا آنَ میعادُهُ وَالْمَلاَّئِکَةُ اَمْد ادُهُ سَیْفُ اللّهِ الَّذى لا یَنْبوُ وَ نُورُهُ الَّذى لا یَخْبوُ وَ ذوُالْحِلْمِ الَّذى لا یَصْبوُا مَدارُ الَّدهْرِ وَ نَوامیسُ الْعَصْرِ و َوُلاةُ الاْمْرِ وَالْمُنَزَّلُ عَلَیْهِمْ ما یَتَنَزَّلُ فى لَیْلَةِ الْقَدْرِ وَ اَصْحابُ الْحَشْرِ وَالنَّشْرِ تَراجِمَةُ وَحْیِهِ وَ وُلاةُ اَمْرِهِ وَ نَهْیِهِ اَللّهُمَّ فَصَلِّ عَلى خاتِمِهْم وَ قآئِمِهِمُ الْمَسْتُورِ عَنْ عَوالِمِهِمْ اَللّهُمَّ وَ اَدْرِکَ بِنا اءَیّامَهُ وَظُهُورَهُ وَقِیامَهُ وَاجْعَلْنا مِنْ اَنْصارِهِ وَاقْرِنْ ثارَنا بِثارِهِ وَاکْتُبْنا فى اَعْوانِهِ وَ خُلَصاَّئِهِ وَ اَحْیِنا فى دَوْلَتِهِ ناعِمینَ وَ بِصُحْبَتِهِ غانِمینَ وَ بِحَقِّهِ قآئِمینَ وَ مِنَ السُّوَّءِ سالِمینَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ وَالْحَمْدُلِلّهِ رَبِّ الْعالَمینَ وَ صَلَواتُهُ عَلى سَیِّدِنا مُحَمَّدٍ خاتَمِ النَّبِیّینَ وَ الْمُرْسَلینَ وَ عَلى اَهْلِ بَیْتِهِ الصّادِقینَ وَ عِتْرَتِهَ النّاطِقینَ وَالْعَنْ جَمیعَ الظّالِمینَ واحْکُمْ بَیْنَنا وَ بَیْنَهُمْ یا اَحْکَمَ الْحاکِمینَ النّاطِقینَ وَالْعَنْ جَمیعَ الظّالِمینَ واحْکُمْ بَیْنَنا وَ بَیْنَهُمْ یا اَحْکَمَ الْحاکِمینَ.»


- صلوات هر روز که در وقت زوال به خواندن آن سفارش شده است.

- شیخ از اسماعیل بن فضیل هاشمى روایت کرده که گفت: حضرت صادق (علیه السّلام) این دعا را به من تعلیم داد که آن را در شب نیمه شعبان بخوانم:

«أَنْتَ الْحَیُّ الْقَیُّومُ الْعَلِیُّ الْعَظِیمُ الْخَالِقُ الرَّازِقُ الْمُحْیِی الْمُمِیتُ الْبَدِی ءُ الْبَدِیعُ لَکَ الْجَلالُ وَ لَکَ الْفَضْلُ وَ لَکَ الْحَمْدُ وَ لَکَ الْمَنُّ وَ لَکَ الْجُودُ وَ لَکَ الْکَرَمُ وَ لَکَ الْأَمْرُ وَ لَکَ الْمَجْدُ وَ لَکَ الشُّکْرُ وَحْدَکَ لا شَرِیکَ لَکَ یَا وَاحِدُ یَا أَحَدُ یَا صَمَدُ یَا مَنْ لَمْ یَلِدْ وَ لَمْ یُولَدْ وَ لَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُواً أَحَدٌ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اغْفِرْ لِی وَ ارْحَمْنِی وَ اکْفِنِی مَا أَهَمَّنِی وَ اقْضِ دَیْنِی وَ وَسِّعْ عَلَیَّ فِی رِزْقِی فَإِنَّکَ فِی هَذِهِ اللَّیْلَةِ کُلَّ أَمْرٍ حَکِیمٍ تَفْرُقُ وَ مَنْ تَشَاءُ مِنْ خَلْقِکَ تَرْزُقُ فَارْزُقْنِی وَ أَنْتَ خَیْرُ الرَّازِقِینَ فَإِنَّکَ قُلْتَ وَ أَنْتَ خَیْرُ الْقَائِلِینَ النَّاطِقِینَ وَ اسْئَلُوا اللَّهَ مِنْ فَضْلِهِ فَمِنْ فَضْلِکَ أَسْأَلُ وَ إِیَّاکَ قَصَدْتُ وَ ابْنَ نَبِیِّکَ اعْتَمَدْتُ وَ لَکَ رَجَوْتُ فَارْحَمْنِی یَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ.»


- خواندن دعای زیر که پیامبر (ص) در شب نیمه شعبان می‎خواندند:

«اَللّهُمَّ اقْسِمْ لَنا مِنْ خَشْیَتِکَ ما یَحُولُ بَیْنَنا وَ بَیْنَ مَعْصِیَتِکَ وَ مِنْ طاعَتِکَ ما تُبَلِّغُنا بِهِ رِضْوانَکَ وَ مِنَ الْیَقینِ ما یَهُونُ عَلَیْنا بِهِ مُصیباتُ الدُّنْیا اَللّهُمَّ اَمْتِعْنا بِاَسْماعِنا وَ اَبْصارِنا وَ قُوَّتِنا ما اَحْیَیْتَنا وَاجْعَلْهُ الْوارِثَ مِنّا وَاجْعَلْ ثارَنا عَلى مَنْ ظَلَمَنا وَانْصُرنا عَلى مَنْ عادانا وَلا تَجْعَلْ مُصیبَتَنا فى دینِنا وَلا تَجْعَلِ الدُّنْیا اَکْبَرَ هَمِّنا وَلا مَبْلَغَ عِلْمِنا وَلا تُسَلِّطْ عَلَیْنا مَنْ لا یَرْحَمُنا بِرَحْمَتِکَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ.»


- ذکرهای «سُبْحانَ اللّهِ»، «الْحَمْدُلِلّهِ»، «اللّهُ اَکْبَرُ» وَ «لا اِلهَ اِلا اللّهُ» صد مرتبه گفته شود.


- خواندن نماز جعفر طیار.


- خواندن چهار رکعت نماز، در هر رکعت حمد و توحید صد مرتبه پس از نماز دعای زیر خوانده شود:

«اَللّهُمَّ اِنّى اِلَیْکَ فَقیرٌ وَمِنْ عَذاِبکَ خائِفٌ مُسْتَجیرٌ اَللّهُمَّ لا تُبَدِّلْ اِسْمى وَلا تُغَیِّرْ جِسْمى وَلاتَجْهَدْ بَلاَّئى وَلا تُشْمِتْ بى اَعْداَّئى اَعُوذُ بِعَفْوِکَ مِنْ عِق ابِکَ وَ اَعُوذُ بِرَحْمَتِکَ مِنْ عَذابِکَ وَ اَعُوذُ بِرِضاکَ مِنْ سَخَطِکَ وَ اَعُوذُبِکَ مِنْکَ جَلَّ ثَناَّؤُکَ اَنْتَ کَما اَثْنَیْتَ عَلى نَفْسِکَ وَ فَوْقَ ما یَقُولُ الْقآئِلُونَ.»


روز نیمه شعبان:

عید مولود شریف امام دوازدهم مَوْلانا وَ اِمامُنا الْمَهْدِىُّ حضرت حجّة بن الحسن صاحبُ الزَّمان صَلَواتُ اللّهِ عَلَیْهِ وَ عَلى آبائِهِ است :

 
وَ یُسْتَحَبُّ زِیارَتُهُ علیه السلام فى كُلِّ زَمانٍ وَ مَكانٍ وَ الدُّعآءُ بِتَعْجِیلِ الْفَرَجِ عِنْدَ
 
و مستحب است زیارت آن حضرت علیه السلام در هر زمان و مكان و در هر جا و دعا براى تعجیل ظهور آن حضرت در هنگام
  
 
زِیارَتِهِ وَ تَتَاَكَّدُ زِیارَتُهُ فِى السِّرْدابِ بِسُرَّمَنْ رَاى وَ هُوَالْمُتَیَقَّنُ ظُهُورُهُ
 
زیارت و بخصوص تاكید شده به زیارت آن حضرت در سرداب سامراء، و ظهور آن حضرت
 
  
وَ تَمَلُّكُهُ وَ اَنَّهُ یَمْلاَُ الاْرْضَ قِسْطا وَ عَدْلا كَما مُلِئَتْ ظُلْما وَ جَوْرا
 
و فرمانروائیش مسلم است و او است كه زمین را پر از عدل و داد كند چنانچه پر شده باشد از ستم و بیدادگرى
 
 
قَدْرَها غَیْرُكَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ.
 
نتواند جز تو اى مهربان‌ترین مهربانان.



طبقه بندی: مناسبتها ، ائمه اطهار احادیث قرآن کریم،
برچسب ها: اعمال شب و روز نیمه شعبان،

تاریخ : 21 اردیبهشت 96 | 07:11 | نویسنده : خیریه امام سجاد علیه السلام imamsajjad@ خیریه | نظرات

ولادت حضرت علی اکبر (ع) و روز جوان


ولادت حضرت علی اکبر (ع) و روز جوان

زندگینامه حضرت علی اکبر,ویژه نامه ولادت حضرت علی اکبر

حضرت علی اکبر (ع) در سال 33 هجری قمری در مدینه دیده به جهان گشود

  

حضرت علی اکبر فرزند امام حسین علیهما السلام در بین سال های 33 تا 35 ه از مادری به نام لیلا دختر ابی مرّه در شهر مدینه چشم به جهان گشود. وی در مکتب انسان ساز پدر شیوه های صحیح دفاع از مکتب و اطاعت از امامت و حمایت از آرمان های مقدس آن را آموخت. او در روز عاشورا اولین نفر از بنی هاشم بود که پس از مبارزه جانانه جام شهادت سر کشید. روز میلاد حضرت علی اکبر علیه السلام به روز جوان نامگذاری شده است.

شناسنامه حضرت علی اکبر علیه السلام
حضرت علی اکبر (ع) فرزند بزرگ امام حسین در سال 33 هجری قمری در مدینه دیده به جهان گشود.

مادر بزرگوار وی لیلا دختر ابی مره است. لیلا برای امام حسین پسری آورد، رشید، دلیر، زیبا، شبیه ترین کس به رسول خدا، رویش روی رسول، گفتگویش گفتگوی رسول خدا ، هر کسی که آرزوی دیدار رسول خدا را داشت بر چهره پسر لیلا می نگریست، تا آنجا که پدر بزرگوارش می فرماید "هرگاه مشتاق دیدار پیامبر می شدیم به چهره او می نگریستیم"؛ به همین جهت روز عاشورا وقتی اذن میدان طلبید و عازم جبهه پیکار شد، امام حسین چهره به آسمان گرفت و گفت «اللهم اشهد علی هؤلاء القوم فقد برز الیهم غلام اشبه الناس برسولک محمد خلقا و خلقا و منطقا و کنا اذا اشتقنا الی رؤیة نبیک نظرنا الیه...».

حضرت علی اکبر علیه السلام اولین شهید عاشورا از بنی هاشم بود. شجاعت و دلاوری حضرت علی اکبر و رزم آوری و بصیرت دینی و سیاسی او، در سفر کربلا به ویژه در روز عاشورا تجلی کرد. سخنان و فداکاریهای وی نیز به خوبی مؤید این مطلب است .

زندگی نامه حضرت علی اکبر علیه السلام
وقتی حضرت اعلام کرد عزم سفر دارد و می خواهد از مدینة النّبی بیرون برود، حضرت علی اکبر علیه السلام پرچم وفاداری نسبت به امام را پیشاپیش قافله به اهتزاز درآورد.

کاروان حماسه و ایثار پس از پشت سر نهادن منازل ذو حُسم، بیضه و عُذیب الهجانات به موقفی به نام بنی مقاتل رسید. عقبة بن سمعان که از یاران و همراهان امام بود و بسیاری از روایات واقعه عاشورا از وی نقل شده می گوید: شب هنگام در رکاب امام حرکت کردیم و چون ساعتی را پیمودیم، امام حسین علیه السلام را خواب سبکی فرا گرفت. در حالی که سر مبارکشان روی قربوس زین اسب بود و به زودی دیدگان آن سرور آزادگان گشوده شد و فرمود: «انّا لله و انّا الیه راجعون الحمد الله ربّ العالمین» و دو یا سه بار آیه استرجاع را تکرار فرمود؛ حضرت علی اکبر علیه السلام با درایت و فراستی که داشت، متوجّه حال پدر گردید مشاهده کرد آن ستاره پرفروغ اهل بیت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم مدام آیه مذکور را بر زبان جاری می نماید. مرکب خویش را به سوی اسب پدر هدایت کرد و خطاب به ایشان گفت: «پدر جان! از چه جهت آیه استرجاع را تلاوت می کنید. امام فرمود: فرزند عزیزم اندکی که خواب رفتم، سواری عنان اسب را کشید و گفت: «القوم یسیرون و المنایا تسری الیهم» این قوم در حال حرکتند در حالی که مرگ به سوی آنان می آید.

علی اکبر علیه السلام پس از لحظه ای مکث، با قوّت قلب وشهامتی شگفت روی به پدر بزرگوار خویش کرد و گفت: «یا ابة لا اراک الله السوء و السنا علی الحقّ» پدر جان! خداوند حادثه ای ناگوار پدید نیاورد. آیا ما بر حق نیستیم؟ امام در جوابش فرمود: «بلی والّذی الیه مرجع العباد؛ آری، به خداوندی که بازگشت بندگان به سوی اوست، ما بر حقّیم.» علی اکبر با شنیدن این پاسخ چون گُل شکفت و با آرامشی خاصّ امام علیه السلام را مورد خطاب قرار داد و گفت: «یا ابه اذا لانبالی نموت محقّین» ای پدر! [وقتی بر حق بودن ما مسلّم است] در این صورت باکی نیست و بر حق جان می دهیم. امام علیه السلام وقتی مشاهده فرمود فرزند در این مصاحبه معرفتی سربلند و پیروز بیرون آمد، شاد شد. او را مخاطب قرار داد و فرمود: «جزاک الله من ولد خیر ما جزی ولدا عن والده» خدایت پاداشی نیکو عطا کند؛ نیکوترین پاداش که باید فرزندی از پدر خویش دریافت کند.

زندگینامه حضرت علی اکبر,ویژه نامه ولادت حضرت علی اکبر

حضرت علی اکبر علیه السلام اولین شهید عاشورا از بنی هاشم بود

 
شمه ای از فضائل و مناقب حضرت علی اکبر علیه السلام
تربیت شایسته امام حسین (ع) سبب شد که علی اکبر به بهترین صفات کمال آراسته شود. عواملی همچون: اصالت خانوادگی، تربیت و وراثت، کسب علم و فضایل که از عناصر تشکیل دهنده شخصیت هر کس است، در وجود و زندگی او فراهم بود. خلق و خوی او و رفتار و حرکات و ادب و متانتش در حدّ اعلای برجستگی و درخشندگی بود. آن گونه که گفته و نوشته اند، رفتارش یادآور حرکات و رفتار پیامبر خدا (ص) بود و همین سبب می گشت تا در چهره او شخصیت پیامبر را مشاهده نمایند و با دیدن او یاد حضرت رسول (ص) را در ذهن ها زنده کنند. علی اکبر، نسخه ای برابر با اصل نسبت به رسول خدا و شاخه ای از آن شجره طیبه و ریشه پاک بود و وارث همه خوبی های خاندان عصمت و طهارت به شمار می رفت.

علی اکبر (ع)، از جوانی مجموعه ای از خوبی ها و فضیلت ها و نمونه ای روشن از فضایل عترت پاک پیامبر بود. حتی کسی چون معاویه هم که دشمن خاندان عصمت بود، به فضایل او اقرار داشت.

رابطه سرشار از ادب و احترام علی اکبر (ع) به پدر و علاقه و محبت پدر به فرزند، در همه مراحل زندگی این دو الگوی فضیلت وجود داشت و نهایت و اوج آن، در صحنه عاشورا دیده می شود که به آن اشاره می کنیم.

تربیت ولایی و تأدیب شایسته، سبب شده بود علی اکبر همواره در خدمت و اطاعت پدر بزرگوارش باشد و در نهایت ادب، گوش به فرمان و آماده جان نثاری شود.

میلاد حضرت علی اکبر علیه السلام، روز جوان
جوانی، بهار عمر و فصل طربناک زندگی است. هیچ دوره ای از زندگی چون روزگار جوانی، سرسبز و خرّم نیست، و هیچ انسانی همانند زمان جوانی، توان مند و پرانرژی نیست. بسیاری از پیروزی ها و کامیابی ها، تنها در سایه جوانی امکان پذیر است و بسیاری از آرزوها و هدف ها، فقط در فرصت جوانی قابل دست یابی است. جوانی فرصتی است که بر خلاف بسیاری از فرصت های دیگر، تنها یک بار در اختیار همه قرار می گیرد و چون به انجام خویش برسد، هرگز امکان تکرار نخواهد داشت. پس «فرصت جوانی»، طلایی ترین فرصت ها و ناب ترین موهبت هاست و نمی توان در این نکته تردید کرد که هدر دادن روزگاران خوش جوانی و تباه کردن این بهار زندگانی، به اندوهی انبوه و حسرتی متراکم خواهد انجامید، اما این روزگار، اقتضاهایی دارد؛ اقتضاهایی که بخشی از آنها به جوان بر می گردد و بخشی نیز به آنها که با جوان در تعاملند. آنها که به جوان بر می گردد، «نازها» و «نیازها»ی جوانی است. نازها، یعنی «سرزندگی، شیک پوشی، آراستگی، جمال گرایی، آرمان گرایی و...؛ و نیازها، یعنی عبادت و تضرع؛ دانش اندوزی، مهار و تعدیل غرایز، تهذیب نفس، ورزش، مطالعه، مسئولیت پذیری و....

حضرت علی اکبر علیه السلام، الگوی جوانان
جوان، محتاج اسوه و الگوست. اسوه و الگوی جوان، باید جوان باشد؛ تا فضایل و کمالات این جوان دست یافتنی و ملموس باشد.

قرآن برای زندگی بشر، اُسوه و الگو معرفی می کند؛ «و لکم فی رسول الله اسوه حسنه». اگر پیامبر و سبک زندگی نبوی اسوه و الگوست، هر شخص و سبک دیگری اگر بخواهد اسوه و الگو باشد، باید رنگ و بوی پیامبر را داشته باشد و «اشبه الناس خلقاً خُلقاً و منطقاً برسول الله» باشد.

امام حسین علیه السلام حضرت علی اکبرعلیه السلام را عصارة بنی هاشم و شبیه ترین مردم به پیامبر صلی الله علیه وآله دانسته، فرمود هر وقت دلمان برای رسول الله تنگ می شد، مشتاق زیارت علی اکبر می شدیم و زیارت و ملاقات علی اکبر علیه السلام بود که دلمان را در فراق پیامبر صلی الله علیه وآله تسلی می بخشید.

پس اگر کسی شیفتة جمال و کمال پیامبر صلی الله علیه وآله است، می تواند از رخسار و فضایل علی اکبر هم به پیامبر صلی الله علیه وآله برسد.

در سایه سار قلم
همه در حیرتم امشب، که شب هفده ماه ربیع است و یا یازده غره ی شعبان معظم، شب میلاد محمد شده یا آینه ی طلعت نورانی احمد، به سر دست حسین است و یا آمده از غار حرا باز محمد؛ عجبا این گل نورسته علی اکبر لیلاست، بگو یوسف زهراست، بگو اینه ی طلعت طاهاست، بگو دسته گل فاطمه ی ام ابیهاست، بگو روح بتول است، بگو جان رسول است، سلام و صلوات همه بر خُلق و خصالش، به جلالش به جمالش همه مبهوت کمالش همه مشتاق وصالش که سراپاست همه اینه ی احمد و آلش، چه به خلقت چه به طینت چه به صورت چه به سیرت چه به قامت چه به هیبت، همه بینید در این خال و خط و چهره ی گل روی رسول دو سرا را.

 

منبع:hawzah.net





طبقه بندی: مناسبتها ،
برچسب ها: ولادت حضرت علی اکبر (ع) و روز جوان،

تاریخ : 18 اردیبهشت 96 | 15:49 | نویسنده : خیریه امام سجاد علیه السلام imamsajjad@ خیریه | نظرات

شهادت استاد مرتضی مطهری-روزمعلم


شهادت استاد مرتضی مطهری-روزمعلم


شهادت استاد مرتضی مطهری-روزمعلم

تاریخ روز معلم = 12 اردیبهشت ماه

شهادت استاد مرتضی مطهری-روزمعلم

شهید مرتضی مطهری که مغز متفکر و یکی از معماران نظام جمهوری اسلامی ایران بود در 13 بهمن 1298 هجری شمسی در فریمان واقع در 75 کیلومتری شهر مقدس مشهد در یک خانواده اصیل روحانی چشم به جهان گشود. مرتضی مطهری پس از تحصیل مقدمات, راهی حوزه علمیه قم شد و از محضر بزرگانی چون آیت الله بروجردی, علامه طباطبایی و حضرت امام خمینی بهره برد .

شهید مرتضی مطهری در همه این سالها ضمن تحصیل علوم مختلف به تزکیه و تهذیب نفس پرداخت چنانکه به روشن بینی و هوش و ذکاوت و دقت علمی کم نظیری دست یافت.

با شروع نهضت اسلامی ایران از سالهای 42 و 1341 شهید مرتضی مطهری نیز فعالانه وارد صفوف نهضت شد و اوج فعالیت هایش در 15 خرداد 1342 بود که توسط ساواک دستگیر و زندانی شد و پس از آزادی نیز تمام هم و غم خود را مصروف تشکل نیروهای مبارز و مسلمان و حفظ نهضت از آسیب ها و انحرافات کرد. در این سالها, استاد مرتضی مطهری به تبیین فرهنگ اسلامی در جامعه پرداخت و در پایگاه های مختلف مخصوصا حسینیه ارشاد , مسجد جاوید ، مسجد الجواد و ... به آگاهی بخشیدن به نسل جوان و دیگر اقشار جامعه ایران پرداخت تا اینکه در سال 1351 توسط ساواک دستگیر و ممنوع المنبر شدند.

شهادت استاد مرتضی مطهری-روزمعلم

تاریخ روز معلم = 12 اردیبهشت ماه

با این همه استاد شهید مرتضی مطهری فعالیت های خود را ادامه داد و رابط اصلی امام امت (ره) در کشور با مردم و گروه های مختلف و هدایت کننده خط فکری نهضت به شمار می رفتند و در آستانه انقلاب نقش بسیار مهمی را در شورای انقلاب و ... در پیروزی انقلاب ایفا نمودند.تا اینکه سرانجام این مبارز خستگی ناپذیر و دانشمند و فقیه عالی مقام مرتضی مطهری ساعت 10:40‌دقیقه بعد‌از‌ظهر 12 اردیبهشت 1358 پس از خروج از خانه دکتر سحابی در خیابان فخرآباد (تهران) از فاصله نزدیک از پشت سر هدف گلوله قرار گرفت و چند دقیقه بعد در بیمارستان «طرفه» واقع در همان نزدیکی به شهادت رسید.


ساعتی بعد فردی ناشناس تلفنی به روزنامه‌های تهران خبرداد که استاد مطهری توسط گروه فرقان ترور شد. مهندس کتیرایی،  وزیر وقت مسکن که او هم در خانه دکتر سحابی بود به روزنامه‌ها گفته بود: با استاد مرتضی مطهری از خانه دکتر سحابی بیرون آمده بودیم، استاد 15ـ 10 قدم از ما دور شده بود که هدف گلوله قرار گرفت و ضارب با اتومبیل فرار کرد. وی افزوده بود: استاد مطهری چون احساس خطر نمی‌کرد بدون محافظ رفت‌وآمد می‌کرد.


شهید مطهری دارای خصوصیات منحصر به فردی بود که مهمترین آنها جامعیت ایشان بود به طوریکه در همه صحنه های عملی و نظری حضور فعال داشتند. از ایشان آثار گرانقدری در زمینه های مختلف به جای مانده که همواره تبیین کننده اسلام ناب محمدی (ص) و دارای دقت , ظرافت , روشن بینی و جامعیت کم نظیری بوده و هست .

سلام و درود خدا بر روح پاک و مطهرش




طبقه بندی: مناسبتها ،

تاریخ : 12 اردیبهشت 96 | 00:45 | نویسنده : خیریه امام سجاد علیه السلام imamsajjad@ خیریه | نظرات

اعیاد شعبانیه

اعیاد شعبانیه


اعیاد شعبانیه,ولادت امام حسین (ع),ولات حضرت ابوالفضل (ع)

اعیاد شعبانیه

سوم ،چهارم و پنجم شعبان ، به ترتیب مصادف با میلاد بزرگ سالار شهیدان، امام حسین (ع) ؛ علمدار كربلا، ابوالفضل العباس و حضرت امام زین‏ العابدین علیه السلام.

 

- با ولادتتان ، عشق متولد شد، رشادت رشد کرد، شهامت رنگ گرفت.
-با ولادتتان، زلال ترین تقوا از چشمه سار وجود جوشید و موج ، موجودیت یافت .
عشق در کلاستان، درس می خواند و آفرینش از روح تان جان گرفت ...

 

-----------------------------------

در این مطلب اشاره ای  داریم به گزیده ای از اخلاق و رفتار امام حسین علیه السلام :

با نگاهى اجمالى به 56 سال زندگى سراسر خداخواهى و خداجویى حسین (ع ), درمیابیم كه هماره وقت او به پاكدامنى و بندگى و نشر رسالت احمدى و مفاهیم عمیقى والاتر از درك و دید ما گذشته است.

 

امام حسین (ع) به نماز و نیایش با پروردگار و خواندن قرآن و دعا و استغفار علاقه بسیارى داشت. گاهى در شبانه روز صدها ركعت نماز می گزاشت . (1) و حتى در آخرین شب زندگى دست از نیاز و دعا برنداشت , و خوانده ایم كه از دشمنان مهلت خواست تا بتواند با خداى خویش به خلوت بنشیند. و فرمود: خدا می داند كه من نماز و تلاوت قرآن و دعاى زیاد و استغفار را دوست دارم . (2)


حضرتش بارها پیاده به خانه كعبه شتافت و مراسم حج را برگزار كرد. (3) ابن اثیر در كتاب اسد الغابة می نویسد: كان الحسین رضى الله عنه فاضلا كثیر الصوم و الصلوة و الحج و الصدقة و افعال الخیر جمیعها. (4) حسین (ع ) بسیار روزه می گرفت و نماز میگزارد و به حج میرفت و صدقه میداد و همه كارهاى پسندیده را انجام میداد.
شخصیت حسین بن على (ع ) آن چنان بلند و دور از دسترس و پرشكوه بود كه وقتى با برادرش امام مجتبى (ع ) پیاده به كعبه می رفتند, همه بزرگان و شخصیت هاى اسلامى به احترامشان از مركب پیاده شده , همراه آنان راه می پیمودند. (5)


احترامى كه جامعه براى حسین (ع ) قائل بود, بدان جهت بود كه او با مردم زندگى میكرد - از مردم و معاشرتشان كناره نمی جست - با جان جامعه هماهنگ بود, چونان دیگران از مواهب و مصائب یك اجتماع برخوردار بود, و بالاتر از همه ایمان بی تزلزل او به خداوند, او را غمخوار و یاور مردم ساخته بود. و گرنه , او نه كاخ هاى مجلل داشت و نه سربازان و غلامان محافظ, و هرگز مثل جباران راه آمد و شد را به گذرش بر مردم نمی بستند,...


این روایت یك نمونه از اخلاق اجتماعى اوست , بخوانیم :

روزى از محلى عبور می فرمود, عده اى از فقرا بر عباهاى پهن شده شان نشسته بودند ونان پاره هاى خشكى می خوردند, امام حسین (ع ) می گذشت كه تعارفش كردند و او هم پذیرفت , نشست و تناول فرمود و آن گاه بیان داشت : ان الله لا یحب المتكبرین , (6) خداوند متكبران را دوست نمیدارد. سپس فرمود: من دعوت شما را اجابت كردم , شما هم دعوت مرا اجابت كنید. آنها هم دعوت آن حضرت را پذیرفتند و همراه جنابش به منزل رفتند.حضرت دستور داد هر چه در خانه موجود است به ضیافتشان بیاورند, (7) و بدین ترتیب پذیرایى گرمى از آنان به عمل آمد, و نیز درس تواضع و انسان دوستى را با عمل خویش به جامعه آموخت .


شعیب بن عبدالرحمن خزاعى می گوید: چون حسین بن على (ع ) به شهادت رسید, بر پشت مباركش آثار پینه مشاهده كردند, علتش را از امام زین العابدین (ع ) پرسیدند, فرمود این پینه ها اثر كیسه هاى غذایى است كه پدرم شب ها به دوش می كشید و به خانه زن هاى شوهرمرده و كودكان یتیم و فقرا می رسانید.(8)


شدت علاقه امام حسین (ع ) را به دفاع از مظلوم و حمایت از ستمدیدگان می توان در داستان ارینب وهمسرش عبدالله بن سلام دریافت , كه اجمال و فشرده اش را در این جا متذكر میشویم : یزید به زمان ولایتعهدى , با این كه همه نوع وسایل شهوت رانى و كام جویى و كامروایى از قبیل پول , مقام , كنیزان رقاصه و... در اختیار داشت , چشم ناپاك و هرزه اش را به بانوى شوهردار عفیفى دوخته بود.

 

پدرش معاویه به جاى این كه در برابر این رفتار زشت و ننگین عكس العمل كوبنده اى نشان دهد, با حیله گرى و دروغ پردازى و فریبكارى , مقدماتى فراهم ساخت تا زن پاكدامن مسلمان را از خانه شوهر جدا ساخته به بستر گناه آلوده پسرش یزید بكشاند.حسین بن على(ع) از قضیه باخبر شد, در برابر این تصمیم زشت ایستاد و نقشه شوم معاویه را نقش بر آب ساخت و با استفاده از یكى از قوانین اسلام , زن را به شوهرش عبدالله بن سلام بازگرداند و دست تعدى و تجاوز یزید را از خانواده مسلمان و پاكیزه اى قطع نمود و با این كار همت و غیرت الهی اش را نمایان و علاقه مندى خودرا به حفظ نوامیس جامعه مسلمانان ابراز داشت , و این رفتار داستانى شد كه درمفاخر آل على (ع ) و دنائت و ستمگرى بنى امیه , براى همیشه در تاریخ به یادگار ماند. (9)


علائلى در كتاب سمو المعنى می نویسد: ما در تاریخ انسان به مردان بزرگى برخورد می كنیم كه هر كدام در جبهه و جهتى عظمت و بزرگى خویش را جهانگیر ساخته اند, یكى در شجاعت , دیگرى در زهد, آن دیگرى در سخاوت , و... اما شكوه و بزرگى امام حسین (ع ) حجم عظیمى است كه ابعاد بی نهایتش هر یك مشخص كننده یك عظمت فراز تاریخ است , گویا او جامع همه والایی ها و فرازمندی ها است . (10)


آرى , مردى كه وارث بی كرانگى نبوت محمدى است , مردى كه وارث عظمت عدل و مروت پدرى چون حضرت على (ع ) است و وارث جلال و درخشندگى فضیلت مادرى چون حضرت فاطمه (س ) است , چگونه نمونه برتر و والاى عظمت انسان و نشانه آشكار فضیلت هاى خدایى نباشد. درود ما بر او باد كه باید او را سمبل اعمال و كردارمان قرار دهیم . امام حسین (ع ) و حكایت زیستن و شهادتش و لحن گفتارش و ابعاد كردارش نه تنها نمونه یك بزرگمرد تاریخ را براى ما مجسم می سازد, بلكه او با همه خویشتن , آیینه تمام نماى فضیلت ها, بزرگمنشی ها, فداكاری ها, جانبازی ها, خداخواهی ها وخداجویی هامی باشد. او به تنهایى می تواند جان را به لاهوت راهبر باشد و سعادت بشریت راضامن گردد. بودن و رفتنش , معنویت و فضیلت هاى انسان را ارجمند نمود.

 

----------------------------------------
پی نوشت ها:
(1) عقد الفرید, ج 3, ص 143.
(2) ارشاد مفید, ص 214.
(3) مناقب ابن شهرآشوب , ج 3, ص 224 - اسد الغابة , ج 2, ص 20.
(4) اسد الغابة , ج 2, ص 20.
(5) ذكرى الحسین , ج 1, ص 152, به نقل از ریاض الجنان , چاپ بمبئى , ص 241 -انساب الاشراف .
(6) سوره نحل , آیه 22.
(7) تفسیر عیاشى , ج 2, ص 257.
(8) مناقب , ج 2, ص 222.
(9) الامامة والسیاسة , ج 1, ص 253 به بعد.
(10) از كتاب سمو المعنى , ص 104 به بعد, نقل به معنى شده است





طبقه بندی: مناسبتها ،
برچسب ها: اعیاد شعبانیه،

تاریخ : 11 اردیبهشت 96 | 18:47 | نویسنده : خیریه امام سجاد علیه السلام imamsajjad@ خیریه | نظرات

به مناسبت ولادت حضرت ابوالفضل العباس (ع) و روز جانباز




به مناسبت ولادت حضرت ابوالفضل العباس (ع) و روز جانباز


ولادت حضرت ابوالفضل(ع),میلاد حضرت ابوالفضل(ع),ولادت حضرت ابوالفضل العباس (ع)

به مناسبت ولادت حضرت ابوالفضل العباس (ع) و روز جانباز

پیشوایان معصوم، عالی ترین نمونه رهبری در جهان هستند و همه صفات پیشوایی در وجود مبارکشان به کمال رسیده است. همچنانکه این بزرگواران در رهبری بی نظیرند، در میان پیروان شان نیز کسانی یافت می شوند که در رهروی و پیروی از پیشوایان معصوم، مرتبه ای عالی و بی نظیر دارند، به عبارت دیگر، معصومین(ع) پیروانی دارند که نمونه اعلا برای چگونه پیروی کردن از پیشوایان الهی هستند.در حقیقت، اینگونه افراد درس پیروی از معصوم را به طور عملی به دیگران می آموزند.


باب الحوائج، حضرت عباس بن علی(ع)، برترین نمونه ای است که چگونگی پیروی از پیشوای معصوم را عملاً تعلیم می دهد. شخصیت آن بزرگوار به گونه ای است که همه صفاتی را که لازمه یک پیرو واقعی است، به نحو کامل بروز داده و تجسمی از همه فضائل است.


«وفا» از مهمترین صفات انسانی است و معیاری برای شناختن نیکان است. این صفت زمانی پسندیده تر است که انسان نسبت به میثاق خدایی وفادار باشد. وفاداری نسبت به پیشوای معصوم از مهمترین مصداق وفا به میثاق الهی است و حضرت باب الحوائج عباس بن علی (ع) تا پای جان به میثاق خویش وفادار ماند. به طوری که از آن پس در تاریخ تشیع به عنوان مظهر وفا شناخته شده و وفاداری به نام آن بزرگوار مترادف گردیده است.


یکی از صحنه های شکوهمند وفاداری حضرت عباس بن علی (ع) زمانی بود که شمر لعنت اللّه علیه، به خیمه های امام حسین (ع) نزدیک شد و برای حضرت عباس(ع) امان نامه ای آورد و آن بزرگوار را صدا زد. حضرت ابوالفضل(س) از پاسخ دادن به شمر کراهت داشت لذا پاسخی به صدای شمر نداد ولی امام حسین (ع) به عباس(س) فرمود پرسش شمر را که تو را صدا می زند، بی پاسخ مگذار. حضرت باب الحوائج به دستور امام خویش در پاسخ به شمر فرمود: ای دشمن خدا، بر امانی که برای ما آورده ای لعنت باد.


یکی از مهمترین عنصری که انسان را وادار به دفاع از حق می کند، «غیرت» است. غیرت نیروی محرکه وجود انسان در برابر ستم، ظلم و تجاوز به نوامیس الهی است. آن کس که شعله غیرت وجودش را روشن کرده است، در برابر ناحق بی تفاوت نمی شنید و تا پای جان پیش می رود. گذشته از این، غیرت نشان عفت شخص است و به تعبیر امام علی(ع)، عفت مرد، به مقدار غیرت اوست.


حضرت باب الحوائج این صفت والا را به حد کمال دارا بودند وغیرت به وجودش سرافراز است. گرچه کربلا تجلیگاه غیرت بود و غیورترین مردان تاریخ شکوه غیرت را در آن جا به نمایش گذاشتند ولی غیرت عباس بن علی(ع) در دفاع از حق برجستگی دیگری داشت. آن بزرگوار در دفاع از حریم ولایت آنچنان جانبازی نشان داد که تاریخ نمونه ای برای آن ندارد.


شجاعت و رزم آوری عنصر دیگر شخصیت حضرت باب الحوائج است. هیبت و مهابت حضرت در کربلا چنان بود که افواج سپاه دشمن همچون رمه از برابرش می گریختند. اخلاص نیز در وجود عباس بن علی(ع) جامه کمال پوشید، آن بزرگوار همه توان خویش را در طبق اخلاص نهاد و در پیشگاه ولایت و امام بر حق خویش نثار کرد.

 

به همین خاطر است که امام صادق(ع) هنگام زیارت قبر مطهر حضرت عباس بن علی(س) به غایت اخلاص آن حضرت تأکید می فرماید: «حضرت باب الحوائج تنها در صحنه فضائل اخلاقی و میادین نبرد قهرمان نبود، بلکه در دانش و حکمت نیز تالی معصوم و قهرمان صحنه دانش به شمار می رود.


به هر حال، جانباز قهرمان کربلا، همه صفاتی را که یک پیرو واقعی معصوم باید داشته باشد، دارا بود. او آموزگاری است که چگونگی پیروی از ولایت و جانبازی در راه حقیقت را به دیگران آموخته است. همین امر سبب شده است که در روز قیامت همه شهدا بر مقام و منزلت آن بزرگ مرد تاریخ غطبه بخورند. همچنانکه حضرت سجاد(ع) می فرماید:«عمویم عباس در پیشگاه خداوند منزلتی دارد که در روز قیامت همه شهدا غبطه اش را می خورند.


سالروز ولادت جانباز سترگ کربلا را که مظهر غیرت و شجاعت است به همه پیروان ولایت بویژه جانبازان رشید و دلاور میهنمان تبریک می گوییم.


روز جانباز فرصت مناسبی است که نسل امروز ما علاوه بر الگوپذیری از رشادت ها و جانبازی های حضرت عباس(ع) در وقایع دفاع مقدّس و دلاوری ها و شجاعت های جانبازان عزیز و غیرتمند ایران اسلامی به مطالعه بپردازند و درسها و پیامهای زندگی ساز را از متن این تاریخ ماندگار استخراج نمایند.
منابع:
1. پایگاه اطلاع رسانی حوزه
2. پایگاه رسول نور





طبقه بندی: مناسبتها ،
برچسب ها: به مناسبت ولادت حضرت ابوالفضل العباس (ع) و روز جانباز،

تاریخ : 11 اردیبهشت 96 | 05:04 | نویسنده : خیریه امام سجاد علیه السلام imamsajjad@ خیریه | نظرات

ام داوود کیست و عمل آن چیست؟


اعمال روز نیمه رجب,پانزدهم رجب

عمل امّ داود یکی از اعمال مستحبی پانزدهم رجب است

 

نیمه رجب‌المرجب ، سومین روز از ایام البیض است، مومنان و مخلصان علاوه بر توجه ویژه به ماه رجب و بهره برداری از آن، فرصت نیمه رجب را غنیمت شمرده و هم‌ نوا با معتکفان اعمال ویژه این روز برای تقرب بیشتر به ذات باری‌تعالی به جا می‌آورند.

یکی از اعمال سفارش شده برای امروز عمل ام داوود است که در ادامه به آن خواهیم پرداخت.


ام داوود کیست؟
فاطمه معروف به ام داوود، مادر داوود پسر زاده امام حسن مجتبی (ع) و مادر رضاعی امام صادق (ع) بوده است.

ام داوود ماجرایش را چنین نقل کرده است: منصور دوانیقی لشکری به مدینه فرستاد و با محمدبن عبداللّه بن حسن مثنی جنگید و او و برادرش ابراهیم را کشت.

منصور همچنین عبداللّه محض، پدر محمد و ابراهیم را با تعدادی از سادات حسنی دستگیر و اسیر کردند و به بند و زنجیر کشیده بودند و فرزند من داوود هم در میان آنان بود که او را از مدینه به بغداد منتقل نمودند و به سیاه چال زندان انداختند.

حادثه دستگیری و زندانی بودن فرزندم که از او اطلاعی نداشتم و گاهی هم خبر مرگ او را به من می‌دادند برایم بسیار تلخ و دردناک بود و روزگارم با اشک و آه و گریه و ناله می‌گذشت، حتی برای رفع مشکل خود و اندوه جانکاهی که با آن دست به گریبان بودم از اشخاص صالح و مومن درخواست می‌کردم برای رفع ناراحتیم دعا کنند اما از دعای آنان هم نتیجه‌ای نگرفتم.

یک روز با خبر شدم امام صادق(ع ) که با فرزندم داوود از من شیر خورده بود بیمار شده است، به دیدن او شتافتم و از آن حضرت عیادت کردم. هنگامی که می‌خواستم از حضورش مرخص شوم فرمود: از داوود خبر تازه‌ای نداری؟ با شنیدن نام داوود داغ من تازه شد و اشکم سرازیر گردید و با آه درد آلودی ناله سردادم: مدت زیادی است از او خبری ندارم. فرزندم در عراق زندان است و من از دوری او و سرنوشت نامعلوم او سخت در عذاب و ناراحتی گرفتارم، از شما که برادر رضاعی اوهستی تقاضا می‌کنم برای نجات و آزادی او دعا کنی.

امام صادق(ع ) با مشاهده وضع نگران کننده من، فرمود: چرا تاکنون از دعای استفتاح غفلت کرده‌ای؟ مگر نمی‌دانی که به‌وسیله این دعا درهای آسمان گشوده می‌شود و فرشتگان الهی دعاکننده را مژده اجابت می‌دهند و هیچ حاجتمند و دردمند و دعاکننده‌ای مایوس نمی‌شود و خداوند هم پاداش خواننده این دعا را بهشت قرار داده؟

با شنیدن چنین مژده‌ای که با خواندن آن دعا دریافت داشتم، از حضرت سوال کردم: ای مولای من و ای فرزند خاندان پاک و معصوم، آن دعا چیست؟ و آداب آن چگونه است؟

امام صادق(ع ) فرمود: ای مادر داوود ماه محترم رجب نزدیک است و در این ماه مبارک دعا مستجاب می‌گردد، همین‌که ماه رجب رسید سیزدهم و چهاردهم و پانزدهم آن را که ایام بیض و شبانه روز نورانی نام دارد روزه بگیر. نزدیک ظهر روز پانزدهم غسل کن و هشت رکعت نماز با رکوع و سجود دقیق و حساب شده انجام بده.

آن گاه حضرت دستور کامل اعمال و آداب دعای مخصوص را به من تعلیم داد.

ماه رجب فرا رسید و اعمالی که امام صادق(ع) گفته بود را انجام دادم و پسرم داوود آزاد شد، داوود را نزد امام صادق(ع ) بردم و آن حضرت به فرزندم گفت: علت آزادی تو از زندان این بود که منصور دوانیقی، علی(ع ) را در خواب دیده بود و حضرت علی(ع) به منصور فرموده بود اگر فرزند مرا آزاد نکنی تو را در آتش خواهم انداخت، منصور هم درحالی که لهیب آتش را نزد خود مشاهده می‌کرد ناچار به آزادی تو اقدام کرد.

ام داوود می‌گوید از امام صادق(ع ) سوال کردم: ای مولای من آیا این دعا را در غیر ماه رجب هم می‌توان خواند؟ آن حضرت فرمود: اگر روز عرفه با جمعه هماهنگ شود این دعا را می‌توان خواند و هرکس هم به این دعا اقدام کند پس از پایان، خداوند او را مشمول غفران و آمرزش خود قرار می‌دهد.

اعمال روز نیمه رجب
این روز، روز مباركى است و برای آن روز انجام چند عمل توصیه شده است:

1- غسل .


2- زیارت حضرت امام حسین علیه السلام . از ابن ابى بصیر نقل شده است كه گفت از امام رضا علیه‌السلام پرسیدم كه در چه ماهی امام حسین علیه السلام را زیارت كنیم؟
حضرت فرمودند: در نیمه رجب و نیمه شعبان.

3- اقامه نماز سلمان به نحوی كه در روز اوّل گذشت

4- اقامه چهار ركعت نماز که دو تا دو رکعتی خوانده شود


. و بعد از سلام دست خود را بلند كند و بگوید:

«اَللّهُمَّ یا مُذِلَّ كُلِّ جَبّارٍ ؛ وَ یا مُعِزَّ الْمُؤْمِنینَ اَنْتَ كَهْفى حینَ تُعْیینِى الْمَذاهِبُ؛ وَ اَنْتَ بارِئُ خَلْقى رَحْمَةً بى وَ قَدْ كُنْتَ عَنْ خَلْقى غَنِیّاً وَ لَوْ لا رَحْمَتُكَ لَكُنْتُ مِنَ الْهالِكینَ وَ اَنْتَ مُؤَیِّدى بِالنَّصْرِ عَلى اَعْداَّئى وَ لَوْ لا نَصْرُكَ

اِیّاىَ لَكُنْتُ مِنَ الْمَفْضُوحینَ یا مُرْسِلَ الرَّحْمَةِ مِنْ مَعادِنِها  وَ مُنْشِئَ الْبَرَكَةِ مِنْ مَواضِعِها یا مَنْ خَصَّ نَفْسَهُ بِالشُّمُوخِ وَالرِّفْعَةِ فَاَوْلِیاَّؤُهُ بِعِزِّهِ یَتَعَزَّزُونَ وَ یا مَنْ وَضَعَتْ لَهُ الْمُلُوكُ نیرَ الْمَذَلَّةِ عَلى اَعْناقِهِمْ فَهُمْ مِنْ سَطَواتِهِ خاَّئِفُونَ اَسئَلُكَ بِكَیْنُونِیَّتِكَ الَّتِى اشْتَقَقْتَها مِنْ كِبْرِیاَّئِكَ وَ اَسئَلُكَ بِكِبْرِیاَّئِكَ الَّتِى اشْتَقَقْتَها مِنْ عِزَّتِكَ وَ اَسئَلُكَ بِعِزَّتِكَ الَّتِى اسْتَوَیْتَ بِها عَلى عَرْشِكَ فَخَلَقْتَ بِها جَمیعَ خَلْقِكَ فَهُمْ لَكَ مُذْعِنُونَ اَنْ تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّدٍ وَ اَهْلِ بَیْتِهِ ».

روایت شده است كه هر کسی که غمى دارد اگر این دعا را بخواند خداوند او را از اندوه و غم آسایش بخشد .

5- عمل امّ داود كه عمده اعمال این روز است و براى برآمدن حاجات و برطرف شدن غصه‌ها و دفع ظلم ظالمان مؤثّر است و كیفیت آن بنا بر آنچه در مصباح شیخ است آنست كه وقتی که فردی بخواهد این عمل را بجا آورد، روز سیزدهم و چهاردهم و پانزدهم را روزه بگیرد. و در روز پانزدهم نزدیک ظهر غسل كند و وقت  زوال ظهر، نماز ظهر و عصر را بجا آورد در حالتی كه ركوع و سجودشان را نیكو انجام دهد و در مکانی خلوت قرار بگیرد كه چیزى او را مشغول نسازد و کسی با او سخن ننماید. وقتی نماز به اتمام رسید رو به قبله بنشیند كند و صد مرتبه سوره حمد، صد مرتبه سوره اخلاص، و ده مرتبه آیة الكرسى را قرائت کند. سپس سوره‌های انعام، بنى‌اسرائیل، كهف، لقمان، یس، صافّات، حَّم سجده، حَّمعَّسَّق، حَّم دخان، فتح، واقعه، مُلْك، نَّ وَ اِذَا السَّماَّءُ انْشَقَّتْ و تا آخر قرآن را قرائت کند و پس از اتمام در حالی که رو به قبله است دعای ذیل را نجوا کند . 

م داوود،اعمال ام داوود،ام داوود کیست

دعای امّ داود براى برآمدن حاجات و برطرف شدن غصه‌ها مفید است

 

  صَدَقَ اللهُ الْعَظیمُ الَّذى لا اِلهَ اِلاّ هُوَ الْحَىُّ الْقَیُّومُ ذُو الْجَلالِ وَالاِْكْرامِ الرَّحْمنُ الرَّحیمُ الْحَلیمُ الْكَریمُ الَّذى لَیْسَ كَمِثْلِهِ شَىْءٌ وَ هُوَ السَّمیعُ الْعَلیمُ الْبَصیرُ الْخَبیرُ شَهِدَ اللهُ اَنَّهُ لا اِلهَ اِلاّ هُوَ وَالْمَلاَّئِكَةُ وَ اُولوُا الْعِلْمِ قاَّئِماً بِالْقِسْطِ لا اِلهَ اِلاّ هُوَ الْعَزیزُ الْحَكیمُ .

وَ بَلَّغَتْ رُسُلُهُ الْكِرامُ وَ اَنَا عَلى ذلِكَ مِنَ الشّاهِدین. َ اَللّهُمَّ لَكَ الْحَمْدُ وَ لَكَ الْمَجْدُ وَ لَكَ الْعِزُّ وَ لَكَ الْفَخْرُ وَ لَكَ الْقَهْرُ وَ لَكَ النِّعْمَةُ وَ لَكَ الْعَظَمَةُ وَ لَكَ الرَّحْمَةُ وَ لَكَ الْمَهابَةُ وَ لَكَ السُّلْطانُ وَ لَكَ الْبَهاَّءُ وَ لَكَ الاِْمْتِنانُ وَ لَكَ التَّسْبیحُ وَ لَكَ التَّقْدیسُ وَ لَكَ التَّهْلیلُ وَ لَكَ التَّكْبیرُ وَ لَكَ ما یُرى وَ لَكَ مالا یُرى وَ لَكَ ما فَوْقَ السَّمواتِ الْعُلى وَ لَكَ ما تَحْتَ الثَّرى وَ لَكَ الاْرَضُونَ السُّفْلى وَ لَكَ الاْخِرَةُوَالاُْولى وَ لَكَ ما تَرْضى بِهِ مِنَ الثَّناَّءِ وَالْحَمْدِ وَالشُّكرِ وَالنَّعْماَّءِ .اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى جَبْرَئیلَ اَمینِكَ عَلى وَحْیِكَ وَالْقَوِىِّ عَلى اَمْرِكَ وَالْمُطاعِ فى سَمواتِكَ وَ مَحالِّ كَراماتِكَ الْمُتَحَمِّلِ لِكَلِماتِكَ النّاصِرِ لاَِنْبِیاَّئِكَ الْمُدَمِّرِ لاِعْداَّئِكَ .

اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى میكائیلَ مَلَكِ رَحْمَتِكَ وَالْمَخْلُوقِ لِرَاءْفَتِكَ وَالْمُسْتَغْفِرِ الْمُعینِ لاِهْلِ طاعَتِكَ .اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى اِسْرافیلَ حامِلِ عَرْشِكَ وَ صاحِبِ الصُّورِ الْمُنْتَظِر لاِمْرِكَ الْوَجِلِ الْمُشْفِقِ مِنْ خیفَتِكَ .

 اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى حَمَلَةِ الْعَرْشِ الطّاهِرینَ وَ عَلىَ السَّفَرَةِ الْكِرامِ الْبَرَرَةِ الطَّیِّبینَ وَ عَلى مَلاَّئِكَتِكَ الْكِرامِ الْكاتِبینَ وَ عَلى مَلاَّئِكَةِ الْجِن انِ وَ خَزَنَةِ النّیرانِ وَ مَلَكِ الْمَوْتِ وَالاْعْوانِ یا ذَاالْجَلالِ وَالاِْكْرامِ . اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى اَبینا آدَمَبَدیعِ فِطْرَتِكَ الَّذى كَرَّمْتَهُ بِسُجُودِ مَلاَّئِكَتِكَ وَ اَبَحْتَهُ جَنَّتَكَ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى اُمِّنا حَوّاَّءَ الْمُطَهَّرَةِ مِنَ الرِّجْسِ الْمُصَفّاتِ مِنَ الدَّنَسِ الْمُفَضَّلَةِ مِنَ الاِْنْسِ الْمُتَرَدِّدَةِ بَیْنَ مَحالِّ الْقُدُْسِ . اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى هابیلَ وَ شَیْثٍ وَ اِدْریسَ وَ نُوحٍ وَ هُودٍ وَ صالِحٍ وَ اِبْراهیمَ وَ اِسْماعیلَ وَ اِسْحقَ وَ یَعْقُوبَ وَ یُوسُفَ وَالاْسْباطِ وَ لُوطٍ وَ شُعَیْبٍ وَ اَیُّوبَ وَ مُوسى وَ هارُونَ وَ یُوشَعَ وَ میشا وَالْخِضْرِ وَ ذِى الْقَرْنَیْنِ وَ یُونُسَ وَ اِلْیاسَ وَالْیَسَعَ وَ ذِى الْكِفْلِ وَ طالُوتَ وَ داوُدَ و َسُلَیْمانَ وَ زَكَرِیّا وَ شَعْیا وَ یَحْیى وَ تُورَخَ وَ مَتّى وَ اِرْمِیا وَ حَیْقُوقَ وَ دانِیالَ وَ عُزَیْرٍ وَ عیسى وَ شَمْعُونَ وَ جِرْجیسَ وَالْحَوارِیّینَ وَالاْتْباعِ وَ خالِدٍ وَ حَنْظَلَةَ وَ لُقْمانَ .

اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَارْحَمْ مُحَمَّداً وَ آلَ مُحَمَّدٍ وَ بارِكْ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ كَما صَلَّیْتَ وَ رَحِمْتَ وَ بارَكْتَ عَلى اِبْرهیمَ وَ آلِ اِبْرهیمَ اِنَّكَ حَمیدٌ مَجیدٌ .اَللّهُمَّ صَلِّ عَلَى الاْوْصِیاَّءِ وَالسُّعَداَّءِ وَالشُّهَداَّءِ وَ اَئِمَّةِ الْهُدى اَللّهُمَّ صَلّ عَلَى الاْبْدالِ وَالاْوْتادِ وَالسُّیّاحِ وَالْعُبّادِ وَالْمُخْلِصینَ وَالزُّهّادِ وَ اَهْلِ الجِدِّ وَالاِْجْتِهادِ وَاخْصُصْ مُحَمَّداً وَ اَهْلَ بَیْتِهِ بِاَفْضَلِ صَلَواتِكَ وَ اَجْزَلِ كَراماتِكَ وَ بَلِّغْ رُوحَهُ وَ جَسَدَهُ مِنّى تَحِیَّةً وَ سَلاماً وَزِدْهُ فَضْلاً وَ شَرَفاً وَ كَرَماً حَتّى تُبَلِّغَهُ اَعْلى دَرَجاتِ اَهْلِ الشَّرَفِ مِنَ النَّبِیّینَ وَالْمُرْسَلینَ وَالاْفاضِلِ الْمُقَرَّبینَ اَللّهُمَّ وَ صَلِّ عَلى مَنْ سَمَّیْتُ وَ مَنْ لَمْ اُسَمِّ مِنْ مَلاَّئِكَتِكَ وَ اَنْبِی اَّئِكَ وَ رُسُلِكَ وَ اَهْلِ طاعَتِكَ وَ اَوْصِلْ صَلَواتى اِلَیْهِمْ وَ اِلى اَرْواحِهِمْ وَاجْعَلْهُمْ اِخْوانى فیكَ وَ اَعْوانى عَلى دُعاَّئِكَ .

اَللّهُمَّ اِنّى اَسْتَشْفِعُ بِكَ اِلَیْكَ وَ بِكَرَمِكَ اِلى كَرَمِكَ و َبِجُودِكَ اِلى جُودِكَ وَ بِرَحْمَتِكَ اِلى رَحْمَتِكَ وَ بِاَهْلِ طاعَتِكَ اِلَیْكَ وَ اَسئَلُكَ الّلهُمَّ بِكُلِّ ما سَئَلَكَ بِهِ اَحَدٌ مِنْهُمْ مِنْ مَسْئَلَةٍ شَریفَةٍ غَیْرِ مَرْدُودَةٍ وَ بِما دَعَوْكَ بِهِ مِنْ دَعْوَةٍ مُجابَةٍ غَیْرِ مُخَیَّبَةٍ

یااَللهُ یا رَحْمنُ یا رَحیمُ یا حَلیمُ یا كَریمُ یا عَظیمُ یا جَلیلُ یا مُنیلُ یا جَمیلُ یا كَفیلُ یا وَكیلُ یا مُقیلُ یا مُجیرُ یا خَبیرُ یا مُنیرُ یا مُبیرُ یا مَنیعُ یا مُدیلُ یا مُحیلُ یا كَبیرُ یا قَدیرُ یا بَصیرُ یا شَكُورُ یا بَرُّ یا طُهْرُ یا طاهِرُ یا قاهِرُ یا ظاهِرُ یا باطِنُ یا ساتِرُ یا مُحیطُ یا مُقْتَدِرُ یا حَفیظُ یا مُتَجَبِّرُ یا قَریبُ یا وَدُودُ یا حَمیدُ یا مَجیدُ یا مُبْدِئُ یا مُعیدُ یا شَهیدُ یا مُحْسِنُ یا مُجْمِلُ یا مُنْعِمُ یا مُفْضِلُ یا قابِضُ یا باسِطُ یا هادى یا مُرْسِلُ یا مُرْشِدُ یا مُسَدِّدُ یا مُعْطى یا مانِعُ یا دافِعُ یا رافِعُ یا باقى یا واقى یا خَلاّقُ یا وَهّابُ یا تَوّابُ یا فَتّاحُ یا نَفّاحُ یا مُرْتاحُ یا مَنْ بِیَدِهِ كُلُّ مِفْتاحٍ یا نَفّاعُ یا رَؤُفُ یا عَطُوفُ یا كافى یا شافى یا مُعافى یا مُكافى یا وَفِىُّ یا مُهَیْمِنُ یا عَزیزُ یاجَبّارُ یا مُتَكَبِّرُ یا سَلامُ یا مُؤْمِنُ یا اَحَدُ یا صَمَدُ یا نُورُ یا مُدَبِّرُ یا فَرْدُ یا وِتْرُ یا قُدُّوسُ یا ناصِرُ یا مُونِسُ یا باعِثُ یا وارِثُ یا عالِمُ یا حاكِمُ یا بادى یا مُتَعالى یا مُصَوِّرُ یا مُسَلِّمُ یا مُتَحَبِّبُ یا قاَّئِمُ یا داَّئِمُ یا عَلیمُ یا حَكیمُ یا جَوادُ یا بارِىءُ یا باَّرُّ یا ساَّرُّ یا عَدْلُ یا فاصِلُ یا دَیّانُ یا حَنّانُ یا مَنّانُ یا سَمیعُ یا بَدیعُ یا خَفیرُ یا مُعینُ یا ناشِرُ یا غافِرُ یا قَدیمُ یا مُسَهِّلُ یا مُیَسِّرُ یا مُمیتُ یا مُحْیى یا نافِعُ یا رازِقُ یا مُقْتَدِرُ یا مُسَبِّبُ یا مُغیثُ یا مُغْنى یا مُقْنى یاخالِقُ یا راصِدُ یا واحِدُ یا حاضِرُ یا جابِرُ یا حافِظُ یا شَدیدُ یا غِیاثُ یا عاَّئِدُ یا قابِضُ

یا مَنْ عَلا فَاسْتَعْلى فَكانَ بِالْمَنْظَرِ الاْعْلى یا مَنْ قَرُبَ فَدَنا وَ بَعُدَ فَنَاى وَ عَلِمَ السِّرَّ وَ اَخْفى یا مَنْ اِلَیْهِ التَّدْبیرُ وَ لَهُ الْمَقادیرُ وَ یا مَنِ الْعَسیرُ عَلَیْهِ سَهْلٌ یَسیرٌ یا مَنْ هُوَ عَلى ما یَشاَّءُ قَدیرٌ یا مُرْسِلَ الرِّیاحِ یا فالِقَ الاِْصْباحِ یا باعِثَ الاْرْواحِ یاذَاالْجُودِ وَالسَّماحِ یا راَّدَّ ما قَدْ فاتَ یا ناشِرَ الاْمْواتِ یا جامِعَ الشَّتاتِ یا رازِقَ مَنْ یَشاَّءُ بِغَیْرِ حِسابٍ وَ یا فاعِلَ ما یَشاَّءُ كَیْفَ یَشاَّءُ وَ یا ذَاالْجَلالِ وَالاِْكْرامِ یا حَىُّ یا قَیُّومُ یا حَیّاً حینَ لا حَىَّ یا حَىُّ یا مُحْیِىَ الْمَوْتى یا حَىُّ لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ بَدیعُ السَّمواتِ وَالاَْرْضِ یا اِلهى وَ سَیِّدى صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَارْحَمْ مُحَمَّداً وَ آلَ مُحَمَّدٍ وَ بارِكْ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ كَما صَلَّیْتَ وَ بارَكْتَ وَ رَحِمْتَ عَلى اِبْرهیمَ وَ آلِ اِبْرهیمَ اِنَّكَ حَمیدٌ مَجیدٌ

وَارْحَمْ ذُلىّ وَ فاقَتى وَ فَقْرى وَانْفِرادى وَ وَحْدَتى وَ خُضُوعى بَیْنَ یَدَیْكَ وَاعْتِمادى عَلَیْكَ وَ تَضَرُّعى اِلَیْكَ اَدْعُوكَ دُعاَّءَ الْخاضِع ِالذَّلیلِ الْخاشِعِ الْخاَّئِفِ الْمُشْفِقِ الْباَّئِسِ الْمَهینِ الْحَقیرِ الْجائِعِ الْفَقیرِ الْعاَّئِذِ الْمُسْتَجیرِ الْمُقِرِّ بِذَنْبِهِ الْمُسْتَغْفِرِ مِنْهُ الْمُسْتَكینِ لِرَبِّهِ دُعاَّءَ مَنْ اَسْلَمَتْهُ ثِقَتُهُ وَ رَفَضَتْهُ اَحِبَتُّهُ وَ عَظُمَتْ فَجیعَتُهُ دُعاَّءَ حَرِقٍ حَزینٍ ضَعیفٍ مَهینٍ باَّئِسٍ مُسْتَكینٍ بِكَ مُسْتَجیرٍ اَللّهُمَّ وَ اَسئَلُكَ بِاَنَّكَ مَلیكٌ وَ اَنَّكَ ما تَشاَّءُ مِنْ اَمْرٍ یَكُونُ وَ اَنَّكَ عَلى ما تَشاَّءُ قَدیرٌ.

وَ اَسئَلُكَ بِحُرْمَةِ هذَا الشَّهْرِ الْحَرامِ وَالْبَیْتِ الْحَرامِ وَالْبَلَدِ الْحَرامِ وَالرُّكْنِ وَالْمَقامِ وَالْمَشاعِرِالْعِظامِ وَ بِحَقِّنَبِیِّكَ مُحَمَّدٍ عَلَیْهِ وَ آلِهِ السَّلامُ یا مَنْ وَهَبَ لاِدَمَ شَیْثاً وَ لاِِبْراهیمَ اِسْماعیلَ وَ اِسْحاقَ وَ یا مَنْ رَدَّ یُوسُفَ عَلى یَعْقوُبَ وَ یا مَنْ كَشَفَ بَعْدَ الْبَلاَّءِ ضُرَّ اَیُّوبَ یا راَّدَّ مُوسى عَلى اُمِّهِ وَ زاَّئِدَ الْخِضْرِ فى عِلْمِهِ وَ یا مَنْ وَهَبَ لِداوُدَ سُلَیْمانَ وَ لِزَكَرِیّا یَحْیى وَ لِمَرْیَمَ عیسى یا حافِظَ بِنْتِ شُعَیْبٍ وَ یا كافِلَ وَلَدِ اُمِّ مُوسى

اَسئَلُكَ اَنْ تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اَنْ تَغْفِرَ لِى ذُنُوبى كُلَّها وَ تُجیرَنى مِنْ عَذابِكَ وَ تُوجِبَ لى رِضْوانَكَ وَ اَمانَكَ وَ اِحْسانَكَ وَ غُفْرانَكَ وَ جِنانَكَ وَ اَسئَلُكَ اَنْ تَفُكَّ عَنّى كُلَّ حَلْقَةٍ بَیْنى وَ بَیْنَ مَنْ یُؤْذینى وَ تَفْتَحَ لى كُلَّ بابٍ وَ تُلَیِّنَ لى كُلَّ صَعْبٍ وَ تُسَهِّلَ لى كُلَّ عَسَیرٍ وَ تُخْرِسَ عَنّى كُلَّ ناطِقٍ بِشَرٍّ وَ تَكُفَّ عَنّى كُلَّ باغٍ وَ تَكْبِتَ عَنّى كُلَّ عَدُوٍّ لى وَ حاسِدٍ وَ تَمْنَعَ مِنّى كُلَّ ظالِمٍ وَ تَكْفِیَنى كُلَّ عاَّئِقٍ یَحُولُ بَیْنى وَ بَیْنَ حاجَتى وَ یُحاوِلُ اَنْ یُفَرِّقَ بَیْنى وَ بَیْنَ طاعَتِكَ وَ یُثَبِّطَنى عَنْ عِبادَتِكَ یا مَنْ اَلْجَمَ الْجِنَّ الْمُتَمَرِّدینَ وَ قَهَرَ عُتاةَ الشَّیاطینِ وَ اَذَلَّ رِقابَ الْمُتَجَبِّرینَ وَ رَدَّ كَیْدَ الْمُتَسَلِّطین عَنِ الْمُسْتَضْعَفینَ اَسئَلُكَ بِقُدْرَتِكَ عَلى ما تَشاَّءُ وَ تَسْهیلِكَ لِما تَشاَّءُ كَیْفَ تَشاَّءُ اَنْ تَجْعَلَ قَضاَّءَ حاجَتى فیما تَشاَّءُ.

پس از نجوا نمودن این دعا، فرد به سجده رود و دو طرف صورت خود را بر روی زمین و خاك بگذارد و بگوید:

اَللّهُمَّ لَكَ سَجَدْتُ وَ بِكَ امَنْتُ فَارْحَمْ ذُلّى وَفاقَتى وَاجْتِهادى وَ تَضَرُّعى وَ مَسْكَنَتى وَ فَقْرى اِلَیْكَ یا رَبِّ .

توصیه شده است که در سجده اشک ریخته شود ولو به اندازه سر سوزنی که این علامت استجابت دعا می‌باشد. ان شاء الله 





طبقه بندی: مناسبتها ،
برچسب ها: ام داوود کیست و عمل آن چیست؟،

تاریخ : 24 فروردین 96 | 14:28 | نویسنده : خیریه امام سجاد علیه السلام imamsajjad@ خیریه | نظرات

روز پدر 1396



روز پدر 1396



روز پدر,روز پدر 1396,تاریخ روز پدر

روز پدر 1396

تقدیم به تمام پدران مهربونی که در برابر
-تقاضاهای جورواجور فرزندانشان
-ندارم به لبخند حزینشان طعنه زد
-نمی توانم در نگاه غمگینشان خیمه زد
-اما، نمیتوانم هرگز بر لبشان نقش نبست ...

پدر جان ، با یك دنیا شور و اشتیاق وضوی عشق می گیرم و پیشانی بر خاك می گذارم و خداوند را شكر می كنم كه فرزند انسان بزرگ و وارسته ای چون شما هستم. پدر جان عاشقانه دوستت دارم و بر دستانت بوسه میزنم.

 

*****************

تاریخ روز پدر 1396

- روز  سه شنبه22 فروردین (13 رجب ) مصادف با ولادت امام علی علیه السلام و روز پدر


روز پدر روزی است برای بزرگداشت پدرها. در بسیاری کشورها روز پدر، سومین یکشنبهٔ ماه ژوئن در نظر گرفته شده‌است. در ایران پیش از انقلاب، روز 24 اسفند زادروز رضا شاه بر پایهٔ گاهشمار ایرانی روز پدر نامیده می‌شد اما پس از انقلاب اسلامی این روز به زادروز حضرت علی بن ابی‌طالب (ع) تغییر یافت.

 

روز پدر,روز پدر 1396,تاریخ روز پدر

 

به مناسبت ولادت حضرت علی (ع)

علی ،گره گشاترین مرد عالم

-آفتاب، روز را از لبخند دیوار کعبه آغاز می کند و ماه، از پیشانی تو نورانی می شود.
-زمان، از حرکت می ایستد، تا تاریخ، از اولین نفس های تو آغاز شود.
-هوا، با نفس های تو جریان می گیرد. آسمان، از همیشه به زمین نزدیک تر می شود. جاهلیت حجاز را موریانه ها، آرام آرام می جوند تا تاریخ، به روزهای آفتابی با تو برسد. ضلالت در پیش پای تو تمام و زندگی روشن، با اولین پلک زدن تو آغاز می شود.


- زمین، نفس کشیدن را از تو آغاز می کند. عشق، با تو قدم به خاک می گذارد تا عدالت را با تمام وجود معنا کند.مناره ها، به یمن آمدنت، یکی یکی از خاک سر بلند خواهند کرد تا سال های سال بعد از تو، منادی نامت شوند.


- با آمدنت، پرنده ها آسمان را می بینند و ماه، شب های طولانی، بیدار می ماند، تا برای خواب های کودکی ات، عاشقانه لالایی بخواند. با اعجاز می آیی تا پیام آور روزهای روشن باشی.


- نیامده، به مهمانی خداوند می روی؛ در خانه خدا به دیدار زمین می آیی. تو از تمام پدرانی که می شناسم، مهربان تری؛ این را خشت خشت خانه ات قسم خواهند خورد.


- من به تنهایی تو ایمان دارم. تویی که مۆمن ترین بنده خداوندی. لبخندهایت را به ستاره ها سپرده ای تا شب هایمان را چراغانی کنند. این ستاره های همیشه درخشان و ماه را از پیشانی ات سیراب بوسه کرده ای تا دلگرم، در شب های تارمان بتابد. ما با نام تو، برخاستن را آموختیم و با نام تو بزرگ شدیم. با نام تو، تمام گره های افتاده در زندگی مان را باز کردیم. تو آمدی تا خورشید را مهمان کوچه های شب زده بشریت کنی.


-تو آمدی تا راه های جهان به دوزخ ختم نشوند.
- از تو می گویم که شانه های جوان مردی ات، تسکین دهنده دردهای دردمندان بود؛ از تو که خرابه های محزون کوفه، طنین گام هایت را خوب می شناختند؛ همان گونه که نخل های شهر، صدای گریه هایت را

- تو آمدی تا بار امانت صدوبیست وچهار هزار پیامبر را غریبانه، در کوچه های دلتنگ کوفه به دوش بکشی و ما را به سرمنزل نجات برسانی.تو آمدی که بزرگ ترین گره گشا باشی. تو آن بزرگی که نامش، ذکر روزهای زلال کودکی مان است.

 

علی ،اقیانوس عدل
- آمدی و کعبه، لحظه های رسیدنت را در آغوش معطرش تجربه کرد. آمدی و آفتاب در تلألو چشمانت قد کشید.
- تو نخستین بشارت خداوندی پس از پیامبر؛ ادامه دهنده جاده ای که او در طول سال هایی پر مشقت، به سمت یگانه پرستی گشوده بود.زمزمه های تنهایی ات را نخلستان های کوفه به شهادت می آیند.اجاق همیشه روشن عدالتت، تا جهان باقی است، دل های آزاده بشریت را گرم خواهد کرد.


- نگاهت، تصویر مردانگی و راستی است و کلامت زندگی.
- قدم هایت، چشمان خاک را روشن می کند.
- من به تنهایی تو ایمان دارم. تویی که مۆمن ترین بنده خداوندی.لبخندهایت را به ستاره ها سپرده ای تا شب هایمان را چراغانی کنند. این ستاره های همیشه درخشان و ماه را از پیشانی ات سیراب بوسه کرده ای تا دلگرم، در شب های تارمان بتابد. ما با نام تو، برخاستن را آموختیم و با نام تو بزرگ شدیم.


- غدیر، دریایی است خروشان که از قطره قطره اش، اقیانوسی از عدل و مهربانی زاده می شود.
- نهج البلاغه ات را که می گشایم، بارانی از معرفت، سر و روی جانم را شست وشو می دهد.کمر راست می کنم و غبار هر چه جهل را از خاطرم می زدایم. رها می شوم از میله های سرد زمستان و بهار تار و پودم را در خویش می گیرد. ای عدالت گستر جاویدان !
- از تو می گویم که شانه های جوان مردی ات، تسکین دهنده دردهای دردمندان بود؛ از تو که خرابه های محزون کوفه، طنین گام هایت را خوب می شناختند؛ همان گونه که نخل های شهر، صدای گریه هایت را.

 - از تو می گویم ای نخستین ایمان آورنده! «لیلة المبیت»، آوازه شجاعتت را از خاطر نخواهد برد و تاریخ عرب، روایت پهلوانی ات را. آمدی و ندای مهرورزی ات، جهان خاموشمان را به تغزل فرا خواند.




طبقه بندی: مناسبتها ،
برچسب ها: روز پدر 1396،

تاریخ : 22 فروردین 96 | 05:46 | نویسنده : خیریه امام سجاد علیه السلام imamsajjad@ خیریه | نظرات

سالروز ولادت حضرت علی‌اصغر(ع)

سالروز ولادت حضرت علی‌اصغر(ع)

10 رجب، ولادت 6ماهه‌ای که فقیر و غنی بر نامش دخیل بسته‌اند

علی اصغر

علی‌اصغر، یعنی درخشان‌ترین چهره کربلا، بزرگترین سند مظلومیت و معتبرترین زاویه شهادت ...

چشم تاریخ، هیچ وزنه‏‌ای را در تاریخ شهادت، به چنین سنگینی ندیده است. علی اصغر را«باب الحوائج» می‏‌دانند، گرچه طفل رضیع و کودک کوچک است، اما مقامش نزد خدا والاست.

به گزارش خبرنگار دین و اندیشه خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)، امروز دهم رجب است روزی که در آن خداوند با ولادت دو باب الحوائج جود و سخاوت خود را بر جهانیان تمام کرد، امروز علاوه بر ولادت امام جواد(ع) روز ولادت شش ماهه عاشورایی نیز است کودکی والامقام که با خون خود هم تراز ائمه برای نجات دین تلاش کرد.

سال 60 قمری خانه امام حسین (ع) دوباره نور باران می‌شود و از پنجره کوچک آن، آسمان مدینه روشن می‌شود. برای حسین (ع) دسته گلی زیبا فرو فرستاده بودند، اشک شوق و برق شادی او بر صورت نوزاد می‌نشیند و گلبرگ رخش را با شبنم صبحگاهی، با طراوت‌تر می‌سازد، خدا به حسین (ع) پسری دیگر عطا فرمود که نیازمند و غنی بر نامش دخیل بسته‌اند و قنداقه زیبایش را قبله نیازهای خود ساخته‌اند.

عبدالله رضیع (شیرخواره) یا علی اصغر، فرزند سیدالشهداء، امام حسین (ع)، مادرش نیز، رباب، دختر امرء القیس بن‌ عَدِیّ است.

ای زیباترین کودک جهان، آغوش مهربان پدر تو را در خود جای می‌دهد و چشمان او بر تو می‌گرید. تو مولود کربلایی. تو شش ماهه عاشورایی. تو آمده بودی که فقط در قافله عشاق بمانی. تو آمده بودی که همسفر کربلا شوی. تو آمده بودی که حج را ناتمام بنهی. میلاد تو شادی را غریبانه کنار می‌زند و اشک را در چشمان همه جاری می‌سازد. آخر، تو از زندگی، فقط تشنگی و عطش و شهادت را دریافتی. تو آمده بودی که به شهادت آبرو دهی. تو کوچکترین قربانی هستی؛ اما با همه کوچکی، حماسه‌ات بی هماورد بود و نام تو در ردیف اول عشقبازان عاشورا حک شد. سلام بر نام بلندت که زمزمه مستان است، ای علی اصغر (ع).

امام حسین(ع) در روز عاشورا علی اصغر را چون علی اکبر شبیه‌ترین مردم به رسول خدا(ص) معرفی کرد؛ از این رو اگر علی اصغر(ع) در این معرکه شهید نمی‌شد، به مقام عصمت گام می‌نهاد؛ گو این که در آن لحظه هم آنگونه بود.

منابع:

تقویم‌الائمه علیهم السلام، ص73و78. سحاب رحمت، ص535.

مرکز پژوهش‌های اسلامی




طبقه بندی: مناسبتها ،
برچسب ها: سالروز ولادت حضرت علی‌اصغر(ع)،

تاریخ : 18 فروردین 96 | 09:22 | نویسنده : خیریه امام سجاد علیه السلام imamsajjad@ خیریه | نظرات

تاریخ ولادت امام جواد علیه السلام

تاریخ ولادت امام جواد علیه السلام


همه مورخین محل ولادت امام جواد علیه السلام را مدینه طیبه می‌دانند ــ در سال 195 هجری قمری؛ اما در ماه و روز ولادت آن امام اختلاف نظر وجود دارد: برخی همانند محدث کلینی در کتاب کافی، شیخ مفید در ارشاد، شهید ثانی در کتاب دروس، ولادت امام جواد را در ماه رمضان سال 195 هجری قمری می‌دانند و روز ولادت را معین نکرده‌اند.


امام جواد (ع)

درباره‌ی روز تولد، برخی معتقد به شب جمعه، شب نوزدهم ماه رمضان سال 195 هستند و برخی دیگر به نیمه ماه رمضان.

شیخ طوسی نیز در کتاب مصباح می‌گوید امام جواد در روز دهم ماه رجب سال 195 هجری قمری متولد شده است.

در میان اقوال ، فرازی از دعای ناحیه مقدس ، قول شیخ طوسی را تایید می نماید آنجا كه حضرت می فرمایند: " اللهم انی اسئلك بالمولدین فی رجب محمدبن علی الثانی و ابنه علی بن محمد المنتخب ."

 

پیشگوئی نسبت به ولادت امام جواد علیه السلام

شخصی بنام ابن ابی نجران نقل می کند :حسین پسر قیاما ،از سران فرقه واقفیه ، به حضرت امام رضا علیه السلام گفت:« آیا تو امام هستی؟» حضرت فرمود:« آری.» او گفت: « به خدا قسم که تو امام نیستی.» حضرت رضا علیه السلام مدتی سر را پایین انداخت، سپس سر بلند کرد و فرمود: « چرا فکر می‌کنی که من امام نیستم؟»

او پاسخ داد:« از امام صادق علیه السلام برای ما روایت شده که امام، عقیم ( بدون نسل) نیست و تو اکنون به این سن‌و‌سال رسیده‌ای و فرزند پسری نداری.»

حضرت رضا علیه السلام این بار طولانی‌تر از بار پیش، سر پایین انداخت؛ آنگاه سر بلند کرد و فرمود: « قسم به خدا که مدت زیادی نخواهد گذشت که خداوند، پسری به من عطا کند.»

ابن ابی نجران می‌گوید: « از آن به بعد ما ماه‌ها را شمارش کردیم. خداوند کمتر از یک سال بعد، حضرت امام محمد جواد علیه السلام را به امام رضا علیه السلام عنایت فرمود.»

 

ولادت امام جواد علیه السلام

تولد مبارك امام جواد (ع) نه تنها پایان بخش دلهره های شیعیان وافشای نیت فرصت طلبان و سود جویانی چون فرقه واقفیه بود، بلكه آغاز فصل نوینی از تاریخ ائمه اطهار است .

حکیمه دختر امام موسی بن جعفر علیه السلام ( خواهر امام رضا علیه السلام و عمه امام جواد علیه السلام ) می‌گوید:

هنگامی که زمان زایمان خیزران، مادر امام جواد علیه السلام، فرا رسید، امام رضا علیه السلام مرا فرا خواند و فرمود:« ای حکیمه، برای مراسم زایمان خیزران آماده باش.»

آن گاه امر فرمود که من و خیزران و قابله به اتاقی برویم، برای ما چراغی روشن کرد و در را به روی ما بست.

چون رنگ پوست امام جواد علیه السلام به شدت متمایل به سبزه بود، مردم در فرزندی او نسبت به حضرت امام رضا علیه السلام شک کردند، اما وقتی قیافه شناسان، او را دیدند همگی اقرار کردند که او از خاندان نبی اکرم و امیرالمؤمنین است. در آن زمان، امام 25 ماهه بود

در این حال درد زایمان خیزران را فرا گرفت و همزمان چراغ خاموش شد. من نگران شدم ولی امام جواد علیه السلام ناگهان همچون ماه شب چهارده طلوع کرد، در حالی که پارچه نازکی بدنش را پوشانده بود؛ نوری از آن حضرت فروزان بود که همه اتاق را روشن کرده بود. نوزاد را گرفتم، در دامان خود گذاشتم و آن پوشش نازک را از بدن او جدا کردم. در این هنگام امام رضا علیه السلام در اتاق را باز کرد و وارد شد، نوزاد را از من گرفت و در گهواره گذاشت. سپس به من فرمود« ای حکیمه، مواظب گهواره باش.»

سه روز که گذشت، حضرت جواد علیه السلام چشم خود را به سوی آسمان گشود و نگاهی به راست و چپ انداخت و فرمود:« اشهد ان لا اله الا اله و اشهد ان محمداً رسول الله »؛ (گواهی می‌دهم که معبودی جز الله نیست و محمد فرستاده خداست.)

هراسان برخاستم و نزد امام رضا علیه السلام رفتم و به آن حضرت گفتم:« من از این کودک چیز شگفت‌آوری شنیدم.»

امام فرمود:« چه چیز شگفت‌آوری از او شنیدی؟» و من آنچه را شنیده بودم بازگو کردم.

امام فرمود:« ای حکیمه، آنچه از شگفتی‌های او خواهید دید، از آنچه شنیدی بیشتر است.»

 

امام جواد علیه السلام و سخن گفتن در کودکی

چون رنگ پوست امام جواد علیه السلام به شدت متمایل به سبزه بود، مردم در فرزندی او نسبت به حضرت امام رضا علیه السلام شک کردند، اما وقتی قیافه شناسان، او را دیدند همگی اقرار کردند که او از خاندان نبی اکرم و امیرالمؤمنین است. در آن زمان، امام 25 ماهه بود.

حضرت جواد در این ماجرا با زبانی برنده تر از شمشیر خودش را این گونه معرفی کرد: سپاس از آن خدایی است که ما را از نورش آفرید و از میان مخلوقاتش برگزید و امین بر مردم و وحی خویش قرار داد. من محمد پسر علی الرضا پسر موسی الکاظم پسر جعفر الصادق پسر محمد باقر پسر سیدالعابدین پسر حسین شهید پسر امیر المؤمنین علی بن ابی طالب و پسر فاطمه زهرا - دختر محمد مصطفی - هستم.

امام جواد (ع)

آیا درباره من شک و شبهه می شود؟ آیا بر خداوند متعال و جدّ من تهمت و افترا روا داشته می شود. آیا کسی چون مرا بر قیافه شناسان عرضه می کنید؟ سوگند به خدا من به تمام اسرار و خاطرات مردم آگاهم.

سوگند به خدا من از تمام مردم به آگاه ترم. آنچه می گویم حق اوست و آنچه اظهار می کنم راست است این علم را خداوند متعال قبل از آفرینش هر موجودی به ما خبر داده است.

سوگند به خدا اگر همدستی و گمراهی کافرین و منافقین نبود سخنی می گفتم که تمام مردم گذشته و آینده از آن تعجب کنند.»

پس از آن حضرت جواد علیه السلام دست خویش را بر دهانش نهاد و فرمود: « ای محمد ساکت باش همانگونه که پدرانت سکوت کردند و صبر پیشه کن که فرستادگان بزرگ خداوند صبر کردند. »

 

سخن امام رضا درباره امام جواد علیهماالسلام

کلیم پسر عمران می گوید: به امام رضا علیه السلام گفتم: از خداوند بخواه که فرزند پسری روزیت فرماید. امام فرمود: روزی من تنها یک فرزند پسر است که وارث من خواهد بود. زمانی که امام جواد علیه السلام بدنیا آمد حضرت رضا علیه السلام به اصحابش فرمود: خداوند مولودی نصیب من ساخته است که همانند موسی بن عمران، شکافنده دریاهاست و همانند عیسی بن مریم است که مادرش مقدس است و پاک آفریده شده است، فرزند من بناحق کشته می شود و اهل آسمان بر او می گریند و خداوند متعال بر دشمن او خشم می گیرد و پس از اندک زمانی او را به عذاب دردناک خود دچار می سازد.

امام هشتم علیه السلام تمام شب را با امام جواد علیه السلام در گهواره صحبت می کرد.

فرآوری : زهرا اجلال

بخش عترت سیره تبیان


منابع :

الكافی ،ج1 ،ص492 ، بحار الانوار ،ج50 ، ص11 ، مسار الشیعه ، ص 43 . مصباح المتهجد ، ص805 ، منتهی الامال ج2 ، ص572 و573 ، المناقب ، ج4 ، ص394 ، بحار النوار، ج48 ، ص316 ، بحار الانوار، ج 49، ص 272، ح 18. بحار الانوار، ج 50، ص 1 تا 14 ، مناقب ، ج 4، ص 394 ، بحار الانوار، ج 50، ص 15، ح 19 ، بحارالانوار، ج 50، ص 15، ح 19 .

سایت حوزه

سایت اندیشه قم

سایت حجت الاسلام انصاریان




طبقه بندی: مناسبتها ،
برچسب ها: تاریخ ولادت امام جواد علیه السلام،

تاریخ : 18 فروردین 96 | 09:18 | نویسنده : خیریه امام سجاد علیه السلام imamsajjad@ خیریه | نظرات

پیام امام خمینی (ره) در 12 فروردین سال 58


پیام امام خمینی (ره) در 12 فروردین سال 58

پیام امام خمینی (ره) در 12 فروردین سال 58

حضرت امام خمینی (ره)، بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران در 12 فروردین 1358 با اعلام رسمی جمهوری اسلامی ایران و به منظور تشکر از آری قاطع ملت ایران به الگوی حکومت جمهوری اسلامی، پیامی صادر فرمودند.

 حضرت امام خمینی (ره)، بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران در 12 فروردین 1358 با اعلام رسمی جمهوری اسلامی ایران و به منظور تشکر از آری قاطع ملت ایران به الگوی حکومت جمهوری اسلامی، پیامی صادر فرمودند.

«بسم الله الرحمن ارحیم

و نرید ان نمن علی الذین استضعفوا فی الارض و نجعلهم ائمه و نجعلهم الوارثین. صدق الله العظیم

من به ملت بزرگ ایران که در طول تاریخ شاهنشاهی، که با استکبار خود آنان را خفیف شمردند و بر آنان کردند آنچه کردند، صمیمانه تبریک می‌گویم. خداوند تعالی بر ما منت نهاد و رژیم استکبار را با دست توانای خود که قدرت مستضعفین است در هم پیچید و ملت عظیم ما را ائمه و پیشوای ملتهای مستضعف نمود، و با برقراری جمهوری اسلامی، وراثت حقه را بدانان ارزانی داشت. من در این روز مبارک، روز امامت امت و روز فتح و ظفر ملت، جمهوری اسلامی ایران را اعلام می‌کنم. به دنیا اعلام می‌کنم که در تاریخ ایران چنین رفراندمی سابقه ندارد که سرتاسر مملکت با شوق و شعف و عشق و علاقه به صندوقها هجوم آورده و رای مثبت خود را در آن ریخته و رژیم طاغوتی را برای همیشه در زباله‌دان تاریخ دفن کنند.

من از این همبستگی که جز مشتی ماجراجو و بیخبر از خدا، همه و همه به ندای آسمانی واعتصموا بحبل الله جمیعا لبیک گفتند، و با تقریبا اتفاق آرا به جمهوری اسلامی رای مثبت دادند و رشد سیاسی و اجتماعی خود را به شرق و غرب ثابت کردند، تقدیر می‌کنم. مبارک باد بر شما روزی که پس از شهادت جوانان برومند و داغ دل مادران و پدران و رنجهای طاقت‌فرسا، دشمن غول صفت و فرعون زمان را از پای درآوردید، و با رای قاطع به جمهوری اسلامی، حکومت عدل الهی را اعلام نمودید. حکومتی که در آن، جمیع اقشار ملت با یک چشم دیده می‌شوند و نور عدالت الهی بر همه و همه به یک طور می‌تابد، و باران رحمت قرآن و سنت بر همه کس به یکسان می‌بارد. مبارک باد شما را چنین حکومتی که در آن اختلاف نژاد و سیاه و سفید و ترک و فارس و لر و کرد و بلوچ مطرح نیست. همه برادر و برابرند؛ فقط و فقط کرامت در پناه تقوا و برتری و به اخلاق فاضله و اعمال صالحه است.

مبارک باد بر شما روزی که در آن تمام اقشار ملت به حقوق خود می‌رسند، فرقی بین زن و مرد و اقلیتهای مذهبی و دیگران در اجرای عدالت نیست. طاغوت دفن شد و طغیان و سرکشی به دنبال او دفن می‌شود، و کشور از چنگال دشمنهای داخلی و خارجی و چپاولگران و غارت پیشگان نجات یافت. اینک شما ملت شجاع، پاسداری جمهوری اسلامی هستید. اینک شما هستید که باید این اثر الهی را با قدرت و قاطعیت حفظ کنید و نگذارید بقایای رژیم متعفن که در کمین نشسته‌اند و طرفداران دزدان بین‌المللی و نفت‌خواران مفتخوار در بین صفوف فشرده شما رخنه کنند. اینک شمایید که باید مقدرات خود را به دست بگیرید و مجال به فرصت طلبان ندهید، و با قدرت الهی که مظهر آن جماعت است، قدمهای بعدی را بردارید، و با فرستادن طبقه فاضله و امنای خود در مجلس موسسان، قانون اساسی جمهوری اسلامی را به تصویب برسانید، و همان طور که با عشق و علاقه به جمهوری اسلامی رای دادید، به امنای امت رای دهید تا مجالی برای بداندیشان نماند.

صبحگاه 12 فروردین - که روز نخستین حکومت الله است - از بزرگترین اعیاد مذهبی و ملی ماست. ملت ما باید این روز را عید بگیرند و زنده نگه دارند. روزی که کنگره‌های قصر 2500 سال حکومت طاغوتی فرو ریخت، و سلطه شیطانی برای همیشه رخت بربست و حکومت مستضعفین که حکومت خداست به جای آن نشست.

هان! ای ملت عزیز که با خون جوانان خود حق خود را به دست آوردید، این حق را عزیز بشمرید و از آن پاسداری کنید، و در تحت لوای اسلام و پرچم قرآن، عدالت الهی را با پشتیبانی خود اجرا نمایید. من با تمام قوا در خدمت شما که خدمت به اسلام است، این چند روز آخر عمر را می‌گذرانم، و از ملت انتظار آن داریم که با تمام قوا از اسلام و جمهوری اسلامی پاسداری کنند.

من از دولتها می‌خواهم که بدون وحشت از غرب و شرق، با استقلال فکر و اراده، باقیمانده رژیم طاغوتی را که آثارش در تمام شئون کشور ریشه دارد پاکسازی کنند، و فرهنگ و دادگستری و سایر وزارتخانه‌ها و ادارات که با فرم غربی و غربزدگی به پا شده است به شکل اسلامی متحول کنند، و به دنیا عدالت اجتماعی و استقلال فرهنگی و اقتصادی و سیاسی را نشان دهند. از خداوند تعالی عظمت و استقلال کشور و امت اسلامی را خواستارم.

والسلام علیکم و رحمه الله.»

(صحیفه امام (ره)، جلد ششم، 4-452)





طبقه بندی: امام و مقام معظم رهبری، مناسبتها ،
برچسب ها: پیام امام خمینی (ره) در 12 فروردین سال 58،

تاریخ : 12 فروردین 96 | 08:37 | نویسنده : خیریه امام سجاد علیه السلام imamsajjad@ خیریه | نظرات

[عکس ] زیارت اربعین در طول تاریخ به روایت تصاویر

شهادت امام حسین (علیه السلام) به دست یزید و اسارت خاندان عصمت و عطارت از شام به عراق در طول تاریخ شعله فروزانی بوده که هیچ چیز و هیچ کس نتوانسته آن را خاموش کند و تصاویر برجا مانده در طول تاریخ گواه این مدعاست.
 
 
منابع موثق تاریخی تاکید می کند، از زمانی که حضرت زین العابدین، امام سجاد (علیه السلام) با «جابر بن عبد الله انصاری»، صحابه پیامبر (ص) در کربلای مقدس دیدار کرد، این سرزمین به قبله عاشقان سید و سالار شهیدان و علمدار با وفایش حضرت ابالفضل تبدیل شد.
 
این دیدار بنا به تاکید منابع موثق تاریخی در روز بیستم ماه صفر انجام شد که مصادف با اربعین حسینی بود. از آن تاریخ هر سال عاشقان و دوستداران سید الشهدا راهی «سرزمین طف» می‌‌شدند تا روز بیستم صفر ضمن حضور در محل واقعه جانگداز کربلا با امام حسین و حضرت ابالفضل تجدید عهد کنند.
 
نکته حائز اهمیت این است که هر سال که می گذرد، بر شمار زائران آن حضرت افزوده می‌ شود. آمار و ارقام موجود نشان می دهد، شمار زائران اربعین حسینی در سال 1968 میلادی به بیش از نیم میلیون زائر رسید و در اولین سال های دهه هفتاد بالغ بر یک میلیون نفر عنوان گردید.

حتی در دوره دیکتاتوری حزب منحل بعث و حاکمیت «صدام حسین» با وجود تمام سرکوبگری های نظام و اعمال فشارها و ممنوعیت های اعمال شده، زیارت اربعین همچنان ادامه داشت.   
 
با سرنگونی رژیم بعث در سال 2003 میلادی زیارت اربعین شکل و شمایل جدیدی به خود گرفت و از آن تاریخ تاکنون هر سال بر شمار زائران آن حضرت در روز اربعین در قالب زیارت و راهپیمایی معروف اربعین افزایش می یابد، به گونه ای که براساس آمار و ارقام موثق شمار زائران در راهپیمایی اربعین سال گذشته (2015 میلادی) بیش از 19 میلیون نفر اعلام شد که بیش از یک میلیون و 500 هزار نفر از آنها را زائران خارجی تشکیل می دادند که از کشورهای مختلف جهان راهی کربلا شده بودند.
 
آنچه در ذیل می آید، تصاویر برجای مانده از زیارت اربعین در طول تا کنون است.

 
 
 

[عکس: 1065450_166.jpg]
زائران اربعین حسینی در حرکت به سمت كربلا معلی سال 1915
 
 
[عکس: 1065451_895.jpg]
زائران اربعین حسینی در حرکت به سمت كربلا معلی سال 1916
 
 
[عکس: 1065452_918.jpg]
زائران اربعین حسینی در حرکت به سمت كربلا معلی سال 1905
 
 
[عکس: 1065453_353.jpg]
زائران حسینی كربلا معلی سال 1909
 
 
[عکس: 1065454_162.jpg]
زائران اربعین حسینی در حرکت به سمت كربلا معلی سال 1932
 
 
[عکس: 1065455_436.jpg]
 
[عکس: 1065456_965.jpg]
 
[عکس: 1065457_784.jpg]
 
[عکس: 1065458_465.jpg]
تصویری از مرجع عالیقدر آیت الله العظمى سید علی حسینی شاهرودی (قدس سره) در زیاره و راهپیمایی اربعین می باشد

[عکس: 1065459_665.jpg]
 
[عکس: 1065460_463.jpg]
 
[عکس: 1065461_891.jpg]
کامیون های ولوو در حال انتقال زائران حسینی بین دو دهه 60 و هفتاد قرن بیست

[عکس: 1065462_551.jpg]
زائران اربعین حسینی در حرکت به سمت كربلا معلی سال 1971
 
 
[عکس: 1065463_807.jpg]
زائران اربعین حسینی در حرکت به سمت كربلا معلی سال 2003
 
 
[عکس: 1065464_986.jpg]
اربعین حسینی در كربلا معلی سال 2003
 
 [عکس: 1065465_678.jpg]
 
[عکس: 1065466_305.jpg] 
 
[عکس: 1065467_334.jpg] 
 
[عکس: 1065468_338.jpg] 






طبقه بندی: مناسبتها ،
برچسب ها: [عکس ] زیارت اربعین در طول تاریخ به روایت تصاویر،

تاریخ : 5 آذر 95 | 10:10 | نویسنده : خیریه امام سجاد علیه السلام imamsajjad@ خیریه | نظرات

تشکیل سیج مستضعفین به فرمان امام خمینی (ره) و روز بسیج


  تشکیل بسیج مستضعفین به فرمان امام خمینی (ره) و روز بسیج
تشکیل سیج مستضعفین به فرمان امام خمینی (ره) و روز بسیج

تاریخ ایرانی: در روز ۵ آذر ۱۳۵۸ بنیانگذار جمهوری اسلامی خواستار آموزش نظامی همگانی و تشکیل ارتش ۲۰ میلیونی شد.



تاریخ ایرانی: در روز ۵ آذر ۱۳۵۸ بنیانگذار جمهوری اسلامی خواستار آموزش نظامی همگانی و تشکیل ارتش ۲۰ میلیونی شد.

 

امام خمینی در جمع اعضای سپاه پاسداران مرکز تهران، با تاکید بر لزوم وحدت و آمادگی در برابر تهدیدهایی که علیه کشورمان در جریان است، تاکید کرد: «مملکت اسلامی همه‌اش باید نظامی باشد و تعلیمات نظامی داشته باشد... همه جا باید این طور بشود که یک مملکتی بعد از چند سالی که بیست میلیون جوان دارد، بیست میلیون تفنگدار داشته باشد و بیست میلیون ارتش داشته باشد...»

 

متن کامل سخنان امام در این دیدار بدین شرح است:

 «بسم اللّه‏ الرحمن الرحیم

بعضی وقت‌ها هست که یک حرفی یک مسئله‌ای بسیار خوب است، لکن طرحش در یک موقعی خوب نیست. مثلاً فرض کنید نماز که از همه عبادت‌ها افضل است، و مسائلش هم واجب است که انسان یاد بگیرد، یک وقت اتفاق می‌‏افتد که زلزله آمده است و یک عده از برادر‌هایمان زیر خاک هستند، و آن وقت ما جمع بشویم، بنشینیم راجع به مسئلۀ نماز صحبت کنیم. مسئله خوب است، وقتش خوب نیست. قضیۀ مطالبی که در این روز‌ها هی ما می‌‏بینیم پیش می‌‏آید و موجب یک مثلاً، تشنجی، موجب یک ناراحتی می‌‏شود. در یک همچه موقعی که کشور شما در سر راه یک خطر بزرگ واقع شده است، شما غافلید که با چی مقابلید الآن. با امریکا که مجهز به همۀ جهازهای درجۀ اول دنیاست. یعنی یک قوه‏‌ای است که مقابل ندارد در دنیا. لکن ما مجهزیم به یک قدرت بالا‌تر از آن، و آن توجه به خدا و اسلام است. از این جهت ما الآن مواجهیم با یک همچه قدرت بزرگ، که علاوه بر قدرت تسلیحاتی، قدرت‌های بزرگ شیطانی هم دارد. الآن هم در همۀ دنیا دارد فعالیت می‌‏کند، و تبلیغات می‌‏کند، و وادار می‌‏کند همۀ ممالک دیگر را، تا آن قدری که بتواند تمام آن دستجات خودش را تجهیز کند در مقابل ملت ما و شما‌ها و هم از نظر تبلیغات، آن طور تبلیغات وسیع را شروع کردند و دارند می‌‏کنند، و در مطبوعات خارجی و در رسانه‏‎های آنجا دارد بر ضد انقلاب ما تجهیزات می‌‏کنند. و هم ما را از دخالت نظامی می‌‏ترسانند. در یک همچه موقعی که وضعمان این طور است، مسئله هر چه هم مسئله مهمی باشد، نباید تشنج ایجاد کنیم. باید مسئله را به طور سالم و عاقلانه و بی‏‌هیاهو طرح بکنیم.

 

شما بدانید این را که از هر اجتماعی که امروز بشود، و اجتماعی باشد که تویش یک تشنجی باشد حتی برای یک مطلب حقی، باید دست برداریم و برویم سراغ آن مسئله اصلی. اگر اینطور نکنیم این به نفع آن‌هاست. آن‌ها ازش استفاده می‌‏کنند. شیاطین‏‌اند آن‌ها. از این جهت من آن چیزی را که به صلاح ملت است، به صلاح اسلام است، به صلاح شماست باید عرض کنم. و آن اینکه مسئله صحیح است، حق است، اما تشنج صحیح نیست. قوای شما باید الآن همه مجتمع در یک راه باشد. قوای فکریتان و قوای غیرفکریتان همه باید در یک راه برود. امروز که ما مواجه شدیم با این مسئله، اگر منحرف بشویم، ولو به یک مطلب بسیار خوبی که فرض کنید که یکی از مسائل بزرگ اسلام است، اما الآن مسئلۀ درجۀ اول حفظ اسلام است. شما می‌‏خواهید برای اسلام خدمت بکنید.

 

الآن در رأس همۀ مسائل اسلام این قضیۀ مواجهه با امریکاست. اگر بخواهید قدرت‌ها را جدا کنیم از هم، بخواهیم از هم جدا کنیم، قوا از هم منفصل بشود، کشیده بشود از این طرف و از آن طرف، این‌ها همه‏‌اش به نفع امریکا تمام می‌‏شود. و دست‌هایی در اینجا هست برای ایجاد یک همچه مسائل. این مسائل را ایجاد می‌‏کنند. و گاهی هم استفاده از روح پاک جوانان می‌‏کنند. این جهت خیلی باید مورد نظر همۀ آقایان باشد، که مبادا یک وقتی ما از آن مسیری که داریم، که امروز فقط یک مطلب است، و آن اینکه الآن دشمن ما امریکاست. و باید تمام تجهیزات ما طرف این دشمن باشد. مبادا یک وقتی یک تبلیغات سوئی بشود. و یک چیزهایی بشود که اسباب این بشود که نظرهای ما تشتت پیدا کند.

 

افکارمان مختلف بشود. ما یک افکاری داشته باشیم، شما یک افکاری داشته باشید، دستجات دیگر افکاری دیگر داشته باشند. همۀ افکار الآن باید یک [سمت] باشد. چطور در آن وقتی که ما مواجه با این قدرت شیطانی داخلی بودیم، هیچ تشتتی توی کار نبود. همه با هم یک فکر داشتیم. همه «الله‏ اکبر» می‌‏گفتید، و مقابله با یک همچه قدرتی می‌‏کردید. شما الآن می‌‏دانید که مقابل ما قدرتی است که صد‌ها مقابل زیاد‌تر از آن قدرت است. هزار‌ها مقابل آن قدرت است. شما امروز یک همچه حالی دارید. مملکتتان یک همچه حالی دارد. مملکت شما الآن یک حالی دارد که اگر دیر بجنبیم از بین رفتیم تا آخر. همه باید یکصدا باشیم. برای مسائلی که برای خودمان طرح است، هر چه هم مسئله بزرگ باشد، مسائلی که برای دوستانمان طرح است، هر چه هم بزرگ باشد، امروز نباید ما تشنج ایجاد کنیم برای آن. مسئله داریم، فرض کنید که یک مسئلۀ مهمی داریم، این مسئله باید مثلاً با من گفته بشود. دو سه نفر تعیین بکنند بیایند با من صحبت بکنند. مسئله فرض کنید به کسی دیگر مرتبط است، باز همانطور بکنند که یک حل بدون سر و صدا باشد. سر و صدای امروز قضیه‏‌ای است که مقابله با امریکاست. امروز هر سر و صدایی بلند بکنید که غیر از این مسیر باشد بدانید که بردش را آن‌ها دارند. و بسیار احتمال بدهید که یک محرکی، بدون اینکه آدم بفهمد، گاهی وقت‌ها آدم را وادار می‌‏کنند به یک کاری که خودش هم ملتفت نیست دارد چه می‌‏کند. این خیلی مورد اهمیت است. و مورد توجه آقایان باید باشد. 

 

شما این را بدانید که من به شما‌ها علاقه دارم؛ به پاسدار‌ها. پاسدار‌ها بودند که مملکت ما را در یک زمانی که هیچ کس نمی‌‏توانست حفظ بکند، این‌ها حفظ کردند. الآن هم دارند حفظ می‌‏کنند. این یک علاقۀ الهی است که ما به شما داریم. و این را بدانید که یک مطلبی که برخلاف صلاح شما باشد، این برخلاف صلاح اسلام است، و ما نخواهیم زد. لکن اگر یک مطلبی را من الآن گفتم به شما، که باید راه را چطوری رفت، بدانید که این هم صلاح شماست، و هم صلاح مملکتتان است، و هم صلاح اسلام است که من عرض می‌‏کنم. در عین حالی که شما می‌‏دانید که من با ایشان [آیت‌الله لاهوتی، مسئول وقت سپاه] محبت دارم، ارادت دارم، دوست دارم او را. ایشان هم به من نوشتند که من مریضم و مرض قلبی دارم و من را عفوم کنید از این کار. منم باز تا حالا جوابی به ایشان ندادم، لکن خوب یک مریض را نمی‌‏شود الزامش کنیم که شما باید مزاج خودت را از بین ببری. قلبت خدای نخواسته یک وقت از بین برود برای اینکه ما علاقه به تو داریم. علاقه این است که اگر واقعاً یک همچه کسالتی دارند ایشان، بروند خارج و معالجه کنند. و شما هم همراهی کنید با اینکه ایشان بروند خارج معالجه کنند. و اگر اشکالات دیگری دارند خوب خود ایشان بیایند با من اشکالاتشان را بگویند. یا یک کسی را بفرستند با من اشکالاتشان را بگویند. من از این وضعی که هیاهو بشود و در غیر آن مسیر و آن مطلبی که مطلب اصیل امروز ماست، این را صلاح نمی‌‏دانم. چنانچه هر دست‌ه‏ای که الآن، فرض کنید که، یک اعتصابی بکنند در کارخانه‏‌ها، یک اعتصابی بشود در وزارتخانه‏‌ها، در ادارات دولتی، یک اعتصابی بشود، این همه‌‏اش به نفع آن‌هاست، و بر ضرر ما. این نظیر‌‌‌ همان معناست که عرض کردم، که مطلب خیلی خوب است، وقتش خوب نیست. مطلب، مطلب صحیح است، لکن مطلب صحیح در یک وقت صحیح باید باشد. یک وقت اینکه باید ما همۀ قوایمان را مجتمع کنیم برای نجات دادن یک کشوری. باید اگر مسائلی برایمان پیش بیاید، هر چه هم سخت باشد، تحمل کنیم. و اگر راه حل دارد راه حل بدون یک همچه اجتماعاتی حل عقلایی، که یک نفر، دو نفر بیایند مسائلشان را بگویند و خوب، البته ما هم عرض کردم که علاقه داریم به شما و به ایشان.

 

در هر صورت من این مطلب را لازم بود تذکر بدهم. و ایشان هم اگر کسالت دارند شما نباید اصرار بکنید که یک نفر آدمی که قلبش در خطر است و باید برود در خارج معالجه بکند، شما اصرار کنید که نه، باید تو باشی و غیر از تو هم نمی‌‏شود. این برای حفظ او. باید خوب. شما بعد‌ها ایشان را لازم دارید. از این جهت من تا حالا جواب ایشان را ندادم. ایشان هم نیامده‌‏اند تا حالا پیش من که ببینم که مسئله‌‌‌ همان مسئلۀ کسالت است یا مسائل دیگری هست. و ممکن است که ایشان بیایند پیش من و با ایشان صحبت بکنیم ببینیم چیست قصه.

 

در هر صورت کل قضیه را باز من تکرار می‌‏کنم که بدانید شما با یک قدرتی مواجه هستید که اگر یک غفلت بشود مملکتتان از بین می‌‏رود. غفلت نباید بکنید. غفلت نکردن به این است که همۀ قوا، هر چه فریاد دارید سر [امریکا] بکشید. هر چه تظاهر دارید بر ضد آن بکنید. هر عملی دارید، عمل مثبت را، بر ضد آن کنید. قوای خودتان را مجهز کنید. و یک تعلیمات نظامی خودتان پیدا کنید. به دوستانتان تعلیم بدهید. به اشخاصی که ـ عرض می‌‏کنم ـ که همینطوری دارند راه می‌‏روند تعلیمات نظامی بدهید. مملکت اسلامی باید همه‌‏اش نظامی باشد. تعلیمات نظامی داشته باشد. یکی از ابواب فقه، باب «رمی» است، که تیراندازی است. خوب، آن وقت تیراندازی بوده، حالا هم تیراندازی است به یک جور دیگر. در اسلام با اینکه «رهان» یعنی یک شرطی را بگذارند برای چیزی، که نظیر قماربازی می‌‏شود حرام است، برای رمی حرام نیست. برای اسب‌دوانی حرام نیست. «سبق و رمایه» یکی از مسائل فقه است. برای اینکه همه برای همۀ افراد مستحب است که سواری را یاد بگیرند. حالا اتومبیل سواری را، رانندگی را یاد بگیرند. و برای همه مستحب است که تیراندازی را یاد بگیرند. فنون جنگی را یاد بگیرند.

 

اگر یک ملت که همه جوان‌هایش مجهز باشند به همین جهازی علاوه بر جهاز دینی و ایمانی که دارند، مجهز به جهازهای مادی هم باشند، سلاحی هم باشند و یاد گرفته باشند، همچی نباشند که یک تفنگی دستشان آمدند ندانند با آنچه بکنندش. باید یاد بگیرید و یاد بدهید رفقایتان را. جوان‌ها را یادشان بدهید. و همه جا باید این طور بشود که یک مملکت بعد از یک چند سالی بشود یک کشوری با ۲۰ میلیون جوان که دارد بیست میلیون تفنگدار داشته باشد. بیست میلیون ارتش داشته باشد. و این یک همچه مملکتی آسیب‌بردار نیست. و الآن هم الحمدللّه‏ آسیب‌بردار نیست. الآن هم ما پشتیبانمان خداست. و ما برای او نهضت کردیم. برای پیاده کردن دین او نهضت کردیم. و خدا با ماست.

 

و من امیدوارم که شکست برای شما نباشد ان‏شاءالله‏. خداوند همه‏تان را حفظ کند. و این معنایی را که عرض کردم توجه بهش داشته باشید. به رفقایی که دارید، به دستجاتی که هستند آنجا، هر جا که هستند، توجه بدهید، که امروز روزی است که همه با هم یک مطلب باید بگوییم. و آن اینکه الآن شعار مردم شده همه. الآن محرّم است، و همۀ دستجات بیرون می‌‏آیند. و دستجات باید عزاداری بکنند. عزاداری مهم است. در ضمن عزاداری‌‌‌ همان شعارهایی هم که می‌‏دهند بدهند. ولی عزاداریشان هم باید باشد. خداوند همۀ شما را ان‏شاءاللّه‏ حفظ کند. من دعاگوی همۀ شما هستم. من دیگر حالم مقتضی نیست.»

 

سخنان امام مبنی بر لزوم آموزش نظامی همگانی و تشکیل ارتش ۲۰ میلیون خیلی زود با استقبال طیف‌های مختلف گروه‌های سیاسی و مردم قرار گرفت. چند روز بعد یعنی در روز ۱۲ آذر‌‌ همان سال بود که قانون اساسی جمهوری اسلامی در یک همه‌پرسی به تایید مردم رسید. در اصل ۱۵۱ این قانون تصریح شده بود که: «به حکم آیه کریمه «واعدوالهم ما استطعتم من قوه و من رباط الخیل ترهبون به عدوالله و عدوکم و آخرین من دونهم لا تعلمونهم الله یعلمهم» دولت موظف است برای همه افراد کشور برنامه و امکانات آموزش نظامی را بر طبق موازین اسلامی فراهم نماید، به طوری که همه افراد همواره توانایی دفاع مسلحانه از کشور و نظام جمهوری اسلامی ایران را داشته باشند، ولی داشتن اسلحه باید با اجازه مقامات رسمی باشد.»

 

اینچنین بود که مقدمات تشکیل بسیج با نام اولیه سازمان بسیج ملی فراهم شد. چند ماه پس از سخنان امام درباره ارتش ۲۰ میلیونی، شورای انقلاب در تاریخ ۱۰ اردیبهشت ۱۳۵۹ لایحه قانونی تشکیل سازمان بسیج ملی را تصویب و برای اجرا به وزارت کشور ارسال کرد.

 

متن کامل لایحه قانونی تشکیل سازمان بسیج ملی بدین شرح بود:

«ماده ۱: در اجرای فرمان رهبر انقلاب و بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران مبنی بر ایجاد، آموزش و بسیج ارتش بیست میلیونی جهت پیشگیری و مقابله با هرگونه تهدید و تجاوز نظامی سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و سوانح طبیعی، سازمانی به نام سازمان بسیج ملی زیر نظر فرمانده کل قوا و وابسته به وزارت کشور تشکیل می‌گردد.

 

ماده ۲: شرح وظایف و تشکیلات و پست‌های سازمانی سازمان بسیج ملی با تأیید سازمان امور اداری و استخدامی کشور تهیه خواهد شد.

 

ماده ۳: آئین نامه اجرایی این لایحه قانونی بوسیله وزارت کشور و سازمان امور اداری و استخدامی کشور تنظیم و به تصویب هیأت وزیران خواهد رسید.»

 

در پی شروع جنگ تحمیلی موضوع آموزش نظامی همگانی و تشکیل بسیج بسیاری از مشکلات پیش روی کشور را حل کرد و مردم آموزش‌دیده فوج فوج به جبهه‌ها اعزام شدند. ۲۸ دی ماه ۱۳۵۹ شهید رجایی، نخست‌وزیر وقت با ارسال نامه‌ای به مجلس شورای اسلامی اعلام کرد: «قانون راجع به ادغام سازمان بسیج ملی (مستضعفین) در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که در جلسه مورخ بیست و هشتم دی ماه ۱۳۵۹ مجلس شورای اسلامی تصویب شده و به تأیید شورای نگهبان رسیده و طی نامه شماره ۱۶/ق/م مورخ ۵۹/۱۱/۲۱ ریاست جمهوری به نخست‌وزیر واصل گردیده است، برای اجراء به پیوست ابلاغ می‌گردد.»

 

بدین ترتیب سازمان بسیج ملی که حالا نام بسیج مستضعفین را بر پیشانی داشت به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ملحق شد و در طول هشت سال جنگ تحمیلی نیروهای رزمی مردمی را برای اعزام به جبهه‌های جنگ سازماندهی کرد.




طبقه بندی: مناسبتها ،
برچسب ها: تشکیل سیج مستضعفین به فرمان امام خمینی (ره) و روز بسیج تشکیل سیج مستضعفین به فرمان امام خمینی (ره) و روز بسیج،

تاریخ : 5 آذر 95 | 08:27 | نویسنده : خیریه امام سجاد علیه السلام imamsajjad@ خیریه | نظرات

آیین "قالیشویان مشهد اردهال" در کاشان

آیین "قالیشویان مشهد اردهال" در کاشان


تاریخچه آیین قالی‌شویان از چند منبع مورد بررسی است. یکی روایت و نقل قول‌های مردمی است، که سینه‌به‌سینه به زمان حضرت امام محمد باقر(ع) نسبت می‌دهند. می‌گویند از همان زمانی که سلطانعلی به شهادت رسیده، هر سال این آیین برگزار می‌شود. منبع دیگر تذکره امامزاده است، که وقایع و زمان وقایع را تشریح کرده است. منبع سوم متون و تحقیقات مورخان و نویسندگان است که قدمت آن را به سده اول هجری قمری نسبت می‌دهند. البته برخی از محققان و نویسندگان سابقه آیین قالی‌شویان را در جشن مهرگان و آیین‌های کهن ایرانی ریشه‌یابی می‌کنند.

به استناد منابع، مآخذ و نقل قول‌ها در سال‌های پایانی قرن اول هجری قمری، اهالی چهل حصاران(کاشان قدیم) و فین از جور و ستم حاکمان وقت، نامه‌ای به امام محمدباقر(ع) نوشتند و تقاضا کردند آن حضرت یکی از فرزندانش را برای ارشاد، راهنمایی و پیشوایی مردم منطقه بفرستد. امام یکی از فرزندانش، علی را که به روایتی 32 سال سن داشته، به ایران فرستاد. امام‌زاده علی، که در ایران به سلطان‌علی شهرت یافت مدتی در کاشان، فین، جاسب، خاوه و چند آبادی دیگر به تعلیم و تبلیغ پرداخت. امام‌زاده در مسجد جامع فین نماز می‌خواند و مردم را موعظه و هدایت می‌کرد. در تابستان‌ها، حضرت با همراهان و خادمانش به اردهال و دهکده خاوه در سر می‌برد. چند سال گذشت، نفوذ روزافزون امام‌زاده در مردم منطقه، حاکمان منطقه را به وحشت انداخت. زرین‌کقش باریکرسفی حاکم منطقه بود. پیغامی به ارزق، والی قم فرستاد و او را از گرایش فزاینده مردم به سلطان‌علی آگاه ساخت. ارزق با شنیدن خبر، سر بریده سلطان‌علی را طلبید. زرین کقش پس از مشورت با حکام محلی، نقشه قتل امام‌زاده را کشید و با رفتاری فریبکارانه سلطان‌علی را به باریکرسف دعوت کرد. خادمان امام‌زاده، از قصد پلید زرین‌کقش آگاه شدند و مردم خاوه را مطلع ساختند. بدین ترتیب زرین‌کقش در محلی به نام، دربند ازناوه به امام‌‌زاده حمله کرد و پس از چند روز جنگ و درگیری، سلطان‌علی را هنگام دعا و نماز در محلی که اکنون به قتلگاه معروف است به شهادت رساند. دو روز پس از شهادت خبر به فینی‌ها رسید. فینی‌ها با بیل، چوب و چماق خود را به اردهال رساندند و در روز سوم شهادت، پیکر پاک امام‌زاده را در یک تخته قالی نهاده به سر نهر آبی که اکنون به نهر شاهزاده حسین معروف است، بردند و غسل دادند و بعد در محل کنونی به خاک سپردند. به روایت دیگر، جسد پاره پاره امام‌زاده را بدون غسل روی قالی گذاشتند، به بالای تپه بردند و دفن کردند. بعد قالی آغشته به خون امام‌زاده را با آب جوی شستند و غسل دادند. می‌گویند، فینی‌ها مشغول غسل و دفن بودند که خاوه‌ای‌ها از راه می‌رسند و کمک می‌کنند؛ به همین علت فینی‌ها در دومین جمعه مهرماه به مشهد اردهال می‌آیند و مراسم خاکسپاری او را زنده نگه می‌دارند.

زمان برگزاری مراسم قالی‌شویان:

برگزاری مراسم بین هفته دوم و سوم (نزدیک‌ترین هفته به 17 مهرماه) متغییر است.در میان مسلمانان، تاریخ همه حوادث و وقایع مذهبی مانند شهادت، ولادت پیامبران و امامان، غزوه‌ها، جشن‌ها و رویدادهای مذهبی در تقویم هجری قمری ثبت شده‌است. اما سالگرد واقعه شهادت سلطان‌علی، بر مبنای تقویم زراعی و خورشیدی است. برخی از نویسندگان و محققان، ریشه این آیین را در جشن‌ها و آیین‌های کهن ایرانیان جستجو کرده‌اند. جلال آل احمد چون مراسم قالی شویان نزدیک به 16 مهر برگزار می‌شود، به جشن باستانی مهرگان که در 16 مهر برگزار می‌شده نسبت می‌دهد. همچنین بازار موقت مشهد اردهال را به هفته بازارهای مهرگان ربط می‌دهد.

در گاهشماری کهن ایرانیان، هر یک از سی روز ماه نام خاص داشته است. شانزدهمین روز ماه به نام مهر بوده‌است. بنابراین مهرگان، شانزدهمین روز ماه مهر و دهمین روز مهر ماه تقویم امروزی است، که زمان برگزاری قالی‌شویان بی‌ربط به این فاصله زمانی نیست.

 روند برگزاری مراسم:

هفته جار: تعیین جمعه قالی و اعلام آن به مردم، بر عهده بزرگان و ریش‌سفیدان فینی است. اگر دومین جمعه پاییز با یکی از روزهای سوگواری ماه محرم، رمضان یا روزهای جشن ولادت امامان تقارن داشته باشد، مراسم را به یک هفته قبل یا بعد برگزار می‌کنند. یکی از آداب قدیمی كه امروزه اثری از آن نیست، مطلع ساختن مردم از زمان دقیق جمعه قالی‌شویان یا اصطلاحا جمعه قالی است. چون زمان برگزاری مراسم، بین هفته دوم و سوم (نزدیک‌ترین هفته به 17 مهرماه) متغییر است. در گذشته، یک هفته قبل از زمان دقیق برگزاری مراسم، موسوم به هفته جار، ریش‌سفیدان و مطلعان در معابر عمومی، گذرها، مساجد و حسینیه‌ها زمان دقیق آن را اعلام می‌کردند. بدین ترتیب، که یک نفر در نقش جارچی جار می‌کشد: اهالی فین مرد و زن، کوچک و بزرگ این هفته، هفته قالی شورون است؛ همه روز جمعه در مشهد قالی در صحن سردار کاشی جمع شوید، چوب های خود را همراه بیاورید و به خاوه‌ای‌ها، نشلگی‌ها به کسبه‌ها و دکان دارهای بازار و میدان‌های کاشان خبر می‌دهد.

جمعه قالی:

دومین جمعه مهرماه روز قالی‌شویان است، که اهالی فین و کاشان به آن جمعه قالی می‌گویند. اغلب خانواده‌های فینی و خاوه‌ای که بر اساس سنت دیرینه هر سال در مراسم شرکت می‌کنند، شب جمعه قالی به اردهال می‌آیند و در منازل باریکرسف، زایرسراها، دامنه‌ها و حوالی صحن‌های بقعه امام‌زاده به سر می‌برند. از اوایل صبح جمعه، هزاران نفر از فینی‌های متعصب، اغلب با پوشش پیراهن مشکی، چوب و چماق‌های تراشیده و مخصوص خود را که از قبل می‌تراشند و آماده می‌کنند، به دست می‌گیرند. گفته می‌شود در گذشته به جای چوب، شمشیر، قمه و نیزه به نشانه رزمجویی و جنگ با قاتلان به دست می‌گرفته‌اند. چوب به دستان در كنار جوی آبی كه در صحن بقعه شاهزاده حسین جاری است، جمع می‌شوند و منتظر می‌مانند تا مراسم آغاز شود. در این میان چند تن از بزرگان نذورات نقدی مردم را جمع می‌کنند. با شروع مراسم فینی‌ها، یا حسین گویان و با شور و هیجان با پایین و بالابردن چوب های‌شان برای گرفتن قالی به سمت مرقد سلطان‌علی که در فاصله 800 متری واقع است، به راه می‌افتند. پس از عبور از گذرگاه دره،  از ضلع جنوبی بقعه وارد صحن پاپک می‌شوند و با طی کردن پله‌های پاپک وارد صحن صفا می‌شوند. معمولا قبل از این كه قالی را از خادمین امام‌زاده تحویل بگیرند، در صحن صفا و صحن‌های جانبی، مراسم نوحه‌خوانی و سینه‌زنی و سخنرانی برگزار می‌شود. پس از پایان سخنرانی و سوگواری، یکی از ریش‌سفیدان فینی، کمک‌های نقدی و نذورات جمع‌آوری شده را به عنوان هدیه به متولی یا سرپرست خادمان آستانه می‌دهد و درخواست قالی مخصوص امام‌زاده شهید شده را می‌کند. خادمان، یک تخته قالی لوله شده را با پارچه مشکی می‌پوشانند و به ریش‌سفیدان فینی می‌سپارند. چوب به دستان فینی، با دیدن قالی با شور و هیجان مضاعف و فریاد یا حسین یا حسین به سوی قالی می‌شتابند. قالی را در اختیار خود می‌آورند و در حالی كه انبوه جمعیت غیر فینی آن‌ها را احاطه و همراهی می‌كنند، قالی لوله شده را به نشانه جسد امام‌زاده كه در فرش پیچیده شده با ذكریا حسین و هیاهوی زیاد بر دوش نهاده با گام‌های تند و شتایان از صحن صفا خارج می‌شوند. در این میان، جمعیت انبوه آبادی‌های دیگر، حق نزدیک‌شدن به قالی را ندارند و تنها می‌توانند با نوحه‌خوانی و عزاداری آن‌ها را حمایت كنند. در پیشاپیش دسته حاملان قالی، یکی از اهالی کاشان، در حالی که جانمازی به سینه خود آویخته و قرآنی به دست گرفته و تسبیحی در دست دارد، سوار بر اسب حرکت می‌کند. می‌گویند این نماد جانماز امام‌زاده است، که یکی از اهالی چهل حصاران آن را برای امام‌زاده می‌انداخته‌است. همچنین دسته عزادار خاوه‌ای با حمل علم و كتل، فینی‌ها را همراهی می‌كنند. دسته هیجان‌زده، چوب و چماق‌های خود را در آسمان تکان می‌دهند، می‌رقصانند و مانند سپاهی خشمگین به دنبال علم به سوی چشمه سرازیر می‌شوند. گروهی جلوتر، خود را به چشمه می‌رسانند و جمعیت را از لب چشمه كنار زده فضا را آماده  ورود قالی می‌كنند. قالی را یه كنار نهر می‌آورند و بر روی زمین می‌گذارند. در این هنگام کسانی که امام‌زاده را یاری نکرده‌اند را لعنت می‌کنند. سپس برای شستن قالی، چوب دستی خود را در آب چشمه فرو برده بیرون می‌آورند. قطرات آب چوب‌ها را به قالی می‌پاشند و گوشه‌ای از قالی را خیس می‌كنند، که این نمادی برای شستن و غسل دادن قالی شهید است. سپس به همان ترتیب قالی را بر دوش گرفته از طریق گذرگاهی که به در شرقی بقعه منتهی می‌شود وارد صحن سردار یا فینی‌ها می‌شوند و چند دور قالی را در حیاط می‌چرخانند و بعد به ایوان بقعه می‌برند. در اینجا شور و هیجان به اوج می‌رسد. چند نفر از بزرگان خاوه و فین پیش می‌روند تا قالی را بگیرند ولی چوب به دستان که دوست ندارند قالی را تحویل دهند، با تکان دادن چوب‌هایشان آن‌ها را دور می‌کنند؛ تا این‌که با کشمکش‌های زیاد و فریادهای مکرر حسین، حسین و الله اکبر بزرگان فینی قالی را گرفته به بزرگان خاوه تحویل می‌دهند. خاوه‌ای‌ها نیز قالی را با تشریفات خاص تحویل خدام امام‌زاده می‌دهند. بدین ترتیب حدود ظهر مراسم تمام می‌شود و دسته برای زیارت به مرقد امام‌زاده می‌روند.

جمعه نشلگی‌ها هفته قالی:

اهالی روستای نشلگ كه در پنج، شش كیلومتری اردهال واقع است، یک هفته بعد از جمعه قالی برای برگزاری مراسم هفت شهادت سلطان‌علی، با پوشش سیاه به صورت خانوادگی به اردهال می‌آیند و در صحن صفا به سینه‌زنی و نوحه‌خوانی و نیز نخل‌گردانی می‌پردازند. نخل را با پارچه‌های سیاه تزیین می‌کنند و جوانان بر دوش می‌گذارند و در گرداگرد صحن می‌گردانند. برخی از خانواده‌ها كه تازه عروس داشتند، عروس‌شان را هم با خود به اردهال می‌بردند تا در زندگی‌شان خوش‌بخت باشند. درگذشته، نشلگی‌ها پیاده به اردهال می‌آمدند و  برمی‌گشتند و در برگشت در مكانی معروف به قدمگاه علی (ع)، و در مدخل آبادی واقع است، توقف می‌كردند و حاجت می‌طلبیدند.

بازارموقت اردهال:

هر چند از دیرباز در كنار بقعه سلطان‌علی تعدادی مغازه در قالب بازار سالانه وجود داشته، ولی از یکی دو هفته به جمعه قالی، صنعت‌گران محلی، مغازه‌داران، كسبه‌های دوره‌گرد، اجناس دست‌ساخت و مصنوع داخلی و خارجی، انواع خوراکی‌ها، تنقلات و آجیل، خشکبار، حلواجات، محصول كشاورزی، ابزارآلات مختلف نظیر انواع بیل، بیلچه، کلنگ و ابزار کشاورزی، اسباب خانه، آشپزخانه، کاسه و کوزه‌های سفالی، ظروف مسینه کاشان، پارچه و قماش، لیف، کیسه، قطیفه حمام و امتعه نظیر قصابی، نانوایی، کبابی، دل و جگری، آش، چای و قلیان و اجناس مختلف و متعدد دیگر را از كاشان، قم، فین، آران بیدگل و ... به اردهال می‌آورند و برای فروش دو سه هفته‌ای جا و مكان خاصی می‌گیرند و عرضه می کنند. قبلا فضای مابین بقعه سلطان‌علی تا شاهزاده حسین به این امر اختصاص داشته است. این بازار قدمت بسیار طولانی دارد. می‌گویند عمر آن به بیش از یک قرن می‌رسد. در واقع بازار اردهال دو ویژگی دارد: یکی پیوندش با مذهب و دیگری برگزاری برخی آیین نمایشی نظیر تعزیه، پرده‌خوانی و بازی‌های پهلوانی و سرگرمی. در بازار اردهال طرز چیدن و عرضه اجناس و شیوه دادو ستد متناسب با فرهنگ روستایی حاشیه کویر است. بیشتر زایران خرید از بازارچه را خوش‌یمن می‌دانستند.

معركه‌گیری:

معركه‌گیران هم مانند كسبه‌ها، چند روزی قبل از جمعه قالی خود را به اردهال می‌رسانند تا با نمایش قدرت خود و كارهای خارق‌العاده مردم را به دور خود جمع کرده امرارمعاش كنند. ماربازها با بازی‌دادن چند مار، حركت چرخش موتور و جهش به بالا و پایین در استوانه‌ای چوبی معروف به دیوار مرگ، پهلوانان با پاره‌كردن زنجیری كه به كتف و بازوی خود می‌بندند و ... از این جمله‌اند.

 

پرده‌خوانی:

پرده‌خوان‌ها نیز با نصب پرده‌ای كه حادثه و واقعه عاشورا بر روی آن به نقش كشیده شده، به ذكر مصایب و سرگذشت واقعه كربلا می‌پردازند. اهالی هم دور آنها حلقه زده و به تناسب وسع مالی‌ مبلغی را به وی می‌دهند.

تعزیه‌خوانی:

 

تعزیه‌خوان‌های آبادی همجوار هم در حاشیه مراسم با برگزاری نمایش مذهبی خود، واقعه و درگیری‌های امامان با دشمن را به معرض نمایش می‌گذارند.

مطابق آنچه که گفته شد، تشکیل بازارچه موقت و عرضه و فروش اجناس و کالاهای مختلف مبین تاثیر مراسم قالی‌شویان بر اقتصاد دست‌فروشان و دوره گردانی است که  از نقاط مختلف به اردهال می‌آیند. همچنین معرکه‌گیران و پهلوانان که با کارهای نمایشی کسب درآمد می‌کنند. 

ابزار و وسایلی که در این مراسم مورد استفاده قرار میگیرند عبارتند از: 

چوب دستی: تنها ابزاری که در انجام این آیین به کار گرفته می‌شود، چوب دستی‌هایی است، که فینی‌ها به جای شمشیر و قمه به نشانه رزمجویی استفاده می‌کردند.

علم: نشانه عزاداری است، که توسط خاوه‌ای‌ها در پیشاپیش چوب به دستان فینی حرکت می‌کند. این نشانه، از یک تیرک چوبی و تیغه فلزی ترکیب یافته که با پارچه‌های سبز و مشکی تزیین می‌شود.

 

مراسم قالی‌شویان در مکان‌های مختلفی برگزار می‌شود. از جمله مزار حضرت سلطان‌علی در دامنه کوهی مشرف به دره‌ای خشک و وسیع که بر روی آن  بقعه و بارگاهی به مساحت تقریبی 350 متر مربع بنا شده است. این بقعه تشکیل شده از چهار صحن به نام صحن سرداری یا فینی‌ها در شرق، صحن صفا یا عتیق در جنوب، صحن قمی در غرب و صحن جلوخان در پایین صحن صفا، که با 18 پله معروف به پاپک به هم مرتبط می‌شوند. ایوان صفا در صحن صفا، صحن سرداری در صحن سردار، گلدسته‌ها، گنبد، حجرات و زایرسراها، مسجد، آب‌انبار،بازارچه، حمام و غیره مجموعه‌ این بقعه را تشکیل می‌دهد. دیگری بقعه شاهزاده حسین است. این بقعه در فاصله 800 متری مزار سلطان‌علی قرار دارد و فینی‌ها شست‌وشوی نمادین قالی را در نهر آبی که در صحن این بقعه جریان دارد، انجام می‌دهند.

 




طبقه بندی: مناسبتها ،
دنبالک ها: خیریه امام سجادعلیه السلام،

تاریخ : 7 مهر 95 | 05:17 | نویسنده : خیریه امام سجاد علیه السلام imamsajjad@ خیریه | نظرات

تطابق زمانی عاشورای سال 95 با عاشورای سال 61 هجری!

تطابق زمانی عاشورای سال 95 با عاشورای سال 61 هجری!


واقعه مهم عاشورای سال 61 هجری که در نهایت شهادت امام حسین علیه السلام و به اسارت رفتن اهل بیت ایشان را به همراه داشت، با تاریخ محرم سال 95 شمسی تطابق دارد. در این خصوص، تبیان مصاحبه ای اختصاصی با جناب آقای علی اکبر نیّری- کارشناس مرکز تقویم موسسه ژئوفیزیک دانشگاه تهران انجام داده است.

مصاحبه از: محمد باعزم- بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان
تطابق عاشورا با سال هجری

طول متوسط هر ماه قمری حدود 29.530589 روز یا 29 روز و 12 ساعت و 44 دقیقه و 3 ثانیه است؛ بنابراین طول هر سال قمری که از 12 ماه قمری تشکیل شده، به طور متوسط 354.367068 روز است که به عبارت دیگر می شود 354 روز و 8 ساعت و 48 دقیقه و 35 ثانیه.
هر سال شمسی نیز به طور متوسط 365.242198 روز دارد یا به بیان دقیق تر، 365 روز و 5 ساعت و 48 دقیقه و 45 ثانیه، بنابراین اختلاف هر سال شمسی و قمری برابر خواهد بود با 10.87513 روز یا به بیان دقیق تر، 10 روز و 21 ساعت و 11 ثانیه.
برای آن که سالگرد قمری و شمسی یک پدیده دوباره بر هم منطبق شود، تعداد روزهای گذشته از آن پدیده باید مضرب صحیحی از طول سال قمری و شمسی باشد. محاسبات نشان می دهد که بعد از گذشت 168، 403، 571، 806، 974، 1209و1377 سال قمری، تعداد روزهای گذشته با دقت خوبی معادل تعداد صحیحی سال شمسی خواهد بود و دو تقویم با اختلاف کمتر از 1 روز دوباره بر یکدیگر منطبق می شوند. اختلاف بین سال های نام برده شده به ترتیب عبارت است از 168، 235، 168، 235، 168، 235 و 168 که الگویی منظم است. بنابراین می توان گفت هر 168 سال و 235 سال (به طور یکی در میان)، تقویم قمری و شمسی با اختلاف کمتر از 1 روز بر هم منطبق می شوند.

واقعه عاشورای سال 61 هجری قمری، در پاییز آن سال اتفاق افتاده است. البته ممکن است با یک روز جابجایی این محاسبه صورت گرفته باشد اما دقت محاسباتی بسیار زیاد است. و این جابجایی به دلیل استانداردهای موجود الان و تفاوت آن با گذشته است.

- نحوه محاسبه این موضوع چگونه است؟

شرایط رویت هلال سال 61 قمری یا سال 59 هجری شمسی که مطابق با همان سال است را بررسی می کنیم و براساس اینکه رویت هلال چه مکانی برای ما دارای اهمیت است، به عنوان مثال، مکه و مدینه یا کوفه یا کربلا و... به محاسبه آن می پردازیم. ضمن اینکه پارامتر های رویت هلال در آن زمان با شرایط فعلی متفاوت است زیرا آن زمان، تلسکوپی وجود نداشته است و شرایط با چشم غیر مسلح را برای آن زمان در نظر بگیریم و امروزه از تلسکوپ برای رویت هلال ماه استفاده می گردد، با مجموع این شرایط و پارامترهایی که در ادامه توضیح می دهم، این محاسبه صورت می گیرد.

- پارامتر دلتا تی چیست؟

اختلاف بین زمان زمینی (Terrestrial Time) و زمان جهانی(Universal Time ). این اختلاف در حال حاضر در حدود یک دقیقه است و با آهنگ 2 ثانیه در هر 3 سال افزایش می یابد. این اختلاف ناشی از نا منظم بودن آهنگ چرخش محوری زمین است و در مجموع آشکار شده که دارای بی نظمی های مشخصی است و در حال کم شدن می باشد. زمان جهانی با توجه به زمان نجومی به چرخش زمین بستگی دارد اما زمان زمینی طبق روابط دینامیکی اجرام در منظومه شمسی تعریف می شود.

این پارامتر برای آن زمان به دقت مشخص نیست بنابراین این محاسبه به آن پارامتر نیز بستگی دارد پس با قطع و یقین این موضوع را نمی توان گفت اما محاسبه های انجام شده دارای دقت بسیار زیاد هستند و ضریب خطا در آن بسیار کم است. بعد از آن هلال امسال نیز رویت می شود که باز هم این رویت هلال بستگی به مکان رویت دارد ممکن است برای تهران بررسی شود یا عراق و... مجموع این موضوعات به اثبات می رساند که این تطابق واقعی و با حداکثر یک روز اختلاف است.

- اعداد و ارقام محاسباتی چه چیزی به ما می گویند؟

با توجه به طول سال قمری و شمسی، 1377 سال قمری میانگین با دقت بسیار زیادی با 1336 سال شمسی میانگین معادل است. واقعه عاشورا سال 59 هجری شمسی و 61 هجری قمری و روز و ماه همان سال نیز به همین منوال بوده است. اگر ما به سال 61 هجری قمری، 1377 سال اضافه کنیم، نتیجه آن می شود 1438 قمری که آغاز آن با شروع ماه محرم همراه است. به عدد 59 هجری شمسی نیز عدد 1336 اضافه شود، نتیجه آن سال 1395 می شود، لذا واقعه عاشورا در سال 61 قمری دقیقا مطابق می شود با سال 1395 هجری شمسی که ما امسال در آن هستیم.

هر 168 سال و 235 سال (به طور یکی در میان)، تقویم قمری و شمسی با اختلاف کمتر از 1 روز بر هم منطبق می شوند.

- بنابراین واقعه عاشورا، بایستی در پاییز سال 61 قمری اتفاق افتاده باشد؟

بله دقیقا، یعنی واقعه عاشورای سال 61 هجری قمری، در پاییز آن سال اتفاق افتاده است. البته ممکن است با یک روز جابجایی این محاسبه صورت گرفته باشد اما دقت محاسباتی بسیار زیاد است. و این جابجایی به دلیل استانداردهای موجود الان و تفاوت آن با گذشته است. به عنوان مثال، رویت هلال ماه در حال حاضر، با تلسکوپ قابل قبول است اما در گذشته اینگونه نبوده است. همچنین ملاک را از مکه یعنی زمانی که حضرت سفر خود را شروع کرده اند قرار دهیم یا زمانی که به کربلا رسیده اند و... که مجموع آنها نتیجه ای است که عرض شد.
همچنین بررسی های که در گذشته انجام شد نشان داد که واقعه عاشورا در روز سه شنبه یا چهارشنبه سال 59 شمسی است. یعنی 20 یا 21 مهرماه سال 59 شمسی، بنابراین با این محاسبه، روز عاشورا در سال 61 قمری نیز در 10 محرم، سه شنبه یا چهارشنبه بوده است.

- آیا شروع سال قمری در گذشته نیز همان محرم بوده است؟

من با اطمینان در این مورد نمی توانم بگویم اما تا جایی که اطلاع دارم بله همینطور بوده است. عرب جاهلیت براساس سنت یهود که در تقویم خود، (نَسئ) داشته اند، اقدام می کرده اند. براساس تقویم یهود که در آن (نَسئ) دارند که البته بعدها توسط اسلام نهی شد، ماه های آنها قمری و سال آنها شمسی می شود. یعنی سال آنها مانند قمری نمی چرخد و به عنوان مثال، رمضان آنها همواره در یک فصل قرار دارد و چون مسلمانان (نَسئ) را ندارند پس سال آنها می چرخد. حال از چه زمانی این معیار سال بوجود آمده است، نیازمند اطلاعات و مطالعات وسیع تاریخی اسلام است.




طبقه بندی: مناسبتها ، ائمه اطهار احادیث قرآن کریم،
برچسب ها: تطابق زمانی عاشورای سال 95 با عاشورای سال 61 هجری!،

تاریخ : 6 مهر 95 | 19:40 | نویسنده : خیریه امام سجاد علیه السلام imamsajjad@ خیریه | نظرات

اعمال روز عید قربان

اعمال روز عید قربان

اعمال روز عید قربان

 


اعمال روز دهم ذی الحجه (روز عید قربان)


روز عید قربان از اعیاد مهمّ اسلامى است. این روز یادآور اخلاص و بندگى حضرت ابراهیم(علیه السلام)در برابر پروردگار خویش است، آن جا که فرمان حق براى ذبح اسماعیل صادر شد، و ابراهیم آن بنده فرمانبردار خداوند آماده اجراى این فرمان شد و اسماعیل را به قربانگاه برد و کارد بر حلقومش نهاد، ولى ندایى رسید که اى ابراهیم از عهده این آزمون الهى برآمدى! دست نگهدار که فرمانبردارى خویش را به درستى اثبات کرده اى.

 

جبرئیل همراه با «قوچى» فرود آمد و ابراهیم آن را قربانى کرد، و سنّت قربانى در منا از آن روز برقرار شد، این روز، روز عید و خوشحالى و سرور است. زیرا علاوه بر این که بنده اى مخلص از آزمونى دشوار، سربلند بیرون آمد و بندگى خویش را در پیشگاه خداى بزرگ ثابت کرد، گروه عظیمى از بندگان مخلص خدا به او تأسّى جسته، به زیارت خانه خدا مى شتابند و مراسم منا و از جمله، قربانى را انجام مى دهند.

 

اعمال روز عید قربان:


براى عید قربان اعمالى چند نقل شده است:


غسل کردن است که به گفته مرحوم «علاّمه مجلسى»، غسل در آن روز سنّت مؤکّد است تا آن جا که بعضى از علما آن را واجب دانسته اند.(1)

 

نماز عید قربان است و نحوه انجام آن، به همان کیفیّتى است که در نماز عید فطر گفته شد، و نماز عید قربان در زمان غیبت امام(علیه السلام)مطابق مشهور فقهاى عظام، سنّت مؤکّد است.(2) (خواه به صورت جماعت خوانده شود یا فرادى).

 

مستحب است دعاهایى را که پیش از نماز عید و قبل از آن وارد شده است بخواند. به فرموده مرحوم «علاّمه مجلسى»، بهترین دعاها،دعاى چهل و هشتم «صحیفه کامله سجّادیه» است که اوّلش این است: أللّهُمَّ هذا یَومٌ مُبارَک و اگر دعاى چهل و ششم را نیز بخواند بهتر است.(3)

 

خواندن دعاى ندبه در این روز و سایر اعیاد مستحبّ است.(4)

 

قربانى کردن در این روز براى همه مستحبّ مؤکّد است و بسیار سفارش شده است، تا آن جا که برخى از علما آن را بر کسانى که توانایى دارند واجب دانسته اند و مستحب است بعد از نماز عید، کمى از گوشت آن بخورد.(5)

 

و نیز مستحبّ است هنگام قربانى این دعا را که از امام صادق(علیه السلام) نقل شده است بخواند:

 

وَجَّهْتُ وَجْهِىَ لِلَّذى فَطَرَ السَّمواتِ وَ الاَْرْضَ، حَنیفاً مُسْلِماً وَ ما أنَا

من روى خود را به سوى کسى کردم که آسمان ها و زمین را آفریده; من در ایمان خود خالصم و

 

مِنَ الْمُشْرِکینَ، إنَّ صَلاتى وَ نُسُکى وَ مَحْیاىَ وَ مَماتى لِلّهِ رَبِّ

از مشرکان نیستم. نماز و قربانى و زندگى و مرگم براى خداوندى است که پروردگار

 

الْعالَمینَ، لا شَریکَ لَهُ، وَ بِذلِکَ أُمِرْتُ وَ أَنَا مِنَ الْمُسْلِمینَ. اَللّهُمَّ مِنْکَ

جهانیان است. شریکى براى او نیست. من به این برنامه مأمور شدم و از مسلمانانم. خدایا از تو و

 

وَلَکَ، بِسْمِ اللّهِ وَاللّهُ اَکْبَرُ. اَللّهُمَّ تَقَبَّلْ مِنّى.(6)

براى توست. به نام خدا و خداوند بزرگتر است. خدایا از من قبول فرما.

 

(البتّه اگر به نیّت چند نفر قربانىِ مستحب انجام شود، بگوید: اَللّهُمَّ تَقَبَّلْ مِنّا)

بسیار مناسب است افراد توانگر، در این روز قربانى نمایند و اکثر آن را به فقرا و نیازمندان انفاق کنند و به همسایگان و آشنایان نیز بدهند.

 

در روایتى است که امام صادق(علیه السلام) فرمود: امام على بن الحسین و امام باقر(علیهم السلام) گوشت قربانى را سه قسمت مى کردند; یک قسمت آن را به همسایگان مى دادند و یک قسمت آن را به نیازمندان و قسمت سوم را براى اهل خانه نگه مى داشتند.(7)

 

تکبیرات مشهور زیر را بگوید; براى کسانى که در این ایّام توفیق حضور در مراسم حج و صحراى «منى» را دارند، بعد از پانزده نماز این تکبیرها را مى خوانند; از نماز ظهر روز عید، شروع کرده تا نماز صبح روز سیزدهم; ولى کسانى که در آن جا نیستند، بعد از ده نماز آنها را مى خوانند، از نماز ظهر روز عید آغاز نموده، تا نماز صبح روز دوازدهم، و آن تکبیرها مطابق روایت کتاب شریف «کافى» چنین است:

 

اَللهُ اَکْبَرُ، اَللهُ اَکْبَرُ، لا اِلـهَ اِلاَّ اللهُ وَ اللهُ اَکْبَرُ، اَللهُ اَکْبَرُ، و للهِِ الْحَمْدُ، اَللهُ اَکْبَرُ عَلى

خدا بزرگتر از توصیف است معبودى جز خدا نیست و خدا بزرگتر است و ستایش خاص خداست خدا بزرگتر است بر آنچه

 

ما هَدانا; اَللهُ اَکْبَرُ عَلى ما رَزَقَنا مِنْ بَهیمَةِ الاَْنعامِ; وَ الْحَمْدُ لِلّهِ عَلى ما أبْلانا.(8)

ما را راهنمایى کرد خدا بزرگتر است بر آنچه روزیمان کرد از چهار پایان انعام (شتر و گاو و گوسفند) و ستایش خاصّ خداست براى آن که آزمود ما را.

 

حدّاقل این تکبیرها را بعد از نماز در این ایّام، یکبار بگوید ولى اگر تکرار نماید، بهتر است، و حتّى اگر بعد از نوافل نیز بگوید خوب است.(9)

 

1.زادالمعاد، صفحه 319.

2. همان مدرک.

3. همان مدرک.

4. همان مدرک، صفحه 320.

5. همان مدرک.




طبقه بندی: مناسبتها ،
برچسب ها: اعمال روز عید قربان،
دنبالک ها: خیریه امام سجادعلیه السلام،

تاریخ : 22 شهریور 95 | 04:42 | نویسنده : خیریه امام سجاد علیه السلام imamsajjad@ خیریه | نظرات

فاجعه منا (۱۳۹۴)



فاجعه منا (۱۳۹۴)


تاریخچه فاجعه منا, حادثه منا

تاریخچه فاجعه منا

 

فاجعه منا - ۱۳۹۴/۰۷/۰۲

تقاطع خیابان ۲۰۴ و ۲۲۳ محل سانحه منا در نزدیکی جمرات
تاریخ : ‎۲ مهر ۱۳۹۴ (۲۴ سپتامبر ۲۰۱۵ م)
موقعیت : سرزمین منا، مکه، عربستان سعودی عربستان سعودی
مختصات  :   ۲۱°۲۴ ۴۸  شمالی ۳۹°۵۳′۳۶″ شرقی

 

فاجعه منا در ۲ مهر ۱۳۹۴ برابر با ۲۴ سپتامبر ۲۰۱۵ میلادی و ۱۰ ذیحجه ۱۴۳۶ قمری همزمان با عید قربان در مراسم رمی جمرات در «خیابان ۲۰۴» نزدیک تقاطع آن با «خیابان ۲۲۳»، در منطقهٔ منا، شهر مکه، عربستان سعودی رخ داد. ازدحام حجاج باعث کشته شدن دست‌کم ۲٬۲۳۶ نفر شد. هنوز آمار دقیق تلفات این حادثه رسماً اعلام نشده است. مقامات رسمی عربستان ۲ روز پس از وقوع حادثه تعداد جانباختگان را ۷۶۹ نفر اعلام کردند. براساس مجموع آمار استخراج‌شده از گزارش‌های جداگانهٔ کشورها، تعداد فعلی جانباختگان ۲٬۴۳۱ نفر است.

تعداد جانباختگان ایرانی در این حادثه ۴۶۴ نفر اعلام شده که تمامی مفقودان حادثه تا تاریخ ۱۶ دی ۱۳۹۴ شناسایی شدند و ۴۲ قربانی دیگر در قبورالشهدای مکه دفن شده‌اند. در پی این حادثه، ۳ روز عزای عمومی توسط سید علی خامنه‌ای در ایران اعلام شد. این حادثه منجر به برآشفتگی طایفه‌ای بین دو دشمن منطقه عربستان سنی و ایران شیعه شد که یکی از دلایل اساسی این برآشفتگی روابط، نا آرامی‌های خاورمیانه مانند جنگ داخلی سوریه و جنگ داخلی یمن بوده است. ایران با ۴۶۴ جانباخته، بیشترین کشتهٔ شناسایی‌شده را در آسیا داشته‌ است. بر اساس آمار به دست آمده، مالی با ۳۱۲، نیجریه با ۲۷۴، مصر با ۱۹۰، بنگلادش با ۱۳۷ و اندونزی با ۱۲۹ جانباخته پس از ایران بیشترین تلفات را داشته‌اند.

 

این واقعه مرگبارترین رویداد تاریخ حج است. واقعهٔ سال ۱۹۹۰ دیگر حادثه حج با بیش از هزار کشته بود که در آن ۱۴۲۶ زائر جان باختند. رویداد سال ۱۹۹۰ هم در مسیر رمی جمرات اتفاق افتاد. رمی جمرات چندین بار دیگر نیز چندصد کشته به‌جا گذاشته‌است؛ از جمله، در سال ۲۰۰۶ میلادی، بیش از ۳۶۰ نفر از حجاج بر اثر ازدحام جمعیت هنگام اجرای مراسم رمی جمرات کشته شدند. این واقعه در پی مذاکرات سازمان حج و زیارت جمهوری اسلامی ایران با مسئولان عربستان، به دلیل "استمرار کارشکنی‌های دولت سعودی" منجر به لغو شدن سفر حج برای ایرانیان در سال ۱۳۹۵ شد.

 

سید علی خامنه ای در پیامی در آستانه فرا رسیدن موسم حج در ۱۵ شهریور ۱۳۹۵ با مقصر خواندن حکام سعودی در این فاجعه، از ممانعت مسئولان سعودی در تشکیل هیئت حقیقت‌یاب بین‌الملل اسلامی برای آشکار شدن زوایای پنهان این فاجعه انتقاد کرد.

 

کمترین آمار گزارش شده از تلفات ۲٬۲۳۶ نفر است در حالی که خبرگزاری آسوشیتد پرس کشته شدن ۲٬۴۲۶ نفر را تأیید کرده است. رسانه‌های ایرانی نیز به نقل از سعید اوحدی، رئیس سازمان حج و زیارت، شمار کلی جانباختگان را حدوداً ۷۷۰۰ نفر گزارش کرده‌اند و با استناد به آمار غیررسمی و مشاهدات میدانی اعلام کرده‌اند این آمار به بیش از ۸۰۰۰ نفر خواهد رسید.

 

برخی خبرگزاری‌های ایرانی و غیرایرانی در تاریخ ۷ مهر اعلام کردند که معاون وزیر بهداشت عربستان، حمد بن محمد الضویلع، طی خبری در پایگاه رسمی وزارت بهداشت عربستان مجموع آمار کشته شدگان این حادثه را بر اساس عکس‌های دریافت شده از جانباختگان فاجعه، ۴۱۷۳ نفر ذکر کرده بود. این خبر از جانب منابع رسمی تکذیب شد.

 

خبرگزاری‌های منتشرکننده این خبر ادعا کردند که اخبار از سایت وزارت بهداشت عربستان حذف شده است و این ماجرا، بازتاب گسترده‌ای در رسانه‌های فارسی‌زبان داشت. سی‌ان‌ان عربی نیز ضمن بیان این که در این خبر از واژهٔ «کشته‌شدگان» استفاده شده است و رسانه‌های عربستان از این واژه برای قربانیان حج استفاده نمی‌کند، درستی این خبر را تأیید نکرد. پایگاه خبری اینترنشنال بزینس تایمز نیز احتمال داد که این خبر ممکن است به دست یک هکر در سایت وزارت بهداشت عربستان قرار گرفته باشد.

 

برخی پایگاه‌های خبری در تاریخ ۲۳ مهر ۱۳۹۴ آمار جانباختگان فاجعهٔ منا را به استناد سندی که ادعا می‌شود از وزارت بهداشت عربستان افشا شده، ۷۴۷۷ نفر اعلام کردند. پایگاه خبری مصری البدیل نیز این آمار را تأیید کرده است.

 

مقامات
نیجریه:

تیجانی المسکینی
حاجیا بیلکیسو یوسف 
الحاجی عباس ابراهیم سامبو
جاستیک عبدالغدیر جگا
جاستیک موسی حسن الکالی
انگر بلو جیدان حما 
پاکستان :

اسد مرتضی گیلانی
ایران:

غضنفر رکن آبادی (سفیر سابق ایران در بیروت) 
محمدصادق اخوان (معاون مرکز شورای حل اختلاف قوه قضائیه)
محمدرحیم آقایی‌پور (سفیر سابق ایران در اسلوونی) 
احمد فهیما (معاون ادارهٔ تشریفات وزارت خارجه) 
حسن حسینی مقدم (سرکنسول ایران در مرو)

مهدی صفری (سفیر سابق ایران در چین) 
مرجان نازقلیچ (فرماندار بندرترکمن)

 

تاریخچه فاجعه منا, حادثه منا

تقاطع خیابان ۲۰۴ و ۲۲۳ محل سانحه منا در نزدیکی جمرات

 

جغرافیای منا
سرزمین منا، دره‌ای در شرق مکه، احاطه شده بین رشته کوهی، به درازای تقریبی ۴٫۱۰۰ متر، و بیشترین ارتفاع حدود ۱٫۷۰۰ متر، و کم‌ترین ارتفاع نرسیده به ۴۰۰ متر است. مساحتی که از لحاظ دینی برای مسلمانان اهمیت دارد حدود ۷٫۸۲ کیلومتر مربع است که مساحت قابل استفاده از آن ۴٫۸ کیلومتر مربع که مساوی با ۶۱٪ از کل مساحت است و ۳۹٪ غیرقابل استفاده ناهمواری‌های خشن است. در روزهای مرسومات حج که در هر سال برگزار می‌شود و طولانی‌ترین مدت آن ۶ روز است، نزدیک به دو میلیون زائر را در خود جا می‌دهد که علاوه بر کارگران و خدمت‌رسانان گوناگون، این عدد به ۳ میلیون می‌رسد. این شرایط، در روزهای حج این مکان را به کم‌ترین مساحت پرجمعیت جهان تبدیل می‌کند.


علت حادثه
روزنامه الدیار، حرکت کاروان محمد بن سلمان، جانشین ولیعهد سعودی، پسر شاه و وزیر دفاع سعودی در مرکز مِنا، علت احتمالی تغییر حرکت زائران کعبه در سرزمین مِنا گفته است. سرلشکر منصور الترکی سخنگوی رسمی وزارت کشور عربستان، در پاسخ به این مسئله گفت: «بعضی‌ها تلاش می‌کنند که حادثهٔ ازدحام در منا را به عبور کاروان‌ها نسبت دهند؛ و این اولین‌بار نبوده و درست نیست و هیچ ربطی بین بخش‌های اقامت مسؤلان عالی‌رتبه و بین مکان این حادثه وجود ندارد. برنامه‌ریزی ما بسیار دقیق است و تمامی اماکنی که مربوط به ادای رسوم حج می‌شود را در بر می‌گیرد... هر سال با مسؤلان کاروان‌های عازم حج کشورهای گوناگون تقسیم کار می‌کنیم و برای توضیحات در مورد برنامهٔ رمی جمرات که طرح‌ریزی کرده‌ایم، با آنان کنفرانس برگزار می‌کنیم و حوادث در لحظه روی می‌دهد و اگر به کم‌کاری و خللی در برنامه‌هایمان مواجه شدیم در برطرف کردن آن درنگ نمی‌کنیم...». رسانه‌های ایرانی، ویدیویی در یوتیوب با عنوان «عبور کاروان امیر خالد فیصل، امیر منطقهٔ مکه از منا»، که در سه سال قبل از این حادثه در آن سایت بارگذاری شده‌بود را برای پوشش تصویری این خبر به نمایش گذاشتند.

مقامات عربستان، اعلام کردند که ازدحام و تبعیت‌نکردن زائران از دستورالعمل‌ها علت اصلی حادثه بوده‌است، فارس نیوز می‌نویسد، بسته‌شدن یک مسیر و هدایت زائران به مسیری که درِ آن بسته بود، نشان می‌دهد علت اصلی حادثه، تصمیم غلط برگزارکنندگان مراسم بوده‌است.

 

به گفتهٔ یک شاهد عینیِ ایرانی، حادثه در خیابانی که عمدتاً ایرانی‌ها، افریقایی‌ها، هندی‌ها و پاکستانی‌ها به سمت جمرات حرکت می‌کنند کاملاً وضعیت غیرعادی محسوس بوده و به‌هم‌خوردن حال حجاج از ازدحام، ترافیک، نبودِ آب آشامیدنی و بسته‌بودن راه‌های خروجیِ خیابان به‌سمت جمرات شرایط ایجاد مرگ حجاج را رقم زد.

 

روزنامهٔ الشرق‌الاوسط، به نقل از یکی از مسئولان کاروان حج ایران، که نامش را افشا نکرده، نوشته‌است: در روز حادثه ۳۰۰ زائر ایرانی بدون توجه به برنامه‌ریزی‌ها عازم مراسم رمی جمرات شده‌اند و برخورد آنها در خیابان ۲۰۴ با زائرانی که طبق برنامه و در کاروان‌های خود عازم مراسم رمی جمرات شده‌اند، باعث این حادثه بوده است. این ۳۰۰ زائر ایرانی بر خلاف برنامه‌ریزی‌ها در روز حادثه به چادرهای محل استقرار خود نرفته‌اند و مستقیماً و «سرخود» عازم مراسم رمی جمرات شده‌اند که این اقدام آن‌ها باعث ایجاد اختلال و برخورد دو گروه در مسیر متفاوت در خیابان ۲۰۴ شده است. خبرگزاری فارس در پاسخ می‌نویسد: کسانی که در سالهای اخیر در حج تمتع حضور داشته‌اند بخوبی می‌دانند که اصلاً راه بازگشت به عقب وجود ندارد؛ لذا امکان نداشته که ۳۰۰ ایرانی برعکس بقیه حرکت کنند. گذشته از این، این حادثه در صبح روز عید اتفاق افتاد، یعنی هنوز کسی رمی نکرده بود که بخواهد بازگردد. چرا حجاج ایرانی باید بر عکس بقیه حرکت می‌کردند و رمی نکرده باز می گشتند؟!. این خبرگزاری در ادامه می‌نویسد:در سالهای گذشته امکان حرکت معکوس وجود نداشت و راه‌های رفت و برگشت نیز از هم جدا بود. آیا امسال این امکان وجود داشت؟ هرگز امکانی برای بازگشت و خلاف دیگران حرکت کردن نبود. ضمن اینکه محل وقوع فاجعه تقریباً در اواخر منا قرار دارد و دلیلی هم برای بازگشت کسی نبوده است. همه برای رمی به سمت جمره می‌رفتند. روزنامهٔ آفرینش در پاسخ به این مسئله می‌نویسد: مگر نیروهای امنیتی و انتظامی سعودی در آنجا چکار می‌کرده‌اند که یک عده توانسته‌اند به قول سعودی‌ها «سرخود» حرکت کنند؟ مگر نه این است که مأموران سعودی در آن روز، وظیفه‌ای جز برقرار نظم و جلوگیری از حرکت‌های خارج از نظم ندارند؟ از همه این‌ها گذشته، با توجه به وجود ۲۴ ساعته دوربین‌های مداربسته در تمام مسیر، اگر واقعاً این گونه است، فیلم‌های مربوطه را پخش کنند.

 

سی‌ان‌ان تداخل بین گروه حاجیانی که از رمی جمرات بازمی‌گشتند و کسانی به سمت آن می‌رفتند و فشاری که این دو دسته از طریق هل‌دادن به هم وارد می‌کردند را علت وقوع این حادثه عنوان کرده‌است. هم‌چنین، عجله‌داشتن حجاج برای رفتن به رمی جمرات در ساعات آغازین روز و جمعیت زیاد و گرمای شدید (۴۳ درجه) از عوامل مؤثر بر وقوع این فاجعه یاد شده‌است.


وال‌استریت جورنال، طی گزارشی از به‌هم‌ریختگی وزارت حج عربستان به‌عنوان مسئول اصلی برگزاری مراسم حج و استعفای دست‌کم پنج تن از مقامات ارشد وزارت حج در چند ماه گذشته به‌علت اختلافات داخلی با معاون وزیر جدید خبر داده‌است. به نوشتهٔ این روزنامه، این مقامات، که ده‌ها سال تجربه داشته‌اند، اعضای واحدی موسوم به واحد اعزام بوده‌اند، که وظیفه‌اش سازماندهی حرکت زوار از مِنا به جمرات است.


واکنش‌ها
سید علی خامنه‌ای طی نامه‌ای رسمی ضمن اعلام تسلیت به خانواده‌های جانباختگان و اعلام ۳ روز عزای عمومی که در طول سالهای رهبری وی؛ اعلامش از جانب او بی‌سابقه بوده است؛ در مورد این فاجعه نسبت به دولت سعودی گفت:
دولت سعودی موظف است مسئولیت سنگین خود را در این حادثهٔ تلخ پذیرفته و به لوازم آن به قاعدهٔ حق و انصاف عمل کند. مدیریت غلط و اقدامات ناشایسته که عامل این فاجعه بوده نباید از نظر دور بماند.
طلاب حوزه علمیه استان تهران در اعتراض به این فاجعه و فجایع مشابه حج در عربستان سعودی و اعلام تسلیت به خانواده‌های عزادار، در مدرسه عالی مطهری جمع شدند و خواستار تعلق مدیریت حج از جانب دولت سعودی به تمامی کشورهای اسلامی شدند. آنان اعلام کردند:دولت عربستان نمی‌تواند مراسم حج را مدیریت کند و در این مورد باید شورایی با حضور نمایندگان کشورهای اسلامی به منظور جلو گیری از فجایع دیگر و مدیریت بهتر حجاج تشکیل شود.

 

چندی بعد سید علی خامنه‌ای در نشستی، کشور عربستان سعودی را در صورت عدم همکاری تلویحاً تهدید نظامی کرد. صادق زیباکلام گفت «حادثه منا مستمسک و بهانه مناسبی شد برای بسیاری از ایرانیان تا دق‌ودلی‌شان را بر سر اعراب خالی کنند.» در ادامه گفت که «جالب است نه مردم عادی و نه مسئولین در ایران هیچ تردیدی در خصوص اسباب و علل و دلیل یا دلایل به وجود آمدن تراژدی منا نداشتند.

 

آنان در ایران و صدها کیلومتر دورتر از منا «دقیقاً» می‌دانستند که علت آن حادثه کدام بوده.» سید علی خامنه ای در سخنرانی 17 شهریور در میان خانواده های قربانیان منا، دولت سعوی را یک دولت خبیث ملعون معرفی کرد و خواستار آن شد که کمیته ای حقیقت یاب تشکیل شده از هیئت بین المللی حادثه منا را بررسی کنند. حسن روحانی نیز مشکل ایران با دولت سعودی را صرفا مسائل حج ندانست و َآن را فراتر دانسته است.


شکایت از عربستان به لاهه
جمعیت دانشجویی حقوق بشر جمهوری اسلامی ایران با صدور بیانیه‌ای و تنظیم شکایت نامه‌ای به دیوان لاهه، خواستار رسیدگی بین‌المللی به فاجعه منا شد. این جمعیت دانشجویی اعلام کرد شکایت رسمی از دولت عربستان سعودی با توجه به نقض حقوق بشر و همین‌طور در مورد فاجعه منا و مکه تنظیم نموده و تقدیم دادگاه لاهه کرده است. لازم است ذکر شود این اولین نهادی است که از عربستان در مورد فاجعه منا شکایت رسمی کرده است.

 

تاریخچه فاجعه منا, حادثه منا

تشییع قربانیان در دانشگاه تهران - مهر ۱۳۹۴


تشییع
نخستین مراسم تشییع مربوط به ۸ تن از کشته شدگان فاجعه منا بود که در تاریخ ۱۲ مهر ۱۳۹۴ از دانشگاه تهران برگزار شد؛ در جریان این مراسم تشییع‌کنندگان در هنگام همراهی تابوت‌ها، شعارهایی بر ضد دولت سعودی سر دادند. همچنین مراسم تشییع علاوه بر تهران در شهرهای دیگر از جمله مشهد نیز برگزار شد.


به گفتهٔ حسن هاشمی، وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی ایران، با رضایت خانواده هفت نفر از جان باختگان، پیکرهای آنان در مکه دفن شده‌است.
در ادبیات رسمی جمهوری اسلامی ایران جانباختگان این فاجعه به عنوان "شهدای منا" شناخته می شوند.


حوادث مشابه
حادثهٔ ازدحام ۱۳۹۴ نخستین حادثه از این دست نبوده و در ۲۵ سال اخیر، دست‌کم نهمین حادثه بوده‌است.
۱۹۹۰؛ پس از خرابی سیستم تهویه، به‌سبب خفگی، ۱۴۲۶ حاجی مردند.
۱۹۹۴؛ در ازدحام هنگام رمی جمرات، ۲۷۰ حاجی جان خود را از دست دادند.
۱۹۹۸؛ در شلوغی هنگام رمی جمرات، بیش از ۱۱۸ حاجی کشته و بیش از ۱۸۰ نفر مجروح شدند.
۲۰۰۱: در هنگام رمی جمرات، به‌دلیل ازدحام، ۳۵ نفر درگذشتند.
۲۰۰۳؛ ۱۴ حاجی در شلوغی رمی جمرات مردند.
۲۰۰۴؛ در ازدحام رمی جمرات، ۲۵۱ نفر کشته شدند.

۲۰۰۵؛ سه نفر در شلوغی رمی جمرات کشته شدند.

منبع:fa.wikipedia.org




طبقه بندی: مناسبتها ،
برچسب ها: فاجعه منا (۱۳۹۴)،

تاریخ : 21 شهریور 95 | 09:25 | نویسنده : خیریه امام سجاد علیه السلام imamsajjad@ خیریه | نظرات

فضیلت روز عرفه و زیارت امام حسین (ع) در این روز



فضیلت روز عرفه و زیارت امام حسین (ع) در این روز

دعای روز عرفه,روز عرفه چیست

نهم ذیحجه را روز عَرَفه گویند

 

روز عرفه، روز دعا و مسألت از خداوند متعال است و خداوند درهای مغفرت و رحمت خود را در این روز به روی بندگان باز می‌کند. یکی از اعمالی که در این روز وارد شده است، زیارت امام حسین (ع) است. بطوری که در روایات وارد شده است، خداوند در این روز اول به زوار امام حسین (ع) نگاه می‌کند، پیش از کسی که در صحرای عرفات است.

در این مقاله به بررسی علت افضلیت مقام زوار امام حسین (ع) در این روز، حتی نسبت به حجاج بیت الله الحرام می‌پردازیم.
 
خدای متعال مخلوقات متفاوتی دارد. یکی از مخلوقات خدای متعال زمان و نوعی دیگر از مخلوقات او مکان است.

چون خدای متعال خالق آن‌هاست حقایق مختلفی را در آن‌ها قرار داده است که برخی از آن‌ها را انبیا و امامان بزرگوار به ما گفته‌اند.

 به عنوان مثال در زمین «مکان‌ها و سرزمین‌های مختلف» وجود دارد. گاهی یک قسمتی از این مکان‌ها را خداوند برای خودش برمی‌گزیند و به خود منسوب می‌کند. مانند «کعبه» که از آن رو خداوند این خانه را به خود منسوب کرده است، شرافت پیدا کرده و بیت‌الله نامیده می‌شود و به واسطه نسبت پیدا کردن با خدای متعال ویژگی‌ها و شرایط خاصی پیدا می‌کند؛ مثلا با نگاه کردن به آن برای شخص حسنه نوشته و از سیئات او محو می‌کنند.

پس خدای متعال بیتی را در دنیا اختیار کرده و به خود منسوب فرموده و برکات و ویژگی‌های خاصی برای آن‌جا قرار داده است.

از سوی دیگر خداوند متعال از بین «زمان‌های مختلف» برخی از آن‌ها را ممتاز و ویژه کرده است. مانند روز جمعه، شب جمعه، ده شب اول ماه ذی‌الحجه، ماه‌های رجب، شعبان و رمضان و شب‌های قدر که در قرآن و روایات، بدان اشاره شده است.

از دیگر ایام مورد توجه خدای متعال «شب و روز عرفه» است.

در روایاتی نقل شده است که خداوند در شب عرفه درهای مغفرت خویش را بر بندگان باز می‌کند[۱۰] و در روز عرفه خداوند متعال گناهان توابین را می‌بخشد، هرچند به اندازه ریگ‌های بیابان و قطرات باران و تعداد روزهای عالم باشد.

این روز، روز دعا و مسألت از خداوند متعال است و خداوند این روز را روز با ارزش و پرشکوه قرار داده است.‌

 خداوند متعال در شب و روز پر برکت عرفه پیش از آن‌که به حجاج صحرای عرفات نگاه کند به زوار سیدالشهدا (ع) نظر می‌کند و نظر رحمت خود را پیش از همه، مشمول آنان می‌گرداند

پس دانستیم که خدای متعال که خالق همه چیز است زمان‌ها و مکان‌هایی را خاص گردانیده و به آن‌ها ویژگی خاصی عطا کرده است تا بندگان خود را در معرض آن ویژگی‌ها قرار داده و به میزان معرفت و بندگی خویش از آن ویژگی‌ها برخوردار و متنعم شوند.‌

حال گاهی در عالم، ما در معرض این قرار می‌گیریم که هر دوی این مخلوقات خدای متعال منطبق بر هم می‌شوند؛ به عنوان مثال در ایام حج (دهه اول ماه ذی‌حجه) به حج مشرف می‌شویم و یا در شب‌های قدر در سرزمین کربلا قرار می‌گیریم و یا شب جمعه‌ای زائر آن‌جا می‌شویم؛ در چنین موقعیتی هم بهره زمانی فراهم است، هم بهره مکانی و هر دوی این‌ها در کنار هم می‌تواند مسبب برکات فراوانی شود.

هرچند که خدای متعال برکات و ویژگی‌های متعدد و متفاوتی برای هر یک از زمان‌ها و مکان‌ها قرار داده است؛ اما ما در جایگاهی نیستیم که توانایی مقایسه میان آن‌ها را داشته باشیم مگر آن‌که وجود مقدس آنان که لسان‌الله هستند پرده از راز حقیقت آن‌ها بردارند که در برخی موارد پرده برداشته‌اند؛ مثلاً خداوند متعال بیست و چهار هزار سال قبل از این‌که زمین کعبه را خلق کند و آن را حرم قرار دهد زمین کربلا را آفرید و آن را حرم امن و مبارک گرداند. همچنین فضیلت کعبه در قیاس با فضیلتی که به زمین کربلا، همچون قطره‌ای است نسبت به آب دریا که سوزنی را در آن فرو برند و آن قطره را با خود بردارد.

و البته که بعید نیست چنین شأنی نه فقط برای سرزمین کربلا است؛ بلکه برای قبور تمام ائمه علیهم‌السلام نیز باشد. چنان‌چه در روایات آمده است ائمه بزرگوار (ع) خود را حقیقت و مصداق بالاتر حرم‌الله و بیت‌الله نامیده‌اند.

برای همین است که در روایات، ثواب زیارت امام حسین (ع) در روز عرفه این‌گونه بیان شده است:

امام صادق (ع) فرمودند: کسی که در روز عرفه قبر حضرت حسین بن علی (ع) را زیارت کند خداوند متعال ثواب هزار هزار (یک میلیون) حج که با حضرت قائم عج‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف بجای آورند را برای وی منظور می‌فرماید و اجر هزار هزار عمره که با حضرت رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌واله انجام گیرد را به وی داده و هم‌چنین ثواب آزاد نمودن هزار هزار عبد را به او اعطا کرده و اجر کسی که هزار هزار دو بار اسب را در راه خدا انفاق کرده است را به وی عنایت می‌فرماید و حق‌تعالی از وی به این عبارت نام می‌برد: «عبدی الصّدیق آمن بوعدی» و فرشتگان درباره‌اش چنین تعبیر می‌کنند: «فلان صدیق، زکاه الله من فوق عرشه.» و در زمین «کروب» نامیده می‌شود. 

دعای روز عرفه,روز عرفه چیست

  روز عرفه از روزهای مهم برای مسلمانان و از جمله شیعیان است

 
با توجه به آن‌چه که نقل شد دانستیم که خدای متعال که خالق همه چیز است برای برخی از اشیا مقام و منزلت خاصی قرار داده است هم چون برخی از مکان‌ها مانند مکه، بیت الله و کربلا و یا برخی زمان‌ها مانند دهه اول ذی‌حجه، ماه مبارک رمضان، شب‌های قدر و روز عرفه. که هر کدام از آن‌ها به نسبتی که خدای متعال تعیین کرده می‌توانند ما را به میزان معرفتمان از برکات خود بهره‌مند سازند و دانستیم که این قضیه از سوی ما مقایسه پذیر نیست مگر آن‌که خدای متعال تفاوت آن‌ها را از سوی ولی خود به ما برساند. از سوی دیگر گفته شد که در برخی مواقع ما همزمان هم در مکان خاصی قرار می‌گیریم و هم در زمان خاصی. که در آن صورت است که اسباب بهره‌مندی برای ما بیش از پیش فراهم می‌شود؛ مثلا در ماه رجب در بیت‌الله یا در شب‌های قدر در سرزمین کربلا. حال خدای متعال بر خودش قرار داده است که کسی را که در روز پر برکت عرفه در سرزمین کربلا زائر سیدالشهدا (ع) باشد پیش از کسی در صحرای عرفات باشد مورد عنایت خود قرار دهد؛ چرا که اگر بیت‌الله معظم و مجلل بوده است و خدای متعال آن را به خود منسوب کرده است؛ امام حسین (ع) نیز ثارالله و عبدالله است و اگر کعبه مطاف تمامی انبیا (ع) بوده از زمان حضرت آدم در روایات ما آمده است که هیچ پیامبری نبوده است مگر آنکه زیارت کرده است سرزمین کربلا را و وجود مبارک آن حضرت حقیقت و باطن بیت‌الله است و اشرف از کعبه. از این رو این روایت معنا پیدا می‌کند که خداوند متعال در شب و روز پر برکت عرفه پیش از آن‌که به حجاج صحرای عرفات نگاه کند به زوار سیدالشهدا (ع) نظر می‌کند و نظر رحمت خود را پیش از همه، مشمول آنان می‌گرداند.

باشد که خدای متعال از سر فضل و رحمت خود، زیارت با معرفت آن حضرت را از سر محبتشان در ایام و لیالی مخصوصه زیارت آن حضرت خصوصا شب و روز عرفه و حتی در همه روزها و شب‌های سال روزیمان کند که:

«هر وقتِ خوش که دست دهد مغتنم شمار.»

 

منبع: karbobala.com




طبقه بندی: مناسبتها ،
برچسب ها: فضیلت روز عرفه و زیارت امام حسین (ع) در این روز،
دنبالک ها: خیریه امام سجادعلیه السلام،

تاریخ : 21 شهریور 95 | 05:05 | نویسنده : خیریه امام سجاد علیه السلام imamsajjad@ خیریه | نظرات

اشعار شهادت امام محمد باقر علیه السلام

اشعار شهادت امام محمد باقر علیه السلام 

نوحه به مناسبت شهادت امام محمد باقر, اشعار شهادت امام محمد باقر

شعرهای شهادت امام محمد باقر (ع)

 

میشود چشم من (پر ز اشک از غمت) یا باقر
گشته هفت آسمان (سیه از ماتمت) یا باقر
میزند زهر شرر (بر تن و جان تو) یا باقر
میروی سوی حق (ای به قربان تو) یا باقر
عالم علمی ، پور سجادی
قال باقر شد ، بهر ما هادی
صد هزار عابد ، عبدتان آقا
ما همه قطره ، تا تویی دریا
یا محمد باقر یا مولا


******

می‌رسد بر مشام (عطر و بوی بقیع) یا باقر
مرغ دل میزند (پر به سوی بقیع) یا باقر
غربتت محرز است (در جوار نبی) یا باقر
از این آل سعود (گله داره نبی) یا باقر
می‌شود روزی ، قبرتان آباد
گریه و روضه ، در بقیع آزاد
میکنیم صحن و ، گنبدی احداث
ما غلامان ، حضرت عباس
یا محمد باقر یا مولا

 

******

خاطره داری از (داغ دشت بلا) یا باقر
ما شنیدیم ولی (دیده ای روضه ها) یا باقر
دیده ای قتلگاه (رقص سرنیزه ها)  یا باقر
دیده ای آتش و (غارت خیمه ها)  یا باقر
پیکری بر خاک ، ناله ی افلاک
شد تن جدت ، بی سر و صد چاک
راس پاکش را ، یک حرامی برد
دیر سم اسب ، سینه می‌شد خرد
یا ابا عبدالله ثارالله

 شاعر : استاد سازگار

 

شهادت امام محمد باقر, مداحی شهادت امام محمد باقر

شعر در مورد شهادت امام محمد باقر (ع)

 

کسی که بود شکافندۀ تمام علوم
هزار حیف که از زهر کینه شد مسموم


سر تو باد سلامت ایا رسول الله
وصِّی پنجم تو کشته شد ولی مظلوم


گهی به زخم زبان قلب حضرتش خستند
گهی به خانه اش از کینه خصم برد هجوم


بسان مادر و آباء رنج دیدۀ خویش
همیشه بود زحقّ و حقوق خود محروم


به غربت علی و خاندان اوسوگند
امام ما زجهان رفت با دلی مغموم


هماره قصّۀ مظلومی اش بخاک بقیع
بود زغربت قبرش برای ما معلوم


زدردهای نهانی که بود در دل او
کسی نداشت خبر غیر خالق قیّوم


حیات او همه با درد و رنج و غصّه گذشت
که بود ظلم به اولاد مصطفی مرسوم


نه طاقت است زبان را به وصف غم هایش
نه قدرت است قلم را مه تا کند مرقوم


بگو به امّت اسلام، این سخن (میثم)
به مرگ حضرت باقر یتیم گشت علوم

 

نوحه به مناسبت شهادت امام محمد باقر, اشعار شهادت امام محمد باقر

شعر در مورد شهادت امام محمد باقر (ع)

 

ای عزیز مصطفی امام ِ باقر     مسموم زهر جفا امام ِ باقر
جان ِ تو چه مظلومانه فدا شد
مادرت فاطمه صاحب عزا شد
واویلا واویلا آه و واویلا

 

ای که شکافنده ی علم خدایی     تو شاهد روضه های کربلایی
ای احادیث تو فروغ مکتب
سلام ای یادگار داغ زینب
واویلا واویلا آه و واویلا

مزار خاکی تو قبله ی دلها      نگاه لطف تو حلال مشکلها
مشکلم دوری از حرم شماست
حاجتم زیارت کرببلاست
واویلا واویلا آه و واویلا

ما از شما توشه ی غم را میخواهیم     رزق گریه ی محرم را میخواهیم
گریه بر مصیبت سخت گودال
آن حرامی که شد بر کوفی حلال
واویلا واویلا آه و واویلا

یادگار لاله های شده پرپر     ای شاهد غربت آن تن ِ بی سر
دیده ای بر روی نیزه سری را
شنیدی ناله های مادری را
واویلا واویلا آه و واویلا
شاعر : حاج امیر عباسی



طبقه بندی: مناسبتها ،
برچسب ها: اشعار شهادت امام محمد باقر علیه السلام،
دنبالک ها: خیریه امام سجادعلیه السلام،

تاریخ : 18 شهریور 95 | 16:28 | نویسنده : خیریه امام سجاد علیه السلام imamsajjad@ خیریه | نظرات

عکس ازدواج امام علی و حضرت فاطمه

عکس ازدواج امام علی و حضرت فاطمه


دیدم که به عرش شور و شوقی بر پاست / برپا گر این بزم شعف ذات خداست
گفتم  به خرد  چه  اتفاق  افتاده / گفتا که عروسی علی و  زهرا است
سالروز ازدواج حضرت علی و حضرت فاطمه مبارک باد

 

تبریک ازدواج امام علی و حضرت فاطمه,کارت تبریک ازدواج امام علی و حضرت فاطمه

کارت پستال تبریک ازدواج امام علی و حضرات فاطمه،تصاویر ازدواج امام علی و حضرت فاطمه

عکس ازدواج امام علی و حضرت فاطمه

 

سالروز ازدواج امام علی و حضرت فاطمه, تصاویر کارت پستال ازدواج امام علی و حضرت فاطمه

عکس ازدواج امام علی و حضرت فاطمه, عکس تبریک ازدواج امام علی و حضرت فاطمه

کارت پستال تبریک ازدواج امام علی و حضرات فاطمه

 

کارت تبریک ازدواج امام علی و حضرت فاطمه, کارت ازدواج امام علی و حضرت فاطمه

تصاویر ازدواج امام علی و حضرت فاطمه, تبریک ازدواج امام علی و حضرت فاطمه

کارت پستال ازدواج امام علی و حضرات فاطمه

 

سالروز ازدواج امام علی و حضرت فاطمه, تصاویر کارت پستال ازدواج امام علی و حضرت فاطمه

عکس ازدواج امام علی و حضرت فاطمه,کارت پستال تبریک ازدواج امام علی و حضرات فاطمه

تصاویر ازدواج امام علی و حضرت فاطمه

 

کارت پستال تبریک ازدواج امام علی و حضرات فاطمه,تصاویر ازدواج امام علی و حضرت فاطمه

عکس تبریک ازدواج امام علی و حضرت فاطمه,کارت پستال ازدواج امام علی و حضرات فاطمه

کارت تبریک ازدواج امام علی و حضرت فاطمه

 

تبریک ازدواج امام علی و حضرت فاطمه,کارت تبریک ازدواج امام علی و حضرت فاطمه

کارت پستال تبریک ازدواج امام علی و حضرات فاطمه،تصاویر ازدواج امام علی و حضرت فاطمه

سالروز ازدواج امام علی و حضرت فاطمه

 

سالروز ازدواج امام علی و حضرت فاطمه, تصاویر کارت پستال ازدواج امام علی و حضرت فاطمه

عکس ازدواج امام علی و حضرت فاطمه, عکس تبریک ازدواج امام علی و حضرت فاطمه

تبریک ازدواج امام علی و حضرات فاطمه

 

کارت تبریک ازدواج امام علی و حضرت فاطمه, کارت ازدواج امام علی و حضرت فاطمه

تصاویر ازدواج امام علی و حضرت فاطمه, تبریک ازدواج امام علی و حضرت فاطمه

کارت پستال سالگرد ازدواج امام علی و حضرات فاطمه

 

سالروز ازدواج امام علی و حضرت فاطمه, تصاویر کارت پستال ازدواج امام علی و حضرت فاطمه

عکس ازدواج امام علی و حضرت فاطمه,کارت پستال تبریک ازدواج امام علی و حضرات فاطمه

ازدواج امام علی و حضرت فاطمه

 




طبقه بندی: مناسبتها ،
برچسب ها: عکس ازدواج امام علی و حضرت فاطمه،
دنبالک ها: خیریه امام سجادعلیه السلام،

تاریخ : 13 شهریور 95 | 16:55 | نویسنده : خیریه امام سجاد علیه السلام imamsajjad@ خیریه | نظرات

كرامات و مناقب امام جواد علیه السلام

كرامات و مناقب امام جواد علیه السلام


فضایل امام جواد علیه السلام, کرامات امام جواد(ع),امام جواد(ع)

امام جواد(ع) اولین رهبر الهى است كه در میان امامان شیعه در خردسالى به امامت رسید

 

كرامات و مناقب امام جواد علیه السلام

در زندگی امامان معصوم(ع) مواردی خارق العاده در كتاب های حدیثی نقل شده است كه علما و متكلمان شیعی از آن ها تحت عنوان «كرامات، معجزات، مناقب و نشانه»های امامت یاد كردند. چنان كه شیخ مفید ره، در كتاب گران قدر «الارشاد» تحت عنوان «طرف من الاخبار عن مناقب ابی جعفر علیه السلام و دلایله و معجزاته» این موارد را نقل كرده است. در این میان، موارد خارق العاده و كرامات بیشتری از امامان متأخر به ویژه امام جواد(ع) و امام هادی(ع) در كتاب های حدیثی روایت شده است. به گونه ای كه بیش از ١٥ كرامت از امام جواد(ع) در كتاب ها نقل شده است.

 

این در حالی است كه در كتاب «مسندالجواد» علامه عطاردی تنها ٢٥٠ حدیث از امام جواد(ع) روایت شده است. استاد عطاردی در اقدامی ارزشمند و كم نظیر، طی چندین مجلد، روایات و اخباری كه از هر یك از امامان نقل شده است را با عنوان «مسندالامام...» جمع آوری و منتشر كرده است.

 

تفاوت كرامت و معجزه
در كتاب های كلامی كم و بیش به تفاوت كرامت و معجزه اشاره و گفته شده است كه معجزه در مفهوم خاص به انجام عملی خارق العاده از سوی پیامبر برای اثبات نبوت و صدق رسالت به كار می رود. در حقیقت معجزه دلیل تصدیق ارتباط پیامبر با خدا و عالم غیب است. اما كرامت عملی غیرعادی است كه انجام دهنده آن را برای اثبات ادعای نبوت یا امامت به كار نمی برد. به همین خاطر شیعه برای اثبات امامت ائمه(ع) به تصریح امام پیشین و مانند آن استناد می كند و از طریق پاسخ گویی امام به پرسش های دینی، برخورداری پاسخ دهنده را از علم الهی(علم لدنی) كه از آن در ادبیات روایی به «محدث» بودن تعبیر شده، می آزماید.

 

هر چند متكلمان برای امور خارق العاده ای كه گاه از امامان سرزده نیز، واژه «معجزه» را به كار برده اند. نكته دیگر این كه واژه كرامات هم به برخی كارهای خارق العاده اولیای الهی اطلاق شده است اما تفاوتی كه بین كرامات امامان(ع) با كرامت بزرگان زهد و تقوا ذكر شده، آن است كه گفته اند، كرامات ائمه(ع) با اذن خدا در اختیار آنان است و هرگاه اراده كنند می توانند كرامتی را از خود بروز دهند، اما ظهور كرامات از سوی عارفان حقیقی و اولیا و ابرار به طور اتفاقی و در مواقع خاص اتفاق می افتد.

 

اعجاز علمی امام جواد (ع)
با آن كه امام جواد(ع) در امر امامت بی رقیب بود (چون امام رضا(ع) فرزند دیگری نداشت) و امام رضا(ع) هم به جانشینی فرزندش امام جواد(ع) تصریح كرده و كوشیده بود استبعاد و شگفتی شیعیان را نسبت به امامت جوادالائمه از طریق تمسك به آیات اعطای نبوت به عیسی(ع) در خردسالی برطرف و زمینه باور شیعیان را به امامت ایشان فراهم كند، با این همه پس از شهادت حضرت ثامن الحجج(ع) جمعی از بزرگان شیعه در بغداد گردهم آمدند و درباره امامت امام جواد(ع) به مشورت پرداختند. این گردهمایی نشان می داد كه پذیرش امامت امام محمدتقی در سن ٧ یا ٨ سالگی، برای برخی از شیعیان دشوار بوده است.

 

در نتیجه همین شك و تردیدها بود كه گروهی را به سوی «واقفیه» سوق داد و علمای شیعه را به سفر به مدینه و پرس و سوال از امام جواد(ع) واداشت. كتاب كافی از علی بن ابراهیم از پدرش نقل می كند كه گفت: گروهی از شیعیان از شهرهای دور آمدند و از امام جواد(ع) اجازه تشرف گرفتند و خدمت آن حضرت رسیدند و در یك مجلس صدها مسئله از او پرسیدند و حضرت به آن ها جواب گفت و در آن زمان ١٠ ساله بود. (كافی ج ٢ ص ٤٢٠-٤١٩) پس از این پرسش و پاسخ ها بود كه شیعیان متحیر به اطمینان قلبی و به این باور رسیدند كه امام كسی نیست جز جوادالائمه(ع).

 

راوی می گوید: خدمت ابی جعفر امام محمدتقی(ع) رسیدم و درباره موضوعاتی با او مناظره كردم سپس فرمود: ای ابا علی! (كنیه راوی) شك و تردید از میان رفت. پدرم جز من فرزندی ندارد. (كافی ج ٢ ص ١٠٤) هم چنین كلینی در كتاب خود «كافی» روایتی را نقل كرده است كه روزی عموی امام رضا(ع) علی بن جعفر(ع) در مسجدالنبی(ص) درس می داد و احادیثی را كه از برادرش امام كاظم(ع) شنیده بود، برای شاگردان روایت می كرد. در این حال امام جواد(ع) به مسجدالنبی(ص) وارد شد.

 

عموی امام رضا(ع) كه سن و سالی از او گذشته بود تا چشمش به امام جواد(ع) افتاد، بی درنگ از جا بلند و بدون آن كه كفش و عبای خود را بپوشد به سمت ورودی مسجد رفت و دست امام جواد(ع) را بوسید و به آن حضرت ادای احترام كرد. امام به او فرمود: ای عمو! بنشین. خدایت رحمت كند، او گفت: آقای من! چگونه من بنشینم و تو ایستاده باشی؟! هنگامی كه علی بن جعفر به محلی كه درس می داد برگشت، اصحاب و شاگردانش او را سرزنش كردند كه چرا با این كه او عموی پدر امام جواد(ع) است و بسیار بزرگ تر از او از نظر سن، با این حال چنین نسبت به امام رفتار كرده است؟

 

او در پاسخ ریش خود را در دست گرفت و به آنان عتاب آلود، گفت: خاموش باشید اگر خدای عز و جل این ریش سفید را سزاوار(امامت) ندانست و این كودك را سزاوار دانست و به او چنان مقامی داد، آیا من باید فضیلت او را انكار كنم؟! پناه بر خدا از سخن شما... (همان جا ص٧-١٠٦)

 

کرامات امام جواد(ع),فضایل امام جواد علیه السلام,امام جواد(ع)

امام جواد(ع) در سن هفت سالگى بعد از شهادت پدر بزرگوارش به مقام امامت رسید

 

شیخ مفید هم در «ارشاد» از خوشحالی و مسرت مأمون از علم و دانش امام (ع) درخردسالی سخن گفته و نوشته است به همین خاطر تصمیم گرفت دخترش ام الفضل را به همسری آن حضرت در آورد. اما عباسی ها بر تصمیم او خرده گرفتند و بهانه آوردند كه امام(ع) هنوز خردسال است و به سرحد معرفت و كمال نرسیده است.

 

این جا بود كه قرار شد جلسه مناظره ای بین امام(ع) و قاضی القضاة مأمون، یحیی بن اكثم در دربار برگزار شود. این مناظره برپا شد و یحیی چنان از پاسخ دقیق امام متعجب شد كه هاج و واج ماند و از شرمندگی عرق سراسر صورتش را فرا گرفت و آثار درماندگی در او آشكار شد و زبانش به لكنت افتاد، چنان كه حاضران متوجه درماندگی او شدند و شكست او و عظمت امام (ع) را به چشم خود مشاهده كردند.

 

امام (ع) از دل مردم آگاه است
هنگامی كه مراسم عروسی انجام شد، شخصی به نام محمدبن علی هاشمی نقل كرده است كه من بامداد روز بعد نخستین كسی بودم كه برای تهنیت خدمت امام جواد(ع) رسیدم و چون در آن شب دوایی خورده بودم به شدت تشنه بودم و نمی خواستم از امام آب طلب كنم.


امام(ع) به چهره من نگاه كرد و گفت: به گمانم تشنه ای؟ گفتم: آری، دستور داد آب بیاورند، با خودم گفتم: اكنون آبی مسموم می آورند به این خاطر اندوهگین شدم. در این حال خدمتكار آب آورد. حضرت كه گویی فكر مرا خوانده بود، با حالتی متبسم و خندان به صورتم نگاه كرد و فرمود: ای غلام آب را به من بده، آن را گرفت و آشامید، سپس به من داد. من هم آشامیدم. باز تشنه شدم و دوست نداشتم آب بخواهم، امام این مرتبه هم مانند بار اول رفتار كرد.
راوی می گوید: محمدبن علی هاشمی به من گفت: گمان می كنم امام جواد(ع) چنان كه شیعیان درباره او اعتقاد دارند از دل مردم آگاه است. (كافی ج٢ ص ٤١٩ و ارشاد ص ٦٣١)

 

نامه های بی آدرس
داود جعفری می گوید: حضور امام جواد(ع) شرفیاب شدم و سه نامه بی آدرس همراه من بود كه بر من مشتبه شده بود و نمی دانستم به چه شخصی آن ها را برسانم. به همین خاطر ناراحت بودم. حضرت یكی از آن ها را برداشت و فرمود: این نامه زیاد بن شبیب است. دومی را برداشت و فرمود: این نامه فلانی است.

 

من مات و مبهوت شدم حضرت لبخندی زد و صاحب نامه سوم را هم فرمود. آن گاه ٣٠٠ دینار به من داد و امر كرد آن را به یكی از پسرعموهایش بدهم و فرمود: آگاه باش كه او به تو خواهد گفت: مرا به پیشه وری راهنمایی كن تا با این پول از او كالایی بخرم، تو او را راهنمایی كن. داود جعفری می گوید: من دینارها را نزد او بردم و او از من خواست تا پیشه وری را به او معرفی كنم تا از او كالا بخرد و چنان شد كه امام فرموده بود. داود جعفری نیز نقل كرده است، ساربانی از من تقاضا كرده بود، به آن حضرت بگویم او را نزد خود به كاری بگمارد.


من خدمت حضرت رفتم تا درباره او با امام جواد(ع) صحبت كنم دیدم غذا می خورد و جماعتی نزد امام هستند، فرصت نشد با آن حضرت سخن بگویم. حضرت فرمود: ای اباهاشم! بیا غذا بخور و پیش من غذا گذاشت. آن گاه بدون آن كه من بپرسم فرمود: ای غلام! ساربانی را كه ابوهاشم آورده نزد خود نگه دار.

 

كرامات و مناقب اهل بیت(ع) بسیار بیشتر از آن چیزی است كه در كتاب ها نقل شده است. این موارد تنها گوشه هایی را از جایگاه رفیع آنان بازگو می كند، جایگاهی كه به درستی در زیارت جامعه كبیره تبیین شده است. امام هادی(ع) در زیارت جامعه شأن امام(ع) در عالم هستی را در جمله جمله آن بیان كرده است. آن جایی كه فرموده است: بكم فتح ا... و بكم یختم، بكم ینزل الغیث و یكشف الهم...


همین عظمت علمی و جایگاه رفیع بود كه بنا به روایات نتوانستند امام جواد(ع) را تحمل كنند و آن حضرت را در زمان معتصم عباسی به شهادت رساندند. بدون شك تأمل در كرامات می تواند شناخت ما را نسبت به ائمه(ع) عمیق تر و عواطف و احساس ما را به آنان بیشتر كند و اگر این كار با تحلیل و تحقیق همراه شود، زوایای جدیدی از زندگی امامان را برای ما روشن خواهد كرد و تصویر كامل تری از امام در ذهن ما ترسیم خواهد شد.
منبع: khorasannews.com




طبقه بندی: ائمه اطهار احادیث قرآن کریم، مناسبتها ،
برچسب ها: كرامات و مناقب امام جواد علیه السلام،
دنبالک ها: خیریه امام سجادعلیه السلام،

تاریخ : 11 شهریور 95 | 16:56 | نویسنده : خیریه امام سجاد علیه السلام imamsajjad@ خیریه | نظرات

دحو الارض چه روزی است؟

به فرموده امیرالمؤمنین(ع) نخستین رحمتی که از آسمان به زمین نازل شد، در بیست وپنجم ذی القعده بود و برای آن اعمالی چون «روزه»، «نماز» و «شب‌زنده‌داری» توصیه شده است.
صراط: «دحو الارض» مطابق با بیست و پنجم ماه ذی‌القعده، روزی است که خداوند با نظر به کره زمین، به جهان خاکی حیات بخشید، از این روز، بخش‌هایی از کره زمین ـ که سراسر از آب بود ـ شروع به خشک شدن کرد تا کم کم به شکل یک چهارم خشکی‌های امروزی درآمد.
مطابق روایات، اولین نقطه ای که از زیر آب سر برآورد، مکان کعبه شریف و بیت الله الحرام بود.
«دَحو» به معنای گسترش است و برخی نیز آن را به معنای تکان دادن چیزی از محلِ اصلی اش تفسیر کرده‌اند، منظور از «دحوالارض» (گسترده شدن زمین) این است که در آغاز، تمام سطح زمین را آب‌های حاصل از باران های سیلابیِ نخستین فراگرفته بود، این آب‌ها، به تدریج در گودال‌های زمین جای گرفتند و خشکی‌ها از زیر آب سر برآوردند و روز به روز گسترده‌تر شدند.
از سوی دیگر، زمین در آغاز به صورت پستی‌ها و بلندی‌ها یا شیب‌های تند و غیرقابل سکونت بود، بعدها باران‌های سیلابی مداوم باریدند، ارتفاعات زمین را شستند و دره‌ها گستردند، اندک اندک زمین‌هایِ مسطح و قابل استفاده برای زندگی انسان، کشت و زرع پدید آمد، مجموع این گسترده شدن، «دحو الارض» نام‌گذاری می‌شود.
از امیرالمومنین علیه‌السلام روایت شده است که فرمودند: «نخستین رحمتی که از آسمان به زمین نازل شد، در بیست وپنج ذی القعده بود. کسی که در این روز روزه بگیرد و شبش را به عبادت بایستد، عبادت صد سال را که روزش را روزه و شبش را عبادت کرده است خواهد داشت.»
به نظر برخی از مفسران، آیه 30 سوره نازعات «وَالْأَرْضَ بَعْدَ ذَلِكَ دَحَاهَا»، به همین واقعه اشاره دارد، گذشته از واقعه دحوالارض، رویدادهای دیگری نیز در این روز رخ داده‌اند که اهمیت آن را دو چندان کرده است؛ از جمله:
- میلاد حضرت ابراهیم علی نبینا وآله وعلیه‌السلام
- میلاد حضرت عیسی مسیح علیه‌السلام
- خروج رسول اکرم صلی الله علیه وآله وسلم از مدینه به همراه هزاران حاجی به سوی مکه، به قصد حجة الوداع. در این سفر وجود مقدس حضرت زهرا سلام الله علیها و نیز تمامی همسران پیامبر(ص) نیز ایشان را همراهی می‌کردند.
- در روایتی نیز آمده است که حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه‌الشریف در همین روز قیام خواهد کرد.
 
اعمال شب و روز دحو الارض
 
*روزه: یکی از آن چهار روز است که در تمام سال به فضیلت روزه ممتاز است، در روایتی روزه‏اش مثل روزه هفتاد سال است و در روایت دیگر کفاره هفتاد سال است، هر که این روز را روزه بدارد و شبش را به عبادت به سر آورد از برای او عبادت صد سال نوشته شود، از برای روزه‏دار این روز هر چه در میان آسمان و زمین است استغفار کند، این روزی است که رحمت خدا در آن منتشر شده، از برای عبادت و اجتماع به ذکر خدا در این روز اجر بسیاری است. 
* نماز: نمازی که در کتب شیعه قمیین روایت شده است، آن دو رکعت است، در وقت چاشت در هر رکعت بعد از «حمد»، پنج مرتبه «توحید» و «الشمس» بخواند و بعد از سلام نماز بخواند «لا حَوْلَ وَلا قُوَّةَ إِلا بِاللَّهِ الْعَلِیِّ الْعَظِیمِ»، پس دعا کند و بخواند «یَا مُقِیلَ الْعَثَرَاتِ أَقِلْنِی عَثْرَتِی یَا مُجِیبَ الدَّعَوَاتِ أَجِبْ دَعْوَتِی یَا سَامِعَ الْأَصْوَاتِ اسْمَعْ صَوْتِی وَ ارْحَمْنِی وَ تَجَاوَزْ عَنْ سَیِّئَاتِی وَ مَا عِنْدِی یَا ذَا الْجَلالِ وَ الْإِکْرَامِ» .
*دعا: خواندن این دعا است که شیخ در «مصباح» فرموده، خواندن آن مستحب است:
«اللَّهُمَّ دَاحِیَ الْکَعْبَةِ وَ فَالِقَ الْحَبَّةِ وَ صَارِفَ اللَّزْبَةِ وَ کَاشِفَ کُلِّ کُرْبَةٍ أَسْأَلُکَ فِی هَذَا الْیَوْمِ مِنْ أَیَّامِکَ الَّتِی أَعْظَمْتَ حَقَّهَا وَ أَقْدَمْتَ سَبْقَهَا وَ جَعَلْتَهَا عِنْدَ الْمُؤْمِنِینَ وَدِیعَةً وَ إِلَیْکَ ذَرِیعَةً وَ بِرَحْمَتِکَ الْوَسِیعَةِ أَنْ تُصَلِّیَ عَلَی مُحَمَّدٍ عَبْدِکَ الْمُنْتَجَبِ فِی الْمِیثَاقِ الْقَرِیبِ یَوْمَ التَّلاقِ فَاتِقِ کُلِّ رَتْقٍ وَ دَاعٍ إِلَی کُلِّ حَقٍّ وَ عَلَی أَهْلِ بَیْتِهِ الْأَطْهَارِ الْهُدَاةِ الْمَنَارِ دَعَائِمِ الْجَبَّارِ وَ وُلاةِ الْجَنَّةِ وَ النَّارِ وَ أَعْطِنَا فِی یَوْمِنَا هَذَا مِنْ عَطَائِکَ الْمَخْزُونِ غَیْرَ مَقْطُوعٍ وَ لا مَمْنُوعٍ [مَمْنُونٍ‏] تَجْمَعُ لَنَا بِهِ التَّوْبَةَ وَ حُسْنَ الْأَوْبَةِ یَا خَیْرَ مَدْعُوٍّ وَ أَکْرَمَ مَرْجُوٍّ یَا کَفِیُّ یَا وَفِیُّ یَا مَنْ لُطْفُهُ خَفِیٌّ الْطُفْ لِی بِلُطْفِکَ وَ أَسْعِدْنِی بِعَفْوِکَ وَ أَیِّدْنِی بِنَصْرِکَ وَ لا تُنْسِنِی کَرِیمَ ذِکْرِکَ بِوُلاةِ أَمْرِکَ وَ حَفَظَةِ سِرِّکَ وَ احْفَظْنِی مِنْ شَوَائِبِ الدَّهْرِ إِلَی یَوْمِ الْحَشْرِ وَ النَّشْرِ وَ أَشْهِدْنِی أَوْلِیَاءَکَ عِنْدَ خُرُوجِ نَفْسِی وَ حُلُولِ رَمْسِی وَ انْقِطَاعِ عَمَلِی وَ انْقِضَاءِ أَجَلِی اللَّهُمَّ وَ اذْکُرْنِی عَلَی طُولِ الْبِلَی إِذَا حَلَلْتُ بَیْنَ أَطْبَاقِ الثَّرَی وَ نَسِیَنِیَ النَّاسُونَ مِنَ الْوَرَی وَ أَحْلِلْنِی دَارَ الْمُقَامَةِ وَ بَوِّئْنِی مَنْزِلَ الْکَرَامَةِ وَ اجْعَلْنِی مِنْ مُرَافِقِی أَوْلِیَائِکَ وَ أَهْلِ اجْتِبَائِکَ وَ اصْطِفَائِکَ وَ بَارِکْ لِی فِی لِقَائِکَ وَ ارْزُقْنِی حُسْنَ الْعَمَلِ قَبْلَ حُلُولِ الْأَجَلِ بَرِیئا مِنَ الزَّلَلِ وَ سُوءِ الْخَطَلِ اللَّهُمَّ وَ أَوْرِدْنِی حَوْضَ نَبِیِّکَ مُحَمَّدٍ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ اسْقِنِی مِنْهُ مَشْرَبا رَوِیّا سَائِغا هَنِیئا لا أَظْمَأُ بَعْدَهُ وَ لا أُحَلَّأُ وِرْدَهُ وَ لا عَنْهُ أُذَادُ وَ اجْعَلْهُ لِی خَیْرَ زَادٍ وَ أَوْفَی مِیعَادٍ یَوْمَ یَقُومُ الْأَشْهَادُ اللَّهُمَّ وَ الْعَنْ جَبَابِرَةَ الْأَوَّلِینَ وَ الْآخِرِینَ وَ بِحُقُوقِ [لِحُقُوقِ‏] أَوْلِیَائِکَ الْمُسْتَأْثِرِینَ اللَّهُمَّ وَ اقْصِمْ دَعَائِمَهُمْ وَ أَهْلِکْ أَشْیَاعَهُمْ وَ عَامِلَهُمْ وَ عَجِّلْ مَهَالِکَهُمْ وَ اسْلُبْهُمْ مَمَالِکَهُمْ وَ ضَیِّقْ عَلَیْهِمْ مَسَالِکَهُمْ وَ الْعَنْ مُسَاهِمَهُمْ وَ مُشَارِکَهُمْ اللَّهُمَّ وَ عَجِّلْ فَرَجَ أَوْلِیَائِکَ وَ ارْدُدْ عَلَیْهِمْ مَظَالِمَهُمْ وَ أَظْهِرْ بِالْحَقِّ قَائِمَهُمْ وَ اجْعَلْهُ لِدِینِکَ مُنْتَصِرا وَ بِأَمْرِکَ فِی أَعْدَائِکَ مُؤْتَمِرا اللَّهُمَّ احْفُفْهُ بِمَلائِکَةِ النَّصْرِ وَ بِمَا أَلْقَیْتَ إِلَیْهِ مِنَ الْأَمْرِ فِی لَیْلَةِ الْقَدْرِ مُنْتَقِما لَکَ حَتَّی تَرْضَی وَ یَعُودَ دِینُکَ بِهِ وَ عَلَی یَدَیْهِ جَدِیدا غَضّا وَ یَمْحَضَ الْحَقَّ مَحْضا وَ یَرْفِضَ الْبَاطِلَ رَفْضا اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَیْهِ وَ عَلَی جَمِیعِ آبَائِهِ وَ اجْعَلْنَا مِنْ صَحْبِهِ وَ أُسْرَتِهِ وَ ابْعَثْنَا فِی کَرَّتِهِ حَتَّی نَکُونَ فِی زَمَانِهِ مِنْ أَعْوَانِهِ اللَّهُمَّ أَدْرِکْ بِنَا قِیَامَهُ وَ أَشْهِدْنَا أَیَّامَهُ وَ صَلِّ عَلَیْهِ [عَلَی مُحَمَّدٍ] وَ ارْدُدْ إِلَیْنَا سَلامَهُ وَ السَّلامُ عَلَیْهِ [عَلَیْهِمْ‏] وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَکَاتُهُ».
منبع: فارس



طبقه بندی: مناسبتها ،
برچسب ها: دحو الارض چه روزی است؟،
دنبالک ها: خیریه امام سجادعلیه السلام،

تاریخ : 7 شهریور 95 | 19:57 | نویسنده : خیریه امام سجاد علیه السلام imamsajjad@ خیریه | نظرات

فاجعه آتش‏سوزی سینما رکس آبادان توسط عُمّال رژیم پهلوی

فاجعه آتش‏سوزی سینما رکس آبادان توسط عُمّال رژیم پهلوی

 
در فاجعه آتش‏سوزی عمدی سینما رکس آبادان که از سوی ساواک و عوامل رژیم سفّاک پهلوی جهت بدنام کردن انقلاب اسلامی مردم ایران به وقوع پیوست، 377 نفر به طرزی فجیع کشته شدند. در جریان این آتش‏سوزی، تماشاگران سینما که در آن روز، حدود 700 نفر بودند برای فرار از مهلکه به طرف درهای خروجی روی آوردند، ولی درها را بسته یافتند. انتشار این خبر و نمایش فیلم‏ها و عکس‏های این فاجعه، افکار عمومی را به شدت جریحه‏دار ساخت. اما رژیم شاه با متهم کردن نیروهای انقلابی در این حادثه ضد انسانی، قصد داشت تا انقلابیون مسلمان را افرادی متحجّر و مخالف با هُنر و ضد مردم نشان دهد که در این هدف خود ناکام ماند و مردم بیشتر حرف مخالفان را که رژیم را در این فاجعه متهم می‏کرد، می‏پذیرفتند. پس از وقوع جنایت هولناک آتش‏سوزی سینما رکس آبادان، حضرت امام خمینی(ره) در 31 مردادماه سال 1357، در پیامی از نجف اشرف خطاب به اهالی آبادان، ضمن اعلام خطر به اینکه ممکن است رژیم پهلوی، اعمال وحشیانه مشابهی در شهرهای ایران انجام دهد، از گویندگان خواستند وظیفه آگاهی بخشی به مردم را دنبال کنند. در بخشی از پیام مهم امام به مناسبت این فاجعه آمده بود: من گمان نمی‏کنم هیچ مسلمانی، بلکه انسانی، دست به چنین فاجعه وحشیانه‏ای بزند، جز آن که به نظایر آن عادت نموده است. گفتار شاه که تظاهرکنندگانِ مخالفِ من "وحشت بزرگ" را وعده می‏دهند و تکرار آن پس از واقعه که این همان وعده بوده است، شاهد دیگری بر توطئه است. این مصیبت دلخراش برای شاه، شاهکار بزرگی است تا به تبلیغات وسیع در داخل و خارج دست زند و به بوق‏ها و مطبوعات دست نشانده داخل و نفع طلب خارج دستور دهد که هرچه بیشتر برای اغفال مردم، این جنایت را منتشر و به ملت محروم و مظلوم ایران نسبت دهند تا در خارج، ملت حق طلب ایران را، مردمی که به هیچ ضابطه انسانی و اسلامی معتقد نیستند معرفی نماید. پیام امام خمینی (قدس سره) به مردم مسلمان درباره فاجعه به آتش کشیدن سینما رکس آبادان: بسم الله الرحمن الرحیم خدمت عمومی اهالی محترم آبادان ایدهم الله تعالی دریافت خبر بسیار فجیع به آتش کشیدن چند صد تن هموطنان ما با آن وضع حساب شده موجب تاثر و تاسف شدید گردید. من گمان نمی کنم هیچ مسلمانی بلکه انسانی دست به چنین فاجعة وحشیانه ای بزند جز آنانکه به نظایر آن عادت نموده اند و خوی درندگی و وحشگیری آنان را از انسانیت بیرون برده باشد. من تاکنون اطلاع کافی ندارم لکن آنچه مسلم است این عمل غیر انسانی و مخالف با قوانین اسلامی از مخالفین شاه که خود را برای حفظ مصالح اسلام و ایران و جان و مال مردم به خطر مرگ انداخته اند و با فداکاری از هم میهنان خود دفاع می کنند به هر مسلکی باشند، نخواهد بود و قرائن نیز شهادت می دهد که دست جنایتکار دستگاه ظلم در کار باشد که نهضت انسانی ـ اسلامی ملت را در دنیا بد منعکس کند. آتش را به کمربند در سراسر سینما افروختن و بعد توسط مأمورین درهای آن را قفل کردن، کار اشخاص غیر مسلط بر اوضاع نیست. گفتار شاه که تظاهر کنندگان مخالف من وحشت بزرگ را وعده می دهند و تکرار آن پس از واقعه که این همان وعده بوده است شاهد دیگری بر توطئه است، نه اینکه واقعاً شاه یک غیبگوی بزرگ است! مصاحبه سابق شاه که ایران را با ملت نابود می کنم نیز شاهد این مدعاست. اظهار تأسف و تأثر در بوق های تبلیغاتی از اشخاصی که هر روز دستشان تا مرفق به خون هم میهنان ما فرو رفته است شاهد بزرگی است بر نقشه شیطانی شاه و همدستانش، هم آنان که در اکثر شهرهای ایران دست به کشتارهای فجیع زده اند. آیا مردم مظلومی که هر روز به دست همین جنایتکاران به خاک و خون کشیده شده و به وضع بسیار اسفباری کشته شده اند هم میهنان ما نبوده اند؟ قراین نشان می دهد که قضیه دلخراش آبادان چون کشتار سایر شهرهای ایران از یک منشأ به وجود آمده است. آیا از این جنایت کسی جز شاه و بستگانش امید نفعی داشته اند؟ آیا تاکنون غیر از شاه که هرچند وقت یکبار دست به کشتار وحشیانه مردم می زند این قبیل صحنه ها را به وجود آورده است و یا خواهد آورد؟ این مصیبت دلخراش شاه، شاهکار بزرگی است تا به تبلیغات وسیع در داخل و خارج دست زند و به بوق ها و مطبوعات دست نشانده داخل و نفع طلب خارج دستور دهد که هرچه بیشتر برای اغفال مردم این جنایت را منتشر و به ملت محروم و مظلوم ایران نسبت دهند تا در خارج ملت حق طلب ایران را مردمی که به هیچ ضابطه انسانی و اسلامی معتقد نیستند معرفی نماید. من به ملت بزرگ ایران اعلام خطر می کنم، خطر اینکه دستگاه اینگونه اعمال وحشیانه و ضد اسلامی را در سایر شهرهای ایران انجام دهد تا تظاهرات پاک مردم شجاع ایران را که با خون خود ریشه درخت اسلام را آبیاری می کنند لوث نماید. لازم است گویندگان مطلبی را که به نابودی انقلاب رهایی بخش اسلام منجر می شود و برای مردم روشن نمایند. این مصیبت بزرگ را به ملت مسلمان ایران بخصوص به مردم ستمدیده آبادان و به خانواده های داغدیده تسلیت عرض نموده و خود را در غم بزرگ و جانکاه آنان شریک می دانم. از خداوند تعالی نصرت اسلام و مسلمین و قطع آبادی اجانب و پیوستگان به آنها را خواستارم. والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته روح الله الموسوی الخمینی

 




طبقه بندی: مناسبتها ،
برچسب ها: فاجعه آتش‏سوزی سینما رکس آبادان توسط عُمّال رژیم پهلوی،
دنبالک ها: خیریه امام سجادعلیه السلام،

تاریخ : 31 مرداد 95 | 05:03 | نویسنده : خیریه امام سجاد علیه السلام imamsajjad@ خیریه | نظرات

تصاویری دیده‌نشده از کودتای 28 مرداد 1332

شصت‌وسومین سالگرد کودتای 28 مرداد؛
در این گزارش به تصاویر کم تر دیده شده ازکودتا 28 مرداد 1332می‌پردازیم.
به گزارش خبرنگار احزاب و تشکل‌های گروه سیاسی باشگاه خبرنگاران جوان؛ در روز 28 مرداد 1332 مصدق به رغم درخواست اطرافیانش مبنی بر اعلام رادیوئی آغاز کودتا و استمداد از مردم کشور از این کار خودداری کرد. سرانجام ساعت حدود 17 بعد از ظهر روز 28 مرداد سرلشگر زاهدی سقوط دولت مصدق و انتصاب خود را به مقام نخست وزیری از رادیوی تهران اعلام کرد. روز 28 مرداد یادآور کودتای ننگین و سیاهی است که شیرینی نهضت ملی شدن صنعت نفت را در کام ملت ایران تلخ کرد.

در این راستا چنی پیش روزنامه انگلیسی گاردین تصاویر دیده‌نشده‌ای از وقایع کودتای 28 مرداد سال 1332 را در پایگاه اینترنتی خود منتشر کرد. این تصاویر بوسیله «ویلیام والتر کِرَم،» کارمند سابق سفارت آمریکا در تهران، در اختیار گاردین قرار گرفته است. گاردین در ادامه اذعان می‌کند: کودتای 28 مرداد بوسیله «سازمان اطلاعات مخفی انگلیس» (اس‌آی‌اس) و «آژانس اطلاعات مرکزی آمریکا» (سیا) و با هدف تضمین منافع نفتی غرب، طراحی و اجرا شد. این کودتا که به برکناری «محمد مصدق» نخست‌وزیر وقت انجامید،سلطنت پهلوی را تا سال 1979 (1357) و زمان پیروزی انقلاب اسلامی ایران بیمه کرد.

آژانس اطلاعات مرکزی آمریکا سال 2013 (1392) به طراحی و حمایت مالی از این کودتا اذعان کرد. این در حالی است که انگلیس تاکنون به این امر اعتراف نکرده است.

گاردین سپس می‌نویسد مصدق برای محدود کردن اختیارات شاه، خواهان برگزاری همه‌پرسی می‌شود. این روزنامه انگلیسی در ادامه مدعی شده است مصدق برای نیل به این هدف حتی سعی می‌کند به حزب کمونیستی توده نزدیک شود. 


ملاقات سفیر وقت روسیه و مصدق  11مرداد 1332

تصاویری دیده‌نشده از کودتای 28 مرداد 1332



گردهمایی بزرگی که در حمایت از همه‌پرسی برگزار شد  12 مرداد 1332

تصاویری دیده‌نشده از کودتای 28 مرداد 1332


برگزاری همه‌پرسی  13 مرداد 1332


تصاویری دیده‌نشده از کودتای 28 مرداد 1332

گاردین سپس مدعی شده در روز برگزاری همه‌پرسی، حتی زنان هم که حق رأی نداشتند با تحریک اعضای حزب توده و برای تشویق مردان به رأی دادن، در میدان‌های شهر حضور یافتند13 مرداد 1332

تصاویری دیده‌نشده از کودتای 28 مرداد 1332


 1 میلیون نفر در این همه‌پرسی به انحلال مجلس رأی دادند. در حالی که تنها 67 شرکت‌کننده به انحلال مجلس رأی مخالف دادند. دولت مصدق سپس با ارسال یادداشتی از محمدرضا پهلوی خواست مجلس را منحل کند؛ شاه در پاسخ، بادیگارد خود ارتشبد «نعمت‌الله نصیری،» را مأمور محاصره خانه محمد مصدق و ابلاغ فرمان عزل وی از نخست وزیری، کرد25 مرداد 1332

تصاویری دیده‌نشده از کودتای 28 مرداد 1332


روزنامه‌ها پس از ابلاغیه شاه با درج تیترهایی مبنی بر شکست کودتا، خواستار برقراری حکومت جمهوری در ایران شدند. محمدرضا پهلوی ساعت 9 صبح تهران را به مقصد بغداد ترک کرد. رادیو تهران ساعت 2 بعد از ظهر، از تمامی احزاب خواست در میدان مجلس گرد هم آیند. جمعیت فریاد می‌زدند: ما جمهوری می‌خواهیم ... مرگ بر شاه. گاردین سپس ادعا می‌کند 85 درصد تجمع‌کنندگان اعضای حزب توده بودند

تصاویری دیده‌نشده از کودتای 28 مرداد 1332


تصاویری دیده‌نشده از کودتای 28 مرداد 1332

به زیر کشیده شدن مجسمه رضا خان، پدر محمدرضا شاه، در میدان سپاه 27 مرداد 1332 

تصاویری دیده‌نشده از کودتای 28 مرداد 1332
تصاویری دیده‌نشده از کودتای 28 مرداد 1332


تصاویری دیده‌نشده از کودتای 28 مرداد 1332

تجمع مزدوران شاه در خیابان‌ها با همراه داشتن تصاویر شاه و شعارهای ضدمصدق28 مرداد1332

تصاویری دیده‌نشده از کودتای 28 مرداد 1332

آتش زدن ساختمان‌های روزنامه‌های طرفدار دولت مصدق  28 مرداد 1332


تصاویری دیده‌نشده از کودتای 28 مرداد 1332


اشغال ساختمان رادیو دولتی تهران 28 مرداد 1332

تصاویری دیده‌نشده از کودتای 28 مرداد 1332

خونبارترین صحنه‌ها مقابل خانه مصدق رقم خورد، جایی‌که  شاه برای تحریک افراد داخل منزل مصدق، اجساد را دوره کردند 28 مرداد 1332


تصاویری دیده‌نشده از کودتای 28 مرداد 1332


درگیری محافظان مصدق و مردان مسلح و احراز شدن کودتای نظامی 28 مرداد 1332

تصاویری دیده‌نشده از کودتای 28 مرداد 1332

منزل مصدق که درواقع دفتر نخست‌وزیری وی بود و مصدق در گذشته‌ای نه‌چندان دور دیپلمات‌های خارجی را در آن به حضور می‌پذیرفت، پس از 5 ساعت درگیری؛ تنها چیزی که از اقامتگاه مشهورش باقی مانده 28 مرداد 1332

تصاویری دیده‌نشده از کودتای 28 مرداد 1332

اکنون که کودتا با موفقیت اجرا شده بود، شاه با هواپیمای اختصاصیش به تهران باز می گردد. تصویر محمدرضا شاه، زاهدی در سمت راست وی و نصیری در سمت چپش در فرودگاه ول شهریور 1332


تصاویری دیده‌نشده از کودتای 28 مرداد 1332

دولت جدید نیاز فوری به کمک مالی داشت. سفیر آمریکا به زاهدی وعده می‌دهد کشور متبوعش 45 میلیون دلار به دولت وی کمک کند


تصاویری دیده‌نشده از کودتای 28 مرداد 1332




طبقه بندی: مناسبتها ،
برچسب ها: تصاویری دیده‌نشده از کودتای 28 مرداد 1332،
دنبالک ها: خیریه امام سجادعلیه السلام،

تاریخ : 28 مرداد 95 | 05:45 | نویسنده : خیریه امام سجاد علیه السلام imamsajjad@ خیریه | نظرات

حقیقت کودتای 28 مرداد +تصاویر

در روز 28 مرداد 1328 دکتر مصدق به رغم درخواست اطرافیانش مبنی بر اعلام رادیوئی آغاز کودتا و استمداد از مردم کشور از این کار خودداری کرد. سرانجام ساعت 5/3 بعد از ظهر روز 28 مرداد سرلشگر زاهدی سقوط دولت دکتر مصدق و انتصاب خود را به مقام نخست وزیری از رادیوی تهران اعلام کرد.

صراط: امیر مکی‌: در حقیقت با انتشار اسناد محرمانه آن روزها به درستی می توان دریافت که حقیقت کودتا و یا براندازی، حداکثر یکماه و نیم پس از روی کارآمدن دکتر مصدق در دستور کار انگلیس و در نهایت آمریکا قرار گرفت و این عملیات آن نبود که در طی دو یا سه و یا شش ماه به انجام برسد بلکه از همان روزی که دکتر مصدق و مجلس شانزدهم شروع به کار کرد عملاً برنامه های مزورانه دول غربی یکی پس از دیگری منجر به شکست می شد و طی مفاهیم وجود آنها تنها راه نجات از مخمصه ایران را سقوط دولت مصدق و شروع برنامه های خود توسط دولت دست نشانده اجنبی می دانستند.

جورج مک گی معاون وزارت خارجه آمریکا که با مصدق مذاکرات طولانی داشته است می‌گوید: « هنگامیکه درباره قیمت نفت، تخفیف فروش و یا کارشناسان مربوطه، با مصدق حرف می زدم می گفت: شما ملتفت نیستید، این یک مسئله سیاسی است... »

مصدق در مذاکره با دکتر هنری گریدی سفیر کبیر آمریکا در ایران، به تاریخ هفتم تیر 1330 به او گفت: جناب آقای سفیر، من به شما اطمینان می‌دهم که ما برای استقلال خودمان بیش از نفت ارزش قائل هستیم.

پس از شکست ماموریت جکس در خرداد 1330 در مورد قبول ملی شدن صنعت نفت، انگلیسی‌ها در صدد براندازی دولت مصدق برآمدند.

جکس هنگام ورود به لندن به خبرنگاران گفت: مادام که حکومت فعلی ایران بر سر کار است هیچ امیدی به تجدید مذاکرات نیست و از آن پس، دولت انگلیس برای دستیابی دوباره نفت ایران، طرح‌هائی تهیه کرد تا بدان وسیله دولت مصدق را ساقط کند.

جورج می‌دلتون، کاردار سفارت انگلیس در تهران در گزارش خود به وزارت خارجه بریتانیا نوشت: شاید از اول اشتباه بود که با نظر آمریکائی‌ها، مبنی بر اینکه مصدق مایل به مذاکره است موافقت کردیم...

«امانوئل شین ول» وزیر دفاع حکومت کارگری انگلیس، سرنگون ساختن حکومت مصدق را امری لازم و به سود منافع بریتانیا در خاورمیانه می‌دانست، وی در تیرماه 1330 طی گزارشی به نخست وزیر نوشت: «اگر به ایران اجازه داده شود که در این مبارزه پیروز گردد، مصر و دیگر کشورهای خاورمیانه تشویق خواهند شد از آن پیروی کنن، اقدام بعدی ممکن است ملی کردن کانال سوئز باشد».

و اما اینکه دولت محافظه کار انگلیس به ریاست چرچیل از بدو روی کار آمدن خود در اکتبر 1951 طرح سرنگونی حکومت مصدق را این چنین در سر داشت که با گنجاندن شرایط غیر قابل قبول در طرح های پیشنهادی به ایران می خواست آمریکائیها را هم با این نظر همراه سازد که سازش با مصدق امکان پذیر نیست و برای حل این مشکل چاره ای جز سرنگون ساختن حکومت او نیست و حتی فکر ترور مصدق را در سر داشتند به طوریکه «بادی روبین » با استناد به اسناد محرمانه وزارت خارجه آمریکا می نویسد:«وینستون چرچیل» اندکی پس از آنکه در اکتبر 1951 مجدداً به نخست وزیری انگلستان برگزیده شد، در گفت‌وگو با رهبران آمریکا گفت که به نظر او با شلیک چند تیر می‌توان مسئله نفت ایران را حل کرد.این طرز تفکر آچن را متوحش کرد و واکنش او چرچیل را از تعقیب این موضوع بازداشت.

«وینستون چرچیل» اندکی پس از آنکه در اکتبر 1951 مجدداً به نخست وزیری انگلستان برگزیده شد، در گفت‌وگو با رهبران آمریکا گفت که به نظر او با شلیک چند تیر می‌توان مسئله نفت ایران را حل کرد

به موازات فعالیت‌های دیپلماتیک، ایالات متحده نیز تلاش های محرمانه ای در جهت نظارت و دخالت در روند سیاسی ایران آغاز کرد، ناگفته نماند که آمریکا از اواخر دهه 1940 فعالیت‌های محرمانه پنج‌گانه‌ای را بدین شرح شروع کرده بود: نخست: تشکیل شبکه‌هائی درمیان عشایر ایلات جنوب که در صورت اشغال ایران توسط شوروی به جنگ چریکی مبادرت نمایند.

دوم: ایجاد محورهای گریز و رهایی به منظور استفاده از آن‌ها در یک جنگ طولانی،

سوم: عملیات برون مرزی جاسوسی و خرابکاری، در داخل خاک شوروی، با استفاده از عناصر ارامنه، آذربایجانی و دیگر اقوامی که در دو سوی مرزهای ایران و شوروی زندگی می کردند.

چهارم: عملیات جاسوسی و ضد جاسوسی به منظور نظارت و مقابله با فعالیت های شوروی در ایران،

پنجم: اجرای یک سلسله عملیات با نام رمز «بدامن» ( Bedamn ) که از سال 1948 برای مقابله با نفوذ شوروی و حزب توده در ایران آغاز شده بود.     

«بدامن» یک برنامه تبلیغاتی و سیاسی بود که از طریق شبکه ای به سرپرستی دو تن ایرانی با نامهای رمز نرن  ( Nerren ) و سیلی (Cilley) اداره می شد و ظاهراً بودجه سالانه ای معادل یک میلیون دلار داشت.

در بخش تبلیغات «بدامن» مقالات و کاریکاتورهای ضد کمونیستی تهیه و در اختیار جراید ایران گذارده می‌شد، همچنین بخش کتب و نشریاتی در انتقاد از اتحاد جماهیر شوروی و حزب توده و شایعه پراکنی و غیره را انجام می دادند.

روز اول نوامبر 1952 ( 10 آبان 1331 ) کارکنان سفارت انگلیس به صورت دسته جمعی تهران را به مقصد بیروت ترک گفتند و بدین صورت، یک دوره طولانی از سیطره بریتانیا بر ایران خاتمه یافت، ولی شبکه رشیدیان و تعدادی از عوامل آنها، که از پوشش مطمئنی برخوردار بودند.

همچنان در ایران باقی ماندند، در این موقعیت نیز کریستوفرمونتاگ وودهاوس ( Christofer Montag Woodhouse ) فرمانده سازمان MI6 در ایران، برای کسب حمایت آمریکائی ها و به منظور تهیه طرح دیگری برای سرنگون ساختن دولت وقت به واشنگتن اعزام گردید.

وودهاوس در سفر به آمریکا، برنامه خود را به سیا ارائه کرد، فرانک وایزنر ( Frank Wisner ) سرپرست عملیات محرمانه سیا، آلن دالس ( Allen Dulles ) معاون وایزنر و کرمیت روزولت ( Kermit Roosevelt ) سرپرست بخش اداره عملیات خاورمیانه، همگی موافق اجرای یک کودتا بودند، در سوم فوریه 1953 ( 14 بهمن 1331 ) تنها دو هفته بعد از برگزاری مراسم سوگند رئیس جمهوری جدید آمریکا، چندتن از مقامات بلندپایه انگلیس و آمریکا به بررسی اوضاع ایران پرداختند و در اجلاسی به همین منظور برای براندازی دولت مصدق و روی کارآوردن زاهدی طرحی تهیه و رهبری این عملیات را با نام رمز Ajax به عهده کرمیت روزولت محول کردند.

حقیقت کودتای 28 مرداد +تصاویر

روزولت

و در نتیجه آنها زاهدی را شخصیت مقتدرو اینکه او می‌توانست با اقداماتی قاطع، ایران را به جمع اردوگاه غرب بازگرداند، معرفی کردند.

کودتای 28 مرداد 1332 نقطه پایانی بود بر سیر تدریجی رشد ایران، به سوی حکومت مردمی و رهائی از قید مداخلات اجانب که از سال‌های نخست 1285 آغاز شده بود.

حرکت ملی مردم به دست مصدق بیانگر هر دو وجه این خواسته‌ها بود و با آن کودتا، وی در حسرت آمال و آرزوی خود قرار گرفت.

کودتای 28 مرداد 1332 را می‌توان نقطه عطف تعیین کننده ای در تاریخ ایران دانست. اگر این کودتا روی نداده بود، بدون تردید ایران آینده بسیار متفاوتی داشت.

علاوه براین، نقش ایالات متحده در کودتا و نقشی که در مراحل بعد، برای تحکیم دیکتاتوری شاه ایفاء کرد، در روابط آینده ایران و ایالات متحده، تاثیری عمیق بر جای گذاشت و نیز ماهیت ضد آمریکائی انقلاب 1357 و بسیاری از حوادث ضد استعماری دیگر بعد از انقلاب از جمله بحران گروگانگیری سفارت آمریکا، همگی از پیامدهای ناشی از همدستی ایالات متحده بر علیه ایران بود.

*انحلال مجلس توسط مصدق، موفقیت کودتا را سرعت بخشید

اما متاسفانه مصدق در بحرانی ترین روزهای پیش آمده رفراندوم انحلال مجلس هفدهم را برگزار و مجلس را منحل کرد که خود باعث تسریع در روند اجرای کودتای از پیش تعیین شده آژاکس شد.

حقیقت کودتای 28 مرداد +تصاویر

اما این بار مصدق بدون توجه با یاران حقیقی خود و عدم آینده نگری مناسب بدون تجهیزات لازم گام در میدان مین نهاد، چنانچه نقشه های پنهان برای کودتا در شرف عملی شدن بود.

کرمیت (کیم) روزولت مامور بلند پرواز سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا ( سیا) اینک مسئولیت تدارکات کودتا در تهران را به عهده گرفت.

نوه تئودور روزولت متولد 1916 بود، او متخصص در امور خاورمیانه بود. روزولت در زمستان 1331 و بهار 1332 چندین بار به ایران سفر کرد و پس از دریافت چراغ سبز از واشنگتن، برای تماس با رهبران مخالف و در جریان قراردادن شاه که بدون پشتیبانی او، نقشه با شکست روبرو می شد. به ایران بازگشت.

همانطور که شاه تنها پس از یک ملاقات پنهانی با روزولت و اطمینان از پشتیبانی ایالات متحده و انگلستان موافقت خود را با کودتای زاهدی برعلیه دولت ملی مصدق اعلام و همکاریهای لازم را اجرا کرد.

اولین ملاقات شاه با سردسته جاسوسان ((سیا)) در ایران نیمه شب دهم مرداد 1332 صورت می گیرد، یکدستگاه اتومبیل درباری، کرمیت روزولت را از پارک سهیلی (مجاور باغ فردوس) به کاخ سعدآباد می‌برد. (باغ سهیلی متعلق به سهیلی سفیر ایران در پاریس بود که در اختیار برادران رشیدیان قرار داشت ).

از زبان روزولت:«‌ چند دقیقه قبل از نیمه شب به طرف در باغ براه افتادم،«بیل» با یک چراغ قوه‌ای همراه من بود در باغ را گشودیم و من به تنهائی خارج شدم.

یک اتومبیل سیاه رنگ بدون نمره و علامت در انتظارم بود. راننده بدون کنجکاوی در شناسائی من و بی آنکه یک کلمه حرف بزند، در اتومبیل را باز کرد. من در صندلی عقب نشستم. یک تخته پتو روی صندلی بود. همینکه به نزدیکی کاخ رسیدیم کف اتومبیل دراز کشیدم و پتو را روی خود انداختم... اتومبیل وارد محوطه کاخ شد و در جاده باریک نزدیک یکی از کاخ‌ها ایستاد ... همینکه راننده آن محل را ترک کرد، هیکل لاغری در اتومبیل را گشود و کنار من در صندلی عقب نشست، من پتو را کنار کشیدم... شاه پس از یک نگاه کوتاه، دستش را به طرف من دراز کرد و گفت: شب بخیر آقای روزولت، نمی توانم بگویم انتظار دیدارتان را داشتم ولی اکنون ملاقاتتان خوشحال کننده است."

پس از انجام معارفه، کارگردان کودتا، چگونگی عبورش را از مرز ایران برای شاه شرح می‌دهد، سپس نام و نشان دیگر جاسوسان را که با او همکاری دارند، بیان می‌کند و برای توجیه اهمیت ماموریت خود و اینکه فرستاده رئیس جمهور آمریکا و نخست وزیر انگلستان است می‌گوید: « قرار است آیزنهاور این مطالب را طی نطقی که بیست و چهار ساعت دیگر در سانفرانسیسکو ایراد می کند با بیان جمله خاصی تائید نماید.

تائید چرچیل نخست وزیر بریتانیا نیز از طریق اعلام برنامه رادیو بی بی سی لندن صورت خواهد گرفت بدین ترتیب که گوینده رادیو هنگام اعلام برنامه در نیمه شب به جای اینکه طبق معمول بگوید: " اکنون نیمه شب است « خواهد گفت: « اکنون (پس از مکث کوتاهی) دقیقاً نیمه شب است».

طبق نقشه قرار بود شاه در 22 مرداد برای استراحت به ساحل دریای خزر سفر کند و از آن جا فرمان هائی در عزل مصدق و انتصاب زاهدی به جای او صادر نماید چنانچه در 24 مرداد سرهنگ نعمت الله نصیری فرمانده گارد سلطنتی، فرمان عزل مصدق را تسلیم وی کرد که بلافاصله ایشان وعده همراه که از افراد گارد بودند، بازداشت شدند.

به نظر می‌رسید که کودتا با شکست مواجه شده است آنچنانکه شاه و ثریا در 25 مرداد نومیدانه به همراه با هواپیمای اختصاصی خود عازم بغداد شدند، در آن جا با سفیر آمریکا «برتون بری» مخفیانه ملاقات کردند و سپس راهی رم شدند و در حالت انتظار به سر می‌بردند.

اما روزولت و توطئه گرانش در تهران به این سادگی تسلیم نشدند، آنها تصمیم به اجرای عملی کودتای دیگر یا کودتای دوم گرفتند.

ماموران سیا در وهله اول زاهدی را در یک خانه امن پنهان کردند و برای انتقال او در صورت لزوم در هواپیمای وابسته نظامی ایالات متحده مکانی را فراهم کردند.

اما دستور دوم روزولت این بود که زاهدی را به جای امن ببرند و این جای امن تنها منزل یک آمریکائی به نام فرد زیمرمان بود، از زبان روزولت: «حسن این منزل این است که در خطر نیست، زیرزمین خوبی دارد، به سفارت آمریکا و یا مقر سیا نزدیک است ».

خود روزولت به سراغ زاهدی رفت و او را که قیافه فلاکت باری داشته و اونیفورم سرلشگری را در چمدانش مخفی کرده بود با ماشین سیا به منزل زیمرمان می‌برد. ( کتاب تجربه 28 مرداد جوانشیر )

دستور بعدی برقراری رابطه با خارج بود که سیا و سفارت آمریکا دستگاه فرستنده مستقل داشته و از طریق پایگاه انگلیس در قبرس با واشنگتن و لندن تماس می‌گرفتند و بعد از آن نیز تهیه نسخه‌های کپی از فرمان شاه بود که بتوان آن را در خد گسترده ای چاپ و پخش کرد و به اتکای این فرمان جنایت های سیا را عملا" قانونی جلوه داد و این کار را از طریق روزنامه داد به مدیریت عمیدی نوری به انجام رسانیدند.

اما در همین حین هندرسن سفیر کبیر آمریکا که کودتا را از آن سوی مرزها اداره می‌کرد و می‌خواست پس از سقوط دولت دکتر مصدق مستقیم وارد تهران شود به ناگهان و به دور از انتظار در تاریخ 26 مرداد با عجله وارد تهران شد و بلافاصله به ملاقات دکتر مصدق شتافت، بنا به گفته رادیو پاریس وی در این ملاقات به دکتر مصدق اطلاع داد که : دولت آمریکا دیگر نمی تواند حکومت او را به رسمیت بشناسد و به عنوان یک نخست وزیر قانونی با وی معامله کند، هندرسن رسماً به دکتر مصدق اعلام داشت که آمریکا با تمام قوا از ادامه حکومت او جلوگیری خواهد کرد و به مصدق تکلیف کناره گیری از کار را اعلام کرد اما دکتر مصدق با لحن تندی هندرسن را از خانه خود بیرون کرده و گفت فردا با آمریکا نیز قطع رابطه خواهد کرد.

هندرسن پس از این مشاجره لفظی از منزل دکتر مصدق خارج شد و بلافاصله با رابطین دولت جدید در مرکز تماس گرفته و به آنها ابلاغ کرد که دولت آمریکا، تنها دولت زاهدی را دولت رسمی و قانونی ایران می داند.

بعد از ظهر روز 27 مرداد هنگامی که فرمانداری نظامی ختم تظاهرات مردم را در نا آرامی های شهری اعلام داشت، محمود مسگر یکی از کارگردانان محله فساد تهران (شهرنوی تهران) و رمضان یخی که مشهور خاص و عام بود با عده ای از یاران خود به خیابانهای لاله زاز و نادری ریختند و به کمک و همراهی جمعی از گروهبانان ارتش که لباس شخصی به تن داشتند به تظاهرات سمبلیک  « شاه پرستانه » خود پرداختند.

این تظاهرات صبح روز 28 مرداد نیز بطور پراکنده با سرکردگی شعبان بی مخ و عده‌ای اراذل و اوباش مجهز به چوب و چماق و افراد بیکاره‌ای که با دریافت پول، سوار کامیون‌ها و اتوبوس‌ها می‌شدند و به نفع شاه شعار می‌دادند و عکس شاه را در دست داشتند و پس از رسیدن به میدان بهارستان به غارت ادارات روزنامه های ضد درباری و سازمان‌های طرفدار مصدق پرداختند و در عین حال مغازه داران و بازاریان را وادار به تعطیلی کردند و رانندگان تاکسی‌ها و اتوبوس‌های شهری را مجبور ساختند که چراغ‌های اتومبیل‌های خود را به رسم شادمانی روشن کنند و عکس شاه را پشت شیشه اتومبیل نصب کنند.

حقیقت کودتای 28 مرداد +تصاویر

و عملاً دکتر مصدق به رغم درخواست اطرافیانش مبنی بر اعلام رادیوئی آغاز کودتا و استمداد از مردم کشور از این کار خودداری کرد، اقدامی که شاید می توانست تظاهرات وسیع و دامنه دار مردم سراسر کشور را برانگیزد و یا شاید موجبات شکست کودتا را فراهم آورد اما بدین ترتیب واحدهای خائن نظامی کودتا به دنبال اراذل و اوباش وارد عمل شدند و نقاط حساس شهر از جمله اداره تبلیغات و رادیو را به تصرف درآوردند و خانه نخست وزیر دکتر مصدق را محاصره کردند و سرانجام ساعت 5/3 بعد از ظهر روز 28 مرداد سرلشگر زاهدی سقوط دولت دکتر مصدق و انتصاب خود را به مقام نخست وزیری از رادیوی تهران اعلام کرد و بدین صورت تنها مقاومت جدی در برابر اوباشان و کودتا گران از طرف گارد محافظ، خانه دکتر مصدق بود، افراد گارد مزبور به فرماندهی سرهنگ ممتاز ساعت 5/7 بعد از ظهر سرسختانه و تا آخرین فشنگ جنگیدند و سر انجام تسلیم گشتند و سرانجام شروع دوران دیکتاتوری پهلوی دوم آغاز ، دولت کودتا پیروز و آنچه که نمی بایست پیش آید ، پیش آمد .......

حقیقت کودتای 28 مرداد +تصاویر

ورود محمد رضا پهلوی به ایران پس از کودتا

حقیقت کودتای 28 مرداد +تصاویر

مصافحه شاه با زاهدی و اعلام رضایت پس از کودتا

حقیقت کودتای 28 مرداد +تصاویر

و حال در پایان کلام خالی از لطف نمی باشد تا عکس العمل مقامات و جراید آن روزگار را بخوانیم که:

*آنتونی ایدن وزیر خارجه وقت انگلستان پس از سقوط دکتر مصدق در دفتر خاطرات خود چنین نوشت: خبر سقوط دکتر مصدق هنگامی به دست من رسید که به همراه همسر و فرزندم جهت گذراندن ایام تعطیل در میان جزایر یونان در مدیترانه مشغول استراحت بودم و من آن شب به خوشحالی وصول این خبر، خواب راحتی کردم.

*روزنامه نیویورک تایمزدر شماره21 ماه مه 1961 خود نوشت: در ساقط کردن حکومت مصدق ، سیا نقش اصلی را بازی کرد.

* مفسر آمریکائی در کتاب Arabia Without Sultans چاپ بریتانیا سال 1974 احمقانه است که بعضی ها نوشته اند مصدق را ایرانی‌ها برانداختند، این عملیات از اول تا آخر یک یورش آمریکائی بود.

------------------------------

*گزارش مجله تایم 31 اوت 1953:

ساعت یک بعد از ظهر روز 28 مرداد به وقت رم، شاه و همسرش که برای خرید رفته بودند به هتل اسکلسیور (Excelsior Hotel) بازگشتند و پس از صرف غذا در رستوران هتل در حین خوردن قهوه، یکی از خبرنگاران خبرگزاری آسوشیتدپرس وارد رستوران شد و با شتاب به طرف میز شاه رفت و متن تلکس مخابره شده چند دقیقه قبل که حاکی از پیروزی کودتا و به قدرت رسیدن زاهدی بود به دست او داد.

محمدرضا شاه با مطالعه متن تلکس رنگ از چهره اش پرید، ثریا با مشاهده دگرگونی حالت و چهره همسرش از جای برخاست و پس از خم شدن به طرف شاه و خواندن متن تلگراف ناگهان از شوق به گریه افتاد و در آن هنگام شاه خطاب به چند نفری که در اطراف میز آنها جمع شده بودند گفت : (( این یک انقلاب است، انقلاب راستین و افتخارآمیز، سرانجام ما دارای یک قانونی شدیم ))

------------------------------

* و داستان شرم آوری را نیز از زبان کرمیت روزولت بشنویم که: یک روز پس از بازگشت شاه از رم با ایشان ملاقات می کنم ...

هنگامی که با یکدیگر دست می دادیم و خوش آمد می‌گفتیم، یکی از مستخدمین با گیلاس های کوچک ودکا و ظرفی خاویار وارد شد، با اشاره شاه نشستم وی با لحن جدی و رسمی شروع به صحبت کرد و گفت: «من تاج و تختم را مدیون خداوند، ملتم، ارتشم و شخص شما هستم ! .... »

آنگاه به نشانی سلامتی من گیلاس خود را برداشت و من نیز چنین کردم و همزمان نوشیدیم .

-------------------------------

و سرانجام اینکه کودتای موفقیت آمیز ایران، آمریکا را تشویق کرد تا در آینده نیز چند دولت نامطلوب دیگر را (به زعم کدخدا) با شیوه‌های مشابه آنچه که در ایران انجام داد در سرتاسر جهان بر سر کار بیاورد و عوامل دست نشانده خود را به کار بگمارد.

این طرح در سال 1954 در گواتمالا، در کنگو، پرنس سی هانوک در کامبوج، سالوادور آلنده در شیلی و چند کشور دیگر آمریکای لاتین و آفریقا، از طریق کودتاهای نظامی سرنگون شدند و مهره‌های واشنگتن جایگزین آنها شدند و تا به امروز  که  جنگ‌های نیابتی را شروع و به تجربه خود افزون می‌نماید.

منبع: فارس



طبقه بندی: مناسبتها ،
برچسب ها: حقیقت کودتای 28 مرداد +تصاویر،
دنبالک ها: خیریه امام سجادعلیه السلام،

تاریخ : 27 مرداد 95 | 19:41 | نویسنده : خیریه امام سجاد علیه السلام imamsajjad@ خیریه | نظرات

تعداد کل صفحات : 13 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...

  • paper | ایکس باکس | قالب بلاگ اسکای