تبلیغات
 خیریه امام سجاد علیه السلام( نشانی وبلاک در تلگرام imamsajjad@) - مطالب دفاع مقدس شهدا

شهیدی كه بدنش با اسید هم از بین نرفت

شهیدی كه بدنش با اسید هم از بین نرفت

مجید ملامحمدی ماجرای اسارت و شهادت شهید نوجوانی که بعد از 16 سال با بدنی سالم به وطن بازگشت را به نگارش درآورد:

محمد رضا شفیعی در 14 سالگی به جبهه‌های نبرد رفته و در عملیات‌های بسیاری شرکت می‌کند که چندین بار نیز مجروح می‌شود اما سرانجام در عملیات «کربلای 4» و پس از مجروح شدن ، اسیر می‌شود که 11 روز پس از اسارت به دلیل عفونت شدید در ناحیه شکم به درجه شهادت نائل می‌شود.

جسد شهید محمد رضا شفیعی پس از شهادت آنچنان تازه و معطر می‌ماند که صدام به سربازان خود دستور می‌دهد که جنازه این شهید را در برابر آفتاب قرار دهند تا بپوسد و وقتی این کار نیز به سرانجام نرسید دستور می‌دهد که بر روی پیکر این شهید اسید بپاشند که با این کار نیز آسیبی به بدن شهید نمی‌رسد و جسد تازه و معطر این شهید بعد از گذشت 16 سال به وطن برمی گردد.

به روایت قافله:

مجروح که شد ، به اسارت دشمن در آمد و همانجا به شهادت رسید. بعثی ها او را دفن کردند و شانزده سال بعد ، هنگام تبادل جنازه ی شهدا با اجساد عراقی ، جنازه محمد رضا شفیعی و دیگر شهدای دفن شده رو بیرون می‌آورند تا به گروه تفحص شهدا تحویل دهند. اما جنازه محمد رضا سالم مانده ، سالمِ سالم...

صدام گفته بود این جنازه اینطور نباید تحویل ایرانی‌ها داده بشه. اونو سه ‌ماه زیر آفتاب سوزان گذاشتند ، اما تفاوتی نکرد. ، رو پیکرش آهک ‌و اسید پاشیدند ولی باز هم بی‌تأثیر بود..

مادرش و یکی از همرزم هاش که همیشه باهاش بود و کامل می شناختش می گفت می دونین برا چی جنازه ش سالم موند؟

گفت راز سالم موندن جنازه ش چند چیزه:
ـ اهتمام جدی به نماز شب داشت
ـ دائماً با وضو بود و مداومت بر غسل جمعه داشت

ـ هیچوقت زیارت عاشورایش هم ترک نمی‌شد
ـ هر وقت برای امام حسین(ع) گریه می‌کرد ، اشک‌هایش رو به بدنش می‌مالید
مادرش هم میگفت: به امام زمان (عج) ارادت خاصّی داشت و هر وقت به قم می‌اومد ، رفتن به جمکران را ترک نمی‌کرد.

نقل از کتاب قصه ستاره ها و ساکنان ملک اعظم/ ج2/ ص 76

منبع: قافله

روزی چند نوبت برای سید الشهداء گریه می‌کرد؛ محمدرضا شفیعی را می‌گویم ... صبح‌ها زیارت عاشورا که می‌خواندیم ، گریه و ناله‌هایش،  جانسوز بود. ساعت نه که کلاس عقیدتی داشتیم ، استاد بعد از درس روضه می‌خواند و او باز هم می‌گریست. نماز جماعت هر نوبت هم با ذکر مصیبت امام حسین (ع) شروع می شد و خاتمه می‌یافت و محمد رضا همچنان گریه می‌کرد.
غروب که می‌شد ، کتابچه زیارت عاشورایش را برمی‌داشت و می‌رفت « موقعیت صفا » قبری که با دستان خودش کنده بود ، بچه‌ها این اسم را رویش گذاشته بودند.

روضه‌خوان خودش بود ، بعد از هر گریه، اشک‌هایش را پاک می‌کرد و به صورت و بدنش می‌مالید! سرّ این عملش را نمی دانستم، اما سال‌ها بعد فهمیدم. محمدرضا جزء نیروهای تخریب بود و در عملیات کربلای چهار مجروح شد و به دست عراقی‌ها افتاد. پیکر مجروحش را به بیمارستان بغداد منتقل کردند و آنجا به فیض شهادت رسید. همان جا دفنش کردند. پودرهایی روی بدنش ریخته بودند که متلاشی شود و از بین برود ، اما اثر نکرده بود. پیکر مطهرش را سه ماه در معرض نور شدید آفتاب قراردادند تا بپوسد ، اما بعد از شانزده سال، خاک را که کنار زدند، ‌هنوز جنازه محمد رضا مثل روز اول بود ...

او را با دیگر هم رزمانش در قالب « کاروان شهدا » به ایران برمی‌گردانند. نامش در میان هفت شهیدی که پیکرشان سالم است ، ثبت شده. توفیق دفن جسم از سفر برگشته‌اش ، نصیب من می شود. راستی که فیض عظیمی است ...

مادر محمدرضا، عقیقی به من می‌دهد و سفارش می کند آن را زیر زبانش بگذارم، لب، زبان و دندان‌هایش هیچ تغییر نکرده‌اند!
شانه‌هایش را که برای تلقین خواندن، در دست می‌گیرم، تمام گوشت‌هایش را حس می‌کنم. بعد از شانزده سال! گویی تازه، روح از بدنش جدا شده است.
محمدرضا از «موقعیت صفا» و اشک‌هایی که بعد از هر گریه برای سید الشهداء به صورت و بدنش می‌مالید، ارث زیبا و ماندگاری برد.


 تصویر شهید محمدرضا شفیعی پس از گذشت شانزده سال از شهادتشsaghalain-m.blogfa.com-1-1388234841.jpg

 

شهید محمد رضا شفیعی چهارده ساله بود که عزم جبهه کرد ، ولی چون سنّش کم بود قبولش نمی کردند.

بالأخره یک روز خودش شناسنامه اش را یکسال بزرگتر کرد و به آرزویش رسید.

دفعه ی آخری که راهی جبهه بود نوزده سالش بود، کلی شیرینی و انگشتر و تسبیح خریده بود.

مادر به او گفت: مادر چرا این چیزها را خریدی؟ فردا زندگی میخوای. خونه میخوای.

گفت: مادر خانه من یک متر جاست که آماده هم هست  نه آهن میخواد و نه سفید کاری.

بعد یک بیت شعر خواند:

خوش آن روزی که در سنگر بمیرم/نه آن روزی که در بستر بمیرم !

بعد از عملیات کربلای 4 خانواده محمد رضا متوجه شدند که تیری به شکم محمد رضا خورده و مجروح شد

همرزمش نتوانسته بود او را به عقب برگرداند و همانجا مانده بود. فردا صبح که رفته بودند او را بیاورند،

او را پیدا نکرده بودند. بعدها خانواده فهمیدند که محمد رضا را اسیر کرده اند.

یازده روز در اسارت زنده بوده و در نهایت به خاطر جراحتش زیر شکنجه ی بعثی ها به شهادت رسیده

و همانجا در کربلا دفنش کرده اند. به نقل دوستانش وقتی او را اسیر می کنند،

می گویند که به امام توهین کن و او با همان حال زخمی می گوید

مرگ بر صدام. آنها نیز با لگد به دهان او می کوبند و دندانش می شکند


وقتی بعد از شانزده سال جنازه ی محمد رضا را سالم از خاک در آورده بودند صدام گفته بود این جنازه نباید به این شکل به ایران برود. پیکر پاک محمد رضا را سه ماه در آفتاب گذاشتند تا شناسایی نشود، ولی جسد سالم مانده بود. حتی روی جسد پودر مخصوص تخریب جسد ریختند که خاصیتش این بود که استخوان های جسد هم از بین می رفت ولی باز هم جسد سالم مانده بود. وقتی گروه تفحص جنازه ی محمد رضا را دریافت می کردند سرهنگ عراقی که در آنجا حضور داشته گریه می کرده و گفته:

خدا صدام را لعنت کند که چه جوانانی را کشت!!!!!!

مادر شهید می گوید موقع دفن محمد رضا، حاج حسین کاجی به من گفت:

« شما می دانید چرا بدن او سالم است؟» گفتم:«از بس ایشان خوب و با خدا بود. » 

ولی حاج حسین گفت: « راز سالم ماندن ایشان در چهار چیز است:

هیچ وقت نماز شب ایشان ترک نمی شد.

مداومت بر غسل جمعه داشت.

دائما با وضو بود.

مداومت بر خواندن زیارت عاشورا

و هر وقت زیارت عاشورا خوانده می شد ، ما با چفیه هایمان اشکمان را پاک می کردیم ولی ایشان با دست اشکهایش را می گرفت و به بدنش می مالید و جالب اینکه جمعه وقتی برای ما آب می آوردند، ایشان آب را نمیخورد و آن را برای غسل نگه می داشت. »

شهید شفیعی در سال 81 در گلزار شهدای قم به خاک سپرده شد.


وصیت نامه شهید

بسم الله الرحمن الرحیم
« یا اَیتُها النَفسُ المُطمَئِنَه اِرجِعی اِلی رَبِک راضیه مَرضیه فَادخُلی فی عِبادی و ادخُلی جَنّتی »
به نام الله پاسدار حرمت خون شهیدان ، درهم کوبنده ی کاخ ستمگران

او که عالم هستی را از هیچ آفرید و همه را از حکمتش تعادل بخشید . و با سلام و درود بی کران بر تمامی رهروان راه حسین . آنان که در این راه قدم نهادند و گلوی خود را با شربت شیرین شهادت تر کردند و جان خود را فدای اسلام و قرآن نمودند .

« ما بندگان خدا هستیم و در راه او قیام می کنیم اگر شهادت نصیب شد ، سعادت است »

اینجانب محمدرضا شفیعی فرزند مرحوم حسین شفیعی لازم دانستم که چند سطر وصیتی با امت حزب الله داشته باشم . و حال که وقت آزاد شدن من از قفس دنیوی رسیده است لازم دانستم که به جهاد در راه خدا بپردازم که اگر به درگاه باریتعالی قبول گردید به سوی زندگی سعادتمند و جاوید دیگری پر بکشم .من یکی از بسیجی هایی هستم که برای اجرای احکام اسلام به جهاد پرداخته ام و از ریخته شدن خونم در این راه باکی ندارم . چون راه ، راه انبیا و اولیای خداست و بایستی پیروی از شهید تشنه لب کربلا نمود :

« اِن کانَ دینِ محمدٍ لَم یَستَقِم اِلا بِقَتلی فَیا سُیُوفَ خُزینی »

بعد از شهادت من این سعادت را جشن بگیرید که سنگر خونین من حجله ی دامادی من بوده است و ما شهادت را جز سعادت نمی دانیم . چون شهادت ارثی است که از انبیا به ما رسیده است . سفارش من به کسانی که این وصیت نامه را می خوانند این است که سعی کنید که یکی از افرادی باشید که همیشه سعی در زمینه سازی برای ظهور صاحب الامر دارند و بکوشید اول خود و بعد جامعه را پاک سازی کنید و دعا کنید که این انقلاب به انقلاب جهانی آقا امام زمان متصل شود . پس اگر می خواهید دعاهایتان مستجاب شود به جهاد اکبر که همان خودسازی درونی است بپردازید
ای برادر و خواهر مسلمان ، بدان که با شعار در خط امام بودن ولی در عمل دل امام را به درد آوردن ، وظیفه انسانی و اسلامی ما نیست . ای برادران ما که هنوز خود را نساخته ایم و تمام کارهایمان اشکال دارد چگونه می خواهیم دیگران را بسازیم و انقلابمان را به تمام جهان صادر کنیم . در کارها از خود محوری و تفسیر کارها به میل خود بپرهیزیم و سعی در خودسازی داشته باشیم و خیال نکنیم با کمی فکری که داریم ، فکرمان از همه بالاتر است و از همه خودساخته تر و خلاصه نظرمان بهتر است .برادران گرامی و ملت شهید پرور ، همیشه از درگاه خداوند بخواهید که به شما توفیقی عنایت فرماید که بتوانید در خط امام عزیزمان و برای رضای خدا گام بردارید .
ای جوانان ، نکند در رختخواب ذلت بمیرید که حسین (ع) در میدان نبرد شهید شد و مبادا در غفلت بمیرید که علی (ع) در محراب عبادت شهید شد و مبادا در حال بی تفاوتی بمیرید که علی اکبر در راه حسین و با هدف شهید شد . و ای مادران مبادا از رفتن فرزندانتان به جبهه جلوگیری کنید که فردای قیامت در محضر خدا نمی توانید جواب زینب را بدهید که تحمل 72 شهید را نمود همه مثل خاندان وهب جوانانتان را به جبهه های نبرد بفرستید و حتی جسد او را هم تحویل نگیرید ، زیرا مادر وهت فرمود : پسری را که در راه خدا داده ام پس نمی گیرم و از خواهران گرامی تقاضامندم که از فاطمه (س) یگانه سرور زنان سرمشق بگیرید و حجاب اسلامی خود را رعایت فرمایید.
امیدوارم روزی فرا رسد که همه ملت از زن و مرد و تا جوان و کودک به وظیفه اسلامی خود آشنا شوند و مرتکب گناه نشوند .
در آخر از مادر گرامی خودم حلالیت می طلبم و امیدوارم از زحماتی که برای من کشید مزد آن را از زینب (س) بگیرد و امیدوارم همچون دیگر خانواده ی شهدا استوار و مقاوم بمانید و کاری نکنید که دشمنان را شاد کند .
ای جوانان عزیز و ارجمند همانطور که امام فرمود : من چشم امیدم به شماست .
پس شما هم به ندای هل من ناصر حسین زمان لبیک بگویید و به سوی جبهه ها حرکت کنید و نگذارید اسلام و قرآن بی یاور بماند ....
والسلام
ما بندگان خدا بدنیا آمده ایم تا توشه ای برای آخرت جمع آوری نماییم و به سوی زندگی جاوید پر بکشیم .
«الهی تا ظهور دولت یارخمینی را برای ما نگه دار»

آمین
محمدرضا شفیعی
25/12/64




طبقه بندی: دفاع مقدس شهدا،
برچسب ها: شهیدی كه بدنش با اسید هم از بین نرفت،

تاریخ : 15 اردیبهشت 96 | 08:24 | نویسنده : خیریه امام سجاد علیه السلام imamsajjad@ خیریه | نظرات

دیدار با پدر بعد از ۳۰ سال گمنامی +عکس

وداع با پیکر مطهر دو شهید تازه تفحص شده تهرانی

دیدار با پدر بعد از ۳۰ سال گمنامی +عکس

دو فرزند شهید تازه تفحص شده امیر ساریخانی بعد از گذشت ۳۰ سال از شهادت پدر با او دیدار و برای آخرین بار با استخوان‌های به جا مانده از پیکر مطهر پدر وداع کردند.

خبرگزاری تسنیم: هویت پیکر مطهر دو شهید تازه تفحص شده دیگر تهرانی شناسایی شد. خانواده این شهیدان با حضور در معراج شهدای مرکز بعد از گذشت چند دهه از شهادت، با پیکر مطهر شهیدشان دیدار کردند.

نخستین دیدار خانواده «شهید تازه تفحص شده تهرانی، امیر ساریخانی» عصر امروز چهارشنبه 11 اسفندماه 95 در معراج شهدا برگزار شد. در این دیدار دو فرزند شهید ساریخانی بعد از گذشت 30 سال از شهادت پدر با او دیدار و برای آخرین بار با استخوان‌های به جا مانده از پیکر مطهر پدر  وداع کردند.

شهید امیر ساریخانی متولد 1336 است که در سال 1365 در منطقه حاج عمران در سن 29 سالگی به شهادت رسید. پیکر مطهر او در منطقه ماند و در شمار شهدای مفقودالاثر قرار گرفت. پیکر مطهر شهید امیر ساریخانی طی عملیات تفحص اخیر توسط کمیته جستجوی مفقودین ستاد کل نیروهای مسلح در منطقه حاج عمران کشف شده و هویت او از طریق پلاک شناسایی محرز شده است.
 

مراسم تشییع پیکر مطهر این شهید تازه تفحص شده فردا؛ پنج شنبه 12 اسفندماه 95 از ساعت 9 صبح در شهرک شهید چمران تهران تشییع می‌شود و سپس برای انجام مراسم خاکسپاری شهدا به قطعه 50 گلزار شهدای تهران منتقل خواهد شد.

همچنین خانواده «شهید تازه تفحص شده، اکبر منفرد» نیز روز گذشته سه شنبه 10 اسفندماه 95 با حضور در معراج شهدای تهران با پیکر مطهر شهید پس از گذشت 28 سال از شهادتش دیدار کردند. پیکر مطهر این شهید دفاع مقدس طی عملیات تفحص اخیر کشف شده و به زادگاهش در تهران باز گشت. هویت پیکر او از طریق ازمایش DNA شناسایی شده است.

 
 


طبقه بندی: دفاع مقدس شهدا،
برچسب ها: دیدار با پدر بعد از ۳۰ سال گمنامی +عکس،

تاریخ : 14 اسفند 95 | 07:56 | نویسنده : خیریه امام سجاد علیه السلام imamsajjad@ خیریه | نظرات

تصویر کدام شهید بر دیوار اتاق رهبر انقلاب است+ عکس

تصویر کدام شهید بر دیوار اتاق رهبر انقلاب است+ عکس

خبرگزاری فارس: تصویر کدام شهید بر دیوار اتاق رهبر انقلاب است+ عکس

خبرگزاری فارس: حمید داودآبادی در خاطره خود می‌گوید: آقا در بین صحبت هایش فرمود: «تصویر شهیدی در اتاق من هست که بسیار زیباست و خیلی به آن علاقه دارم.» وقتی پرسیدم متعلق به کدام شهید است؟ ایشان فرمود که نامش را نمی دانم.

به گزارش گروه « حماسه و مقاومت» خبرگزاری فارس، حمید داودآبادی نویسنده و وبلاگ نویس عرصه دفاع مقدس در جدیدترین مطلب زیبایی که در وبلاگ خود به نگارش در آورده به ذکر خاطره‌ای از دیدارش با رهبر انقلاب اشاره کرده که در زیر آن را می‌خوانید:

اوایل بهمن ماه 1377 بود و بعد از ماه مبارک رمضان. همراه «مسعود ده نمکی» و فرزندانم سعید و مصطفی - که آن موقع هفت، هشت سال بیشتر نداشتند – خدمت مقام معظم رهبری بودیم. نماز جماعت مغرب و عشا در جمع کوچک مان به امامت آقا خوانده شد و آقا همان جا روی سجاده برگشت رو به ما و حال و احوال و گپ و گفت شروع شد. تازه نشریه شلمچه، به ضرب و زور «عطاالله مهاجرانی» وزیر ارشاد اصلاحات تعطیل و قلع و قمع شده بود.

مسعود تقویم زیبایی را که در نوع خود در آن زمان بی نظیر بود، با خود آورده بود تا تقدیم آقا کند. سررسید جالب «یاد یاران» با تصاویر رنگی شهدا که در نوع خود اولین بود. آقا، سررسید را گذاشت جلویش و شروع کرد به تورق. برای هر کدام از شهدا که تصویرش را می دید، خاطره یا نکته ای می گفت.

از شهید «سیدمجتبی هاشمی» که فرمود: «آقا سید برای خودش در آبادان حال و هوایی داشت.» تا شهید «عباس بابایی» که آقا خواب زیبایی را که چند شب قبل از آن شهید دیده بود، تعریف کرد.

شهید «محمود کاوه» که آقا از آشنایی اش با خانواده آن عزیز در مشهد گفت و شهیدان دستواره که چند روز قبل از آن، به سر مزار آن سه برادر شهید رفته بود و ...

هر کدام از تصاویر زیبا، احساس آقا را با خود همراه داشت. مثلا عکس شهید «علی اشمر» – قمرالاستشهادیین لبنان - برای آقا خاطره آخرین دیدار پدر آن شهید و برادر بزرگ تر او محمد را به همراه داشت، که حاج منیف گفته بود:«آقا، من حاضرم همین پسرم محمد را هم به راه اسلام و ولایت فدا کنم.» و آقا که بر پیشانی محمد بوسه زده بود؛ و چندی بعد، محمد اشمر در عملیات مقاومت جنوب لبنان، با گلوله صهیونیست ها که بر پیشانی اش نشست، به شهادت رسیده بود.

از بقیه بگذریم.

همه اینها را گفتم تا به این جا برسم.

آقا در بین صحبت هایش فرمود:

«تصویر شهیدی در اطاق من هست که بسیار زیباست و خیلی به آن علاقه دارم.»

وقتی پرسیدم متعلق به کدام شهید است؟ ایشان فرمود که نامش را نمی دانم. سپس به آقا میثم – فرزندش - گفت که برود و آن عکس را بیاورد.

دقایقی بعد که صحبت ها درباره عظمت شهدا گل انداخته بود، آقا گفت:

«حتما باید شما اون عکس رو ببینید.»

سپس رو به میثم کرد و مجددا گفت: «شما برو اون عکس شهید رو از اطاق من بیار.»

که آقا میثم رفت و سرانجام عکس را آورد.

کارت پستال کوچکی بود از شهیدی با بادگیر آبی، که بر زمین تفتیده شلمچه آرام گرفته بود.

آن عکس را قبلا دیده بودم. عکسی بود که «موسسه میثاق» منتشر و پخش کرده بود. زیر آن هم نام شهید را نزده بودند.

عکس را که آورد، آقا با احترام و ادب خاصی آن را به دست گرفت و رو به ما نشان داد. همان طور که آن را جلوی چشم ما گرفته بود، فرمود:

«شما به چهره این شهید نگاه کنید، چقدر معصوم و زیباست ... الله اکبر ... من این را در اطاق خودم گذاشته ام و به آن خیلی علاقه دارم.»

ناگهان یاد کلامی از دوست عزیزم «حسین بهزاد» افتادم.

چندی قبل از آن، حسین همان عکس را نشانم داد و نکته بسیار مهمی را تذکر داد. آن شهید جوان با سربند خود لوله اسلحه اش را بسته بود و ...

به آقا گفتم:

«آقا، یک نکته مهمی در این عکس هست که مظلومیت او را بیشتر می رساند.»

آقا نگاه عمیقی به عکس انداخت و با تعجب پرسید که آن نکته چیست؟ که حرف حسین بهزاد را گفتم:

« این بسیجی، با سربند خود لوله اسلحه اش را بسته که گرد و خاک وارد لوله اسلحه نشود. یعنی این شهید هنوز به خط و صحنه درگیری نرسیده و با اسلحه اش هنوز تیر شلیک نکرده است.»

با این حرف، آقا عکس را جلوتر برد و در حالی که نگاهش را به آن عزیز دوخته بود، با حسرت و با حالتی زیبا فرمود:

« الله اکبر ... عجب ... سبحان الله ... سبحان الله »

دست آخر، آقا مسعود زرنگی کرد و از آقا خواست تا اجازه دهد عکس آن شهید را به عنوان یادگار به او بدهد. آقا هم پذیرفت و روی دست راست شهید بر عکس، امضا کرد و به عنوان یادگار به مسعود داد.

تصویر شهید هادی ثنایی‌مقدم

دیدن این مطلب باعث شد تا این خاطره آقا را درباره شهید را ذکر کنم.

مزار این شهید کجاست؟

چندی پیش در یکی از خبرگزاری‌ها مطلبی پیرامون این شهید به همراه نامش منتشر شد که باعث گردید این تصویر این شهید از گمنامی در بیاید.

هادی ثنایی‌مقدم یازدهم تیرماه 1351 در شهرستان لنگرود به دنیا آمد. این نوجوان بسیجی روز 23 دی‌ماه سال 1365 در منطقه عملیاتی «شلمچه» به شهادت رسید اما پیکرش هیچگاه بازنگشت.

ظاهرا در گلزار شهدا، نمایشگاه عکسی از شهدای کشورمان برپا بوده است. مادر شهید ثنایی‌مقدم به تصاویر شهدا نگاه می‌کند و به یک عکس خیره می‌شود و ناگهان فریاد می‌زند این هادی منه.... این هادی منه...




طبقه بندی: دفاع مقدس شهدا،
برچسب ها: تصویر کدام شهید بر دیوار اتاق رهبر انقلاب است+ عکس،

شهید «بدرالدین» یک فرمانده استثنایی و نابغه بود


شیخ نبیل قاووق:

شهید «بدرالدین» یک فرمانده استثنایی و نابغه بود



معاون رئیس شورای اجرایی حزب الله از شهید «مصطفی بدرالدین» به عنوان فرمانده ای استثنایی، نابغه و راهبردی یاد کرد.

به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از المنار، شیخ نبیل قاووق معاون رئیس شورای اجرایی حزب الله در مراسم بزرگداشت شهید مصطفی بدرالدین در حرم حضرت زینب (س) در دمشق پایتخت سوریه گفت: شهید ذوالفقار یک فرمانده استثنایی، نابغه و راهبردی بود که نامش با قهرمانی و پیروزی در تاریخ ثبت خواهد شد.

وی افزود: این شهید بزرگ، فرمانده مهم ترین عملیات حزب الله بود و پیروزی ژوئیه ۱۹۹۳ و آوریل ۱۹۹۶ در سایه فداکاری های او به ثمر نشست. او ۴۰ سال با مقاومت زندگی کرد و از تل مسعود در بنت جبیل تا مارون الراس و خلده و تمام میادین به جانفشانی های وی شهادت می دهند.

شیخ قاووق در ادامه گفت: شهید ذوالفقار کسی بود که اسلحه برداشت و با متجاوزان مبارزه کرد و توطئه های بزرگ دشمن را ناکام گذاشت و در کنار برادرانش بزرگترین پیروزی ها را برای امت اسلام رقم زد. این شهید بزرگ مشتاق دیدار یاران شهید خود بود و به بزرگترین آرزوی خود رسید و به دوست همسنگر خود شهید عماد مغنیه پیوست.

شیخ قاووق با اشاره به اینکه کارنامه شهید ذوالفقار مملو از پیروزی ها علیه دشمن اسرائیلی و تکفیری است، گفت: این کارنامه درخشان این شهید را به هدفی دائم برای تکفیری ها و اسرائیلی ها تبدیل کرده بود و اینکه اسرائیل و تکفیری ها خواهان هدف قرار دادن وی باشند بسیار طبیعی است.

وی افزود: شهید ذوالفقار یک فرمانده جهادی بزرگ در عرصه مقاومت است که در دفاع از سوریه، لبنان و امت اسلامی به شهادت رسید. اسرائیل، تکفیری ها و رژیم سعودی از شهادت وی خوشحال شدند و گمان کردند که حزب الله با شهادت وی از دفاع از سوریه عقب نشینی می کند اما من از اینجا در کنار بارگاه حضرت زینب (س) و جبهه های نبرد به اسرائیل و گروه های تکفیری و رژیم سعودی می گویم که می توانید بر هر چیزی الا عقب نشینی ما از نبرد با تروریسم اسرائیلی و تکفیری حساب کنید.

شیخ قاووق تصریح کرد: مشارکت ما در نبرد علیه گروه های تکفیری یک وظیفه ملی، اخلاقی، انسانی و ضرورتی راهبردی برای حمایت از لبنان، سوریه، منطقه و امت اسلام است. ما همچون همیشه، برای ادامه نبرد علیه تروریست های تکفیری و متجاوزان اسرائیلی با تمام قدرت و اراده در کنار ارتش سوریه خواهیم ایستاد و برای مبارزه با متجاوزان تکفیری به خود ضعف و سستی راه نمی دهیم و پیروزی ها را تا زمان پیروزی نهایی ادامه خواهیم داد.

وی افزود: چهار سال پیش وزرای خارجه عربستان، قطر و ترکیه کنار هم گردآمده و با تعیین تاریخ سقوط دمشق اعلام کردند که ابتدای ماه رمضان ۲۰۱۲ دمشق سقوط خواهد کرد اما ما هم اکنون در آستانه ماه رمضان ۲۰۱۶ هستیم و دمشق با پایداری و پیروزی خود با عظمت می درخشد و با رهبری بشار اسد رئیس جمهور شجاع خود هر روز به پیروزی دست پیدا می کند و هر روز شکست و رسوایی رژیم سعودی و توطئه تکفیری را به نمایش می گذارد.

شیخ قاووق اظهار داشت: دمشق در مقابل تجاوز مورد حمایت بیش از ۱۰۰ کشور جهان که از آن حمایت مالی و تسلیحاتی به عمل می آوردند مقاومت کرد. مقاومت این کشور، از لبنان، موضوع فلسطین و امت اسلامی در مقابل افتادن به دست مزدوران تکفیری که در خدمت طرح های صهیونیستی هستند حمایت کرد.

وی گفت: شهادت ذوالفقار روحیه جهاد و مقاومت را در ما بالا برد و دیری نخواهد پایید که تمام جهان شاهد باشد که خون شهید ذوالفقار شکست توطئه تکفیری را در سوریه تسریع بخشید.

شیخ قاووق در پایان افزود: تمام میدان های جهاد شهادت می دهند که ما در حزب الله اهل مبارزه و کسب پیروزی هستیم. این وعده مقاومت و سیدحسن نصرالله است.

لازم به ذکر است که این مراسم با حضور فرماندهان حزب الله، نماینده ولی فقیه در سوریه، فرماندهان ارتش و نیروهای مسلح سوریه، نماینده رییس جمهوری سوریه، نمایندگان گروه های فلسطینی و خانواده شهید مصطفی بدرالدین و رزمندگان مقاومت اسلامی لبنان و علما برگزار شد.




طبقه بندی: دفاع مقدس شهدا،
برچسب ها: شهید «بدرالدین» یک فرمانده استثنایی و نابغه بود،
دنبالک ها: خیریه امام سجادعلیه السلام،

تاریخ : 30 اردیبهشت 95 | 06:42 | نویسنده : خیریه امام سجاد علیه السلام imamsajjad@ خیریه | نظرات

شهادت فرمانده شاخه نظامی حزب الله در حمله هوایی اسرائیل

جمعه 24 اردیبهشت 1395 - 07:31
تصویر بدون تاریخ از شهید «سید مصطفی بدرالدین» فرمانده کل شاخه نظامی حزب الله که بر روی سایت شبکه خبری المنار قرار گرفته است.
تصویر بدون تاریخ از شهید «سید مصطفی بدرالدین» فرمانده کل شاخه نظامی حزب الله که بر روی سایت شبکه خبری المنار قرار گرفته است.

«سید مصطفی بدرالدین» فرمانده کل شاخه نظامی حزب الله در در اثر یک انفجار در نزدیکی فرودگاه نظامی دمشق سوریه به شهادت رسیده است. 

به گزارش المنار، جنبش مقاومت لبنان حزب الله در بیانیه ای خبر شهادت مصطفی بدرالدین از فرماندهان ارشد خود در سوریه را تأئید کرده است. 

در این بیانیه آمده است: «فرمانده و مجاهد بزرگ مصطفی بدرالدین پیروزمندانه در مسیر جهاد خستگی ناپذیر خود بر علیه گروه های تکفیری در سوریه به شهادت رسید. گروه هایی که ابزار مهم پیشبرد طرح های آمریکا و اسرائیل در منطقه به شمار می آیند.»

این بیانه می افزاید: مصطفی بدرالدین ( ذوالفقار) بعد از یک زندگی سراسر جهاد، اسارت، جراحت و دستاوردهای بزرگ به درجه رفیع شهادت نائل آمد تا به قافله فرماندهان شهید مقاومت از جمله دوست و همسنگر و همراه خود حاج عماد مغنیه بپیوندد. مقاومت مقام شهدای خود که زنده اند و در نزد خداوند روزی خورانند را ارج می نهد.

حزب الله همچنین در این بیانیه آورده است مصطفی بدر الدین در پی یک انفجار در یکی از مراکز این گروه در نزدیکی فرودگاه بین المللی دمشق شهید شده است و حزب الله در خصوص اینکه این انفجار ناشی از حمله هوایی، توپخانه ای و یاموشکی بوده است تحقیق و نتایج آن را به زودی اعلام خواهد کرد.

بنابر برخی گزارش ها، به دنبال حمله هوایی یک هواپیمای اسرائیلی به منطقه حاشیه فرودگاه نظامی دمشق این فرمانده حزب الله به همراه گروهی از همراهانش به شهادت رسیده اند. 

شهید مصطفی بدرالدین برادر همسر و جانشین سردار شهید «حاج عماد مغنیه» فرمانده شهید شاخه نظامی حزب الله بود.

بدرالدین علاوه بر فرماندهی شاخه نظامی حزب الله مسئولیت بخش اطلاعات این گروه را بر عهده داشت. او همچنین مشاور سید حسن نصرالله دبیرکل حزب الله لبنان نیز بود. 

این شهید طی 30 سال گذشته از سوی سازمانهای جاسوسی اسراییل، امریکا و انگلیس تحت تعقیب قرار داشت و بارها از عملیات های ترور جان سالم بدر برده بود. 

 

استفاده از این مطلب با ذکر منبع «پرس تی وی فارسی» بلامانع است.




طبقه بندی: دفاع مقدس شهدا،
برچسب ها: شهادت فرمانده شاخه نظامی حزب الله در حمله هوایی اسرائیل،
دنبالک ها: خیریه امام سجادعلیه السلام،

تاریخ : 24 اردیبهشت 95 | 07:41 | نویسنده : خیریه امام سجاد علیه السلام imamsajjad@ خیریه | نظرات

12 فروردین سالروز تولد شهید محمد ابراهیم همت

images

۱۷ اسفند ۳۲ سالگرد شهادت شهید محمد ابراهیم همت گرامی باد
صلواتی هدیه میکنیم به این شهید بزرگوار ” اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم”

IMAGE634983647947343750

myhome

q1up65kaoll57lneczdm

17 اسفند ۳۲ سالگرد شهادت شهید محمد ابراهیم همت




طبقه بندی: مناسبتها ، دفاع مقدس شهدا،
برچسب ها: 12 فروردین سالروز تولد شهید محمد ابراهیم همت،
دنبالک ها: خیریه امام سجادعلیه السلام،

تاریخ : 12 فروردین 95 | 19:35 | نویسنده : خیریه امام سجاد علیه السلام imamsajjad@ خیریه | نظرات

محاصره 2 شهر شیعه نشین سوریه شکسته شد (+عکس و نقشه) / واکنش دمشق به خبر شکست محاصره «نبل و الزهراء»



محاصره 2 شهر شیعه نشین سوریه شکسته شد (+عکس و نقشه) / واکنش دمشق به خبر شکست محاصره «نبل و الزهراء»



محاصره شهرک های نبل و الزهرا شکسته شد.

به گزارش میزان، المیادین لحظاتی پیش در خبری فوری اعلام کرد نیروهای مردمی و ارتش سوریه توانستند محاصره نبل و الزهرا را بشکنند.

این در حالی است که نیروهای ارتش سوریه محاصره سه ساله تروریست را بر دو شهرک نبل و الزهراء در ریف شهر حلب را شکستند.

شکستن محاصره نبل و الزهراء بعد از درگیری های شدید و پیشروی ارتش سوریه در ریف شهر حلب صورت گرفت.

اخبار,اخبار امروز,اخبار جدید

 

اخبار,اخبار امروز,اخبار جدید

اخبار,اخبار امروز,اخبار جدید

 

اخبار,اخبار امروز,اخبار جدید

واکنش دمشق به خبر شکست محاصره «نبل و الزهراء» حلب

یکی از وزرای کابینه سوریه در واکنش به خبر شکسته شدن محاصره شهرک‌های شیعه‌نشین نبل و الزهراء در حلب، به مذاکرات صلح در ژنو کنایه زد.

به گزارش فارس، «عمران الزعبی» وزیر اطلاع‌رسانی سوریه، اولین مقام سوری بود که به خبر شکسته شدن محاصره چهارساله نبل و الزهراء در حلب واکنش نشان داد.

به گزارش خبرگزاری سانا، الزعبی گفت که شکسته شدن محاصره از این دو شهرک، تأکید می‌کند که گفت‌وگوی سوری-سوری در سوریه است نه در کشوری دیگر.

مقصود الزعبی از کشوری دیگر، مذاکراتی است که قرار است در ژنو میان هیئت دمشق و هیئت معاران خارج‌نشین سوریه انجام شود که تاکنون به دلیل اختلافات داخلی معارضان، انجام نشده است.

محاصره تروریست‌ها بر شهرک‌های نبل و الزهراء عصر روز چهارشنبه در پی عملیات ارتش سوریه و مقاومت شکسته شد؛ عملیاتی که از دو روز قبل آغاز شده بود.

سال گذشته در ماه فوریه نیز ارتش سوریه در عملیاتی تلاش کرده بود که این محاصره را بشکند، اما سال گذشته موفق نبود.

 

اخبار بین الملل - میزان،فارس

 




طبقه بندی: دفاع مقدس شهدا،
برچسب ها: محاصره 2 شهر شیعه نشین سوریه شکسته شد (+عکس و نقشه) / واکنش دمشق به خبر شکست محاصره «نبل و الزهراء»،
دنبالک ها: خیریه امام سجادعلیه السلام،

تاریخ : 15 بهمن 94 | 08:20 | نویسنده : خیریه امام سجاد علیه السلام imamsajjad@ خیریه | نظرات

شهادت دو رزمنده دیگر ایرانی در سوریه

شهادت دو رزمنده دیگر ایرانی در سوریه



دو تن از رزمندگان ایرانی در نبرد با تروریست های تکفیری در سوریه به شهادت رسیدند.

به گزارش ابنا، «حامد (مهدی) کوچک زاده» از پاسداران شهرستان رشت و «حبیب رحیمی منش» از بسیجیان شهرستان اندیمشک در نبرد با تروریست های تکفیری در سوریه به فیض شهادت نائل آمدند.

پیکر این شهدای والامقام طی روزهای آتی در زادگاه هایشان تشییع خواهد شد.

طی ماه های اخیر ده ها تن از رزمندگان ایرانی در درگیری های استان حلب در شمال سوریه به شهادت رسیدند.

 

اخبار,اخبار امروز,اخبار جدید

شهید کوچک زاده


اخبار,اخبار امروز,اخبار جدید

شهید رحیمی منش


اخبار اجتماعی - ابنا




طبقه بندی: دفاع مقدس شهدا،
برچسب ها: شهادت دو رزمنده دیگر ایرانی در سوریه،
دنبالک ها: خیریه امام سجادعلیه السلام،

تاریخ : 14 بهمن 94 | 19:45 | نویسنده : خیریه امام سجاد علیه السلام imamsajjad@ خیریه | نظرات

مجموعه آلبوم های شهدای شاخص انقلاب اسلامی و دفاع مقدس

تاریخ : 11 بهمن 94 | 17:52 | نویسنده : خیریه امام سجاد علیه السلام imamsajjad@ خیریه | نظرات

سالگرد عملیات کربلای 5 و یاد شهدای شلمچه گرامی باد


:: سالگرد عملیات کربلای 5 و یاد شهدای شلمچه گرامی باد ::


AWT IMAGE

 

بسم رب الشهداء و الصدیقین

  سالگرد عملیات کربلا پنج و یاد شهدای عظیم الشان شلمچه گرامی باد
          سال‌ها از پایان 8 سال جنگ تحمیلی عراق بر علیه ایران می‌گذرد اما هنوز خاطرات رشادت‌ها و بزرگواری‌هایی رزمندگان دفاع مقدس و یاد و خاطرات شهدای جنگ هشت ساله در دل و جان مردم ایران زنده است.

19 دی ماه هر سال یادروز دلاوری‌های رزمندگان اسلام در عملیات کربلای 5 است. 19 دی ماه هر سال یاد آور فریاد‌های یا زهرایی است که قلب دشمن را در خاک شلمچه لرزاند و هراس را برای دشمن اشغالگر به ارمغان آورد. 19 دی ماه هر سال بوی خون و باروت را در شلمچه زنده می‌کند و یادآور رشادت‌های بی‌نظیر سربازانی است که بی‌محبا برای آزادی خاک میهن به قلب دشمن زدند و بسیاری به شهادت رسیدند.

24 سال پیش در چنین روزی، عملیات بزرگ کربلای 5 با رمز یا زهرا (س) از جبهه جنوب شلمچه و شرق بصره در منطقه‏ای به وسعت 150 کیلومتر مربع، با هدف آزادسازی شلمچه، جزایر و مناطق شرق بصره، انهدام ماشین جنگی عراق، پاسخ دندان‏شکن به شرارت‏های دشمن در بمباران مناطق مسکونی، در سه مرحله با 22 لشکر از سه قرارگاه آغاز شد و تا 8 اسفند به مدت پنجاه روز به طول انجامید.

عملیات کربلای 5، در شرایطی انجام گرفت که رژیم صدام قصد داشت با تبلیغات گسترده در میان حامیانش، نسبت به قدرتِ مقاومت ارتش عراق در برابر تهاجمات برق‏آسای رزمندگان اسلام، امیدی کاذب ایجاد کند. در این علمیات، قوی‏‌ترین پدافند دشمن که با کمک مستشاران خارجی ایجاد شده بود تا عمق 9 کیلومتری خاک عراق در هم شکسته شد و دشمن برای مقابله با تهاجم برق‏آسای رزمندگان اسلام، 140 تیپ را که به این منطقه اعزام شده بود که از این میان 81 تیپ و گردان به طور کامل و 34 تیپ دیگر به میزان 50 درصد آسیب دیدند، ده درصد از نیروهای هوایی عراق منهدم شدند و سنگین‏‌ترین تلفات انسانی به ارتش دشمن وارد شد.

AWT IMAGEدر این‌ عملیات‌ طولانی‌ که‌ با سنگین‌ترین‌ و بیشترین‌ پاتک‌های‌ دشمن‌ توام‌ بود، چندین‌ تن‌ از فرماندهان‌ برجسته‌ ایرانی‌ مانند «حسین‌ خرازی» فرمانده‌ لشکر14 امام‌ حسین‌ (7) از اصفهان، «یدالله‌ کلهر» قائم‌مقام‌ لشکر27 محمد رسول‌ الله (9) از تهران، «حجت‌الاسلام‌ والمسلمین‌ عبدالله‌ میثمی» مسؤ‌ول‌ حوزه‌ نمایندگی‌ حضرت‌ امام (4) در قرارگاه‌ خاتم‌ الانبیأ9))، اسماعیل‌ دقایقی‌ فرمانده‌ لشکر9 بدر، هاشم‌ اعتمادی‌ فرمانده‌ تیپ‌ امام‌ حسن (7) محمدعلی‌ شاهمرادی‌ فرمانده‌ تیپ‌44 قمر بنی‌هاشم، حاج‌ قاسم‌ میرحسینی‌ قائم‌مقام‌ لشکر41 ثارالله، محمد فرومندی‌ قائم‌مقام‌ لشکر5 نصر و... نیز به‌ شهادت‌ رسیدند.

  بازگویی یک خاطره از«حاج حسین‌ خرازی» فرمانده‌ لشکر14 امام‌ حسین‌ (7) از اصفهان،  :

- عملیات «کربلای 5» در یکی از سخت‌ترین مناطق عملیاتی آغاز شد. بسیاری از محورهای عملیات در شب عملیات باز نشد و عملا طر‌ح‌های اولیه با مشکلات عدیده‌ای روبه‌رو‌ شده بود. یکی از دوستان اطلاعات عملیات تعریف می‌کرد با حاج حسین در حال بررسی شرایط منطقه عملیاتی بودیم که به ما اطلاع دادند که یکی از محورهای مهم با رشادت نیروهای اسلام باز شد، حاج حسین به محض شنیدن این خبر بلافاصله سجاده خود را پهن و دو سجده شکر انجام داد.

- یکی دیگر از دوستان طرح و عملیات لشکر تعریف می‌کرد در حین درگیری شدید در حوالی نهر دوعیجی نیروهای اسلام موفق به تصرف مواضع مستحکم دشمن شدند. حاج حسین که نزدیک منطقه درگیری بود بلافاصله پس از این خبر از پی‌ام‌پی فرماندهی خارج شد و سجاده خود را روی زمین پهن و دو سجده شکر انجام داد.

- سجده شکر سوم حاج حسین مربوط به چند ساعت قبل از شهادتش می‌باشد. دشمن برای بازپس گیری مواضع از دست رفته خود در مرحله سوم عملیات «کربلای 5» فشار خیلی زیادی به رزمندگان اسلام وارد می‌کرد. شرایط بسیار حساس بود. حتی دشمن در خلال شب نیز به پاتک‌های خود ادامه می‌داد. از سوی دیگر نیروهای مهندسی رزمی لشکر تلاش زیادی را برای تحکیم مواضع رزمندگان انجام می‌دادند. حاج حسین یکی از مسئولان‌ محورهای خود را برای پیشبرد امور در خط مقدم اعزام کرده بود. آن شب جلسه مهمی در مقر قرارگاه برگزار شده بود و شهید خرازی مسئول اطلاعات عملیات لشکر را در مقر فرماندهی نزدیک خط مقدم به جانشینی خود و برای هماهنگی گذارده بود. شرایط به حدی حساس بود که حاج حسین بارها از قرارگاه از طریق بی سیم جویای شرایط می شد. نیروهای مهندسی لشکر در سخت ترین شرایط زیر آتش شدید دشمن و فشار نیروهای دشمن اقدام به ارسال امکانات و تحکیم خط نمودند.الحمدالله آن شب خط تثبیت شد و یکی از دغدغه های مهم عملیات برطرف شد. حاج حسین حدود ساعت 4 صبح بلافاصله بعداز جلسه قرار گاه وارد سنگر فرماندهی نزدیک خط مقدم شد. حاج احمد موسوی مسئول اطلاعات عملیات گزارشی از اوضاع داد. حسین با شنیدن این اخبار بسیار خوشحال شد و بلافاصله سجاده خود را که همیشه همراهش بود روی زمین سنگر پهن کرد و دو سجده شکر انجام داد. حسین ساعت 11 همان روز در بیرون این سنگر دعوت حق را لبیک گفت و به آرزوی دیرینه خود رسید.

سجده‌های شکر حاج حسین در خلال عملیات (که دو نفر از دوستان شاهد آن بودند) و قبل از شهادت (که خود من شاهد آن بودم) شاید عنوان مطلب را بتوان «سجده‌های عشق» گذاشت.
سجده‌های حسین بهترین آموزه فرهنگ بیسجی است که منشأ کارهای خیر و نیک را تلاش‌های شخصی نمی‌بیند بلکه آنها را عنایت حق می‌داند. راستی ما و به ویژه مسئولان، چقدر معتقد و ملتزم به این فرهنگ هستیم؟ کاری کنیم که شرمنده این عزیزان و مردم عزیزمان در این دنیا و در آخرت نباشیم.
در بیست و چهارمین سالگرد عملیات کربلای 5 در منطقه شرق بصره ، یاد و خاطره همه رزمندگان حاضر در این عملیات را گرامی می داریم ، علی الخصوص شهدای عظیم الشان شلمچه  را که عصاره رشادت و شجاعت یک ملت بودند.

انجام این عملیات اما نتایج خوبی برای نیروهای ایرانی به همراه داشت. با موفقیت دلیر مردان ایران در این عملیات، موقعیت سیاسی و نظامی عراق تضعیف شد و در نتیجه حملات گسترده این کشور به مراکز اقتصادی، صنعتی و مسکونی ایران بار دیگر آغاز شد. همچنین اوضاع جبهه‌های نبرد به سود قوای نظامی ایران تثبیت شد و سپاه پاسداران یکی از ارزنده‌ترین تجارب نظامی خود را کسب کرد.از سوی دیگر شکستن خطوط و استحکامات و پیشروی در شرق بصره، توانایی‌ها و قابلیت‌های نظامی عراق را بار دیگر، زیر سؤال برد و واکنش غربی‌ها را برانگیخت، چنان که روزنامه آبزِرِور چاپ پاریس به نقل از کار‌شناسان غربی نوشت: «برای اولین بار از آغاز جنگ تاکنون، ناظران و کار‌شناسان غربی در مورد امکانات دفاعی عراق دچار تردید شده‌اند.» AWT IMAGE

هم چنین تاکید بر توانایی نظامی ایران، بخشی دیگری از تحلیل‌های ارایه شده در رسانه‌های خبری بود، چنان که رادیو بی. بی. سی طی تحلیل در همین زمینه، با توجه به تجربه سپاه درعملیات فاو و عبور از رودخانه اروند، ضمن اشاره به عبور از منطقه آب گرفتگی و کانال پرورش ماهی در عملیات کربلای 5 گفت: «موفقیت ایران در عبور از دریاچه ماهی، یک بار دیگر توانایی ایران در عبور از آبراه‌ها را نشان می‌دهد.»

هفته نامه نیوزویک نیزدر آن روز‌ها ضمن تاکید بر پیروزی ایران در عملیات کربلای 5، بر شرایط پیروزی ایران بر عراق اشاره کرد:  «تهاجم ایرانی‌ها در نزدیکی بصره، حداقل یک چیز را در خصوص جنگ ایران و عراق تغییر داده و آن این مساله است که برای اولین بار طی چند سال گذشته، این احتمال را که یک طرف حقیقتاً بر دیگری پیروز شود، مطرح ساخته است.»

گفتنی است در این عملیات بزرگ، 2700 اسیر و چهل هزار نفر کشته و زخمی نسیب نیروهای دشمن شد. به تصرف درآمدن 150 کیلومتر مربع از جمله پاسگاه‏های بوبیان، شلمچه، کوت سواری و خین و همچنین جزایر بوارین و ام‏الطویل، کانال پرورش ماهی و چندین روستا در نتیجه استقرار نیروهای اسلام در 10 کیلومتری بصره، به غنیمت گرفتن 700 دستگاه انهدامی، 220 دستگاه اغتنامی، 80 فروند انهدامی، 250 قبضه انهدامی، 85 قبضه اغتنامی و 400 دستگاه سایر ادوات جنگی، انهدامی، 1500 دستگاه انهدامی، 500 دستگاه اغتنامی، 100 دستگاه اغتنامی، توپ ضدهوایی: 120 قبضه انهدامی و 100 قبضه اغتنامی از دیگر نتایج مثبت در این عملیات بود.

      خوشا آنانکه با عشق به الله، علیه کفر جنگیدند و رفتند...

                 خوشا آنانکه بهر یاری دین به خون خویش غلطیدند و رفتند...

                             خوشا آنانکه با شور حسینی، شهادت را پسندیدند و رفتند...

                                       خوشا آنانکه در این نهضت حق، به سهم خویش کوشیدند و رفتند...

AWT IMAGE

 

 التماس دعا
پایگاه حضرت امیر المومنین علیه السلام
بسیج کارکنان دانشگاه علم و صنعت ایران

 




طبقه بندی: دفاع مقدس شهدا،
برچسب ها: سالگرد عملیات کربلای 5 و یاد شهدای شلمچه گرامی باد،
دنبالک ها: خیریه امام سجادعلیه السلام،

ناگفته های یکی از غواصان بازمانده عملیات کربلای 4

محمدعلی اسفنانی که هم اکنون سخنگوی کمیسیون حقوقی و قضایی مجلس است درباره عملیات کربلای 4 که در سال 65 رخ داد می گوید: در این عملیات 5 گروهان که شامل 500 غواص بودند از گردان یونس لشگر امام حسین (ع) حضور داشتند.
محمد علی اسفنانی نماینده مردم فریدن در مجلس یکی از غواصان باز مانده از عملیات کربلای 4 است که ناگفته هایی از آن عملیات را برای ما بیان کرد.

به گزارش ایرنا همزمان با تشیع پیکر 175 غواص گردان یونس لشگر امام حسین در عملیات کربلای 4 به شهادت رسیدند و قرار است مراسم تشیع پیکر مطهر آنان تا ساعاتی دیگر برگزار شود با محمد علی اسفنانی نماینده فریدن که در این عملیات حضور داشت گفت و گو کردیم.

محمد علی اسفنانی که در عملیات کربلای 4 هجده سال داشته متولد 1347 است و پیش از آن که سمت نمایندگی مجلس را بر عهده بگیرد قاضی دادگستری و مدرس دانشگاه بوده؛ وی دارای مدرک دکترای حقوق تخصصی است.

اسفنانی که یکی از جانبازان هشت سال دفاع مقدس است در عملیات کربلای 4 بعنوان مامور آموزشی غواصان حضور داشته است. وی در این عملیات به افتخار جانبازی نائل شده است. اسفنانی در عملیات هایی همچون کربلا 3، نصر4 و والفجر 8 و ... حضور داشته است.

محمدعلی اسفنانی که هم اکنون سخنگوی کمیسیون حقوقی و قضایی مجلس است درباره عملیات کربلای 4 که در سال 65 رخ داد می گوید: در این عملیات 5 گروهان که شامل 500 غواص بودند از گردان یونس لشگر امام حسین (ع) حضور داشتند.

وی افزود: پیش از آغاز عملیات ، غواصان ما آموزش های زیادی دیدند و به دلیل اینکه عملیات در زمستان رخ داد آموزش های غواصان ما بسیار سخت و در سرمای سوزان زمستان بود. در شب عملیات نیروها به شلمچه نهر عرایز رفتند.شب علمیات ارتباط معنوی که در میان غواصان دیدم در کمتر عملیاتی دیده بودم. صبح عملیات در دو ستون به سمت جزایر ام الرصاص و جزیره بلجانیه حرکت کردیم.

اسفنانی با تاکید بر اینکه غواصان نمی توانستند از کپسول اکسیژن استفاده کنند ادامه داد: از این رو غواصان به صورت شناور بر روی آب با ارتفاع بیست سانت در عمق آب فرو می رفتند و طناب هایی در آب دست داشتند تا مسیر را گم نکنند.

وی گفت: به دلیل اینکه ما باید از منطقه حساس عبور می کردیم ابتدا یک گروه تحت عنوان پیشتاز از سوی ما به سمت جزایر حرکت کردند تا مطلع شوند که آیا عراقی ها از حضور ما مطلع شدند یا خیر.

وی اضافه کرد: من جزو غواصانی بودم که به سمت جزیره بلجانیه حرکت کردم، شرایط بسیارسختی بود، در سمت چپ، راست و جلوی ما عراقی ها بودند و در پشت سرمان دریا قرار داشت که امکان برگشت ما را مشکل می کرد.

اسفنانی افزود: در همین زمان به یکباره منطقه کاملا روشن شد و هواپیماهای عراقی بر روی آب منور ریختند بطوریکه منطقه مثل روز روشن شد و عراقی ها ستون های ما را دیدند و آن زمان با تمام تجهیزاتی که داشتند ما را به گلوله بستند و رگباری از گلوله ها به ستون ما آمد.

وی افزود: در آن زمان بسیاری از غواص ها شهید شدند زیرا بسیاری از گلوله ها به سر آنان می خورد. ما هیچ راهی نداشتیم، نه می توانستیم از اسلحه استفاده کنیم و نه راه برگشت داشتیم . بسیاری از بچه ها مظلومانه در این فضا شهید شدند.

وی گفت: در آن زمان به دلیل آنکه عملیات لو نرود بسیاری تیر خوردند و مجبور بودند صدایشان در نیاید، اینگونه بود که بسیاری مظلومانه شهید شدند.

اسفنانی ادامه داد: با اینکه در آن زمان بسیاری از افراد شهید شدند ولی ما راه خود را ادامه دادیم تا عملیات به نتیجه برسد. به بلجانیه رسیدیم و دژ اول ، دوم و سوم را گرفتیم، بیشتر از آن چیزی که قصد بود انجام دهیم در آن عملیات انجام دادیم.

وی ادامه داد: پس از آنکه به سمت پتروشیمی بصره رفتیم من در نصف شب توسط یکی از تیرهای مستقیم عراقی ها از ناحیه سر مجروح شدم و با صورت به زمین خوردم. در آن زمان با یکی از افرادی که بعدا شهید شد به نام آقای دقاقزاده در کناری حضور پیدا کردیم و او به من توضیح داد که ما تنها هستیم و باید به عقب برگردیم، در حین مسیر آقای حجازی فرمانده گروهان را دیدیم که گفت باید مجروحان را به عقب بازگردانیم.

اسفنانی اضافه کرد: ما در آنجا جان پناهی درست کردیم و سپس به عقب بازگشتیم که در طول مسیر مجبور بودیم بدلیل آنکه سیم خاردارهای زیادی وجود داشت به صورت سینه خیز بازگردیم.

این غواص بازمانده از کربلای 4 افزود: در آنجا بود که متوجه شدیم بسیاری از بچه های غواص در بخش های مختلف گروهان اسیر شدند.

وی گفت: در این عملیات بسیاری از نیروهایی که بعد از غواص ها با قایق آمده بودند نیز کشته و اسیر شدند. اکثر کسانی که غواص بودند در آن عملیات به صورت دست جمعی و یا تک تک شهید شدند. ما بعدها عکس هایی را که عراقی ها در روزنامه هایشان منتشر می کردند را دیدیم که اسرای غواص ما را دست بسته تیر باران می کردند.

وی اضافه کرد: عراقی ها تعداد کمی از اسرا را برای وجهه بین المللی با خودشان بردند که بعدها شنیدیم با این اسرا به شکل بدی رفتار کردند. آن ها را سوار اتومبیل کرده و در بصره می چرخانند و مردم به آن ها سنگ می زدند.

اسفنانی ادامه داد: در آن عملیات از 500 نفر غواص شاید تنها 200 نفر بازگشتند.

وی درباره 175غواصی که قرار است امروز تشیع شوند گفت: هنوز تایید نشده که این شهدا زنده به گور شده اند.
منبع: ایرنا



طبقه بندی: دفاع مقدس شهدا،
برچسب ها: ناگفته های یکی از غواصان بازمانده عملیات کربلای 4،
دنبالک ها: خیریه امام سجادعلیه السلام،

ناگفته های یکی از غواصان بازمانده عملیات کربلای 4

محمدعلی اسفنانی که هم اکنون سخنگوی کمیسیون حقوقی و قضایی مجلس است درباره عملیات کربلای 4 که در سال 65 رخ داد می گوید: در این عملیات 5 گروهان که شامل 500 غواص بودند از گردان یونس لشگر امام حسین (ع) حضور داشتند.
محمد علی اسفنانی نماینده مردم فریدن در مجلس یکی از غواصان باز مانده از عملیات کربلای 4 است که ناگفته هایی از آن عملیات را برای ما بیان کرد.

به گزارش ایرنا همزمان با تشیع پیکر 175 غواص گردان یونس لشگر امام حسین در عملیات کربلای 4 به شهادت رسیدند و قرار است مراسم تشیع پیکر مطهر آنان تا ساعاتی دیگر برگزار شود با محمد علی اسفنانی نماینده فریدن که در این عملیات حضور داشت گفت و گو کردیم.

محمد علی اسفنانی که در عملیات کربلای 4 هجده سال داشته متولد 1347 است و پیش از آن که سمت نمایندگی مجلس را بر عهده بگیرد قاضی دادگستری و مدرس دانشگاه بوده؛ وی دارای مدرک دکترای حقوق تخصصی است.

اسفنانی که یکی از جانبازان هشت سال دفاع مقدس است در عملیات کربلای 4 بعنوان مامور آموزشی غواصان حضور داشته است. وی در این عملیات به افتخار جانبازی نائل شده است. اسفنانی در عملیات هایی همچون کربلا 3، نصر4 و والفجر 8 و ... حضور داشته است.

محمدعلی اسفنانی که هم اکنون سخنگوی کمیسیون حقوقی و قضایی مجلس است درباره عملیات کربلای 4 که در سال 65 رخ داد می گوید: در این عملیات 5 گروهان که شامل 500 غواص بودند از گردان یونس لشگر امام حسین (ع) حضور داشتند.

وی افزود: پیش از آغاز عملیات ، غواصان ما آموزش های زیادی دیدند و به دلیل اینکه عملیات در زمستان رخ داد آموزش های غواصان ما بسیار سخت و در سرمای سوزان زمستان بود. در شب عملیات نیروها به شلمچه نهر عرایز رفتند.شب علمیات ارتباط معنوی که در میان غواصان دیدم در کمتر عملیاتی دیده بودم. صبح عملیات در دو ستون به سمت جزایر ام الرصاص و جزیره بلجانیه حرکت کردیم.

اسفنانی با تاکید بر اینکه غواصان نمی توانستند از کپسول اکسیژن استفاده کنند ادامه داد: از این رو غواصان به صورت شناور بر روی آب با ارتفاع بیست سانت در عمق آب فرو می رفتند و طناب هایی در آب دست داشتند تا مسیر را گم نکنند.

وی گفت: به دلیل اینکه ما باید از منطقه حساس عبور می کردیم ابتدا یک گروه تحت عنوان پیشتاز از سوی ما به سمت جزایر حرکت کردند تا مطلع شوند که آیا عراقی ها از حضور ما مطلع شدند یا خیر.

وی اضافه کرد: من جزو غواصانی بودم که به سمت جزیره بلجانیه حرکت کردم، شرایط بسیارسختی بود، در سمت چپ، راست و جلوی ما عراقی ها بودند و در پشت سرمان دریا قرار داشت که امکان برگشت ما را مشکل می کرد.

اسفنانی افزود: در همین زمان به یکباره منطقه کاملا روشن شد و هواپیماهای عراقی بر روی آب منور ریختند بطوریکه منطقه مثل روز روشن شد و عراقی ها ستون های ما را دیدند و آن زمان با تمام تجهیزاتی که داشتند ما را به گلوله بستند و رگباری از گلوله ها به ستون ما آمد.

وی افزود: در آن زمان بسیاری از غواص ها شهید شدند زیرا بسیاری از گلوله ها به سر آنان می خورد. ما هیچ راهی نداشتیم، نه می توانستیم از اسلحه استفاده کنیم و نه راه برگشت داشتیم . بسیاری از بچه ها مظلومانه در این فضا شهید شدند.

وی گفت: در آن زمان به دلیل آنکه عملیات لو نرود بسیاری تیر خوردند و مجبور بودند صدایشان در نیاید، اینگونه بود که بسیاری مظلومانه شهید شدند.

اسفنانی ادامه داد: با اینکه در آن زمان بسیاری از افراد شهید شدند ولی ما راه خود را ادامه دادیم تا عملیات به نتیجه برسد. به بلجانیه رسیدیم و دژ اول ، دوم و سوم را گرفتیم، بیشتر از آن چیزی که قصد بود انجام دهیم در آن عملیات انجام دادیم.

وی ادامه داد: پس از آنکه به سمت پتروشیمی بصره رفتیم من در نصف شب توسط یکی از تیرهای مستقیم عراقی ها از ناحیه سر مجروح شدم و با صورت به زمین خوردم. در آن زمان با یکی از افرادی که بعدا شهید شد به نام آقای دقاقزاده در کناری حضور پیدا کردیم و او به من توضیح داد که ما تنها هستیم و باید به عقب برگردیم، در حین مسیر آقای حجازی فرمانده گروهان را دیدیم که گفت باید مجروحان را به عقب بازگردانیم.

اسفنانی اضافه کرد: ما در آنجا جان پناهی درست کردیم و سپس به عقب بازگشتیم که در طول مسیر مجبور بودیم بدلیل آنکه سیم خاردارهای زیادی وجود داشت به صورت سینه خیز بازگردیم.

این غواص بازمانده از کربلای 4 افزود: در آنجا بود که متوجه شدیم بسیاری از بچه های غواص در بخش های مختلف گروهان اسیر شدند.

وی گفت: در این عملیات بسیاری از نیروهایی که بعد از غواص ها با قایق آمده بودند نیز کشته و اسیر شدند. اکثر کسانی که غواص بودند در آن عملیات به صورت دست جمعی و یا تک تک شهید شدند. ما بعدها عکس هایی را که عراقی ها در روزنامه هایشان منتشر می کردند را دیدیم که اسرای غواص ما را دست بسته تیر باران می کردند.

وی اضافه کرد: عراقی ها تعداد کمی از اسرا را برای وجهه بین المللی با خودشان بردند که بعدها شنیدیم با این اسرا به شکل بدی رفتار کردند. آن ها را سوار اتومبیل کرده و در بصره می چرخانند و مردم به آن ها سنگ می زدند.

اسفنانی ادامه داد: در آن عملیات از 500 نفر غواص شاید تنها 200 نفر بازگشتند.

وی درباره 175غواصی که قرار است امروز تشیع شوند گفت: هنوز تایید نشده که این شهدا زنده به گور شده اند.
منبع: ایرنا



طبقه بندی: دفاع مقدس شهدا،
برچسب ها: ناگفته های یکی از غواصان بازمانده عملیات کربلای 4،
دنبالک ها: خیریه امام سجادعلیه السلام،

از 120 نفر فقط 4 نفر زنده ماندند!

از 120 نفر فقط 4 نفر زنده ماندند!

درجنگ تحمیلی عملیاتهای زیادی انجام شد که اکثر قریب به اتفاق آنها به قسمت اعظم نتایج پیش بینی شده خود دست یافتند، اما در این میان کربلای چهار یک استثناست.

عملیات کربلای 4,کربلای 4,کمین,شناسایی,جبهه,جنگ,عملیات,غواص,مک فارلین,اطلاعات


عملیات کربلای 4 هیچ گاه مظلومیت و شجاعت رزمندگان را فراموش نمی کند. عملیاتی که رادارهای آمریکائی به جبران قضیه مک فارلین، تمام جزئیات عملیات را به عراقی ها داده بودند. رمز عملیات یا محمد(ص) بود که ساعت 22:45 روز سوم دیماه سال 65 اعلام شد. مظلومیت شهدای عملیات کربلای چهار تداعی کننده غربت و مظلومیت اباعبدالله الحسین (ع) و یاران باوفایش در روز عاشورا است.

عملیات کربلای 4,کربلای 4,کمین,شناسایی,جبهه,جنگ,عملیات,غواص,مک فارلین,اطلاعات

طرح عملیات
چهار منطقه شلمچه، ابوالخصیب، مقابل ام الرصاص و جزیره مینو – به این دلیل که به لحاظ مانور، آتش، عقبه و پشتیبانی به هم وابسته اند – برای انجام این عملیات بزرگ انتخاب گردید. بر همین اساس، هر یک از چهار منطقه فوق به عنوان خط حد یک قرارگاه عملیاتی تعیین شد:

قرارگاه نجف: از شمال پنج ضلعی شلمچه تا جزایر بوارین و ام الطویله پیشروی در محور شلمچه

قرارگاه قدس: انجام حرکت اصلی عملیات با عبور از تنگه ام الرصاص – بوارین و پیشروی در محور پتروشیمی و ابوالخصیب.

قرارگاه کربلا: مقابله با پاتک دشمن از مقابل جزیره ام الرصاص، تامین کل منطقه و پیشروی تا جاده دوم و سوم.

قرارگاه نوح: تامین جناح چپ و پیشروی در مقابل جزیره مینو.

هم چنین، یگان های تحت امر این قرارگاه ها می بایست طی شش مرحله به اهداف نهایی خود – از شمال به تنومه و از جنوب به پشت کانال بصره برسند.

عملیات کربلای 4,کربلای 4,کمین,شناسایی,جبهه,جنگ,عملیات,غواص,مک فارلین,اطلاعات

شرح عملیات
عملیات می بایست در ساعت 22:30 مورخ 1365/10/3 آغاز شود. به همین خاطر غواص های خودی ساعاتی قبل به درون آب رفته و به سمت خط دشمن حرکت کردند. در این میان، نیروهای دشمن که کاملا آماده و هوشیار بودند ضمن پرتاب منور، با تیربار و خمپاره به طرف نیروهای ایرانی شلیک می کردند. در مجموع، عملیات خارج از کنترل و هدایت فرماندهی قرار گرفته بود و قبل از هر دستوری یگان ها با توجه به نوع وضعیت و هوشیاری و عکس العمل دشمن به محض رسیدن به ساحل، درگیری را آغاز می کردند. در این حال، رمز عملیات (یا محمد) حدود ساعت 22:45 اعلام شد و نیروهای عمل کننده فقط توانستند در جزایر سهیل، قطعه، ام الرصاص، ام البابی و بلجانیه نفوذ کنند و در بعضی مناطق نیز به صورت موضعی رخنه نمایند.

در مقابل، نیروهای دشمن با پرتاب پی در پی منور و اجرای چند مورد بمباران کنار نهر عرایض (عقبه برخی از یگان ها) و هم چنین اجرای آتش موثر روی رودخانه اروند، عملا سازمان غواص ها و نیز نیروهای موج دوم و سوم را به هم زد. به طوری که نیروهای یگان های مجاور بعضا پراکنده شده و اغلب نمی توانستند روی هدف عمل نمایند.

یکی از مناطق حساس عملیات، جزیره ام الرصاص و نوک بوارین بود که به رغم تلاش بسیاری که برای تصرف آن انجام شد، به خاطر هوشیاری دشمن امکان ادامه درگیری از میان رفت. دشمن با شلیک پرحجم تیربار روی آب، از عبور نیروها از تنگه ام الرصاص – بوارین جلوگیری کرد. مضافا به این که به خاطر حساسیتی که دشمن نسبت به ام الرصاص داشت، در پدافند آن از 9 رده مانع طبیعی و مصنوعی بهره می برد، به طوری که هرگاه از هر خط عقب رانده می شد، در خط بعدی که نسبت به خط قبلی اشراف و تسلط داشت، مقاومت می کرد.

در این حال، با توجه به هوشیاری دشمن، امکان ادامه عملیات میسر نبود، لذا به منظور حفظ قوا و طراحی مجدد عملیات آتی، از ادامه نبرد اجتناب شد.

خلاصه گزارش عملیات :

نام‌ عملیات: كربلای‌ 4 (آبی‌ - خاكی)

زمان‌ اجرا: 1365/10/3

مدت‌ اجرا: 2 روز

تلفات‌ دشمن‌: ۷۰۶۰ كشته، زخمی‌ و اسیر

رمز عملیات: محمد رسول‌ الله

مكان‌ اجرا: جزایر دهانه‌ شمال‌ غربی‌ خلیج‌ فارس‌ - جنوبی‌ترین‌ محور جنگ‌

ارگان‌های‌ عمل‌كننده: رزمندگان‌سپاه‌ پاسداران‌ انقلاب‌ اسلامی‌

اهداف‌ عملیات: تهدید شهر بصره‌ از سمت‌ جنوب‌ و تصرف‌ جزیره‌ ام‌ الرصاص‌ و ابوالخطیب‌ عراق‌ و محاصره‌ نیروهای‌ دشمن‌ در شبه‌ جزیره‌

عملیات کربلای 4,کربلای 4,کمین,شناسایی,جبهه,جنگ,عملیات,غواص,مک فارلین,اطلاعات

ای کاش من شهید نشوم!
جانباز سید جواد کافی یکی از غواصان گردان یاسین در عملیات کربلای 4 است. از 120نفری که در گردان یاسین بودند فقط 4 نفر برگشتند که یکی هم این رزمنده نوجوان بود. آنها 8 روز در میان نیزارهای جزیره ماهی مقاومت کردند و به طور معجزه آسایی زنده ماندند. سید جواد که در زمان عملیات 16 سال بیشتر نداشت، خاطرات آن 8 روز را این چنین بیان می کند.

قرار بود دو گردان نوح و یاسین از لشگر 21 امام رضا به جزیره ماهی برویم و به عنوان خط شکن این جزیره را بگیریم تا بعد بچه ها با قایق بیایند و تا بصره پیشروی کنیم.

شب عملیات فرماندهان، ما را به دو صف کردند، حدود 120 نفر غواص بودیم. قرار شد سه نفر سرشان بیرون از آب باشد تا بچه ها در مسیر گم نشوند.

ما از نهر خیم وارد رودخانه شدیم. آب رودخانه در حالت مد بود. من مسؤول دسته بودم و سرم از آب بیرون بود. آن قدر شدت آب زیاد بود که ما حتی یک «فین» ( کفش مخصوص غواصی) هم نزدیم.

تقریباً به نوک ماهی نزدیک شده بودیم که یک دفعه هواپیمای عراقی آمد و «فیدر» زد. ( فیدر منور هایی است که حدود یک ربع از ساعت در آسمان روشن است و مثل روز منطقه را روشن می کند) تا هواپیما «فیدر» زد، بچه ها به هم ریختند؛ چون انتظار چنین چیزی را نداشتیم.

زیر نور فیدر من همه جا را به خوبی می دیدم. یک چهار لول نوک جزیره ماهی گذاشته بودند که تیر رسام (تیرهایی که روشن است و وقتی به طرف شما می آید ما به خوبی آن را می بینی) به عمق آب شلیک می کرد. وحشتناک و غیرقابل پیش بینی در تله افتاده بودیم!

در همان حال از خدا درخواستی کردم که هنوز که هنوزه به خاطر آن درخواست می سوزم و خودم را نمی بخشم. در دل گفتم: خدایا ای کاش من شهید نشوم!

مرا اول به بیمارستان صحرایی، بعد به بیمارستان اهواز و در آخر یک ماه در بیمارستان اراک بستری کردند. وقتی برای مرخصی به خانه رفتم به کوچه مان (کوچه جوادیه در خیابان طبرسی) که رسیدم، با عصا داشتم به سمت خانه می رفتم که مادرم را دیدم. گفتم سلام علیکم. سرش را بالا کرد و یک نگاهی به من کرد و گفت سلام آقا و بعد رد شد. گفتم مادر منم، جواد. گفت ای جواد تویی!
مادرم مرا نشناخت.


مهمترین حرف دفاع مقدس
پس از عملیات کربلای 8 دو اتوبوس از بچه ها را به دیدار حضرت امام بردند. من در اتوبوس دوم بودم. متأسفانه اتوبوس ما زمانی به جماران رسید که زمان دیدار با امام تمام شده بود و بچه ها داشتند بر می گشتند. در حالی که حسابی پکر بودم.

در شیب تند جماران شهید جلیل محدثی فر را دیدم، با ناراحتی گفتم، دیدی چه شد این همه راه کوبیدیم و آمدیم ما را راه ندادند و ما امام را ندیدیم.

محدثی فر خیلی محکم و جدی گفت:

«دیدن و ندیدن امام که مهم نیست. مهم این است که حرف امام زمین نماند.» یک کلام حرف او، برای من تاریخی را ساخت که مهمترین کار در این تاریخ آن است که حرف ولی فقیه بر زمین نماند.

 

منبع: فرهنگ نیوز





طبقه بندی: دفاع مقدس شهدا،
برچسب ها: از 120 نفر فقط 4 نفر زنده ماندند!،
دنبالک ها: خیریه امام سجادعلیه السلام،

جمع آوری اجساد شهدای نیجریه با کامیون

به گزارش «شیعه نیوز»، به گفته ساکنان محل، سربازان ارتش نیجریه در روز دوشنبه اقدام به جمع آوری اجساد شیعیان به شهادت رسیده در حملات دو روز قبل سربازان در شمال زاریا کردند.

ابراهیم موسا سخنگوی آی.ام.ان گفت: به ما خبر دادند که سربازان ارتش، اجساد شیعیان به شهادت رسیده در خارج از منزل شیخ ابراهیم زاکزاکی، را بوسیله کامیون جمع آوری کرده‌اند.

او درباره تعداد کشته شد‌گان گفت: هنوز نمی‌توانیم به طور دقیق بگوییم، اما با توجه به اینکه عده زیادی برای حمایت از خانه شیخ بیرون منزل ایشان جمع شده بودند، تعداد کشته شدگان بسیار زیاد است.

او درباره وضعیت رهبر شیعیان شیخ زاکزاکی گفت: ایشان به دلیل تیراندازی سربازان به شدت زخمی شده بودند و قادر به خروج از خانه نبودند. ما تصور می‌کنیم ایشان را به کادونا (70 کیلومتری زاریا) برده باشند. ما با دکتر معالج ایشان در تماس بوده‌ایم و به گفته پزشکان وضعیت ایشان وخیم است. به گفته کادر پزشکی، سربازان چهار گلوله به ایشان شلیک کرده‌اند.

شاهدان دیگری نیز خبر جمع آوری اجساد شهدا توسط ارتش را تایید کرده‌اند.

بشیر بلو ساکن محل گفت: امروز صبح سربازان جنازه‌ها را با کامیون به مکان نامعلومی بردند.

وضعیت امنیتی در منطقه حاکم شده و اتومبیل‌ها قبل از ورود به منطقه مورد بازرسی قرار می‌گیرند.




طبقه بندی: دفاع مقدس شهدا،
برچسب ها: جمع آوری اجساد شهدای نیجریه با کامیون،
دنبالک ها: خیریه امام سجاد علیه السلام،

تاریخ : 24 آذر 94 | 20:43 | نویسنده : خیریه امام سجاد علیه السلام imamsajjad@ خیریه | نظرات

تصاویر تأثربرانگیز شهدای «نیجریه»


تاریخ انتشار: ۲۴ آذر ۱۳۹۴ - ۰۹:۰۱

منابع نیجریایی می‌گویند که رهبر شیعیان این کشور زخمی و بازداشت شده است. بیش از 300 مسلمان شیعه در حمله ارتش نیجریه به حسینیه و منزل رهبر شیعیان این کشور کشته شدند.
عقیق:در یورش ارتش نیجریه به منزل «ابراهیم زکزاکی» رهبر شیعیان وی هدف اصابت گلوله قرار گرفته است.

«هارون بیناوی» فعال سیاسی نیجریایی می‌گوید که «شیخ هدف گلوله قرار گرفته و مجروح شده است».

او گفت که هنوز از اینکه او کجاست و به کجا منتقل شده اطلاعی در دست نیست.

در درگیری‌هایی که پس از حمله ارتش نیجریه به حسینیه «بقیة الله» در شهر زاریای نیجریه و منزل شیخ ابراهیم زکزاکی رخ داد،‌ علاوه بر همسر و پسر «شیخ زکزاکی»، بیش از 300 تن از شیعیان به شهادت رسیدند.

در حمله بامداد روز یکشنبه نیروهای ارتش نیجریه به منزل شخصی شیخ «ابراهیم زکزاکی» رهبر شیعیان نیجریه در منطقه «گیسلو» در شهر «زاریا» در ایالت «کادونا» چندین نفر از نزدیکان شیخ زکزاکی و سران جنبش اسلامی در نیجریه از جمله معاون شیخ به شهادت رسیدند.

منبع:فردا




طبقه بندی: دفاع مقدس شهدا،
برچسب ها: تصاویر تأثربرانگیز شهدای «نیجریه»،
دنبالک ها: خیریه امام سجاد علیه السلام،

تاریخ : 24 آذر 94 | 12:55 | نویسنده : خیریه امام سجاد علیه السلام imamsajjad@ خیریه | نظرات

سید احمد پلارک و ماجرای مرقد معطــر وی

 می گویند :

شهید سید احمد پلارک در یکی از پایگاه های زمان جنگ ،کار میکرد  و همیشه مشغول نظافت سرویس بهداشتی آن پایگاه بود . در یک حمله هوایی هنگامی که او در حال نظافت بود  ، موشکی به آنجا برخورد میکند و این شهید زیر آوار مدفون میشود .
بعد از بمب باران ، هنگامی که امداد گران در حال جمع آوری زخمی ها و شهیدان بودند ، متوجه میشوند که بوی شدید گلاب از زیر آوار می آید .
وقتی آوار را کنار میزنند با پیکر پاک این شهید روبرو میشوند که غرق در بوی گلاب است .

 

می گویند :

مادرش میگفت :پسرم از ۱۳ سالگی تا به هنگام شهادت وقتی ۲۳ سالش بود؛ نماز شبش ترک نشد.  شبهای بسیاری سر بر سجده عبادت با خدای خود نجوا می کرد و اشک می ریخت…

 

نوشته ای وصیت گون از شهید سید احمد پلارک :

بسم ا… الرحمن الرحیم

سـتایش خدای را که ما را به دین خود هدایت نـمود و اگر مـا را هـــدایت نمی کردما هـدایت نمی شــدیم السلام علیک یا ثارا… ای چراغ هدایت و کشتی نجات ، ای رهبر آزادگان ، ای آموزگار شهادت بر حران ای که زنـــده کردی اسلام را با خونت و با خون انــصار و اصــحاب باوفایت ای که اسلام را تا ابــــد پایدار و بیمـه کردید .

یا حسین(ع) دخیلم! آقا جانم وقتی که ما به جبهه می رویم به این نیت می رویم که انتقام آن سیلی که آن نامردان برروی مادر شیعیان زده برای انتقام آن بازوی ورم کرده و گرفتن انتقام آن سینه ســــوراخ شده می رویم . سخت است شنیدن این مصیبتها خدایا به ما نیرویی و توانی عنایت کـن تا بتوانیم بـرای یـاری دینت بکار ببندیم . خدایا به ما توفیق اطاعت و فــرمانبرداری به این رهبر و انقـــلاب عنایت بفرما . خـــــدایا توفیق شناخت خودت آنطور که شـــــهداء شناختند به ما عطا فرما و شهداء را از ما راضـی بفرمــا و ما را به آنها ملحق بفرما .خدایا عملی ندارم که بخواهم به آن ببالم ، جز معصیت چیزی ندارم و الله اگر تو کمک نمی کردی و تو یاریم نمی کردی به اینجا نمی آمدم و اگر تو ستــارالعــیوبی را بر می داشــتی میدانم کـه هیچ کدام از مردم پیش من نمی آمدند ، هیچ بلکه از من فرار می کردند حتی پدر و مادرم . خدایا به رمت و مهربانیت ببخش آن گناهانیکه مانع از رسیدن بنده به تو می شود . الهی عفو…
بر روی قبرم فقط و فقط بنویسید :

( امام دوستت دارم و التماس دعا دارم ) که میدانم بر سر قبرم می آید .
ظهر عاشورا ۲۴/۶/۱۳۶۵
سید احمد پلارک


ادامه مطلب

طبقه بندی: دفاع مقدس شهدا،
برچسب ها: سید احمد پلارک و ماجرای مرقد معطــر وی،
دنبالک ها: خیریه امام سجاد علیه السلام،

تاریخ : 2 آذر 94 | 06:03 | نویسنده : خیریه امام سجاد علیه السلام imamsajjad@ خیریه | نظرات

خاطره ای متفاوت درمورد شهید زین الدین

شهادت شهید زین‌الدین تعبیر خواب یكی از همرزمان ما بود
۴۸ ساعت قبل از شهادت مهدی زین‌الدین با ماشینی كه به دستور وی از لجستیك لشكر به بنده واگذار شده بود با شهید زین الدین به مقر لشكر در سردشت آمدیم و شب خاطره‌انگیزی را با هم سپری كردیم؛ فردای آن شب شهید زین‌الدین از بنده كلید ماشین را خواست؛ بنده به شهید زین‌الدین گفتم «این ماشین هم مثل موتور شهید همت در جزیره مجنون نشود».

 به گزارش مشرق به نقل از عصر امروز ، سردار علی حاجی زاده از فرماندهان خط شکن لشکر علی ابن ابیطالب قم به عنوان یکی از همرزمان نزدیک  شهید زین الدین  خاطرات متفاوتی  از این سردار  والا مقام 8 سال دفاع مقدس ذکر می کند.

او  بیان خاطرات از شهدای والامقام وظیفه رزمندگان 8 سال دفاع مقدس برای آشنایی نسل سوم و چهارم با فرهنگ ایثار وشهادت قلمداد می کند.

متن زیر گزیده ای از خاطرات سردار حاجی زاده از شهید زین الدین است ، که به شرح زیر می باشد:


*آن گریه شگفت

پیش از عملیات خیبر، با شهید زین الدین و چند تا از دوستان دیگر رفتیم برای بازدید از منطقه ای در فکه. موقع برگشتن به اهواز، از شوش که رد می شدیم، آقا مهدی گفت: «خوب، حالا به کدام میهمانخانه برویم؟!»

گفتیم: «مهمانخانه ای هست بغل سپاه شوش که بچه ها خیلی تعریفش را می کنند.»

رفتیم. وضو که گرفتیم، آقا مهدی گفت: «هر کس هر غذایی دوست داشت سفارش بدهد.»

بچه ها هم هر چی دوست داشتند سفارش دادند. بعد رفتیم بالا، نماز جماعتی خواندیم و آمدیم نشستیم روی میز.آقا مهدی همین طوری روی سجاد نشسته بود، مشغول تعقیبات. بعضی از مردم و راننده ها هم در حال غذا خوردن و گپ زدن بودند. موی بدنمان سیخ شد. این مردم هم با ناباوری چشمهاشان متوجه بالکن بود که چه اتفاقی افتاده است!

شاید کسانی که درک نمی کردند، توی دلشان می گفتند مردم چه بچه بازیهایی در می آورند!

خدا شاهد است که من از ذهنم نمی رود آن اشکها و گریه ها و «الهی العفو» گفتن های عاشقانه آقا مهدی که دل آدم را می لرزاند.

شهید زین الدین توی حال خودش داشت می آمد پایین. شبنم اشکها بر نورانیت چهره اش افزوده بود با تبسمی شیرین آمد نشت کنارمان. در دلم گفتم: «خدایا! این چه ارتباطی است که وقتی برقرار شد، دیگر خانه و مسجد و مهمانخانه نمی شناسد!»

غذا که رسید، منتظر بودم ببینم آقا مهدی چی سفارش داده است. خوب نگاه می کردم. یک بشقاب سوپ ساده جلویش گذاشتند. خیال کردم سوپ چاشنی پیش از غذای اصلی است! دیدم نه؛ نانها را خرد کرد، ریخت تویش، شروع کرد به خوردن....

از غذا خوری که زدیم بیرون، آقا مهدی گفت: «بچه ها طوری رانندگی کنید که بتوانم از آنجا تا اهواز را بخوابم.»

بهترین فرصت استراحتش توی ماشین و در ماموریتهای طولانی بود!

*حرف حساب!

در ستاد لشگر بودیم. شهید زین الدین یکی از بچه های زنجان را خواسته بود، داشت خیلی خودمانی با او صحبت می کرد. نمی دانستم حرفهایشان درباره چیست.

آن برادرم دائم تندی می کرد و جوش می زد. آقا مهدی با نرمی و ملاطفت آرامش می کرد. یکهو دیدم این برادر ترک ما یک چاقوی ضامن دارد از جیبش درآورد، گرفت جلوی شهید زین الدین و با عصبانیت گفت: «حرف حساب یعنی این!» و چاقو را نشان داد.

خواستم واکنش نشان بدهم که دیدم آقا مهدی می خندد. بامهربانی خاصی چاقو را از دستش گرفت، گذاشت توی جیب او، بعد دستی به سرش کشید و با گشاده رویی تمام به حرفهایش ادامه داد.

ظاهرا این برادر اختلافی با یکی از همشهریانش داشت که آقا مهدی با پا در میانی می خواست مسائلشان را رفع و رجوع کند.

بعدها شهید زین الدین ایشان را طوری ساخت و به راه آورد که شد فرمانده یکی از گردانهای لشگر!

*پلوخور

شهید زین الدین علاقۀ عجیبی به بسیجیان داشت و شوخی هایش با آنان از همین عشق نقرط نشأت می گرفت.

او به بچه هایی که خوب به خودشان می رسیدند و حسابی غذا می خوردند، می گفت: «پلو خور!»

یک روز در ستاد لشگر، موقع صرف غذا بچه ها همه نشسته بودند. یکی از همین پلوخورها هم بود. آقا مهدی با بچه ها هماهنگ کرد تا با شوخی جالبی مجلس را رونقی ببخشد. غذا که رسید، همه منتظر ماندند تا جناب پلوخور شورع کند. همین که دست برد و لقمه را آورد بالا، با اشارۀ آقا مهدی همه بچه ها یکهو با صدای بلند گفتند: «یا... علی!»

بندۀ خدا که کاملاً غافلگیر و دستپاچه شده بود، بی اختیار لقمه از دستش افتاد پایین. خودش هم از تعجّب خنده اش گرفت!

*هندوانه و فلفل

آقا مهدی هر وقت می افتاد تو خط شوخی دیگر هیچ کس جلودارش نبود.

یک وقت هندوانه ای را قاچ کرد، لای آن فلفل پاشید، بعد به یکی از بچه ها تعارف کرد. او هم برداشت، شروع کرد به خوردن.

وقتی حسابی دهانش سوخت، آقا مهدی هم صدای خنده اش بلند شد. بعد رو کرد بهش گفت: «داداش! شیرین بود؟!»

*شهادت شهید زین‌الدین تعبیر خواب یكی از همرزمان ما بود

۴۸ ساعت قبل از شهادت مهدی زین‌الدین با ماشینی كه به دستور وی از لجستیك لشكر به بنده واگذار شده بود با شهید زین الدین به مقر لشكر در سردشت آمدیم و شب خاطره‌انگیزی را با هم سپری كردیم؛ فردای آن شب شهید زین‌الدین از بنده كلید ماشین را خواست؛ بنده به شهید زین‌الدین گفتم «این ماشین هم مثل موتور شهید همت در جزیره مجنون نشود».

وی به ماجرای موتور شهید همت اشاره كرد و گفت: در جزیره مجنون یك موتور داشتم و آن‌ را در اختیار هیچ كسی قرار نمی‌دادم؛ هر كسی كه پیش شهید زین‌الدین می‌رفت تا وی وساطت كند كه موتور را به او دهم، نتیجه‌ای نداشت؛ شرایط به همین منوال سپری ‌شد تا اینكه در عملیات خیبر در جزیره مجنون متوجه شدم كه موتور نیست ، به سرعت پیش شهید زین‌الدین رفتم و جریان را با او در میان گذاشتم شهید زین‌الدین به من گفت « نگران نباش، حاج همت به موتور احتیاج داشت، به همین دلیل از من خواست كه آن موتور را به او دهم و من هم نتوانستم حرفش را رد كنم و موتور را به او دادم» ولی بعد از چند ساعت متوجه شدیم كه حاج همت بر اثر اصابت خمپاره‌ روی موتور به شهادت رسیده است.

 با درخواست شهید زین‌الدین كلید ماشین را به وی دادم و خودم به مهاباد آمدم، نصف شب یكی از بچه‌های شاهرود خوابی دیده بود كه رژیم بعث لشكر را بمباران كرده است و همه بچه‌ها ایستاده‌اند و قلب‌هایشان آتش گرفته است.

 صبح آن روز به سراغ یكی از بچه‌هایی كه تعبیر خواب می‌دانست، رفتیم و او گفت «قرار است بلایی به سر لشكر بیاید، بروید صدقه جمع كنید و دعای رفع بلا را بخوانید»؛ كمتر از چند ساعت متوجه شدیم كه شهید زین الدین و برادرش مجید در همان ماشینی كه ۲ روز قبل از بنده تقاضا كرده بودند به شهادت رسیدند و خبر شهادت مهدی زین‌الدین تمام قلب‌ها را آتش زد و خواب آن رزمنده تعبیر شد.

*با نگاهی از نزدیک

خاطره ای از احمد حاجی زاده

شهید زین الدین در ساختن افراد و شکوفا کردن استعدادهای نهفته در وجودشان توان عجیبی داشت. درست مثل یک معلم اخلاق و عرفان عمل می کرد.

در یکی از سخنرانیهایش در مقر انرژی اتمی اهواز می گفت: «بچه ها! من نیمه شبها می آیم از نزدیک نگاه می کنم، می بینم نماز شب خوانها بسیار اندکند!»

آنگاه تاسف می خورد که چرا سرباز امام زمان (ع) نسبت به نماز شب باید این قدر بی تفاوت باشد.

بینش عمیقی نسبت به تک تک نیروها داشت. با یکی دو برخورد می فهمید فلان نیرو به درد چه واحدی می خورد. گاه نیروی خاصی را می گزید، همه جا با خود همراهش می کرد، آن وقت بعد از چهارده، پانزده روز می دیدی حکمی برایش زده است به عنوان مسوول فلان واحد. یعنی در این مدت رویش کار می کرد، او را مورد ارزیابی قرار می داد و کاملا به نقاط قوت و ضعفش آگاه می شد.

پس از شهادت آقا مهدی، تا آخر جنگ، تعبیر دوستان در لشگر این بود که ما هر چه خوردیم از جنگ خوردیم. یعنی هر چه نیروی با کیفیت و کارآمد در طول جنگ داشتیم، حاصل زحمتهای شهید زین الدین بود.




طبقه بندی: دفاع مقدس شهدا،
برچسب ها: شهید زین الدین،
دنبالک ها: خیریه امام سجاد علیه السلام،

تاریخ : 29 آبان 94 | 10:44 | نویسنده : خیریه امام سجاد علیه السلام imamsajjad@ خیریه | نظرات

زندگینامه و وصیت نامه سردار شهید مهدی زین الدین

زندگینامه

جنگی که در شهریور 1359ه ش توسط دیکتاتور معدوم عراق ،صدام حسین به مردم ایران تحمیل شد؛ظهور اسطوره هایی رادر پی داشت که غیر از تاریخ صدر اسلام،در هیچ برهه ای از تاریخ بشرنشانی از آنها نیست.
ومهدی زین الدین یکی از این اسطوره هاست؛اسطوره ی زنده.

  سال 1338 ه ش در كانون گرم خانواده‌ای مذهبی، متدین و از پیروان مكتب سرخ تشیع، در تهران دیده به جهان گشود. مادرش كه بانویی مانوس با قرآن و آشنای با دین و مذهب بود برای تربیت فرزندش كوشش فراوانی نمود. داشتن وضو، مخصوصاً هنگام شیردان فرزندانش برایش فریضه بود و با مهر و محبت مادری، مسائل اسلامی را به آنها تعلیم می‌داد.
نبوغ و استعداد مهدی باعث شد كه او دراوان كودكی قرآن را بدون معلم و استاد یاد بگیرد و بر قرائت مستمر آن تلاش نماید. پس از ورود به دبستان در اوقات بیكاری به پدرش كه كتابفروشی داشت، كمك می‌كرد و به عنوان یك فروند، پدر و مادر را در امور زندگی یاری می‌داد.

شهید مهدی زین الدین,شهید زین الدین,فرمانده لشکر علی بن ابی طالب,فرمانده,جبهه,جنگ,تصویر سازی,نقاشی چهره,منتظر,عباس گودرزی,قم,شهادت,

مهدی در دوران تحصیلات متوسطه‌اش به لحاظ زمینه‌هایی كه داشت با مسائل سیاسی و مذهبی آشنا و در این مدت (كه با شهید محرب آیت‌الله مدنی (ره) مانوس بود)، روح تشنه خود را با نصایح ارزنده و هدایتگر آن شهید بزرگوار سیراب می‌نمود و در واقع در حساسترین دوران جوانی به هدایت ویژه‌ای دست یافته بود. به همین دلیل از حضرت آیت‌الله مدنی بسیار یاد می‌كرد و رشد مذهبی خود را مدیون ایشان می‌دانست.
در مسیر مبارزات سیاسی علیه رژیم پهلوی، پدر شهیدان – مهدی و مجید زین‌الدین – برای بار دوم از خرم‌آباد به سقز تبعید گردید. این امر باعث شد تا مهدی كه خود در مبارزات نقش فعالی داشت دوری پدر را تحمل كند و سهم پدر را نیز در مبارزات خرم‌آباد بردوش كشد.

در ادامه مبارزات سیاسی دوران دبیرستان، كینه عمیقی نسبت به رژیم پهلوی پیدا كرد و زمانی كه حزب رستاخیز شروع به عضوگیری اجباری می‌نمود. شهید زین‌الدین به عضویت این حزب در نیامد و با سوابقی كه از او داشتند از دبیرستان اخراجش كردند. به ناچار برای ادامه تحصیل، با تغییر رشته از ریاضی به طبیعی موفق به اخذ دیپلم گردید و در كنكور سال 1356 شركت كرد و ضمن موفقیت، توانست رتبه چهارم را در بین پذیرفته‌شدگان دانشگاه شیراز بدست آورد. این امر مصادف با تبعید پدرش به جرم حمایت از امام خمینی(ره) از خرم‌آباد به سقز و موجب انصراف از ادامه تحصیل و ورود جدی‌تر ایشان در سنگر مبارزه پدرش شد.
پس از مدتی پدر شهید زین‌الدین از سقز به اقلید فارس تبعید شد. این ایام كه مصادف با جریانات انقلاب اسلامی بود، پدر با استفاده از فرصت پیش‌آمده، مخفیانه محل زندگی را به قم انتقال داد. مهدی نیز همراه سایراعضای خانواده، از خرم آباد به قم آمد و در هدایت مبارزات مردمی نقش موثرتری را عهده‌دار شد.
ادامه مطلب

طبقه بندی: دفاع مقدس شهدا،
برچسب ها: زندگینامه و وصیت نامه سردار شهید مهدی زین الدین،
دنبالک ها: خیریه امام سجاد علیه السلام،

تاریخ : 28 آبان 94 | 07:57 | نویسنده : خیریه امام سجاد علیه السلام imamsajjad@ خیریه | نظرات

چه کسی پیکر شهید همت را شناسایی کرد

شهید محلاتی به من گفت: برو اندیمشک حاج همت را شناسایی ‌کن و بعد برو بیمارستان نجمیه، به رئیس بیمارستان دستور دادیم به هیچ کس خبر شهادت را اعلام نکند.
 به گزارش بولتن نیوز به نقل از فارس، شهید محمد ابراهیم همت روز دوازدهم فروردین 1334 در شهر رضا به دنیا آمد. حاج همّت در خرداد 1359 برای مقابله با ضد انقلاب به کردستان اعزام شد. محمد ابراهیم مدتی به عنوان مسئول روابط عمومی سپاه پاوه مشغول بود و پس از مدتی به عنوان فرمانده سپاه پاوه به جنگ پرداخت.

شهید همت به همراه حاج احمد متوسلیان به دستور فرمانده کل سپاه مأمور تشکیل تیپ محمد رسول الله(ص) شدند. حاج احمد به عنوان فرمانده تیپ و شهید حاج همت به عنوان مسئول ستاد تیپ فعالیت می کردند.

پاییز سال 1360 حاج همت به همراه تنی چند از سلحشوران جنگ و از جمله حاج احمد متوسلیان به سفر روحانی حج مشرف شدند. محمد ابراهیم در عملیات مسلم بن عقیل و محرّم با مسئولیت فرمانده قرارگاه فعالیت می‌کرد. او در مدّت فرماندهی تیپ محمد رسول ا...(ص) که بعد به لشکر 27 تبدیل شد در چندین عملیات به صورت خط شکن وارد شد. شهید همت سر انجام در عملیات خیبر که در اسفند 1362 آغاز شد به فیض شهادت نائل شد.

آنچه می‌خوانید گفتگویی است با باقر شیبانی یکی از نیروهای قدیمی لشکر 27 محمد رسول الله(ص) که خاطراتش را از شهید محمد ابراهیم همت اینگونه تعریف می‌کند:

 

شهید محمد ابراهیم همت

*روایتی کوتاه از عملیات خیبر

اسفند سال 62 بود که از طرف قرارگاه به شهید همت، فرمانده لشکر 27 محمد رسول‌الله(ص) دستوری داده شد. آن ماموریت در واقع انجام عملیات خیبر بود. دو گردان از 48 ساعت قبل پشت مواضع دشمن جای گرفتند. طبق برنامه قرار بود یک گردان جزیره مقابل‌شان را بزنند و به طرف جزیره جنوبی بروند، یک عده دیگر هم در طلائیه عمل کنند. سرانجام دست به دست هم بدهیم تا بتوانیم جاده بصره را تصرف کنیم و به سمت آنجا حرکت کنیم که موفق نشدیم به این هدف دست پیدا کنیم.

دو گردان هم متاسفانه برنگشت، فلذا حاج همت دستور داد علی رغم ضعیف شدن نیروها برویم جزیره را حفظ کنیم.

حاجی به من گفت: برادر برویم در جزیره. سوار قایق شدیم، در حالی که کسی هم ما را نمی‌شناخت. رفتیم پیش شهید حمید باکری تا نسبت به موقعیت خط توجیه شویم، جلسه تا شب طول کشید. موقع برگشت حاجی به من گفت: تو نیاز نیست بیایی من می‌روم بچه‌ها را می‌فرستم پیش تو، ببرشان نقطه‌ای که قرار است مستقر کن. ما در جزیره خیبر جایی نداشتیم. گردان‌ها که آمدند با فاصله سه کیلومتر از هم به فرمانده‌ها معرفی می‌کردیم.  

اولین نفرات شهیدان عباس کریمی، سعید مهتدی، حسن قمی و سعید سلیمانی بودند که قرار شد من توجیه‌شان کنم تا فردا که گردان‌ها آمدند سر در گم نشوند. 

ما جزیره را تحویل گرفتیم در حالی که از لحاظ امکانات صفر صفر بودیم. با همه این احوال با شهید باکری خیلی همکاری داشتیم. شهید باکری با شهید همت خیلی رفیق بودند. اصلاً در سنگر نبودیم، چند تا آلاچیق بود که عرب‌ها زده بودند برای سایبان، با برادر رضا پناهنده که با ما آمده بود و همانجا هم شهید شد و بچه موتورآب سراسیاب بود می‌رفتیم زیر آنها. ما خط را که تحویل گرفتیم گردان‌ها شروع کردن به آمدن.

به خاطر کمبود قایق می‌دیدم گروهان یک آمده ولی گروهان دو مانده روی زمین. در این موقعیت مجبور بودم بچه‌ها را ستون کنم و بدهم دست حاجی، و حاجی هم ستون می‌کرد و می‌فرستاد خط. کار ما در آن مقطع همین بود. ماموریت حاجی به نیروها فقط حفظ جزیره بود و اینکه یک گردان تقویت شده سازماندهی شده دشمن را هم زمینگیر کنیم. باید تا عمق 14 کیلومتر می‌رفتیم داخل مواضع. تاکتیک دشمن این بود که آنها روز ما را می‌زدند و ما شب جوابشان را می‌دادیم.

عراق تاکتیکش مانند جنگ جهانی اول بود. به این صورت که اگر یک گردان از لشگر منهدم می‌شد کل لشگر را عقب می کشیدند برای سازماندهی و یک لشگر دیگر جایگزین می‌کردند و این خود زمان‌بر بود. هر چه هم تلاش کنند این کار نصف روز زمان می‌برد.


ادامه مطلب

طبقه بندی: دفاع مقدس شهدا،
برچسب ها: شهید همت،
دنبالک ها: خیریه امام سجاد علیه السلام،

تاریخ : 23 آبان 94 | 19:36 | نویسنده : خیریه امام سجاد علیه السلام imamsajjad@ خیریه | نظرات

عکس/ شهید طیب حاج‌رضایی در کربلا

شهید طیب حاج‌رضایی در کربلا
به گزارش مشرق، شهید طیب حاج‌رضایی در زمره طایفه فتیان و جوانمردان بود. از این روی به رغم سابقه‌ای که در 28 مرداد 1332 داشت، ده سال بعد در خرداد 42،حاضر به ایراد تهمت به رهبر کبیر انقلاب نگشت و از این روی، پذیرای شهادت گشت.یادش گرامی باد. 
این عکس طیب حاج رضایی را در میان چند تن از اهالی عراق در سفر ایشان به کربلا نشان می دهد.

عکس/ شهید طیب حاج‌رضایی در کربلا
منبع: فارس



طبقه بندی: دفاع مقدس شهدا،
برچسب ها: عکس/ شهید طیب حاج‌رضایی در کربلا،
دنبالک ها: خیریه امام سجاد علیه السلام،

تاریخ : 12 آبان 94 | 15:06 | نویسنده : خیریه امام سجاد علیه السلام imamsajjad@ خیریه | نظرات

تعداد شهدای ایرانی «عملیات محرم» به 34 نفر رسید+عکس


خون پاکِ «سید سجاد حسینی» و «عزت الله سلیمانی» در جریان «عملیات محرم»، به دست «مزدوران سعودی» و «پیروان اسلام آمریکایی» بر زمین ریخت
به گزارش گروه جهاد و مقاومت مشرق، ساعاتی قبل، خبر شهادت دو تن دیگر از فرزندانِ «اسلام ناب محمدی(صلوات الله علیه)» در «عملیات محرم» منتشر شد.
خون پاکِ «سید سجاد حسینی» و «عزت الله سلیمانی» در جریان «عملیات محرم»، به دست «مزدوران سعودی» و «پیروان اسلام آمریکایی» بر زمین ریخت و ارواحِ پاکشان به ارواحِ مطهر صدها شهیدِ مدافعِ حرمِ بانوی مقاومت، حضرت زینب کبری(سلام الله علیها) پیوست.
به این ترتیب، با احتساب «شهید حمید فاطمی» که روز 10 آبان ماه، بال در بال ملائک گشود، تعداد شهدای ایرانی «عملیات محرم» به 34 نفر رسید.

روحمان با یادشان شاد
هدیه به ارواح بلندپروازشان صلوات
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

تعداد شهدای «عملیات محرم» به 33 نفر رسید+عکس

تعداد شهدای ایرانی «عملیات محرم» به 34 نفر رسید+عکس

شهدای «عملیات محرم» به 33 نفر رسید+عکس



طبقه بندی: دفاع مقدس شهدا،
برچسب ها: شهدای ایرانی «عملیات محرم،
دنبالک ها: خیریه امام سجاد علیه السلام،

تاریخ : 12 آبان 94 | 05:02 | نویسنده : خیریه امام سجاد علیه السلام imamsajjad@ خیریه | نظرات

عملیات‌های عاشورایی دوران دفاع‌مقدس


در طول دوران هشت سال دفاع مقدس چهار عملیات با عنوان «عاشورا» طراحی و اجرا شد که هر یک فتوحات و دستاورد‌هایی برای رزمندگان اسلام داشت.
به گزارش گروه جهاد و مقاومت مشرق، به مناسبت ایام محرم مروری داریم بر عملیات‌های عاشورای یک تا چهار :

عملیات عاشورای1/ سرکوبی نیروهای ضدانقلاب

حضور ضدانقلاب در قالب افراد موسوم به کومله و دموکرات کردستان ایران در دوران جنگ، پیوسته مکمل تهاجمات ارتش عراق به جبهه‌ها و شهرهای ایران بود. این افراد در قالب گروه‌های پراکنده بارها به خرابکاری، خبرچینی برای دشمن، گستردگی محورهای نبرد رزمندگان ایران با دشمن و غیره دست زدند و خسارات فراوانی به مراکز دولتی، جهاد سازندگی و حتی مناطق مسکونی کردنشین استان کردستان و آذربایجان غربی وارد آوردند. حضور آنها حتی تا شهرهای شرقی استان کردستان، یعنی بیجار، تکاب، صایین‌دژ، قروه همدان و چندین شهر و منطقه دیگر پیش رفته و سبب بوجود آمدن وضع فوق‌العاده‌ای بر زندگی روزمره مردم و یگان‌های نظامی مستقر در آن مناطق شده بود.

برای همین عملیات «عاشورای 1» در 23 مرداد ماه 1364 با هدف سرکوبی چنین افرادی در منطقه تکاب و صایین‌دژ به اجرا درآمد و طی آن 50 تن از عوامل وابسته کشته و صدها نفر نیز زخمی شدند و علاوه بر اسارت عده‌ای از آنان، شماری سلاح سبک به دست رزمندگان سپاه پاسداران افتاد.

عملیا‌ت عاشورای
ادامه مطلب

طبقه بندی: دفاع مقدس شهدا،
برچسب ها: عملیات‌های عاشورایی دوران دفاع‌مقدس،
دنبالک ها: خیریه امام سجاد علیه السلام،

تاریخ : 11 آبان 94 | 05:54 | نویسنده : خیریه امام سجاد علیه السلام imamsajjad@ خیریه | نظرات

شهادت شش رزمنده حزب الله در سوریه + تصاویر


شش تن دیگر از رزمندگان حزب الله در سوریه به شهادت رسیدند.
به گزارش مشرق، خبر شهادت شش تن دیگر از رزمندگان حزب الله در سوریه اعلام شد.
 
شهیدان «عباس عیسی صالح» اهل روستای «رامیا»، «جمیل ملیجی» اهل روستای «ناقوره»، «احمد علی فنیش» اهل روستای «معروب»، «حسن راجی دیاب» اهل روستای «یارین»، «موسی محمد حمدان» اهل روستای «کفرا» و «عبدالله زین الدین» اهل روستای «جمیجمه» در نبرد با تروریست های تکفیری در سوریه به فیض شهادت نائل آمدند.
 
پیکر مطهر این شهدای دلاور در روزهای آتی در مناطق مختلف لبنان تشییع و تدفین خواهد شد.
 
در هفته های اخیر عملیات بزرگی از سوی ارتش و حزب الله لبنان در حومه جنوبی استان حلب آغاز شده که تاکنون این عملیات با پیشروی نیروهای مقاومت و هلاکت صدها تروریست همراه بوده است.
شهید «عباس عیسی صالح»
شهید «عباس عیسی صالح»
شهید «جمیل ملیجی»
شهید «جمیل ملیجی»
شهید «احمد علی فنیش»
شهید «احمد علی فنیش»
شهید «حسن راجی دیاب»
شهید «حسن راجی دیاب»
شهید «موسی محمد حمدان»
شهید «موسی محمد حمدان»
شهید «عبدالله زین الدین»
شهید «عبدالله زین الدین»

منبع: ابنا



طبقه بندی: دفاع مقدس شهدا،
برچسب ها: شهادت شش رزمنده حزب الله در سوریه،
دنبالک ها: خیریه امام سجاد علیه السلام،

تاریخ : 11 آبان 94 | 05:53 | نویسنده : خیریه امام سجاد علیه السلام imamsajjad@ خیریه | نظرات

شناسایی یک شهید پس از 33 سال +تصاویر

در اندیشه کرج
بیش از 30 سال است که این صحنه و این خبر ‌در خانه‌های شهدای دفاع مقدس تکرار می‌شود. در خانه شهید مجتبی صادقی پور هم این صحنه تکرار شد. صحنه ای که برای همه اعضای خانواده شهید تکرار نشدنی و فراموش نشدنی است. پدر شهید امروز بزرگترین غائب این جمع است.
صراط: هوا بارانی است. بادهای پاییزی طی چند ساعت بی رحمانه شلاق های سرما را بر صورت تهرانی ها می‌نوازد و باران پاییزی بی وقفه می‌بارد. خبری به کوتاهی یک جمله برای یک مادر پیر، چندین نفر را راهی فاز یک اندیشه کرج کرده است. مادر با یک چادر رنگی روی مبل نشسته است و گاهی سعی می‌کند، روسری اش را در زیر چادر با دست مرتب کند، پسرش عکس شهیدش را در بغل او می‌گذارد و دخترش یک جلد قرآن به دستانش می‌دهد و می‌خواهد که آن را در بغل بگیرد.

امیر داود کاظمی رئیس سازمان ایثارگران نیروی زمینی ارتش نشسته است کنار مادر و رو به او اینگونه صحبتش را آغاز می‌کند: «در طول تاریخ خیلی از اولیا مورد امتحان الهی قرار گرفتند. حضرت ابراهیم(ع) توسط فرزندش حضرت اسماعلیا(ع) آزموده شد و سالم برگشت. حضرت یوسف(ع) را خداوند مدتی از حضرت یعقوب(ع) گرفت ولی به لطف الهی بعد از سال‌ها دوباره به آغوش پدر برگشت. اما در طول تاریخ یک امتحان بزرگی را حضرت امام حسین(ع) انجام داد و هر کسی را که به قربانگاه برد دیگر برنگشت از جمله فرزند بزرگوارش حضرت علی اکبر(ع) اولین کسی بود که در روز عاشورا از طایفه بنی‌هاشم راهی میدان شد و به شهادت رسید.

شهید بزرگوار مجتبی صادقی پور هم وقتی سال 59 در اوج جنگ به استخدام ارتش درآمد، شما هم وارد یک آزمون بزرگ الهی شدید تا اینکه در 5 فروردین سال 61 همزمان با عملیات فتح المبین به درجه رفیع شهادت نائل شد و پیکر مطهرش سال‌ها در بیابان‌های جنوب همچون حضرت زهرا(س) که گمنام بود، گمنام ماند. از آنجایی که خداوند موسی(ع) را به مادرش برگرداند مادر می‌خواهم این مژده را به شما بدهم که بعد از 33 سال پیکر پسر شما هم پیدا شده است...»

خواهرها و برادرها که تا این لحظه سعی می‌کردند بی صدا اشک بریزند با شنیدن این سخن صدای گریه‌هایشان بلند می‌شود. مادر هم موقرتر از همه آرام اشک می‌ریزد.

صحنه‌ای که بیش از 30 سال در خانه شهدای دفاع مقدس تکرار می‌شود



ادامه مطلب

طبقه بندی: دفاع مقدس شهدا،
برچسب ها: شناسایی یک شهید پس از 33 سال +تصاویر،
دنبالک ها: خیریه امام سجاد علیه السلام،

تاریخ : 2 آبان 94 | 05:03 | نویسنده : خیریه امام سجاد علیه السلام imamsajjad@ خیریه | نظرات

حاج «نادر حمید» پس از شهادت

 
فرمانده ایرانی مدافعان حرم در سوریه که هفته گذشته در "القنیطره" مجروح شده بود؛ سرانجام شب گذشته به شهادت رسید.
به گزارش ادیان نیوز، حاج «نادر حمید» که برای سازماندهی نیروهای مدافع حرم درحال انجام وظیفه بود، هفته گذشته در منطقه "القنیطره" هدف گلوله تروریست‌ها قرار گرفت.

این فرمانده ایرانی نیروهای مدافع حرم، طی روزهای اخیر در یکی از بیمارستان‌های دمشق تحت مراقبت‌های ویژه قرار داشت که در نهایت شب گذشته یکشنبه 26 مهرماه خبر شهادت وی اعلام شد.

با شهادت این پاسدار اسلام، شمار شهدای خوزستانی حریم آل الله در سوریه به 14 نفر رسید: «سیدمهدی موسوی»، «منصور مسلمی سواری»، «جبار دریساوی»، «حسن حزباوی»، سردار «سید حمید تقوی‌فر»، «علی منیعات»، «حبیب جنت‌مکان»، «هادی کجباف»، سردار «روزبه هلیسایی»، «سید جاسم نوری»، «احمد حیاری»، سردار «فرشاد حسونی‌زاده»، «حمید مختاروند» و «نادر حمید».

در روزهای آتی پیکر این شهید والامقام برای تشییع و خاکسپاری به کشور انتقال داده خواهد شد.

شهادت مدافع حرم
منبع : ابنا


طبقه بندی: دفاع مقدس شهدا،
برچسب ها: حاج «نادر حمید» پس از شهادت،
دنبالک ها: خیریه امام سجاد علیه السلام،

تاریخ : 27 مهر 94 | 21:03 | نویسنده : خیریه امام سجاد علیه السلام imamsajjad@ خیریه | نظرات

تصاویر/ «مدافع حرم» شانه به شانه «مهاجر الی الله»


روز چهارشنبه، برای نخستین بار، یک «مدافع حرم» در کنار تنی چند از «شهدای منا» تا حرم «حضرت ثامن الحجج(صلوات الله علیه)» تشییع شد

به گزارش گروه جهاد و مقاومت مشرق، این روزها مشهد مقدس، هر چند روز، شاهد تشییع تنی چند از عزیزانِ این ملت است. گاه پیچیده در پرچمِ سبز«مدافعان حرم»، گاه با عنوانِ «مهاجر الی الله». روز چهارشنبه 22 مهر ماه، برای نخستین بار، یک «مدافع حرم» در کنار تنی چند از «شهدای فاجعه ی منا» تا حرم «حضرت ثامن الحجج(صلوات الله علیه)» تشییع شد. شهید «محمدعلی خادمی» یکی از رزمنده‌گان «لشکر فاطمیون» بود که در نبرد با «مزدوران سعودی» و «پیروان اسلام آمریکایی» برای دفاع از حرم «بانوی مقاومت» حضرت زینب کبری(سلام الله علیها)، در سوریه خلعت شهادت پوشید.

هدیه به ارواح پاک شهدای منا و مدافعان حرم حضرت زینب کبری(سلام الله علیها)، صلوات

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم



ادامه مطلب

طبقه بندی: دفاع مقدس شهدا،
برچسب ها: تصاویر/ «مدافع حرم» شانه به شانه «مهاجر الی الله»،
دنبالک ها: خیریه امام سجاد علیه السلام،

تاریخ : 24 مهر 94 | 06:56 | نویسنده : خیریه امام سجاد علیه السلام imamsajjad@ خیریه | نظرات

اطلاعیه سپاه تهران: آماده ایم رو در رو با داعشی ها بجنگیم تا انتقام شهید همدانی را بگیریم




اخبار,اخبار سیاسی ,شهادت سردار حسین همدانی

در پی شهادت سردار حسین همدانی از فرماندهان سپاه و دوران دفاع مقدس سپاه تهران بزرگ در اطلاعیه ای آورده است: مظلومانه مظلومانه سردار همدانی فصل تازه‌ای از مبارزه با گروه‌های داعش و جانیان قرن را گشود.

در پی شهادت سردار حسین همدانی از فرماندهان سپاه و دوران دفاع مقدس سپاه محمد رسول‌الله(ص) تهران بزرگ اطلاعیه ای صادر کرد.

متن این اطلاعیه به شرح ذیل است:
وَلاَ تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُواْ فِی سَبِیلِ اللّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْیَاء عِندَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ

فرمانده بی ادعای جبهه‌های نبرد، دلاور مرد روزهای سختی و درد، پاکباز جان فدای ولایت، سردار عالی قدر جبهه مقاومت، مدافع راستین حرم سرلشکر پاسدار حاج حسین همدانی در آستانه فرا رسیدن ایام سوگواری مولا و مقتدایش حضرت اباعبدالله الحسین (ع) همانند حبیب بن مظاهر محاسن سفیدش به خون خضاب شد و با خلعت زیبای شهادت که بزرگترین هنر مردان خداست به دیدار معبودش شتافت و درحالی که ملت شریف ایران در سوگ جانباختن مهاجران الی الله در سرزمین منا نشسته اند خبر شهادت این مجاهد خستگی ناپذیر داغ تازه‌ای بردل همراهان و همرزمانش نهاد.

هنوز رشادت‌های او در مبارزه با عوامل فساد رژیم ستمشاهی و هشت سال نبرد بادنیای کفر در یادمان هست که نام بلند آوازه اش در میان رزمندگان اسلام به عنوان فرمانده ‌ی لایق مدیر و مدبر می‌درخشید و در جبهه‌های جنوب و غرب از خرمشهر  و آبادان و شلمچه واروند گرفته و تا بازی دراز و مریوان و سرپل ذهاب لرزه براندام دشمن می‌انداخت.

او که همراه همرزم شهیدش محمود شهبازی فاتح خرمشهر بود در تنگه مرصاد نیز بلای جان منافقین شد و پس از جنگ هرگز از پا ننشست و راحتی و آسودگی را برخود حرام کرد و همانند دوران جوانی به کار و فعالیت ادامه داد وبا اندوختن توشه های علمی و نظامی مسئولیت های متعددی را برعهده گرفت و هرجا نیاز به خادمی صادق بود شهید همدانی داوطلب خدمت در آن می شد و با بنیانگداری محفل پیشکسوتان جهاد و شهادت سعی در نهادینه کردن فرهنگ ایثار داشت و همیشه خارچشم فتنه گرانی بود که نقشه های شوم و دسیسه های  منافقانه اشان در ام القراء جمهوری اسلامی با تدبیر هوشمندانه او نقش برآب شد. 

سخنان آتشین فرمانده شهید همدانی در خصوص گروه‌های تکفیری داعش و جنایات بی شرمانه ی آنها گاه چنان شوری در دل و جان مخاطبان ایجاد می‌کرد که آرزو دارند هرچه سریعتر به جبهه مقاومت بپیوندند و از حرم آل الله حفاظت و صیانت نمایند و به حقیقت شهادت مظلومانه‌اش اکنون فصل تازه‌ای از مبارزه با جانیان قرن را گشوده است و زوال و نابودی آن‌ها را نزدیکتر کرده است.

ما رزمندگان بسیجی و پاسدار سپاه حضرت محمد رسول الله (ص) تهران بزرگ ؛ضمن عرض تبریک و تسلیت شهادت سردار رشید اسلام حاج حسین همدانی به ساحت مقدس حضرت ولی عصرارواحنا لمقدمه الفداء و ولی امر مسلمین امام خامنه ای (مدظله العالی) آماده ایم تا در نبرد رو درو با مزدوران جنایتکار صهیونیسم داعشی همانند فرمانده شهیدمان برای دفاع از حریم ولایت جان خود را فدا نماییم و انتقام او و تمامی مظلومین را از این جانیان کوردل بستانیم. لبیک یاعلی

 

اخبار سیاسی - انتخاب




طبقه بندی: سیاسی ، دفاع مقدس شهدا،
برچسب ها: اطلاعیه سپاه تهران: آماده ایم رو در رو با داعشی ها بجنگیم تا انتقام شهید همدانی را بگیریم،
دنبالک ها: خیریه امام سجاد علیه السلام،

تاریخ : 18 مهر 94 | 06:07 | نویسنده : خیریه امام سجاد علیه السلام imamsajjad@ خیریه | نظرات

شهادت «ذوالفقار» حزب الله در سوریه + عکس

یکی دیگر از رزمندگان حزب الله در سوریه به شهادت رسید.
به گزارش مشرق، حزب الله شهادت یکی دیگر از رزمندگان خودش را اعلام کرد.

«شهید عباس بلوق» ملقب به «ذوالفقار» در حین نبرد با تروریست های تکفیری در سوریه به فیض شهادت نائل آمد.

پیکر این شهید حزب الله که محل شهادت آن به صورت دقیق اعلام شده، در روزهای آتی در لبنان تشییع خواهد شد.

رزمندگان حزب الله بیش از دو سالی است که برای نبرد با تروریست های تکفیری در مناطق مختلف سوریه حضور دارند.

شهادت «ذوالفقار» حزب الله در سوریه + عکس
منبع: ابنا



طبقه بندی: دفاع مقدس شهدا،
برچسب ها: شهادت «ذوالفقار» حزب الله، سوریه،
دنبالک ها: خیریه امام سجاد علیه السلام،

تاریخ : 9 مهر 94 | 20:17 | نویسنده : خیریه امام سجاد علیه السلام imamsajjad@ خیریه | نظرات

تعداد قربانیان فاجعه منا به 464 نفر رسید

تعداد قربانیان فاجعه منا به 464 نفر رسید

تهران - ایرنا - سازمان حج و زیارت با صدور اطلاعیه ای آخرین آمار قربانیان فاجعه منا را 464 نفر اعلام کرد.

به گزارش روز پنج شنبه گروه اجتماعی ایرنا ، در اطلاعیه سازمان حج و زیارت آمده است: با عرض تسلیت به ساحت مقدس حضرت بقیة الله الاعظم (عج) و نیز به رهبر دلسوخته و داغدارمان حضرت آیت الله العظمی خامنه ­ای و به پیشگاه ملت شریف و بزرگ ایران و خانواده های تمامی جان­ باختگان فاجعه غمبار منا، از آنجا که با گذشت هفت روز از این واقعه تأسف ­بار و جستجوی بی­ وقفه و شبانه روزی تمامی بیمارستان­ ها و مراکز درمانی در شهرهای مکه، جده و طائف و مناطق منا و عرفات، وضعیت مصدومین و مجروحین این حادثه دردناک کاملاً مشخص و اعلام شده است؛ با کمال تأثر و تألمی عمیق بدین­ وسیله تعداد حجاج عزیز ایرانی که در حال احرام و انجام مناسک حج در منا به آسمان پر کشیده و ملتی را عزادار نمودند 464نفر اعلام می ­شود.
در ادامه این اطلاعیه آمده است: بعثه مقام معظم رهبری و سازمان حج و زیارت که خود سخت در ماتم از دست دادن این عزیزانند، به خانواده ­های داغدار حاجیان عروج کرده به ملکوت مجدداً تسلیت گفته و با همه­ توان تلاش می­کنند با بکارگیری تمامی ظرفیت­ها نسبت به بازگرداندن اجساد مطهر این عزیزان به آغوش میهن هرچه سریع ­تر اقدام نمایند.
هم اکنون 14 تن نیز در بیمارستان های سعودی تحت درمان هستند و اسامی قربانیان به زودی اطلاع رسانی خواهد شد.
رییس سازمان حج و زیارت نیز ساعاتی پیش در گفت و گو با ایرنا اظهار کرد که فهرست جانباختگان عصر امروز اعلام می شود.
امسال 64 هزار زائر ایرانی برای انجام مناسک حج راهی عربستان شدند.

AxGiG,عکس گیگ پایگاه آپلود عکس ویژه وبلاگنویسان



طبقه بندی: دفاع مقدس شهدا،
برچسب ها: تعداد قربانیان فاجعه منا به 464 نفر رسید،

تاریخ : 9 مهر 94 | 10:19 | نویسنده : خیریه امام سجاد علیه السلام imamsajjad@ خیریه | نظرات

مــــادر بعیـــد بود ، نفـــــس کـــم بیـــاوری...


مــــادر بعیـــد بود ، نفـــــس کـــم بیـــاوری...

قاری، بعید بود نفس کم بیاوری!
از حج برایم آه دمادم بیاوری...

سوغات ما ، تلاوت تو پای کعبه بود
رفتی که عطر سوره مریم بیاوری...

خواندی برایم آیه «مِنَ الْمَاء کُلَّ شَیْءٍ...»
رفتی از آب چشمه زمزم بیاوری...

گفتم اگر برای تو زحمت نمی‌شود
لطفی کنی برام کفن هم بیاوری...

حالا شنیده‌ام کمرت زیر تشنگی...
نشنیده‌ام به ابروی خود خم بیاوری...

این حنجره چگونه لگدکوب شد، عزیز؟!
مـادر بعید بــود نفـــس کم بیـــاوری...
 



طبقه بندی: دینی مذهبی، دفاع مقدس شهدا،
برچسب ها: مــــادر بعیـــد بود، نفـــــس کـــم بیـــاوری...،
دنبالک ها: خیریه امام سجاد علیه السلام،

تاریخ : 7 مهر 94 | 19:07 | نویسنده : خیریه امام سجاد علیه السلام imamsajjad@ خیریه | نظرات

تعداد کل صفحات : 8 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...

  • paper | ایکس باکس | قالب بلاگ اسکای