تبلیغات
 خیریه امام سجاد علیه السلام( نشانی وبلاک در تلگرام imamsajjad@) - مطالب ائمه اطهار احادیث قرآن کریم

ثواب صلوات فرستادن از دیدگاه بزرگان دین

ثواب صلوات فرستادن از دیدگاه بزرگان دین


ثواب صلوات فرستادن از دیدگاه بزرگان دین

ثواب صلوات فرستادن از دیدگاه بزرگان دین

صلوات فرستادن ثواب و فضیلت بسیاری دارد. اگر می خواهید در دنیا و آخرت سربلند باشید زیاد صلوات بفرستید. ثواب صلوات فرستادن از دیدگاه بزرگان دین را در ادامه مورد بررسی قرار خواهیم داد.

 

واژه صلاۀ، جمع آن صلوات به معنی نماز خواندن و درود و تحیّت است. صلّی الله علیه، یعنی خداوند بر او درود فرستاد، در «معجم الوسیط» هم صلا به معنای دعا است.

 

در «تفسیر جوان» آمده است كه: چنانچه صلوات به خدا نسبت داده شود، به معنی فرستادن رحمت است و هر گاه به فرشتگان و مؤمنان منسوب گردد؛ به معنی طلب رحمت است.

 

معنای صلوات فرستادن خداوند بر پیامبر(ص) چیست؟ یعنی وقتی ما می‌گوییم: «الّلهمّ صلّ علی محمّد و آل محمّد»، از خداوند خواسته‌ایم كه چه كاری بكند؟ مگر آنها در كمال مطلق نیستند؟

 

در قرآن كریم به مؤمنان دستور می‌دهد كه به پیامبر(ص) درود و سلام بفرستند: «انّ الله و ملائكه یصلّون علی النّبی یا ایّها الّذین امنوا صلّوا علیه و سلّموا تسلیما؛ خداوند و فرشتگان بر پیامبر(ص) درود می‌فرستند؛ ای كسانی كه ایمان آورده‌اید، بر او درود بفرستید و سلام گویید و تسلیم فرمانش باشید».

 

مقام پیامبر(ص) آن‌قدر والا است كه خدای سبحان و تمام فرشتگان بر او درود و سلام می‌فرستند و بهتر است مؤمنان هم در این آهنگ كلّی هم‌نوا و هماهنگ شوند.

 

علاوه بر آن، صلوات خدا به معنی فرستادن رحمت است و این گسترش دادن مقام معنوی پیامبر(ص) و آل پیامبر(ع) است و صلوات فرشتگان و مؤمنان به معنی طلب رحمت و مغفرت است و این هم خواستاری مقام و عظمت معنوی آنها است.

 

سنگین ترین عمل در ترازوی اعمال

قال أبو عبدِ الله أو أبو جعفر علیهما السلام:

أثقَلُ ما یوضَعُ فی المیزانِ یومَ القیامةِ، الصَّلاةُ علی مُحمَّدٍ وَ(علی) أهلِ بِیتِه.

 

حضرت باقر و یا حضرت صادق علیهما السلام میفرمایند:
سنگینترین عملی كه روز قیامت در ترازوی اعمال قرار داده میشود، صلوات بر محمد و اهلبیت گرامی ایشان علیهم السلام است.

 

چرا حضرت ابراهیم خلیل الله شد؟

قالَ مُولانا عَلی بنُ مُحَمَّدٍ الهادی علیه السلام:
إنّما اتَّخَذَ اللهُ إبراهیمَ خلیلاً لِكَثْرَةِ صَلاتِهِ علی محمّدٍ وأهلِ بیتهِ صلواتُ اللهِ عَلَیهم.

 

حضرت امام هادی علیه السلام فرمودند:
خدای متعال حضرت ابراهیم (عَلَی نَبِینا وآلهِ وعلیه السلامُ) را دوست و خلیل خود انتخاب کرد، به خاطر آنکه ایشان بر محمد و اهل بیت گرامیش علیهم السلام بسیار صلوات میفرستاد.

 

بخیل واقعی

عَنِ الحُسِینِ بنِ عَلِیٍّ علیه السلام عَن جَدِّهِ رَسولِ اللهِ صَلَّی اللهُ علیه وآله:
البَخِیلُ حَقّاً مَنْ ذَُكِرْتُ عندَه فَلَمْ یصَلِّ عَلَی.

 

امام حسین علیه السلام از رسول خدا صَلَی اللهُ علیه و آله نقل کرده اند که پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند:
بخیل واقعی كسی است كه نام مرا بشنود ولی بر من صلوات نفرستد.

 

صلوات با صدای بلند

قالَ رَسولُ اللهِ صَلَّی اللهُ علیه وآله:
إرفَعُوا أصواتَكُم بالصَّلاةِ عَلَی؛ فَإنَّها تَذْهَبُ بِالنِّفاقِ.

 

رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند:
با صدای بلند بر من صلوات فرستید؛ زیرا كه نفاق و دورویی را بر طرف میكند.

 

فضیلت نوشتن صلوات

قالَ رَسُولُ اللهِ صَلَّی اللهُ علیهِ وَآلِه:
مَنْ صَلّی عَلَی فی كتابٍ، لَمْ تَزَل الملائِكَةُ تَستَغفِرُ لَه مادامَ اسمِی فی ذلكَ الكتابِِ.

 

پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله فرمودند:
كسی كه در نوشتهای صلوات بر من را بنویسد، تا زمانی كه نام من در آن نوشته باشد فرشتگان برای او استغفار میكنند.

 

جفاکارترین فرد

قالَ رَسُولُ اللهِ صَلَّی اللهُ علیهِ وَآلهِ:
أجفَی النّاسُ رَجلٌ ذُكِرْتُ بَینَ یدَیهِ فَلَمْ یصَلِّ عَلَی.

 

پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله فرمودند:
جفاکارترینِ افراد کسی است كه نام من را بشنود و بر من صلوات نفرستد.

 

دعا را با صلوات آغاز كنید

قال الصّادقُ علیه السلام:
إذا دعا أحَدُكُم فَلْیبْدَأ باِلصَّلاةِ علی النَّبی صَلی اللهُ علیه وآلهِ؛ فإنَّ الصَّلاةَ علی النَّبی صَلی اللهُ علیه وآله مَقْبُولَةٌ وَلَمْ یكُن اللهُ لِیقْبَلَ بَعضَ الدُّعاءِ وَیرُدَّ بَعضاً.

 

حضرت صادق علیه السلام فرمودند:
هرگاه كسی از شما دست به دعا برداشت، پس دعایش را با صلوات آغاز نماید؛ زیرا صلوات بر پیامبر صلی الله علیه و آله دعایی پذیرفته شده است و خدای متعال برتر از آن است که بخشی از دعا را قبول کرده و بخش دیگر از آن را ردّ نماید.

 

رهایی از آتش جهنم با ذکر صلوات

قالَ مُولانا الصّادقُ علیه السلام لصباحِ بنِ سَیابِة:
ألا أعَلِّمُكَ شَیئاً یقِی اللهُ بهِ وَجْهَكَ مِن حَرِّ جَهَنَّمَ؟ قالَ، قلتُ: بَلی، قالَ: قُلْ بَعدَ الفَجْرِ:أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحمَّدٍ وآلِ مُحَمَّدٍ مائةَ مَرَّةٍ یقَی اللهُ به وَجْهَكَ مِنْ حَرِّ جَهَنَّمَ.

 

حضرت صادق علیه السلام به صَباح بن سیّابِه فرمودند:
آیا میخواهی به تو دعایی بیاموزم كه خدای متعال به بركت آن، چهره تو را از حرارتِ آتش جهنم نگه دارد؟ صَباح گوید: به حضرت عرض کردم: آری. حضرت فرمودند: بعد از سپیدهدم صد مرتبه بگو: أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحمَّدٍ وآلِ مُحَمَّدٍ خداوند به بركت این ذکر، تو را از آتش جهنم حفظ خواهد کرد.

 

اثر صلوات فرستادن با اخلاص

قال الصّادقُ علیه السَّلام:
مَنْ صَلَّی عَلی النَّبی وَآلِه مَرَّةً واحِدَةً بِنِیةٍٍٍٍٍ وَ إخْلاصٍ مِنْ قَلبِهِ قَضَی اللهُ لَه مائَةَ حاجَةٍ؛ منها ثلاثونَ للدُّنیا وَسَبْعُونَ للآخِرَةِ .

 

حضرت صادق علیه السلام فرمودند:
كسی كه یك مرتبه با نیت [پاك و پسندیده] و با اخلاص کامل صلوات بر پیامبر و خاندان گرامیشان بفرستد، خدای متعال یکصد حاجت او را برآورده میكند: سی حاجت از حوائج دنیا، و هفتاد حاجت از حوائج آخرتش را.

 

صلوات خدا بر فرستنده صلوات

عَن الصَّادقِ علیه السلام عن النَّبی صَلَّی الله علیه وآله:
مَنْ صَلَّی عَلَی صَلَّی اللهُ علیهِ وَمَلائِكَتُهُ ، وَمَنْ شَاءَ فَلْیقِلَّ وَمَنْ شَاءَ فَلْیكْثِرْ .

 

حضرت صادق علیه السلام از رسول گرامی صلّی الله علیه وآله روایت کرده اند:
هر كسی كه بر من صلوات فرستد، خداوند متعال و ملائكه بر او درود و رحمت میفرستند (پس) هر كه میخواهد كم، و هر كه میخواهد بسیار صلوات بفرستد.

 

احادیث در مورد صلوات فرستادن

رسول خدا (ص) : با صدای بلند بر من صلوات فرستید؛ زیرا كه نفاق و دورویی را بر طرف میكند

ثواب صلوات فرستادن از دیدگاه بزرگان دین

قالَ النَّبیُّ صَلَّی اللهُ عَلیهِ وَآلِهِ:
إنَّ الشَّیطانَ اثنانِ: شَیطانُ الجِنِّ وَ یُبَعَّدُ بـ لاحُولَ وَلاقُوَّۀَ إلاّ بِاللهِ العَلِّی العَظِیمِ، وَشِیطانُ الإنْسِ وَیُبَعَّدُ بِالصَّلاۀِ عَلیَ النَّبیِّ وَآلِهِ.

 

رسول خدا صلوات الله علیه و آله فرمودند:
شیاطین دو گروه اند؛ شیاطین جنّی که با ذکر لاحُولَ وَلاقُوَّۀ إلاّ بِاللهِ العَلِّی العَظِیمِ رانده میشوند، و شیاطین انسی که با صلوات بر محمّد و آل محمّد [شر و آزارشان] از شخص دور میشود.

 

نادانی و خسران در ترک صلوات

عن الصّادقِ علیه السلام:
إذا ذُکِرَ النَّبیُّ صَلَّی اللهُ عَلیهِ وَآلِهِ فَأکْثِرُوا الصَّلاۀَ علیهِ، فَإنَّهُ مَنْ صَلَّی عَلی النَّبیِّ صَلَّی اللهُ عَلیهِ وَآلِهِ صَلاۀً واحِدَۀً صَلَّی اللهُ عَلیهِ ألفَ صَلاۀٍ فِی أَلْفِ صَفٍّ مِن المَلائِکَۀِ، وَلَمْ یَبْقَ شَیءٌ مِمَّا خَلَقَهُ اللهُ إلاّ صَلَّی عَلی العَبدِ لِصَلاۀِ اللهِ عَلیهِ وَصلاۀِ مَلائِکَتِه،ِ فَمَنْ لَمْ یَرغَبْ فِی هذا فَهُوَ جاهِلٌ مَغْرورٌ، قَد بَرِﺉَ اللهُ مِنهُ وَرَسولُهُ وَأهلُ بِیتهِ.

 

حضرت صادق علیه السلام فرمودند:
چون نام پیغمبر برده شود، بسیار بر او صلوات بفرستید؛ زیرا هر که یک مرتبه بر پیامبر صلوات بفرستد خدای متعال هزار مرتبه به همراه هزار گروه از ملائکه بر او درود میفرستد و هیچ مخلوقی از آفریدههای الهی باقی نمیماند مگر آنکه – به خاطر صلواتِ خدا و ملائکه – بر آن بنده صلوات میفرستد،[حال] پس اگر کسی در فرستادنِ صلواتِ با این فضیلت میل و رغبتی پیدا نکند، او شخصی نادان و فریب خورده(ی شیطان) بوده، و خدا و رسول و اهل بیت رسولش از چنین شخصی بیزارند.

 

مجلس بدون صلوات، مجلس حسرت و پشیمانی

قالَ رَسُولُ اللهِ صَلَّی اللهُ عَلیهِ وَآلِهِ:
ما مِنْ قومٍ اجْتَمَعُوا فی مَجلِسٍ فَلَمْ یَذْکُروا اسْمَ اللهِ عَزَّوَجَلَّ وَلَمْ یُصَلُّوا عَلَی نَبِیِّهِم إلاّ کانَ ذلکَ المَجلِسُ حَسْرَۀً وَ وَبالاً عَلَیْهم.

 

رسول خدا صلوات الله علیه و آله فرمودند:
هر عده ای که در مکانی جمع شوند و خدا را یاد نکنند و بر پیامبرشان درود و صلوات نفرستند، آن مجلس مایه حسرت و پشیمانیشان (در قیامت) خواهد شد.

 

صلوات فرستادن در روز جمعه

عَن مُولانا الصّادقِ علیه السلام:
ما مِنْ عَمَلٍ أفْضَلَ یومَ الجُمُعَۀِ مِن الصَّلاۀِ عَلی مُحَمَّدٍ وَآلِهِ.

 

امام صادق علیه السلام فرمودند:
هیچ عملی در روز جمعه برتر و با فضیلتتر از صلوات بر محمّد و آل محمّد نمیباشد.
دیدار امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف

 

عَن الصّادقِ علیه السلام:
مَنْ قالَ بَعْدَ صَلاۀِ الظُّهرِ وَ صَلاۀِ الفَجْرِ فی الجُمُعَۀِ وَ غِیرِها ألّلهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَعَجِّلْ فَرَجَهُم لَمْ یَمُتْ حَتّی یُدْرِکَ القائمَ المَهدِّی علیه السلام.

 

امام جعفر صادق علیه السلام فرمودند:
هر که بعد از نماز صبح و ظهر (در روز جمعه و در سایر ایّام هفته) بگوید: ألّلهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَعَجِّلْ فَرَجَهُم نمیمیرد تا آنکه حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف را درک کند.

 

صلوات آمرزش گناهان

قالَ رَسولُ اللهِ صَلَّی اللهُ عَلیهِ وَآلِهِ:
مَنْ صَلَّی عَلَیَّ کُلَّ یُومٍ ثَلاثَ مَرّاتٍ وَفِی کُلِّ لَیْلَۀٍ ثَلاثَ مَرّاتٍ حُبّاً لِی وَشُوقَاً إلَِیَّ کانَ حَقّاً عَلی اللهِ عَزَّوَجَلَّ أنْ یَغْفِرَ لَه ذُنُوبَه تِلکَ اللیلۀَ وَذلکَ الیومَ.

 

پیامبر اسلام صَلَّی اللهُ عَلیهِ وَ آلِهِ فرمودند:
هر که از روی محبت و دوستی نسبت به من، هر روز سه مرتبه و هر شب سه مرتبه صلوات فرستد، خداوند بر خود لازم نموده است که از گناهان آن شب و روز او درگذرد.

 

عافیت به برکت صلوات

قالَ النَّبیُّ الأعْظَمُ صَلَّی اللهُ عَلیهِ وَآلِهِ:
مَنْ صَلَّی عَلَیَّ مَرَّۀً فَتَحَ اللهُ عَلیهِ باباً مِن العافِیَۀِ

 

پیامبر بزرگوار اسلام صَلَّی اللهُ عَلیهِ وَ آلِهِ فرمودند:
هر که یک مرتبه بر من صلوات فرستد، حقتعالی دری از سلامتی و عافیت [دین و دنیا] را بر وی بگشاید.

 

صلوات هنگام بوئیدن گُلهای معطر

عَنْ مالِک [بن أعیُن] الجُهَنِی، ناوَلْتُ أبا عَبدِاللهِ شِیئاً مِن الرَّیاحِینِ فَأخَذَهُ وَشَمَّهُ وَ وَضَعَهُ عَلی عَینَیهِ، ثُمَّ قالَ: مَنْ تَناوَلَ رَیحانَۀً فَشَمَّها وَوَضَعَها عَلی عَینَیهِ ثُمَّ قالَ: ألّلهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ لَمْ تَقَعْ علی الأرضِ حَتیّّ یُغْفرَ لَه

 

مالک (بن أعین) جُهَنِی میگوید:
گلی را به حضرت صادق علیه السلام تقدیم کردم. حضرت آن را گرفته، بوئیدند و بر دیدگانشان نهادند، آن گاه فرمودند: هر گاه کسی گُلی را بگیرد و آن را ببوید و بر چشمانش بنهد و بگوید: ألّلهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ پیش از آن که آن گل را بر زمین قرار گیرد، گناهانش آمرزیده میشود.

 

فواید صلوات فرستادن

قالَ رَسُولُ اللهِ صَلَّی اللهُ عَلیهِ وَآلِهِ:
مَنْ کانَ آخِرُ کَلامِهِ الصَّلاۀَ عَلَیَّ وَعَلی عَلِیٍّ دَخَلَ الجَنَّۀَ

 

پیامبر اسلام صَلَّی اللهُ عَلیهِ وَ آلِهِ فرمودند:
هر کسی که پایانِ گفتارش صلوات بر من و علی بن أبی طالب علیهما السلام باشد داخل بهشت خواهد شد.

 

صلوات بهترین دعا در خانه خدا

قالَ عبدُ السّلامِ بنُ نُعیمٍ لِمُولانا الصّادقِ علیه السلام:
إنّی دَخَلتُ البیتَ وَلَمْ یحضُرْنی شَیءٌ مِن الدُّعاءِ إلاِّ الصَّلاةُ عَلی مُحمَّدٍ وَآلِ مُحمَّدٍ، فقالَ: أما إنَّهُ لَمْ یخرُجْ أحَدٌ بِأفضَلَ مِمّا خَرَجْتَ به.

 

عبد السلام بن نعیم به حضرت صادق علیه السلام عرض کرد:
به داخل كعبه رفتم و دعایی به خاطرم نیامد جز صلوات بر محمّد و آل محمّد، حضرت فرمودند: بدان که هیچ کس عملی برتر و با فضیلتتر از عمل تو را انجام نداده است.




طبقه بندی: ائمه اطهار احادیث قرآن کریم،
برچسب ها: ثواب صلوات فرستادن از دیدگاه بزرگان دین،

سالروز شهادت امام محمد باقر ( علیه السلام )

سالروز شهادت امام محمد باقر ( علیه السلام )


شهادت امام محمد باقر,سالروز شهادت امام محمد باقر

سالروز شهادت امام محمد باقر ( علیه السلام )
هفتم ماه ذی الحجه مصادف است با سالروز شهادت پنجمین اختر تابناک آسمان ولایت حضرت امام محمد باقر (( علیه السلام )) ، شهادت این بزرگوار را به تمامی ارادتمندان خاندان اهل بیت عصمت و طهارت تسلیت می گوییم .


امام باقر علیه السلام :
«إِنَّما یُداقُّ اللّهُ الْعِبادَ فِى الْحِسابِ یَوْمَ الْقِیمَةِ عَلى قَدْرِ ما آتاهُمْ مِنَ الْعُقُولِ فِى الدُّنْیا.»:
خداوند در روز قیامت در حساب بندگانش، به اندازه عقلى که در دنیا به آنها داده است، دقّت و باریک بینى مى کند.


 خلاصه ای از زندگی  پر برکت حضرت امام محمد باقر ( ع )
 نام مبارک امام پنجم محمد بود . لقب آن حضرت باقر یا باقرالعلوم است ،بدین جهت که : دریای دانش را شکافت و اسرار علوم را آشکارا ساخت . القاب دیگری مانند شاکر و صابر و هادی نیز برای آن حضرت ذکر کرده اند که هریک باز گوینده صفتی از صفات آن امام بزرگوار بوده است .
کنیه امام " ابوجعفر " بود . مادرش فاطمه دختر امام حسن مجتبی ( ع ) است . بنابراین نسبت آن حضرت از طرف مادر به سبط اکبر حضرت امام حسن ( ع ) و از سوی پدر به امام حسین ( ع ) می رسید . پدرش حضرت سیدالساجدین ، امام زین العابدین ، علی بن الحسین ( ع ) است .


تولد حضرت باقر ( ع ) در روز جمعه سوم ماه صفر سال 57هجری در مدینه اتفاق افتاد . در واقعه جانگداز کربلا همراه پدر و در کنار جدش حضرت سید الشهداء کودکی بود که به چهارمین بهار زندگیش نزدیک می شد .


دوران امامت امام محمد باقر ( ع ) از سال 95هجری که سال درگذشت امام زین العابدین ( ع ) است آغاز شد و تا سال 114ه . یعنی مدت 19سال و چند ماه ادامه داشته است .

در دوره امامت امام محمد باقر ( ع ) و فرزندش امام جعفر صادق ( ع ) مسائلی مانند انقراض امویان و بر سر کار آمدن عباسیان و پیدا شدن مشاجرات سیاسی و ظهور سرداران و مدعیانی مانند ابوسلمه خلال و ابومسلم خراسانی و دیگران مطرح است ، ترجمه کتابهای فلسفی و مجادلات کلامی در این دوره پیش می آید ، و عده ای از مشایخ صوفیه و زاهدان و قلندران وابسته به دستگاه خلافت پیدا می شوند . قاضیها و متکلمانی به دلخواه مقامات رسمی و صاحب قدرتان پدید می آیند و فقه و قضاء و عقاید و کلام و اخلاق را - بر طبق مصالح مراکز قدرت خلافت شرح و تفسیر می نماید ، و تعلیمات قرآنی - به ویژه مسأله امامت و ولایت را ، که پس از واقعه عاشورا و حماسه کربلا ، افکار بسیاری از حق طلبان را به حقانیت آل علی ( ع ) متوجه کرده بود ، و پرده از چهره زشت ستمکاران اموی و دین به دنیا فروشان برگرفته بود ، به انحراف می کشاندند و احادیث نبوی را در بوته فراموشی قرار می دادند . برخی نیز احادیثی به نفع دستگاه حاکم جعل کرده و یا مشغول جعل بودند و یا آنها را به سود ستمکاران غاصب خلافت دگرگون می نمودند .


اینها عواملی بود بسیار خطرناک که باید حافظان و نگهبانان دین در برابر آنها بایستند . بدین جهت امام محمد باقر ( ع ) و پس از وی امام جعفر صادق ( ع ) از موقعیت مساعد روزگار سیاسی ، برای نشر تعلیمات اصیل اسلامی و معارف حقه بهره جستند ، و دانشگاه تشیع و علوم اسلامی را پایه ریزی نمودند.

زیرا این امامان بزرگوار و بعد شاگردانشان وارثان و نگهبانان حقیقی تعلیمات پیامبر ( ص ) و ناموس و قانون عدالت بودند ، و می بایست به تربیت شاگردانی عالم و عامل و یارانی شایسته و فداکار دست یازند ، و فقه آل محمد ( ص ) را جمع و تدوین و تدریس کنند . به همین جهت محضر امام باقر ( ع ) مرکز علماء و دانشمندان و راویان حدیث و خطیبان و شاعران بنام بود . در مکتب تربیتی امام باقر ( ع ) علم و فضیلت به مردم آموخته می شد .
امام باقر ( ع ) دارای خصال ستوده و مؤدب به آداب اسلامی بود . سیرت و صورتش ستوده بود . پیوسته لباس تمیز و نو می پوشید . در کمال وقار و شکوه حرکت می فرمود .


از آن حضرت می پرسیدند : جدت لباس کهنه و کم ارزش می پوشید ، تو چرا لباس فاخر بر تن می کنی ؟ پاسخ می داد : مقتضای تقوای جدم و فرمانداری آن روز ، که محرومان و فقرا و تهیدستان زیاد بودند ، چنان بود . من اگر آن لباس بپوشم در این انقلاب افکار ، نمی توانم تعظیم شعائر دین کنم .


امام پنجم ( ع ) بسیار گشاده رو و با مؤمنان و دوستان خوش برخورد بود .
با همه اصحاب مصافحه می کرد و دیگران را نیز بدین کار تشویق می فرمود . در ضمن سخنانش می فرمود : مصافحه کردن کدورتهای درونی را از بین می برد و گناهان دو طرف - همچون برگ درختان در فصل خزان - می ریزد . امام باقر ( ع ) در صدقات و بخشش و آداب اسلامی مانند دستگیری از نیازمندان و تشییع جنازه مؤمنین و عیادت از بیماران و رعایت ادب و آداب و سنن دینی ، کمال مواظبت را داشت .


می خواست سنتهای جدش رسول الله ( ص ) را عملا در بین مردم زنده کند و مکارم اخلاقی را به مردم تعلیم نماید . در روزهای گرم برای رسیدگی به مزارع و نخلستانها بیرون می رفت ، و با کارگران و کشاورزان بیل می زد و زمین را برای کشت آماده می ساخت . آنچه از محصول کشاورزی - که با عرق جبین و کد یمین - به دست می آورد در راه خدا انفاق می فرمود .


بامداد که برای ادای نماز به مسجد جدش رسول الله ( ص ) می رفت ، پس از گزاردن فریضه ، مردم گرداگردش جمع می شدند و از انوار دانش و فضیلت او بهره مند می گشتند .
مدت بیست سال معاویه در شام و کارگزارانش در مرزهای دیگر اسلامی در واژگون جلوه دادن حقایق اسلامی - با زور و زر و تزویر و اجیر کردن عالمان خود فروخته - کوشش بسیار کردند .

 

ناچار حضرت سجاد ( ع ) و فرزند ارجمندش امام محمد باقر ( ع ) پس از واقعه جانگداز کربلا و ستمهای بی سابقه آل ابوسفیان ، که مردم به حقانیت اهل بیت عصمت ( ع ) توجه کردند ، در اصلاح عقاید مردم به ویژه در مسأله امامت و رهبری ، که تنها شایسته امام معصوم است ، سعی بلیغ کردند و معارف حقه اسلامی را - در جهات مختلف - به مردم تعلیم دادند تا کار نشر فقه و احکام اسلام به جایی رسید که فرزند گرامی آن امام ، حضرت امام جعفر صادق ( ع ) دانشگاهی با چهار هزار شاگرد پایه گذاری نمود ، و احادیث و تعلیمات اسلامی را در اکناف و اطراف جهان آن روز اسلام انتشار داد . امام سجاد ( ع ) با زبان دعا و مناجات و یادآوری از مظالم اموی و امر به معروف و نهی از منکر و امام باقر ( ع ) با تشکیل حلقه های درس ، زمینه این امر مهم را فراهم نمود و مسائل لازم دینی را برای مردم روشن فرمود . رسول اکرم اسلام ( ص ) در پرتو چشم واقع بین و با روشن بینی وحی الهی وظایفی را که فرزندان و اهل بیت گرامی اش در آینده انجام خواهند داد و نقشی را که در شناخت و شناساندن معارف حقه به عهده خواهند داشت ، ضمن احادیثی که از آن حضرت روایت شده ، تعیین فرموده است .

 

چنان که در این حدیث آمده است :
روزی جابر بن عبدالله انصاری که در آخر عمر دو چشم جهان بینش تاریک شده بود به محضر حضرت سجاد ( ع ) شرفیاب شد . صدای کودکی را شنید ، پرسید کیستی ؟ گفت من محمد بن علی بن الحسینم ، جابر گفت : نزدیک بیا ، سپس دست او را گرفت و بوسید و عرض کرد : روزی خدمت جدت رسول خدا ( ص ) بودم . فرمود : شاید زنده بمانی و محمد بن علی بن الحسین که یکی از اولاد من است ملاقات کنی . سلام من را به او برسان و بگو : خدا به تو نور حکمت دهد . علم و دین را نشر بده . امام پنجم هم به امر جدش قیام کرد و در تمام مدت عمر به نشر علم و معارف دینی و تعلیم حقایق قرآنی و احادیث نبوی ( ص ) پرداخت .


نام نامی آن حضرت با دهها و صدها حدیث و روایت و کلمات قصار و اندرزهایی همراه است ، که به ویژه در 19سال امامت برای ارشاد مستعدان و دانش اندوزان و شاگردان شایسته خود بیان فرموده است . بنا به روایاتی که نقل شده است ، در هیچ مکتب و محضری دانشمندان خاضعتر و خاشعتر از محضر محمد بن علی ( ع ) نبوده اند .


در زمان امیرالمؤمنین علی ( ع ) گوئیا ، مقام علم و ارزش دانش هنوز - چنان که باید - بر مردم روشن نبود ، گویا مسلمانان هنوز قدم از تنگنای حیات مادی بیرون ننهاده و از زلال دانش علوی جامی ننوشیده بودند ، و در کنار دریای بیکران وجود علی ( ع ) تشنه لب بودند و جز عده ای معدود قدر چونان گوهری را نمی دانستند . بی جهت نبود که مولای متقیان بارها می فرمود : سلونی قبل از تفقدونی "پیش از آنکه من را از دست بدهید از من بپرسید . " و بارها می گفت : من به راههای آسمان از راههای زمین آشناترم .

 

ولی کو آن گوهرشناسی که قدر گوهر وجود علی را بداند ؟ اما به تدریج ، به ویژه در زمان امام محمد باقر ( ع ) مردم کم کم لذت علوم اهل بیت و معارف اسلامی را درک می کردند ، و مانند تشنه لبی که سالها از لذات آب گوارا محروم مانده و یا قدر آن را ندانسته باشد ، زلال گوارای دانش امام باقر ( ع ) را دریافتند و تسلیم مقام علمی امام ( ع ) شدند ، و به قول یکی از مورخان : " مسلمانان در این هنگام از میدان جنگ و لشکر کشی متوجه فتح دروازه های علم و فرهنگ شدند " . امام باقر ( ع ) نیز چون زمینه قیام بالسیف ( قیام مسلحانه ) در آن زمان - به علت خفقان فراوان و کمبود حماسه آفرینان - فراهم نبود ، از این رو ، نشر معارف اسلام و فعالیت علمی را و هم مبارزه عقیدتی و معنوی با سازمان حکومت اموی را ، از این طریق مناسب تر می دید ، و چون حقوق اسلام هنوز یک دوره کامل و مفصل تدریس نشده بود ، به فعالیتهای ثمر بخش علمی در این زمینه پرداخت . اما بدین خاطر که نفس شخصیت امام و سیر تعلیمات او - در ابعاد و مرزهای مختلف - بر ضرر حکومت بود ، مورد اذیت و ایذاء دستگاه قرار می گرفت .


دستگاه خلافت آنجا که پای مصالح حکومتی پیش می آمد و احساس می کردند امام ( ع ) نقاب از چهره ظالمانه دستگاه برمی گیرد و خط صحیح را در شناخت " امام معصوم ( ع ) " و امامت که دنباله خط " رسالت " و بالاخره " حکومت الله " است تعلیم می دهد ، تکان می خوردند و دست به ایذاء و آزار و شکنجه امام ( ع ) می زدند و گاه به زجر و حبس و تبعید ...


برای شناخت این امر ، به بیان این واقعه که در تاریخ یاد شده است می پردازیم :
" در یکی از سالها که هشام بن عبدالملک ، خلیفه اموی ، به حج می آید ، جعفر بن محمد ، امام صادق ، در خدمت پدر خود ، امام محمد باقر ، نیز به حج می رفتند .

 

روزی در مکه ، حضرت صادق ، در مجمع عمومی سخنرانی می کند و در آن سخنرانی تأکید بر سر مسأله پیشوایی و امامت و اینکه پیشوایان بر حق و خلیفه های خدا در زمین ایشانند نه دیگران ، و اینکه سعادت اجتماعی و رستگاری در پیروی از ایشان است و بیعت با ایشان و ... نه دیگران . این سخنان که در بحبوحه قدرت هشام گفته می شود ، آن هم در مکه در موسم حج ، طنینی بزرگ می یابد و به گوش هشام می رسد. هشام در مکه جرأت نمی کند و به مصلحت خود نمی بیند که متعرض آنان شود . اما چون به دمشق می رسد ، مأمور به مدینه می فرستد و از فرماندار مدینه می خواهد که امام باقر ( ع ) و فرزندش را به دمشق روانه کند، و چنین می شود .


در محفلی که هشام برای توهین به امام ترتیب داده بود بر سر مقام رهبری و خلافت اسلامی با امام باقر ( ع ) سخن می گوید . امام باقر درباره رهبری رهبران بر حق و چگونگی اداره اجتماع اسلامی و اینکه رهبر یک اجتماع اسلامی باید چگونه باشد ، سخن می گوید.

 

اینها همه هشام را - که فاقد آن صفات بوده است و غاصب آن مقام - بیش از پیش ناراحت می کند . بعضی نوشته اند که : امام باقر را در دمشق به زندان افکند . و چون به او خبر می دهند که زندانیان دمشق مرید و معتقد به امام ( ع ) شده اند ، امام را رها می کند و به شتاب روانه مدینه می نماید . و پیکی سریع ، پیش از حرکت امام از دمشق ، می فرستد تا در آبادیها و شهرهای سر راه همه جا علیه آنان ( امام باقر و امام صادق - ع - ) تبلیغ کنند تا بدین گونه ، مردم با آنان تماس نگیرند و تحت تأثیر گفتار و رفتارشان واقع نشوند . با این وصف امام ( ع ) در این سفر ، از تماس با مردم - حتی مسیحیان - و روشن کردن آنان غفلت نمی ورزد.


حضرت امام محمد باقر ( ع ) 19سال و ده ماه پس از شهادت پدر بزرگوارش حضرت امام زین العابدین ( ع ) زندگی کرد و در تمام این مدت به انجام دادن وظایف خطیر امامت ، نشر و تبلیغ فرهنگ اسلامی ، تعلیم شاگردان ، رهبری اصحاب و مردم ، اجرا کردن سنتهای جد بزرگوارش در میان خلق ، متوجه کردن دستگاه غاصب حکومت به خط صحیح رهبری و راه نمودن به مردم در جهت شناخت رهبر واقعی و امام معصوم ، که تنها خلیفه راستین خدا و رسول ( ص ) در زمین است ، پرداخت و لحظه ای از این وظیفه غفلت نفرمود .


سرانجام در هفتم ذیحجه سال 114  هجری در سن 57 سالگی در مدینه با توطئه هشام مسموم شد و چشم از جهان فروبست . پیکر مقدسش را در قبرستان بقیع - کنار پدر بزرگوارش - به خاک سپردند.

منبع:guilan.ac.ir




طبقه بندی: ائمه اطهار احادیث قرآن کریم، مناسبتها ،
برچسب ها: سالروز شهادت امام محمد باقر ( علیه السلام )،

تاریخ : 6 شهریور 96 | 17:34 | نویسنده : خیریه امام سجاد علیه السلام imamsajjad@ خیریه | نظرات

:. ثواب گفتن ((لا اله الا الله )) .:

بِسْمِ الله الْرَّحْمن الْرَّحیم

حدیث : 13

. و بهذاالاسناد عن احمد عن الحسن بن على بن یقطین عن محمد به سنان عن حماد بن عثمان و خلف بن حماد جمیعا عن ربعى عن فضیل قال سمعته یقول اكثروا من التهلیل و التكبیر فانه لیس شى احب الى الله من التكبیر و التهلیل .


ترجمه :


13. امام صادق علیه السلام فرمودند: زیاد بگویید ((لا اله الا الله )) و ((الله اكبر)) (3). زیرا خداوند هیچ چیزى را بیش از گفتن ((الله اكبر)) و ((لا اله الا الله )) دوست ندارد.

بِسْمِ الله الْرَّحْمن الْرَّحیم

حدیث : 12

حدثنى محمد بن الحسن رضى الله عنه قال حدثنى محمد بن الحسن الصفار عن البرقى عن الحسین بن سیف عن اخیه على عن المفضل بن صالح عن عبید بن زراره قال قال ابو عبدالله علیه السلام قول لا اله الا الله ثمن الجنه .


ترجمه :


12... امام صادق علیه السلام فرمودند: گفتن ((لا اله الا الله )) بهاى بهشت است .

بِسْمِ الله الْرَّحْمن الْرَّحیم

حدیث : 11

حدثنى محمد بن موسى بن المتوكل رضى الله عنه قال حدثنى على بن الحسین السعد ابادى عن احمد بن ابى عبدالله قال حدثنى ابو عمران العجلى رفعه قال قال رسول الله صلى الله علیه و آله ما من مؤ من یقول لا اله الا الله الا محیت ما فى صحیفته من سیئات حتى تنتهى الى مثلها من حسنات .


ترجمه :


11-... رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمودند: مومنى نیست كه بگوید ((لا اله الا الله )) مگر این كه گناهان كارنامه اش پاك شده و این عمل در كنار خوبیهاى همانند خود قرار مى گیرد.

بِسْمِ الله الْرَّحْمن الْرَّحیم

حدیث : 10

حدثنى محمد بن على ماجیلویه رضى الله عنه عن على بن ابراهیم عن ابیه عن النوفلى عن السكونى عن ابى عبدالله علیه السلام عن آبائه علیه السلام قال قال رسول الله صلى الله علیه و آله خیر العباده قول لا الا الا الله .

 
ترجمه :


10-... امام صادق علیه السلام از پدرانش روایت كرده كه رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمودند: بهترین عبادت گفتن ((لا اله الا الله )) است .

بِسْمِ الله الْرَّحْمن الْرَّحیم

حدیث : 9

ابى رحمه الله قال حدثنى سعد بن عبدالله عن احمد بن ابى عبدالله قال حدثنى ابو عمران العجلى قال حدثنا محمد بن سنان قال حدثنا ابوالعلا ء الخفاف قال حدثنا عطیه العوفى عن ابى سعید الخرى قال قال رسول الله صلى الله علیه و آله ما قلت و لا قال القائلون قبلى مثل لا اله الا الله .


ترجمه :


9-.. رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمودند: نه من و نه گویندگان قبل از من ، همانند ((لا اله الا الله )) نگفته ایم .

بِسْمِ الله الْرَّحْمن الْرَّحیم

حدیث : 8

حدثنى محمد بن الحسن رضى الله عنه قال حدثنى سعد بن عبدالله عن احمد بن هلال عن ابن فضال عن ابى حمزه الثمالى قال سمعت ابا جعفر علیه السلام یقول ما من شى اعظم ثوابا من شهاده آن لا اله الا الله لان الله تعالى لا یعدله شى و لا یشركه فى الامر احد.

 
ترجمه :


8. ... امام باقر علیه السلام فرمودند: ثواب هیچ چیزى بیشتر از گواهى به (( لا اله الا الله )) نیست . زیرا خداوند همتایى نداشته و در امر خود هیچ كسى با او شریك نیست .

بِسْمِ الله الْرَّحْمن الْرَّحیم
 
حدیث : 7
 
. و بهذاالاسناد عن جابر عن ابى الطفیل عن على صلوات الله علیه قال ما من عبد مسلم یقول لا اله الا الله الا صعدت تخرق كل سقف لا تمر بشى من سیئاته الا طلستها حتى تنتهى الى مثلها من الحسنات فتقف .

ترجمه :

7. امیرالمؤ منین علیه السلام فرمودند: هیچ بنده مسلمانى نیست كه بگوید ((لا اله الا الله ))، مگر این كه بالا رفته و هر سقفى را مى شكافد و به هیچ كدام از گناهان او بر نمى خورد، مگر این كه آن را پاك مى كند تا این كه به خوبیهایى همانند خود برسد و بایستد.

بِسْمِ الله الْرَّحْمن الْرَّحیم

حدیث : 4

و بهذاالاسناد عن الحسین بن سیف عن ابیه عن عمروبن جمیع رفعه الى النبى صلى الله علیه و آله قال ثمن الجنه لا اله الا الله .

ترجمه :

4... پیامبر صلى الله علیه و آله فرمودند: بهاى بهشت ((لا اله الا الله )) است .

بِسْمِ الله الْرَّحْمن الْرَّحیم

حدیث : 3

و بهذاالاسناد عن الحسین بن سیف عن ابیه عن عمرو بن شمر عن جابر عن ابى جعفر علیه السلام قال قال رسول الله صلى الله علیه و آله لقنوا موتاكم لا اله الا الله فانها تهدم الذنوب فقالوا یا رسول الله فمن قال فى صحته فقال ذاك اهدم و اهدم و اهدم . آن لا اله الا الله انس المومن فى حیاته و عن موته و حین یبعث و قال رسول الله صلى الله علیه و آله قال جبرئیل یا محمد لو تراهم حین یبعثون هذا مبیض وجهه ینادى لا اله الا الله و الله اكبر و هذا مسود وجهه ینادى یا ویلاه یا ثبوراه .
ترجمه :
3. رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمودند: ((لا اله الا الله )) را به مردگان خود تلقین كند، زیرا كگناهان را از بین مى برد گفتند: اى رسول خدا! كسى ككه آن را در حال سلامتى بگوید، چه حكمى دارد؟ فرمودند: این (ذكر) گناهان را در هر حال از بین مى برد و از ین مى برد و از بین مى برد. براستى كه ((لا اله الا الله )) انس مؤ من در زندگى ، مرگ و بر انگیختن اوست . نیز رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود كه جبرییل گفت : اى محمد! كاش آنها را به هنگامى كه بر انگیخته مى شوند، مى دیدى كه یكى با روى سفید مى گوید: ((لا اله الا الله )) و دیگرى با روى سیاه مى گوید: ((واى بر ما كه نابود شدیم .))

بِسْمِ الله الْرَّحْمن الْرَّحیم

حدیث :2

ابى رحمه الله قال حدثنى سعد بن عبدالله عن احمد بن محمد بن عیسى عن الحسین بن سیف عن اخیه على عن ابیه قال حدثنى الحجاج بن ارطاه قال حدثنى ابوالزبیر عن جابر بن عبدالله عن النبى صلى الله علیه و آله قال الموجبتان من مات یشهد آن لا اله الا الله دخل الجنه و من مات یشرك بالله دخل النار.
ترجمه :
2.... پیامبر صلى الله علیه و آله فر مودند: دو چیز عامل دو چیز است : كسى كه بمیرد در حالى كه گواهى مى دهد كه خدایى جز خداى یگانه نیست ، واردبهشت مى شود و كه بمیرد در حالى كه شریكى براى خداوند مى داند، وارد جهنم مى شود.

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ

حدیث : 1

 محمد بن على بن الحسین بن موسى بن بابویه القمى الفقیه مصنف هذا الكتاب قال حدثنى ابى رحمه الله قال حدثنى سعد عبدالله قال حدثنى احمد بن هلال عن احمد بن صالح عن عیسى بن عبدالله من ولده عمر بن على عن آبائه عن ابى سعدید الخدرى عن النبى صلى الله علیه و آله قال قال الله عزوجل لموسى بن عمران یا موسى لو آن السماوات و عامریهن عدى و الارضین السبع فى كفه و لا اله الا الله فى كفه مالت بهن لا اله الا الله .
ترجمه :
1.... پیامبر صلى الله علیه و آله فرمودند: خداى عزوجل به موسى به عمران فرمودند: اى موسى ! براستى كه اگر آسمانها و ساكنان آن كه نزد من هستند و زمینهاى هفتگانه را در یك كفه گذاشته و ((لا اله الا الله )) (2) را در كفه دیگرى بگذارند. ((لا اله الا الله )) سنگینتر از آنها خواهد بود.




طبقه بندی: ائمه اطهار احادیث قرآن کریم،
برچسب ها: :. ثواب گفتن ((لا اله الا الله )) .:،

تاریخ : 2 شهریور 96 | 05:33 | نویسنده : خیریه امام سجاد علیه السلام imamsajjad@ خیریه | نظرات

وارد شدن شتر به حرم امام رضا علیه السلام





طبقه بندی: ائمه اطهار احادیث قرآن کریم،
برچسب ها: وارد شدن شتر به حرم امام رضا علیه السلام،

تاریخ : 14 مرداد 96 | 05:30 | نویسنده : خیریه امام سجاد علیه السلام imamsajjad@ خیریه | نظرات

اعمال شب و روز نیمه شعبان

برای شب و روز مبارک نیمه شعبان، در مفاتیح الجنان اعمال ویژه‌ای آمده است که در این گزارش می‌خوانید.

اعمال بلندترین شب انتظار
به گزارش خبرنگار حوزه قرآن و عترت گروه فرهنگی باشگاه خبرنگاران جوان؛ پانزدهمین شب از ماه شعبان، جزو بلندترین شب‌هایی است که منتظران مهدی (عج) تا سحرگاه روز بعد به مناجات می‌پردازند و آن را مانند شب‌های پرفضیلت «قدر» قدر می‌دانند و احیا می‌گیرند.

حاج شیخ عباس قمی در مفاتیح الجنان در خصوص اعمال این شب پر برکت آورده است:


- غسل کردن که باعث تخفیف گناهان مى‌شود.

- احیای این شب به نماز، دعا و استغفار.

- خواندن دعای کمیل.

- شیخ در مصباح از ابویحیى در ضمن خبرى در فضیلت شب نیمه شعبان روایت کرده که از مولاى خودم حضرت صادق (علیه السلام) پرسیدم که بهترین دعا‌ها در این شب چیست؟
 
فرمود: پس از آن که بجا آوردى نماز عشا را، دو رکعت نماز اقامه کن که در رکعت اول حمد و سُوره قُلْ یا اَیُّهَا الْکافِروُنَ خوانده شود و در رکعت دوم حمد و سوره توحید خوانده شود. پس از سلام، تسبیحات حضرت زهرا (سلام الله علیها) گفته شود. پس از آن این دعا خوانده شود:

«یا مَنْ اِلَیْهِ مَلْجَاءُ الْعِبادِ فِى الْمُهِمّاتِ وَ اِلَیْهِ یَفْزَعُ الْخَلْقُ فىِ الْمُلِمّاتِ، یا عالِمَ الْجَهْرِ وَالْخَفِیّاتِ وَ یا مَنْ لا تَخْفى عَلَیْهِ خَواطِرُ الاْوْهامِ، وَ تَصَرُّفُ الْخَطَراتِ یا رَبَّ الْخَلایِقِ وَالْبَرِیّاتِ یا مَنْ بِیَدِهِ مَلَکُوتُ، الاْرَضینَ وَالسَّمواتِ اَنْتَ اللّهُ لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ اَمُتُّ اِلَیْکَ بِلا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ، فَیا لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ اجْعَلْنى فى هِذِهِ اللَّیْلَةِ مِمَّنْ نَظَرْتَ اِلَیْهِ، فَرَحِمْتَهُ وَ سَمِعْتَ دُعاَّئَهُ فَاَجَبْتَهُ وَ عَلِمْتَ اسْتِقالَتَهُ فَاَقَلْتَهُ، وَ تَجاوَزْتَ عَنْ سالِفِ خَطیئَتِهِ وَ عَظیمِ جَریرَتِهِ فَقَدِ اسْتَجَرْتُ بِکَ، مِنْ ذُنُوبى وَ لَجَاْتُ اِلَیْکَ فى سَتْرِ عُیُوبى اَللّهُمَّ فَجُدْ عَلَىَّ بِکَرَمِکَ، وَ فَضْلِکَ وَاحْطُطْ خَطایاىَ بِحِلْمِکَ وَ عَفْوِکَ وَ تَغَمَّدْنى فى هذِهِ، اللَّیْلَةِ بِسابِغِ کَرامَتِکَ وَاجْعَلْنى فی‌ها مِنْ اَوْلِیاَّئِکَ الَّذینَ اجْتَبَیْتَهُمْ، لِطاعَتِکَ وَاخْتَرْتَهُمْ لِعِبادَتِکَ وَ جَعَلْتَهُمْ خالِصَتَکَ وَ صِفْوَتَکَ، اَللّهُمَّ اجْعَلْنى مِمَّنْ سَعَدَ جَدُّهُ وَ تَوَفَّرَ مِنَ الْخَیْراتِ حَظُّهُ وَاجْعَلْنى مِمَّنْ، سَلِمَ فَنَعِمَ وَ فازَ فَغَنِمَ وَاکْفِنى شَرَّ ما اَسْلَفْتُ وَاعْصِمْنى مِنَ الاْزدِیادِ، فى مَعْصِیَتکَ وَ حَبِّبْ اِلَىَّ طاعَتَکَ وَ ما یُقَرِّبُنى مِنْکَ وَ یُزْلِفُنى عِنْدَکَ، سَیِّدى اِلَیْکَ یَلْجَاءُ الْهارِبُ وَ مِنْکَ یَلْتَمِسُ الطّالِبُ وَ عَلى کَرَمِکَ، یُعَوِّلُ الْمُسْتَقیلُ التّائِبُ اَدَّبْتَ عِبادَکَ بالتَّکَرُّمِ وَ اَنْتَ اَکْرَمُ الاْکْرَمینَ، وَ اَمَرْتَ بِالْعَفْوِ عِبادَکَ وَ اَنْتَ الْغَفُورُ الرَّحیمُ اَللّهُمَّ فَلا تَحْرِمْنى، ما رَجَوْتُ مِنْ کَرَمِکَ وَلا تُؤْیِسْنى مِنْ سابِغِ نِعَمِکَ وَلا تُخَیِّبْنى مِنْ، جَزیلِ قِسَمِکَ فى هذِهِ اللَّیْلَةِ لاِهْلِ طاعَتِکَ وَاجْعَلْنى فى جُنَّةٍ مِنْ، شِرارِ بَرِیَّتِکَ رَبِّ اِنْ لَمْ اَکُنْ مِنْ اَهْلِ ذلِکَ فَاَنْتَ اَهْلُ الْکَرَمِ وَالْعَفْوِ، وَالْمَغْفِرَةِ وَ جُدْ عَلَىَّ بِما اَنْتَ اَهْلُهُ لا بِما اَسْتَحِقُّهُ فَقَدْ حَسُنَ ظَنّى، بِکَ وَ تَحَقَّقَ رَجاَّئى لَکَ وَ عَلِقَتْ نَفْسى بِکَرَمِکَ فَاَنْتَ اَرْحَمُ الرّاحِمینَ وَ اَکْرَمُ الاْکْرَمینَ، اَللّهُمَّ وَاخْصُصْنى مِنْ کَرَمِکَ بِجَزیلِ، قِسَمِکَ وَاَعُوذُ بِعَفْوِکَ مِنْ عُقُوبَتِکَ وَاغْفِر لِىَ الَّذنْبَ الَّذى یَحْبِسُ عَلَىَّ الْخُلُقَ، وَ یُضَیِّقُ عَلىَّ الرِّزْقَ حَتّى اَقُومَ بِصالِحِ رِضاکَ وَ اَنْعَمَ، بِجَزیلِ عَطاَّئِکَ وَاَسْعَدَ بِسابِغِ نَعْماَّئِکَ فَقَدْ لُذْتُ بِحَرَمِکَ، وَ تَعَرَّضْتُ لِکَرَمِکَ وَاسْتَعَذْتُ بِعَفْوِکَ مِنْ عُقُوبَتِکَ وَ بِحِلْمِکَ مِنْ، غَضَبِکَ فَجُدْ بِما سَئَلْتُکَ وَاَنِلْ مَا الْتَمَسْتُ مِنْکَ اَسْئَلُکَ بِکَ لابِشَىءٍ، هُوَ اَعْظَمُ مِنْکَ»

پس به سجده مى روى و ۲۰ مرتبه یا رَبِّ، ۷ مرتبه یا اَللّهُ، ۷ مرتبه لاحَوْلَ وَلا قُوَّةَ اِلاّ بِاللّهِ، ۱۰ مرتبه ما شآءَ اللّهُ، ۱۰ مرتبه لاقُوّةَ اِلاّ بِاللّهِ، و ۱۰ مرتبه صلوات مى فرستى بر پیغمبر و آل او و حاجت خود را از خدا بخواه. سوگند به خدا که اگر به سبب این عمل به عدد قطرات باران حاجت بخواهى، هر آینه برساند به تو خداوند عزوجل آن حاجت‌ها را به کَرَم عَمیم و فَضْل جَسیمِ خود.


- زیارت امام حسین (ع) که باعث بخشش گناهان می‎شود.
 
در شرایطی که امکان زیارت نیست به مکان بلندی رفته و به سمت راست و چپ نگاه کنید. سپس سر را به سمت آسمان بلند نموده و امام حسین (ع) را با این کلمات زیارت کنید:

«اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَبا عَبْدِاللّهِ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ وَ رَحْمَةُاللّهِ وَ بَرَکاتُهُ.»

- خواندن دعای زیر که در حکم زیارت امام زمان (عج) آمده:

«اَللّهُمَّ بِحَقِّ لَیْلَتِنا (هذِهِ) وَ مَوْلُودِ‌ها وَ حُجَّتِکَ وَ مَوْعُودِهَا الَّتى قَرَنْتَ اِلى فَضْلِ‌ها فَضْلاً فَتَمَّتْ کَلِمَتُکَ صِدْقاً وَ عَدْلاً لا مُبَدِّلَ لِکَلِماتِکَ وَلا مُعَقِّبَ لاِیاتِکَ نُورُکَ الْمُتَاَلِّقُ وَ ضِیاَّؤُکَ الْمُشْرِقُ وَ الْعَلَمُ النُّورُ فى طَخْیاَّءِ الدَّیْجُورِ الْغائِبُ الْمَسْتُورُ جَلَّ مَوْلِدُهُ وَ کَرُمَ مَحْتِدُهُ وَالْمَلاَّئِکَةُ شُهَّدُهُ وَاللّهُ ناصِرُهُ وَ مُؤَیِّدُهُ اِذا آنَ میعادُهُ وَالْمَلاَّئِکَةُ اَمْد ادُهُ سَیْفُ اللّهِ الَّذى لا یَنْبوُ وَ نُورُهُ الَّذى لا یَخْبوُ وَ ذوُالْحِلْمِ الَّذى لا یَصْبوُا مَدارُ الَّدهْرِ وَ نَوامیسُ الْعَصْرِ و َوُلاةُ الاْمْرِ وَالْمُنَزَّلُ عَلَیْهِمْ ما یَتَنَزَّلُ فى لَیْلَةِ الْقَدْرِ وَ اَصْحابُ الْحَشْرِ وَالنَّشْرِ تَراجِمَةُ وَحْیِهِ وَ وُلاةُ اَمْرِهِ وَ نَهْیِهِ اَللّهُمَّ فَصَلِّ عَلى خاتِمِهْم وَ قآئِمِهِمُ الْمَسْتُورِ عَنْ عَوالِمِهِمْ اَللّهُمَّ وَ اَدْرِکَ بِنا اءَیّامَهُ وَظُهُورَهُ وَقِیامَهُ وَاجْعَلْنا مِنْ اَنْصارِهِ وَاقْرِنْ ثارَنا بِثارِهِ وَاکْتُبْنا فى اَعْوانِهِ وَ خُلَصاَّئِهِ وَ اَحْیِنا فى دَوْلَتِهِ ناعِمینَ وَ بِصُحْبَتِهِ غانِمینَ وَ بِحَقِّهِ قآئِمینَ وَ مِنَ السُّوَّءِ سالِمینَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ وَالْحَمْدُلِلّهِ رَبِّ الْعالَمینَ وَ صَلَواتُهُ عَلى سَیِّدِنا مُحَمَّدٍ خاتَمِ النَّبِیّینَ وَ الْمُرْسَلینَ وَ عَلى اَهْلِ بَیْتِهِ الصّادِقینَ وَ عِتْرَتِهَ النّاطِقینَ وَالْعَنْ جَمیعَ الظّالِمینَ واحْکُمْ بَیْنَنا وَ بَیْنَهُمْ یا اَحْکَمَ الْحاکِمینَ النّاطِقینَ وَالْعَنْ جَمیعَ الظّالِمینَ واحْکُمْ بَیْنَنا وَ بَیْنَهُمْ یا اَحْکَمَ الْحاکِمینَ.»


- صلوات هر روز که در وقت زوال به خواندن آن سفارش شده است.

- شیخ از اسماعیل بن فضیل هاشمى روایت کرده که گفت: حضرت صادق (علیه السّلام) این دعا را به من تعلیم داد که آن را در شب نیمه شعبان بخوانم:

«أَنْتَ الْحَیُّ الْقَیُّومُ الْعَلِیُّ الْعَظِیمُ الْخَالِقُ الرَّازِقُ الْمُحْیِی الْمُمِیتُ الْبَدِی ءُ الْبَدِیعُ لَکَ الْجَلالُ وَ لَکَ الْفَضْلُ وَ لَکَ الْحَمْدُ وَ لَکَ الْمَنُّ وَ لَکَ الْجُودُ وَ لَکَ الْکَرَمُ وَ لَکَ الْأَمْرُ وَ لَکَ الْمَجْدُ وَ لَکَ الشُّکْرُ وَحْدَکَ لا شَرِیکَ لَکَ یَا وَاحِدُ یَا أَحَدُ یَا صَمَدُ یَا مَنْ لَمْ یَلِدْ وَ لَمْ یُولَدْ وَ لَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُواً أَحَدٌ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اغْفِرْ لِی وَ ارْحَمْنِی وَ اکْفِنِی مَا أَهَمَّنِی وَ اقْضِ دَیْنِی وَ وَسِّعْ عَلَیَّ فِی رِزْقِی فَإِنَّکَ فِی هَذِهِ اللَّیْلَةِ کُلَّ أَمْرٍ حَکِیمٍ تَفْرُقُ وَ مَنْ تَشَاءُ مِنْ خَلْقِکَ تَرْزُقُ فَارْزُقْنِی وَ أَنْتَ خَیْرُ الرَّازِقِینَ فَإِنَّکَ قُلْتَ وَ أَنْتَ خَیْرُ الْقَائِلِینَ النَّاطِقِینَ وَ اسْئَلُوا اللَّهَ مِنْ فَضْلِهِ فَمِنْ فَضْلِکَ أَسْأَلُ وَ إِیَّاکَ قَصَدْتُ وَ ابْنَ نَبِیِّکَ اعْتَمَدْتُ وَ لَکَ رَجَوْتُ فَارْحَمْنِی یَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ.»


- خواندن دعای زیر که پیامبر (ص) در شب نیمه شعبان می‎خواندند:

«اَللّهُمَّ اقْسِمْ لَنا مِنْ خَشْیَتِکَ ما یَحُولُ بَیْنَنا وَ بَیْنَ مَعْصِیَتِکَ وَ مِنْ طاعَتِکَ ما تُبَلِّغُنا بِهِ رِضْوانَکَ وَ مِنَ الْیَقینِ ما یَهُونُ عَلَیْنا بِهِ مُصیباتُ الدُّنْیا اَللّهُمَّ اَمْتِعْنا بِاَسْماعِنا وَ اَبْصارِنا وَ قُوَّتِنا ما اَحْیَیْتَنا وَاجْعَلْهُ الْوارِثَ مِنّا وَاجْعَلْ ثارَنا عَلى مَنْ ظَلَمَنا وَانْصُرنا عَلى مَنْ عادانا وَلا تَجْعَلْ مُصیبَتَنا فى دینِنا وَلا تَجْعَلِ الدُّنْیا اَکْبَرَ هَمِّنا وَلا مَبْلَغَ عِلْمِنا وَلا تُسَلِّطْ عَلَیْنا مَنْ لا یَرْحَمُنا بِرَحْمَتِکَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ.»


- ذکرهای «سُبْحانَ اللّهِ»، «الْحَمْدُلِلّهِ»، «اللّهُ اَکْبَرُ» وَ «لا اِلهَ اِلا اللّهُ» صد مرتبه گفته شود.


- خواندن نماز جعفر طیار.


- خواندن چهار رکعت نماز، در هر رکعت حمد و توحید صد مرتبه پس از نماز دعای زیر خوانده شود:

«اَللّهُمَّ اِنّى اِلَیْکَ فَقیرٌ وَمِنْ عَذاِبکَ خائِفٌ مُسْتَجیرٌ اَللّهُمَّ لا تُبَدِّلْ اِسْمى وَلا تُغَیِّرْ جِسْمى وَلاتَجْهَدْ بَلاَّئى وَلا تُشْمِتْ بى اَعْداَّئى اَعُوذُ بِعَفْوِکَ مِنْ عِق ابِکَ وَ اَعُوذُ بِرَحْمَتِکَ مِنْ عَذابِکَ وَ اَعُوذُ بِرِضاکَ مِنْ سَخَطِکَ وَ اَعُوذُبِکَ مِنْکَ جَلَّ ثَناَّؤُکَ اَنْتَ کَما اَثْنَیْتَ عَلى نَفْسِکَ وَ فَوْقَ ما یَقُولُ الْقآئِلُونَ.»


روز نیمه شعبان:

عید مولود شریف امام دوازدهم مَوْلانا وَ اِمامُنا الْمَهْدِىُّ حضرت حجّة بن الحسن صاحبُ الزَّمان صَلَواتُ اللّهِ عَلَیْهِ وَ عَلى آبائِهِ است :

 
وَ یُسْتَحَبُّ زِیارَتُهُ علیه السلام فى كُلِّ زَمانٍ وَ مَكانٍ وَ الدُّعآءُ بِتَعْجِیلِ الْفَرَجِ عِنْدَ
 
و مستحب است زیارت آن حضرت علیه السلام در هر زمان و مكان و در هر جا و دعا براى تعجیل ظهور آن حضرت در هنگام
  
 
زِیارَتِهِ وَ تَتَاَكَّدُ زِیارَتُهُ فِى السِّرْدابِ بِسُرَّمَنْ رَاى وَ هُوَالْمُتَیَقَّنُ ظُهُورُهُ
 
زیارت و بخصوص تاكید شده به زیارت آن حضرت در سرداب سامراء، و ظهور آن حضرت
 
  
وَ تَمَلُّكُهُ وَ اَنَّهُ یَمْلاَُ الاْرْضَ قِسْطا وَ عَدْلا كَما مُلِئَتْ ظُلْما وَ جَوْرا
 
و فرمانروائیش مسلم است و او است كه زمین را پر از عدل و داد كند چنانچه پر شده باشد از ستم و بیدادگرى
 
 
قَدْرَها غَیْرُكَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ.
 
نتواند جز تو اى مهربان‌ترین مهربانان.



طبقه بندی: مناسبتها ، ائمه اطهار احادیث قرآن کریم،
برچسب ها: اعمال شب و روز نیمه شعبان،

تاریخ : 21 اردیبهشت 96 | 07:11 | نویسنده : خیریه امام سجاد علیه السلام imamsajjad@ خیریه | نظرات

هر کی اهل نماز و روزه است بهشتیه؟

هر کی اهل نماز و روزه است بهشتیه؟

هركس نمازوروزه هایش را برای رضای خدا می گیرد وبه آنچه كه لازمه دین داری است عمل كند انشاالله اهل بهشت است!نمی خواهیم بگوییم بهشت رفتن سخت است! ولی برای بهشتی شدن باید تلاش كرد .

 تبیان
بهشتی شدن

یکی از موضوعات جذاب و ضروری به اذعان خیلی از عزیزان و جوانان، موضوع عوامل بهشتی شدن است. در شروع بحث این موضوع را می خواهیم یادآوری کنیم که ما نباید رحمت خدا را دست کم بگیریم و باید به او عاقلانه و عاشقانه امیدوار بود؛ عاقلانه از آن باب که این گونه نباشد که من فکر کنم می توانم هر گناه و خطایی را عمداً مرتکب شویم و بعد بگوییم خدا مهربان است، خدا رحیم است ... از طرفی باید عاشقانه به او امیدوار بود از این باب که منی که می دانم گناهکارم، الان پشیمانم و توبه می کنم ، به رحمت او حسن ظن داشته باشیم و عاشقانه به عنوان یه عبد گناهکار از او عذرخواهی کنیم درست مثل فرزند خطاکاری که پدر و مادر را دوست دارد اما گاهی خطا و سرپیچی می کند ولی در نهایت عاشقانه با آن ها ارتباط دارند و عذرخواهی هم دارند...

عده ای بیان می کنند که آیا وقتی به نماز و روزه توجه بکنیم و بر انجام آن ها مقید باشیم بهشتی می شویم؟ پاسخ عرض می کنیم که هركس نمازوروزه هایش را برای رضای خدا می گیرد وبه آنچه كه لازمه دینداری است عمل كند انشاالله اهل بهشت است!

برای بهشتی شدن باید تلاش كرد

 

در ادامه به تعدادی از فاکتورهایی که برای بهشتی شدن مطرح شده اشاره می کنیم.

باید عاشقانه به او امیدوار بود از این باب که منی که می دانم گناهکارم، الان پشیمانم و توبه می کنم ، به رحمت او حسن ظن داشته باشیم و عاشقانه به عنوان یه عبد گناهکار از او عذرخواهی کنیم درست مثل فرزند خطاکاری که پدر و مادر را دوست دارد اما گاهی خطا و سرپیچی می کند ولی در نهایت عاشقانه با آن ها ارتباط دارند و عذرخواهی هم دارند...

 

ایمان و عمل صالح:

تا کسی دوره ایمان و عمل صالح را طی نکند و در آزمونش قبول نشود به بهشت نمی رود؛ «وَ بَشِّر الَّذِین امَنوا وعَمِلوا الصّالِحات أَنَّ لَهُم جَنات تَجری مِن تَحتِهَا الأَنهار» (بقره/25) [به آنان كه ایمان آورده و كردار شایسته دارند مژده بده كه همانا برایشان باغ هایی است كه زیر آنها نهرها جاری است]

«وَالَّذِین امَنوا وعَمِلوا الصّالِحات أوُلئِك أَصحاب الجَنه هُم فیها خالِدون» (بقره/82) چنین كسانی اهل بهشتند و در آن جاودانه خواهند بود.

و یادمان نرود که این دو؛ ایمان و عمل صالح همچون دو بال هستند که همیشه برای صعود و رسیدن به هدف باید با هم حرکت کنند ... مثلا اگر عزیزی در عزاداری اهل بیت حضور پیدا کند، سینه بزند، خرجی دهد، اشک های فراوان بریزد اما عمل واجبش؛ در نماز و روزه و خمسش کوتاهی کند، آن اعمل جای واجباتش را نمی گیرد.

تقوا :

بیشترین كرامت و صفتی كه پیام و مژده بهشت را به همراه دارد تقوای الهی است و آیات فراوانی در این باره نازل شده است؛

«لِلَّذین اتَّقوا عِندَ رَبِّهم جَنات تَجری مِن تَحتِهَا الأَنهار خالِدین فیها و أَزواج مُطهَّره و رِضوان مِن الله والله بَصیر بِالعِباد» (آل عمران/15) [برای آنان كه تقوا پیشه كنند نزد خدا باغ های بهشتی است كه زیر درختان آن نهرها جاری است و در آن جاوید همراه همسران پاكیزه و آراسته خواهند بود و از همه خوش تر خشنودی خداوند است كه شامل حال آنان شده است و خداوند به حال بندگان بیناست.]

«وَلَو أَنَّ أَهل الكِتاب امَنوا و اتَّقوا لِكُفرِنا عَنهُم سَیِّئاتِهم ولَأَدخُلناهُم جَنات النَعیم» (مائده/65) [اگر اهل كتاب ایمان بیاورند و تقوا پیشه سازند ما از گناهشان در می گذریم و به باغ های بهشت پرنعمت داخل می سازیم.]

پیروی از خدا و رسول (صلی الله و علیه وآله) :

«وَمَنْ یُطِعِ الله و رَسوُله یُدخِله جَنّات تَجری مِن تَحتِهَا الأَنهار خالِدین فیها و ذلِك الفَوز العَظیم و مَن یَعص الله ورَسوُله و یَتَعدَّ حُدودَه یُدْخِله ناراً خالِدا فیها ولَهُ عَذاب مُهین» (نساء/133 ـ 14) [هر كس پیرو فرمان خدا و رسول خدا باشد وی را در بهشت هایی درآورد كه زیر درختانش نهرها جاری و آنجا جایگاه همیشگی فرمانبرداران خواهد بود. این است سعادت و پیروزی بزرگ و بدیهی است هر كس نافرمانی خدا و رسول كند و از حدود احكام خداوند تجاوز كند او را به آتشی درافكند كه همیشه در آن معذب است، و برای او عذاب خوار كننده و ذلت دهنده خواهد بود.]

راست كرداری و راست گفتاری از صفات پسندیده، برجسته و بدون شك از اسباب ورود به بهشت است. خدای سبحان در این باره می فرماید: «هذا یَوم یَنْفع الصّادِقین صِدْقُهم لَهُم جَنات تَجری مِن تَحتِها الأَنهار خالِدین فیها رَضی الله عَنهُم و رَضوا عَنه ذلِك الفَوز العَظیم» (مائده/119) [این روزی است كه راست گویان را راستی سود می بخشد.

«وَ مَن یُطع الله ورَسوُله یُدخِله جَنات تَجری مِن تحتها الأنهار ومَن یَتَولَّ یُعذِّبَه عَذابا أَلیما» (فتح/17) [كسی كه فرمانبردار خدا و پیامبرش باشد، خداوند او را در بهشتی داخل گرداند كه از زیر درختان باغ های آن نهرها جاری است و كسی كه از فرمان و دستور خدا رو گرداند او را به عذاب دردناكی شكنجه دهد.]

راست گفتاری :

راستی، راست كرداری و راست گفتاری از صفات پسندیده، برجسته و بدون شك از اسباب ورود به بهشت است. خدای سبحان در این باره می فرماید: «هذا یَوم یَنْفع الصّادِقین صِدْقُهم لَهُم جَنات تَجری مِن تَحتِها الأَنهار خالِدین فیها رَضی الله عَنهُم و رَضوا عَنه ذلِك الفَوز العَظیم» (مائده/119) [این روزی است كه راست گویان را راستی سود می بخشد. برای آنان بهشت هایی است كه از زیر درختانش نهرها جاری است و در آن به نعمت ابدی متنعمند. خداوند از آنان خشنود و آنان هم از خداوند خرسندند. این است پیروزی و سعادت بزرگ.]

انفاق در راه خدا و نیکوکاری:

«اَلَّذِین یُنفِقون فِی السَّراء والضَّراء والكاظِمینَ الغَیظ والعافینَ عَنِ النّاس والله‌ یُحب المُحسِنین أوُلئِك جَزاؤهُم مَغفره مِنْ رَبِّهم و جَنات تَجری مِن تَحتِهَا الأَنهار خالِدین فیها وَنِعْمَ أَجر العامِلین» (آل عمران/134 ـ 136) [پرهیزكاران و نیكوكاران كسانی هستند كه در حال وسعت و تنگدستی مال خود را به تهی دستان انفاق می كنند، خشم و غضب فرو می نشانند و از بدی مردم در می گذرند. چنین مردم با تقوا و نیكوكاری را خداوند دوست می دارد؛ زیرا او دوست دار نیكوكاران است... پاداش كردار آنان آمرزش پروردگار و بهشتی است كه از زیر درختان انبوه آن نهرها جاری است و ایشان در بهشت جاوید جاودانه خواهند بود، كه چه نیكوست پاداش نیكوكاران.]

«فَأَثابَهُم الله بِما قالوا جَنّات تَجری مِن تَحتِهَا الأَنهار خالِدین فیها و ذلِك جَزاء المُحسِنین» (مائده/85) [خداوند در برابر آنچه گفتند پاداش نیكو به آنان داد، آن پاداش بهشتی است كه از زیر درختانش نهرها جاری است. در آن بهشت زندگانی جاوید خواهند داشت و این پاداش نیكوكاران است.]


منابع:

تفسیر موضوعی قرآن، آیة الله جوادی آملی، ج 5 (معاد در قرآن)

چه کسانی به بهشت می روند؛ سایت با خدا باش، مسعود هادی نژاد، سوم خرداد


طبقه بندی: ائمه اطهار احادیث قرآن کریم،
برچسب ها: هر کی اهل نماز و روزه است بهشتیه؟،

تاریخ : 19 اسفند 95 | 11:53 | نویسنده : خیریه امام سجاد علیه السلام imamsajjad@ خیریه | نظرات

تصاویر: عزاداری شب شهادت حضرت زهرا(س) در بیت رهبری

تصاویر: عزاداری شب شهادت حضرت زهرا(س) در بیت رهبری

مراسم عزاداری و سوگواری دخت گرامی پیامبر اسلام، حضرت فاطمه‌ی زهرا سلام‌الله‌علیها در شب شهادت آن بزرگ بانوی اسوه‌ی زنان جهان، امشب (چهارشنبه) با حضور رهبر انقلاب اسلامی، جمعی از مسئولان کشور و مردم دلداده‌ی اهل‌بیت عصمت و طهارت علیهم‌السلام در حسینیه‌ی امام خمینی رحمه‌الله برگزار شد.

سرویس عکس و فیلم فردا: مراسم عزاداری و سوگواری دخت گرامی پیامبر اسلام، حضرت فاطمه‌ی زهرا سلام‌الله‌علیها در شب شهادت آن بزرگ بانوی اسوه‌ی زنان جهان، امشب (چهارشنبه) با حضور رهبر انقلاب اسلامی، جمعی از مسئولان کشور و مردم دلداده‌ی اهل‌بیت عصمت و طهارت علیهم‌السلام در حسینیه‌ی امام خمینی رحمه‌الله برگزار شد.
 



طبقه بندی: ائمه اطهار احادیث قرآن کریم،
برچسب ها: تصاویر: عزاداری شب شهادت حضرت زهرا(س) در بیت رهبری،

تاریخ : 12 اسفند 95 | 07:28 | نویسنده : خیریه امام سجاد علیه السلام imamsajjad@ خیریه | نظرات

حضرت زهرا (س) چگونه به شهادت رسید؟!

پاسخ به کسانی که درصددند شهادت را وفات بنامند:

حضرت زهرا (س) چگونه به شهادت رسید؟!

شهادت حضرت زهرا (س) و وقایع پس از وفات پیامبر (ص) نه تنها در منابع موثق شیعی که در منابع موثق اهل سنت آمده است.


حوزه: پس از رحلت پیامبر(ص)، حوادث دردناکی برای حضرت فاطمه (ص) رخ داد که این حوادث، به شهادت ایشان منتهی شد.

آتش زدن درِ خانه حضرت فاطمه و سیلى زدن به آن حضرت در منابع تاریخى و روائى شیعه آمده است و براى آن کس که شیعه است، همین مآخذ کافى است. در منابع و مآخذ اهل سنّت نیز آمده است و سنّى‏ها مى‏توانند به آن معتقد باشند. براى نمونه به چند روایت از منابع شیعه و اهل سنت اشاره مى‏کنیم:

۱. پس از آن که کار بیعت گرفتن از مردم تمام شد و على(ع) و عده‏اى بیعت نکردند، به خانه آن حضرت حمله کردند. در را سوزاندند، على را به زور بیرون آورند، حضرت فاطمه را تحت فشار در قرار دادند و کار به جایى رسید که محسن او سقط شد. على را به مسجد بردندولى بیعت نکرد و آنان گفتند: بیعت نکنى تو را به قتل مى‏رسانیم. روزها و ماهها گذشت. آنان تصمیم به قتل على(ع) گرفتند و قرار گذاشتند که خالد قتل آن حضرت را به عهده بگیرد. اسماء بنت عمیس از این توطئه آگاه شد و کنیز خود را فرستاد تا آن حضرت را از توطئه آگاه سازد.اصل توطئه چنین بود که وقتى ابوبکر نماز را تمام کرد و سلام گفت، خالد با شمشیر على(ع) را بکشد ولى وقتى نماز ابوبکر تمام شد گفت: اى خالد آنچه را دستور دادم نکن، V}(بحارالانوار، ج ۲۸، ص ۳۰۸ به نقل از اثباتالوصیه){V.

اهل سنت نیز در کتابهاى کلامى، تاریخى و حدیثى مسأله آتش زدن به در خانه را آورده‏اند. براى نمونه، به چند روایت اشاره مى‏کنیم:

۲ـ بلاذرى مى‏گوید: ابوبکر کسى را دنبال على فرستاد تا بیاید و بیعت کند ولى حضرت على نیامد. پس از آن عمر بن خطاب در حالى که آتش به همراه داشت، به سوى خانه على رفت. فاطمه عمر را در در خانه ملاقات کرد و گفت: اى پسر خطاب! آیا مى‏خواهى خانه ما راآتش بزنى؟! عمر بن خطاب گفت: بله، V}(انساب الاشراف، ج ۲، ص ۱۲، تحقیق محمود الفردوس العظم، دار الیقظه العربیه){V.

۳. ابن عبد ربّه مى‏گوید: آنان که از بیعت سرباز زدند عبارتند از: على، عباس، زبیر و سعد بن عباده. على، عباس و زبیر در خانه فاطمه نشستند. ابوبکر عمر را فرستاد تا آنها از خانه فاطمه بیرون بیایند. ابوبکر به عمر گفت: اگر سرباز زدند با آنان بجنگ. عمر به همراه آتش به خانه فاطمه آمد تا خانه را بر سر آنان آتش بزند. فاطمه او را دید و گفت: اى پسر خطاب! آیا آمده‏اى خانه ما را آتش بزنى؟! عمر گفت: بله، مگر این که بیعت کنید، V}(العقد الفرید، ج ۵، ص ۱۲، چاپ مصر، چاپ دوّم، تحقیق محمدسعید العربان، ۱۹۵۳ و ۱۳۷۲){V.

۴. ابن قتیبه دینورى آورده است: ابوبکر عمر را به سوى کسانى که بیعت نکردند و در خانه على تحصّن کردند، فرستاد. عمر به خانه على آمد و صدا زد ولى کسى بیرون نیامد. عمر هیزم خواست و گفت: قسم به آنکه جان عمر در دست اوست، یا باید بیرون بیایید و بیعت کنید ویا خانه را بر سر آنانکه در آن هستند آتش مى‏زنم.

به او گفتند: فاطمه در آن است. عمر گفت: و لو فاطمه در آن باشد. همه بیرون آمدند ولى على بیرون نیامد. عمر نزد ابوبکر رفت و گفت: آیا نمى‏خواهى از على که از بیعت سرباز زده بیعت بگیرى؟ ابوبکر به قنفذ گفت: برو على رابیاور. قنفذ آمد و على به او گفت: چه کار دارى؟ قنفذ گفت: خلیفه رسول خدا تو را مى‏خواهد. على به او گفت: زود بر پیامبر دروغ بستید.

قنفذ پیام على را به ابوبکر رساند. ابوبکر گریه طولانى کرد. عمر گفت: على را رها نکن. ابوبکر به قنفذ گفت: دوباره نزد على برو و بگو: با خلیفه رسول خدا بیعت کن. على گفت: سبحان الله، آنچه را که از آن او نیست براى خودش ادعا کرده است. قنفذ پیام على را به ابوبکر رساند. ابوبکر بازهم بسیار گریه کرد.

پس از آن عمر برخاست و گروهى با او همراه شدند و به در خانه فاطمه آمدند. در زدند. وقتى فاطمه صداى آنها راشنید، با صداى بلند فریاد کرد: «یا ابتاه» یا «رسول الله» پس از تو از پسر خطاب و پسر ابى قحافه چه‏ ها که نکشیدیم. وقتى که گروه مهاجم گریه فاطمه را شنیدند. در حالى که گریه مى‏ کردند برگشتند و دلشان به حضرت فاطمه سوخت ولى عمر و عده‏ اى ماندند. على را بیرون آوردند وگفتند بیعت کن. على گفت: اگر بیعت نکنم چه مى‏ کنید؟ گفتند: به خدا سوگند گردنت را مى‏زنیم،(الامامه و السیاسه، ج ۱، ص ۳۰، تحقیق على شیرى، منشورات رضى)


از سؤالات اساسی در ماجرای آتش زدن خانه حضرت علی(علیه السلام) و اهانت به آن بزرگوار این است که: آیا (چنان که شیعیان می‏گویند) به ساحت حضرت فاطمه زهراعلیهاالسلام نیز جسارت کردند؟ و بر آن حضرت صدماتی وارد شد که منجر به شهادت او وفرزندش گردید یا خیر؟

برخی از دانشمندان اهل سنت برای حفظ موقعیت خلفا از بازگو کردن این قطعه ازتاریخ خودداری نموده‏اند؛ از جمله ابن ابی الحدید در شرح خود می‏گوید: «جساراتی راکه مربوط به فاطمه زهرا علیهاالسلام نقل شده، در میان مسلمانان تنها شیعه آن را نقل کرده است.[۱]

البته برخی از دانشمندان و مورخان اهل سنت، در این بخش، از بیان واقعیات تاریخی شانه خالی کرده ‏اند؛ چنان که سید مرتضی رحمة ‏الله علیه در این زمینه می‏گوید:

«در آغاز کار، محدثان و تاریخ نویسان از نقل جسارت هایی که به ساحت دختر پیامبرگرامی اسلام(ص) وارد شده امتناع نمی‏کردند. این مطلب در میان آنان مشهور بود که مأمور خلیفهبا فشار، درب را بر فاطمه علیهاالسلام زد و او فرزندی را که در رحم داشت سقط نمود وقنفذ به امر عمر، فاطمه زهرا علیهاالسلام را زیر تازیانه گرفت تا او دست از علی بردارد؛ولی بعدها دیدند که نقل این مطالب با مقام و موقعیت خلفاء سازگاری ندارد؛ لذا از نقل آنها خودداری نمودند.»[۲]

مسعودی در قسمتی از کتاب خود آورده است:«فَوَجهُوا اِلی مَنْزلِهِ فَهَجَمُوا عَلَیْهِ وَ اَحْرَقُوابابَهُ... وَ ضَغَطُوا سَیدَةَ النساءِ بِالْبابِ حَتی اَسْقَطَتْمُحْسِنا؛پس (عمر و همراهان) به خانه علی علیه السلام رو کرده وهجوم بردند، خانه آن حضرت را به آتش کشیدند؛ با در به پهلوی سیده زنان عالم زدند؛چنان که محسن را سقط نمود.»[۳]

اما منابع اهل سنت:

۱- عبدالکریم بن احمد شافعی شهرستانی (۵۴۸ - ۴۷۹ ق.) نقل کرده: «اِنعُمَرَ ضَرَبَ بَطْنَ فاطِمَةَ یَوْمَ الْبَیْعَةِ حَتی اَلْقَتْاَلْجَنینَ مِنْ بَطْنِها ،به راستی عمر در روز بیعت، ضربتی به فاطمهعلیهاالسلام وارد کرد که بر اثر آن، جنین خویش را سِقط نمود.»[۴]
همین قول را اسفرائینی (متوفای ۴۲۹ ق)، به نظام نسبت داده و گفته است که او قائل بود: «اَن عُمَرَ ضَرَبَ فاطِمَةَ وَ مَنَعَ میراثَالْعِتْرَةِ ،عمر فاطمه علیهاالسلام را زد و از ارث اهل بیتعلیهم السلام جلوگیری کرد.»[۵]

۲- صفدی یکی دیگر از علمای اهل سنت می‏گوید:«اِن عُمَرَ ضَرَبَ بَطْنَفاطِمَةَ یَوْمَ الْبَیْعَةِ حَتی اَلْقَتْ اَلْمُحْسِنَ مِنْبَطْنِها، به راستی عمر آن چنان فاطمه علیهاالسلام را در روز بیعت زد که محسن را سقط نمود.»[۶]

۳- مقاتل بن عطیه می‏گوید: ابابکر بعد از آن که با تهدید و ترس و شمشیر از مردمبیعت گرفت، عمر و قنفذ و جماعتی را به درب خانه علی و زهراعلیهماالسلام فرستاد. عمر هیزم را درِ خانه فاطمه جمع نمود و درب خانه را به آتشکشید، هنگامی که فاطمه زهرا علیهاالسلام پشت در آمد، عمر و اصحاب او جمع شدند و عمرآن چنان حضرت فاطمه علیهاالسلام را پشت در فشار داد که فرزندش را سقط نمود و میخ دربه سینه حضرت فرو رفت (و بر اثر آن صدمات) حضرت به (بستر) بیماری افتاد تا آن که ازدنیا رفت.»[۷]

۴- ابن ابی الحدید نقل نموده است: «ابو العاص، شوهر زینب، دختر پیامبر اکرم صلی‏ الله‏ علیه و‏آله وسلم در جنگ از طرف مسلمانان به اسارت گرفته شد؛ ولی بعدا ماننداسیران دیگر آزاد شد.

ابو العاص به پیامبر صلی‏ الله‏ علیه‏ و‏آله وسلم وعده داد که پس از مراجعت به مکه،وسائل مسافرت دختر پیامبر(ص) را به مدینه فراهم سازد. پیامبر صلی‏ الله‏ علیه‏ و‏آله وسلم بهزید حارثه و گروهی از انصار، مأموریت داد که در هشت مایلی مکه توقف کنند و هر موقعکجاوه زینب به آن جا رسید، او را به مدینه بیاورند. قریش از خروج دختر پیامبر(ص) ازمکه آگاه شدند. گروهی تصمیم گرفتند که او را از نیمه راه باز گردانند. جبار بنالاسود (یا هبار ابن الاسود) با گروهی خود را به کجاوه زینب رساند و نیزه خود رابر کجاوه دختر پیامبر(ص) کوبید. از ترس آن، زینب، کودکی را که در رحم داشت، سقط کرد وبه مکه بازگشت. پپامبر صلی‏ الله‏ علیه‏ و‏آله وسلم از شنیدن این خبر سخت ناراحت شد و درفتح مکه (با این که همه را بخشید و آزاد نمود) خون قاتل فرزند زینب را مباحشمرد.»

ابن ابی الحدید می‏گوید:
«من این جریان را برای استادم ابو جعفر نقیب خواندم، او گفت: وقتی که پیامبر صلی ‏الله‏ علیه‏ و ‏آله وسلم خون کسی که دخترش زینب را ترسانید و او سقط جنین کرد را مباحشمرد، قطعا اگر زنده بود خون کسانی را که دخترش فاطمه علیهاالسلام را ترسانیدند کهباعث شد فرزندش (محسن) را سقط کند، حتما مباح می‏شمرد.»

ابن ابی الحدید می‏گوید، به استادم گفتم:
«آیا از شما نقل کنم آن چه را مردم می‏گویند که فاطمه بر اثر ترس (و ضرباتی که براو وارد شد) فرزندش را از دست داد؟
پس گفت: نه! از طرف من نقل نکن! و همین طور رد و بطلان آن را نیز از طرف من نقلنکن! چون اخبار در این زمینه متعارض است.»[۸]

این قصه، به خوبی نشانمی‏دهد که اخبار موافق با نظریات شیعه در بین روایات اهل سنت نیز وجود داشته و خودابن ابی الحدید نیز در قسمتی از کلامش اعتراف می‏کند؛ آن جا که می‏گوید: «عَلی اَنجَماعَةً مِنْ اَهْلِ الحَدیثِ قَدْ رَوَوْا نَحوَهُ، گروهی از اهلحدیث (از اهل سنت نیز) مانند آن چه را شیعیان می‏گویند نقل کرده‏اند.[۹]

۵- سکونی یکی از راویان اهل سنت است[۱۰]او می‏گوید: «نزد امام صادقعلیه‏السلام رفتم؛ در حالی که غمگین و ناراحت بودم. امام صادق علیه‏السلام فرمود:ای سکونی! چرا ناراحتی؟! گفتم: خداوند فرزند دختری به من داده (از این که فرزندم پسرنبوده و دختر است ناراحتم) پس حضرت فرمود: ای سکونی، سنگینی دخترت را زمینبر می‏دارد و روزی او بر خداوند است و بر غیر اجل شما زندگی می‏کند و از رزق شمانمی‏خورد (پس چرا ناراحتی؟).»

سکونی می‏گوید: (با کلمات امام صادق علیه‏السلام ) غمم رفت. آن گاه فرمود:

«ما سَمیْتَها؟ قُلْتُ: فاطِمَةَ. قالَ: آهْ آهْ ثُم وَضَعَ یَدَهُ عَلی جَبْهَتِهِ وَ کَانی بِهِ قَدْ بَکی وَ قالَ: اِذا سَمیْتَها فاطِمَةَ فَلاتَسُبها وَلا تَضْرِبْها وَلاتَلْعَنْها. هذَا الاِْسْمُ مُحْتَرَمٌعِنْدَالله‏ِ عَزوَجَل وَ هُوَ اِسْمٌ اِشْتَق مِنْ اِسْمِهِ لِحَبیبَتِهِالصدیقة» وَ کانَ الاِمامُ لَما سَمِعَ بِاسْمِ فاطِمَةَ ذکر جَدتَهُ وَمَصائبَها وَلَمْ یَزَلْ یَذْکُرُ وَ یَقُولُ: وَ کانَ سَبَبُ وَفاتِها اَنقُنْفُذَ مَوْلی فُلان[۱۱]چه نامی بر او گذاردی؟ گفتم: فاطمه: فرمود:آه آه. سپس دست خود را بر پیشانی‏اش گذاشت و گویا گریه می‏کرد و فرمود: حال که اورا فاطمه نامیدی به او ناسزا نگو؛ او را (کتک) نزن و نفرینش نکن (چرا که) این نامدر نزد خداوند با عظمت محترم است؛ و آن نامی است که خداوند از اسم خود برای حبیبهخود صدیقه گرفته است. (آن گاه سکونی می‏گوید:) همیشه امام صادق علیه‏السلام اینگونه بود که وقتی نام فاطمه علیهاالسلام را می‏شنید به یاد جده‏اش (فاطمه) ومصیبت های او می‏افتاد و همیشه تذکر می‏داد و می‏گفت: سبب وفات (و شهادت) فاطمهعلیهاالسلام ضربتی بود که قنفذ، غلام فلانی (یعنی عمر) بر او وارد ساخت.

توجه دارید که سکونی با همه وثاقتی که دارد، اینجا تعصب سنی‏گری خویش را نشانداده و ذیل کلام امام صادق علیه‏السلام را حذف و تحریف نموده است. با این حال، مطلب روشن است که سبب شهادت فاطمه زهرا علیهاالسلام همان ضرباتی بود که به دست قنفذ وعمر بر آن حضرت وارد شد.

چنان که ابابصیر از امام صادق علیه‏السلام متن کامل کلام حضرت را به این صورتنقل نموده است:« وَ کانَ سَبَبُ وَفاتِها اَن قُنْفُذَ مَوْلی عُمَرَ لَکَزَها بِنَعْلِ السیْفِ بِاَمْرِهِ فَاَسْقَطَتْ مُحْسِنا وَ مَرِضَتْ مَرَضا شَدیدا وَلَمْتَدَعْ اَحَدا مِمنْ آذاها یَدْخُلُ عَلَیْها، سبب فوت فاطمه علیهاالسلام ضرباتی بود که قنفذ، غلام عمر با غلاف شمشیر بر آن حضرت به فرمان عمر زد؛ پس (فرزندش) محسن را از دست داد و به شدتبیمار شد و هیچ یک از آزار دهندگانخویش را راه نداد (که به دیدن او بیایند)[۱۲]

ب. منابع شیعه:

نظر دانشمندان شیعه و روایات نقل شده از سوی آنان چنین است:

هنگامی که خواستند علی علیه‏السلام را به مسجد ببرند با مقاومت فاطمهعلیهاالسلام روبرو شدند و فاطمه علیهاالسلام برای جلوگیری از بردن همسر گرامی‏اشصدمه‏های روحی و جسمی فراوانی دید که بیان همه آنها از توان زبان و قلم خارج است؛فقط به گوشه‏ای از آن در یک نقل تاریخی اشاره می‏کنیم؛ وگرنه در این موضوع، نقل هایتاریخی فراوان است.

خلاصه ماجرا همان است که در نامه خود عمر به معاویه آمده است. در بخشی از آنچنین می‏نویسد:

«... وقتی درب خانه را آتش زدم (آن گاه داخل خانه شدم) ولی فاطمه درب خانه راحجاب خود قرار داد و مانع از دخول من و اصحابم شد. با تازیانه آن چنان بر بازوی اوزدم که مانند دملج (بازوبند) اثر آن بر بازوی او ماند؛ آن گاه صدای ناله او بلند شد؛ چنان که نزدیک بود به حال او رقت کنم و دلم نرم شود؛ ولی به یاد کشته‏های بدر واُحد که به دست علی کشته شده بودند... افتادم، آتش غضبم افروخته‏تر شد و چنان لگدیبر درب زدم که از صدمه آن جنین او (به نام محسن) سقط شد." فَعِنْدَ ذلک صَرَخَتْ فاطِمَةُ صَرْخةً... فَقالَتْ یا اَبَتاهُ یا رَسُولَ الله‏ِ هکَذا کانَ یُفْعَلَبِحَبیبَتِکَ وَ اِبْنَتِکَ... ؛ در این هنگام، فاطمه چنان ناله زد، پس فریاد زد: ای پدر بزرگوار! ای رسول خدا! این چنین با عزیز دلت و دخترت رفتار کردند." سپسفریاد کشید: فضه به فریادم برس که فرزندم را کشتند. سپس به دیوار تکیه داد و من اورا به کنار زده، داخل خانه شدم. فاطمه در آن حال می‏خواست مانع (بردن علی) شود، مناز روی روسری چنان سیلی به صورت او زدم که گوشواره از گوشش به زمین افتاد...»[۱۳]

آن چه بیان شد و قلم با صد شرمساری آن را بر صفحه کاغذ آورد،تنها گوشه‏هایی از ستم هایی است که بر آن بانوی دو جهان رفته است.[۱۴]

۱- شرح نهج البلاغه، ج۲، ص۶۰.
۲- سید مرتضی، تلخیص شافی، ج۳، ص۷۶، تلخیص شیخ طوسی.
۳- اثبات الوصیة، مسعودی، (چاپ بیروت) ص۱۵۳ و در برخی چاپها ص ۲۳ ـ ۲۴.
۴- الملل و النحل، عبدالکریم شهرستانی، ج۱، ص۵۷.
۵- اَلفرقُ بین الفرق، عبدالقاهر الاسفرائینی، ص۱۰۷.
۶- الوافی بالوفیات، صفدی، ج۵، ص۳۴۷ ر.ک: سفینة البحار، شیخ عباس قمی، ج۲،ص۲۹۲.
۷- الامامة والخلافة، مقاتل بن عطیة، ص۱۶۰ ـ ۱۶۱.
۸- شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، ج۱۴، ص۱۹۳/ ر.ک: زندگی علی علیه‏السلام ،ص۲۵۲.
۹- شرح نهج البلاغه، ج۲، ص۲۱.
۱۰- سه نفر از راویان اهل سنت، از امامان شیعه علیهم‏السلام روایت نقلنموده‏اند که علمای شیعه آنان را ثقه می‏دانند و به سخن آنان اطمینان دارند وروایات آنها را می‏پذیرند: سَکُونی؛ نَوْفِلی؛ خَلُوقی.
۱۱- شجره طوبی، محمدمهدی حائری، ص۴۱۷، (منشورات شریف رضی).
۱۲- بحار الانوار، ج۴۳، ص۱۷۰.
۱۳- بحار الانوار، ج۳۰، ص۲۹۳، (چاپ جدید)؛ ج۸، ص۲۳۰، (چاپ قدیم) و ریاحینالشریعة، ج۱، ص۲۶۷.
[۱۴]کتاب "الهجوم علی بیت فاطمه"، حسین غیب غلامی، در این باره روایات مربوطه را خوب بررسی کرده است.


کلمات کلیدی: حضرت زهرا (س) ، شهادت ، اهل سنت



طبقه بندی: ائمه اطهار احادیث قرآن کریم،
برچسب ها: حضرت زهرا (س) چگونه به شهادت رسید؟!،

تاریخ : 12 اسفند 95 | 07:23 | نویسنده : خیریه امام سجاد علیه السلام imamsajjad@ خیریه | نظرات

تطابق زمانی عاشورای سال 95 با عاشورای سال 61 هجری!

تطابق زمانی عاشورای سال 95 با عاشورای سال 61 هجری!


واقعه مهم عاشورای سال 61 هجری که در نهایت شهادت امام حسین علیه السلام و به اسارت رفتن اهل بیت ایشان را به همراه داشت، با تاریخ محرم سال 95 شمسی تطابق دارد. در این خصوص، تبیان مصاحبه ای اختصاصی با جناب آقای علی اکبر نیّری- کارشناس مرکز تقویم موسسه ژئوفیزیک دانشگاه تهران انجام داده است.

مصاحبه از: محمد باعزم- بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان
تطابق عاشورا با سال هجری

طول متوسط هر ماه قمری حدود 29.530589 روز یا 29 روز و 12 ساعت و 44 دقیقه و 3 ثانیه است؛ بنابراین طول هر سال قمری که از 12 ماه قمری تشکیل شده، به طور متوسط 354.367068 روز است که به عبارت دیگر می شود 354 روز و 8 ساعت و 48 دقیقه و 35 ثانیه.
هر سال شمسی نیز به طور متوسط 365.242198 روز دارد یا به بیان دقیق تر، 365 روز و 5 ساعت و 48 دقیقه و 45 ثانیه، بنابراین اختلاف هر سال شمسی و قمری برابر خواهد بود با 10.87513 روز یا به بیان دقیق تر، 10 روز و 21 ساعت و 11 ثانیه.
برای آن که سالگرد قمری و شمسی یک پدیده دوباره بر هم منطبق شود، تعداد روزهای گذشته از آن پدیده باید مضرب صحیحی از طول سال قمری و شمسی باشد. محاسبات نشان می دهد که بعد از گذشت 168، 403، 571، 806، 974، 1209و1377 سال قمری، تعداد روزهای گذشته با دقت خوبی معادل تعداد صحیحی سال شمسی خواهد بود و دو تقویم با اختلاف کمتر از 1 روز دوباره بر یکدیگر منطبق می شوند. اختلاف بین سال های نام برده شده به ترتیب عبارت است از 168، 235، 168، 235، 168، 235 و 168 که الگویی منظم است. بنابراین می توان گفت هر 168 سال و 235 سال (به طور یکی در میان)، تقویم قمری و شمسی با اختلاف کمتر از 1 روز بر هم منطبق می شوند.

واقعه عاشورای سال 61 هجری قمری، در پاییز آن سال اتفاق افتاده است. البته ممکن است با یک روز جابجایی این محاسبه صورت گرفته باشد اما دقت محاسباتی بسیار زیاد است. و این جابجایی به دلیل استانداردهای موجود الان و تفاوت آن با گذشته است.

- نحوه محاسبه این موضوع چگونه است؟

شرایط رویت هلال سال 61 قمری یا سال 59 هجری شمسی که مطابق با همان سال است را بررسی می کنیم و براساس اینکه رویت هلال چه مکانی برای ما دارای اهمیت است، به عنوان مثال، مکه و مدینه یا کوفه یا کربلا و... به محاسبه آن می پردازیم. ضمن اینکه پارامتر های رویت هلال در آن زمان با شرایط فعلی متفاوت است زیرا آن زمان، تلسکوپی وجود نداشته است و شرایط با چشم غیر مسلح را برای آن زمان در نظر بگیریم و امروزه از تلسکوپ برای رویت هلال ماه استفاده می گردد، با مجموع این شرایط و پارامترهایی که در ادامه توضیح می دهم، این محاسبه صورت می گیرد.

- پارامتر دلتا تی چیست؟

اختلاف بین زمان زمینی (Terrestrial Time) و زمان جهانی(Universal Time ). این اختلاف در حال حاضر در حدود یک دقیقه است و با آهنگ 2 ثانیه در هر 3 سال افزایش می یابد. این اختلاف ناشی از نا منظم بودن آهنگ چرخش محوری زمین است و در مجموع آشکار شده که دارای بی نظمی های مشخصی است و در حال کم شدن می باشد. زمان جهانی با توجه به زمان نجومی به چرخش زمین بستگی دارد اما زمان زمینی طبق روابط دینامیکی اجرام در منظومه شمسی تعریف می شود.

این پارامتر برای آن زمان به دقت مشخص نیست بنابراین این محاسبه به آن پارامتر نیز بستگی دارد پس با قطع و یقین این موضوع را نمی توان گفت اما محاسبه های انجام شده دارای دقت بسیار زیاد هستند و ضریب خطا در آن بسیار کم است. بعد از آن هلال امسال نیز رویت می شود که باز هم این رویت هلال بستگی به مکان رویت دارد ممکن است برای تهران بررسی شود یا عراق و... مجموع این موضوعات به اثبات می رساند که این تطابق واقعی و با حداکثر یک روز اختلاف است.

- اعداد و ارقام محاسباتی چه چیزی به ما می گویند؟

با توجه به طول سال قمری و شمسی، 1377 سال قمری میانگین با دقت بسیار زیادی با 1336 سال شمسی میانگین معادل است. واقعه عاشورا سال 59 هجری شمسی و 61 هجری قمری و روز و ماه همان سال نیز به همین منوال بوده است. اگر ما به سال 61 هجری قمری، 1377 سال اضافه کنیم، نتیجه آن می شود 1438 قمری که آغاز آن با شروع ماه محرم همراه است. به عدد 59 هجری شمسی نیز عدد 1336 اضافه شود، نتیجه آن سال 1395 می شود، لذا واقعه عاشورا در سال 61 قمری دقیقا مطابق می شود با سال 1395 هجری شمسی که ما امسال در آن هستیم.

هر 168 سال و 235 سال (به طور یکی در میان)، تقویم قمری و شمسی با اختلاف کمتر از 1 روز بر هم منطبق می شوند.

- بنابراین واقعه عاشورا، بایستی در پاییز سال 61 قمری اتفاق افتاده باشد؟

بله دقیقا، یعنی واقعه عاشورای سال 61 هجری قمری، در پاییز آن سال اتفاق افتاده است. البته ممکن است با یک روز جابجایی این محاسبه صورت گرفته باشد اما دقت محاسباتی بسیار زیاد است. و این جابجایی به دلیل استانداردهای موجود الان و تفاوت آن با گذشته است. به عنوان مثال، رویت هلال ماه در حال حاضر، با تلسکوپ قابل قبول است اما در گذشته اینگونه نبوده است. همچنین ملاک را از مکه یعنی زمانی که حضرت سفر خود را شروع کرده اند قرار دهیم یا زمانی که به کربلا رسیده اند و... که مجموع آنها نتیجه ای است که عرض شد.
همچنین بررسی های که در گذشته انجام شد نشان داد که واقعه عاشورا در روز سه شنبه یا چهارشنبه سال 59 شمسی است. یعنی 20 یا 21 مهرماه سال 59 شمسی، بنابراین با این محاسبه، روز عاشورا در سال 61 قمری نیز در 10 محرم، سه شنبه یا چهارشنبه بوده است.

- آیا شروع سال قمری در گذشته نیز همان محرم بوده است؟

من با اطمینان در این مورد نمی توانم بگویم اما تا جایی که اطلاع دارم بله همینطور بوده است. عرب جاهلیت براساس سنت یهود که در تقویم خود، (نَسئ) داشته اند، اقدام می کرده اند. براساس تقویم یهود که در آن (نَسئ) دارند که البته بعدها توسط اسلام نهی شد، ماه های آنها قمری و سال آنها شمسی می شود. یعنی سال آنها مانند قمری نمی چرخد و به عنوان مثال، رمضان آنها همواره در یک فصل قرار دارد و چون مسلمانان (نَسئ) را ندارند پس سال آنها می چرخد. حال از چه زمانی این معیار سال بوجود آمده است، نیازمند اطلاعات و مطالعات وسیع تاریخی اسلام است.




طبقه بندی: مناسبتها ، ائمه اطهار احادیث قرآن کریم،
برچسب ها: تطابق زمانی عاشورای سال 95 با عاشورای سال 61 هجری!،

تاریخ : 6 مهر 95 | 19:40 | نویسنده : خیریه امام سجاد علیه السلام imamsajjad@ خیریه | نظرات

كرامات و مناقب امام جواد علیه السلام

كرامات و مناقب امام جواد علیه السلام


فضایل امام جواد علیه السلام, کرامات امام جواد(ع),امام جواد(ع)

امام جواد(ع) اولین رهبر الهى است كه در میان امامان شیعه در خردسالى به امامت رسید

 

كرامات و مناقب امام جواد علیه السلام

در زندگی امامان معصوم(ع) مواردی خارق العاده در كتاب های حدیثی نقل شده است كه علما و متكلمان شیعی از آن ها تحت عنوان «كرامات، معجزات، مناقب و نشانه»های امامت یاد كردند. چنان كه شیخ مفید ره، در كتاب گران قدر «الارشاد» تحت عنوان «طرف من الاخبار عن مناقب ابی جعفر علیه السلام و دلایله و معجزاته» این موارد را نقل كرده است. در این میان، موارد خارق العاده و كرامات بیشتری از امامان متأخر به ویژه امام جواد(ع) و امام هادی(ع) در كتاب های حدیثی روایت شده است. به گونه ای كه بیش از ١٥ كرامت از امام جواد(ع) در كتاب ها نقل شده است.

 

این در حالی است كه در كتاب «مسندالجواد» علامه عطاردی تنها ٢٥٠ حدیث از امام جواد(ع) روایت شده است. استاد عطاردی در اقدامی ارزشمند و كم نظیر، طی چندین مجلد، روایات و اخباری كه از هر یك از امامان نقل شده است را با عنوان «مسندالامام...» جمع آوری و منتشر كرده است.

 

تفاوت كرامت و معجزه
در كتاب های كلامی كم و بیش به تفاوت كرامت و معجزه اشاره و گفته شده است كه معجزه در مفهوم خاص به انجام عملی خارق العاده از سوی پیامبر برای اثبات نبوت و صدق رسالت به كار می رود. در حقیقت معجزه دلیل تصدیق ارتباط پیامبر با خدا و عالم غیب است. اما كرامت عملی غیرعادی است كه انجام دهنده آن را برای اثبات ادعای نبوت یا امامت به كار نمی برد. به همین خاطر شیعه برای اثبات امامت ائمه(ع) به تصریح امام پیشین و مانند آن استناد می كند و از طریق پاسخ گویی امام به پرسش های دینی، برخورداری پاسخ دهنده را از علم الهی(علم لدنی) كه از آن در ادبیات روایی به «محدث» بودن تعبیر شده، می آزماید.

 

هر چند متكلمان برای امور خارق العاده ای كه گاه از امامان سرزده نیز، واژه «معجزه» را به كار برده اند. نكته دیگر این كه واژه كرامات هم به برخی كارهای خارق العاده اولیای الهی اطلاق شده است اما تفاوتی كه بین كرامات امامان(ع) با كرامت بزرگان زهد و تقوا ذكر شده، آن است كه گفته اند، كرامات ائمه(ع) با اذن خدا در اختیار آنان است و هرگاه اراده كنند می توانند كرامتی را از خود بروز دهند، اما ظهور كرامات از سوی عارفان حقیقی و اولیا و ابرار به طور اتفاقی و در مواقع خاص اتفاق می افتد.

 

اعجاز علمی امام جواد (ع)
با آن كه امام جواد(ع) در امر امامت بی رقیب بود (چون امام رضا(ع) فرزند دیگری نداشت) و امام رضا(ع) هم به جانشینی فرزندش امام جواد(ع) تصریح كرده و كوشیده بود استبعاد و شگفتی شیعیان را نسبت به امامت جوادالائمه از طریق تمسك به آیات اعطای نبوت به عیسی(ع) در خردسالی برطرف و زمینه باور شیعیان را به امامت ایشان فراهم كند، با این همه پس از شهادت حضرت ثامن الحجج(ع) جمعی از بزرگان شیعه در بغداد گردهم آمدند و درباره امامت امام جواد(ع) به مشورت پرداختند. این گردهمایی نشان می داد كه پذیرش امامت امام محمدتقی در سن ٧ یا ٨ سالگی، برای برخی از شیعیان دشوار بوده است.

 

در نتیجه همین شك و تردیدها بود كه گروهی را به سوی «واقفیه» سوق داد و علمای شیعه را به سفر به مدینه و پرس و سوال از امام جواد(ع) واداشت. كتاب كافی از علی بن ابراهیم از پدرش نقل می كند كه گفت: گروهی از شیعیان از شهرهای دور آمدند و از امام جواد(ع) اجازه تشرف گرفتند و خدمت آن حضرت رسیدند و در یك مجلس صدها مسئله از او پرسیدند و حضرت به آن ها جواب گفت و در آن زمان ١٠ ساله بود. (كافی ج ٢ ص ٤٢٠-٤١٩) پس از این پرسش و پاسخ ها بود كه شیعیان متحیر به اطمینان قلبی و به این باور رسیدند كه امام كسی نیست جز جوادالائمه(ع).

 

راوی می گوید: خدمت ابی جعفر امام محمدتقی(ع) رسیدم و درباره موضوعاتی با او مناظره كردم سپس فرمود: ای ابا علی! (كنیه راوی) شك و تردید از میان رفت. پدرم جز من فرزندی ندارد. (كافی ج ٢ ص ١٠٤) هم چنین كلینی در كتاب خود «كافی» روایتی را نقل كرده است كه روزی عموی امام رضا(ع) علی بن جعفر(ع) در مسجدالنبی(ص) درس می داد و احادیثی را كه از برادرش امام كاظم(ع) شنیده بود، برای شاگردان روایت می كرد. در این حال امام جواد(ع) به مسجدالنبی(ص) وارد شد.

 

عموی امام رضا(ع) كه سن و سالی از او گذشته بود تا چشمش به امام جواد(ع) افتاد، بی درنگ از جا بلند و بدون آن كه كفش و عبای خود را بپوشد به سمت ورودی مسجد رفت و دست امام جواد(ع) را بوسید و به آن حضرت ادای احترام كرد. امام به او فرمود: ای عمو! بنشین. خدایت رحمت كند، او گفت: آقای من! چگونه من بنشینم و تو ایستاده باشی؟! هنگامی كه علی بن جعفر به محلی كه درس می داد برگشت، اصحاب و شاگردانش او را سرزنش كردند كه چرا با این كه او عموی پدر امام جواد(ع) است و بسیار بزرگ تر از او از نظر سن، با این حال چنین نسبت به امام رفتار كرده است؟

 

او در پاسخ ریش خود را در دست گرفت و به آنان عتاب آلود، گفت: خاموش باشید اگر خدای عز و جل این ریش سفید را سزاوار(امامت) ندانست و این كودك را سزاوار دانست و به او چنان مقامی داد، آیا من باید فضیلت او را انكار كنم؟! پناه بر خدا از سخن شما... (همان جا ص٧-١٠٦)

 

کرامات امام جواد(ع),فضایل امام جواد علیه السلام,امام جواد(ع)

امام جواد(ع) در سن هفت سالگى بعد از شهادت پدر بزرگوارش به مقام امامت رسید

 

شیخ مفید هم در «ارشاد» از خوشحالی و مسرت مأمون از علم و دانش امام (ع) درخردسالی سخن گفته و نوشته است به همین خاطر تصمیم گرفت دخترش ام الفضل را به همسری آن حضرت در آورد. اما عباسی ها بر تصمیم او خرده گرفتند و بهانه آوردند كه امام(ع) هنوز خردسال است و به سرحد معرفت و كمال نرسیده است.

 

این جا بود كه قرار شد جلسه مناظره ای بین امام(ع) و قاضی القضاة مأمون، یحیی بن اكثم در دربار برگزار شود. این مناظره برپا شد و یحیی چنان از پاسخ دقیق امام متعجب شد كه هاج و واج ماند و از شرمندگی عرق سراسر صورتش را فرا گرفت و آثار درماندگی در او آشكار شد و زبانش به لكنت افتاد، چنان كه حاضران متوجه درماندگی او شدند و شكست او و عظمت امام (ع) را به چشم خود مشاهده كردند.

 

امام (ع) از دل مردم آگاه است
هنگامی كه مراسم عروسی انجام شد، شخصی به نام محمدبن علی هاشمی نقل كرده است كه من بامداد روز بعد نخستین كسی بودم كه برای تهنیت خدمت امام جواد(ع) رسیدم و چون در آن شب دوایی خورده بودم به شدت تشنه بودم و نمی خواستم از امام آب طلب كنم.


امام(ع) به چهره من نگاه كرد و گفت: به گمانم تشنه ای؟ گفتم: آری، دستور داد آب بیاورند، با خودم گفتم: اكنون آبی مسموم می آورند به این خاطر اندوهگین شدم. در این حال خدمتكار آب آورد. حضرت كه گویی فكر مرا خوانده بود، با حالتی متبسم و خندان به صورتم نگاه كرد و فرمود: ای غلام آب را به من بده، آن را گرفت و آشامید، سپس به من داد. من هم آشامیدم. باز تشنه شدم و دوست نداشتم آب بخواهم، امام این مرتبه هم مانند بار اول رفتار كرد.
راوی می گوید: محمدبن علی هاشمی به من گفت: گمان می كنم امام جواد(ع) چنان كه شیعیان درباره او اعتقاد دارند از دل مردم آگاه است. (كافی ج٢ ص ٤١٩ و ارشاد ص ٦٣١)

 

نامه های بی آدرس
داود جعفری می گوید: حضور امام جواد(ع) شرفیاب شدم و سه نامه بی آدرس همراه من بود كه بر من مشتبه شده بود و نمی دانستم به چه شخصی آن ها را برسانم. به همین خاطر ناراحت بودم. حضرت یكی از آن ها را برداشت و فرمود: این نامه زیاد بن شبیب است. دومی را برداشت و فرمود: این نامه فلانی است.

 

من مات و مبهوت شدم حضرت لبخندی زد و صاحب نامه سوم را هم فرمود. آن گاه ٣٠٠ دینار به من داد و امر كرد آن را به یكی از پسرعموهایش بدهم و فرمود: آگاه باش كه او به تو خواهد گفت: مرا به پیشه وری راهنمایی كن تا با این پول از او كالایی بخرم، تو او را راهنمایی كن. داود جعفری می گوید: من دینارها را نزد او بردم و او از من خواست تا پیشه وری را به او معرفی كنم تا از او كالا بخرد و چنان شد كه امام فرموده بود. داود جعفری نیز نقل كرده است، ساربانی از من تقاضا كرده بود، به آن حضرت بگویم او را نزد خود به كاری بگمارد.


من خدمت حضرت رفتم تا درباره او با امام جواد(ع) صحبت كنم دیدم غذا می خورد و جماعتی نزد امام هستند، فرصت نشد با آن حضرت سخن بگویم. حضرت فرمود: ای اباهاشم! بیا غذا بخور و پیش من غذا گذاشت. آن گاه بدون آن كه من بپرسم فرمود: ای غلام! ساربانی را كه ابوهاشم آورده نزد خود نگه دار.

 

كرامات و مناقب اهل بیت(ع) بسیار بیشتر از آن چیزی است كه در كتاب ها نقل شده است. این موارد تنها گوشه هایی را از جایگاه رفیع آنان بازگو می كند، جایگاهی كه به درستی در زیارت جامعه كبیره تبیین شده است. امام هادی(ع) در زیارت جامعه شأن امام(ع) در عالم هستی را در جمله جمله آن بیان كرده است. آن جایی كه فرموده است: بكم فتح ا... و بكم یختم، بكم ینزل الغیث و یكشف الهم...


همین عظمت علمی و جایگاه رفیع بود كه بنا به روایات نتوانستند امام جواد(ع) را تحمل كنند و آن حضرت را در زمان معتصم عباسی به شهادت رساندند. بدون شك تأمل در كرامات می تواند شناخت ما را نسبت به ائمه(ع) عمیق تر و عواطف و احساس ما را به آنان بیشتر كند و اگر این كار با تحلیل و تحقیق همراه شود، زوایای جدیدی از زندگی امامان را برای ما روشن خواهد كرد و تصویر كامل تری از امام در ذهن ما ترسیم خواهد شد.
منبع: khorasannews.com




طبقه بندی: ائمه اطهار احادیث قرآن کریم، مناسبتها ،
برچسب ها: كرامات و مناقب امام جواد علیه السلام،
دنبالک ها: خیریه امام سجادعلیه السلام،

تاریخ : 11 شهریور 95 | 16:56 | نویسنده : خیریه امام سجاد علیه السلام imamsajjad@ خیریه | نظرات

اندر فضیلت تلاوت سوره «واقعه»

اندر فضیلت تلاوت سوره «واقعه»

سوره واقعه,فضیلت سوره واقعه,معنی سوره واقعه,ختم سوره واقعه

سوره «واقعه» چنان که از نامش پیدا است، از قیامت و ویژگی هاى آن سخن مى گوید، و این معنى در تمام آیات 96 گانه سوره، مسأله اصلى است .

محتواى سوره واقعه

در «تاریخ القرآن» از «ابن ندیم» نقل شده: سوره «واقعه» چهل و چهارمین سوره اى است که بر پیغمبر اکرم(صلى الله علیه وآله) نازل شد، قبل از آن سوره «طه»، و بعد از آن «شعراء» بوده است.

این سوره، همان گونه که از لحن آن پیدا است، و مفسران نیز تصریح کرده اند، در «مکّه» نازل شده است، هر چند بعضى گفته اند آیات 81 و 82 در «مدینه» نازل گردیده، ولى، دلیلى براى این گفته در دست نیست، و نشانه اى در آیات مزبور بر این ادعا وجود ندارد.

سوره «واقعه» چنان که از نامش پیدا است، از قیامت و ویژگی هاى آن سخن مى گوید، و این معنى در تمام آیات 96 گانه سوره، مسأله اصلى است، اما از یک نظر مى توان محتواى سوره را در هشت بخش خلاصه کرد:

1 ـ آغاز ظهور قیامت و حوادث سخت و وحشتناک مقارن آن.

2 ـ گروه بندى انسانها در آن روز، و تقسیمشان به «اصحاب الیمین» و «اصحاب الشمال» و «مقرّبین».

3 ـ بحث مشروحى از «مقامات مقربین» و انواع پاداشهاى آنها در بهشت.

4- بحث مشروحى درباره گروه دوم، یعنى «اصحاب الیمین» و انواع مواهب الهى بر آنها.

5 ـ بحث قابل ملاحظه اى درباره «اصحاب الشمال» و مجازاتهاى دردناک آنها در دوزخ.

6 ـ ذکر دلائل مختلفى پیرامون مسأله معاد از طریق بیان قدرت خداوند، و خلقت انسان از نطفه ناچیز، و تجلّى حیات در گیاهان، و نزول باران، و فروغ آتش، که در ضمن نشانه هائى از توحید نیز محسوب مى شود.

7 ـ ترسیمى از حالت احتضار و انتقال از این جهان به جهان دیگر که، آن خود نیز از مقدمات رستاخیز است.

8 ـ نظر اجمالى دیگرى روى پاداش و کیفر مۆمنان و کافران، و سرانجام سوره را با نام پروردگار عظیم پایان مى دهد.(تفسیر نمونه، ج 23، ص 205)

فضیلت تلاوت سوره واقعه

در فضیلت تلاوت سوره واقعه، روایات زیادى در منابع اسلامى ذکر شده است، از جمله در حدیثى از رسول خدا(علیه السلام) مى خوانیم: مَنْ قَرَأَ سُورَةَ الْواقِعَةِ کُتِبَ لَیْسَ مِنَ الْغافِلِیْنَ: «کسى که سوره واقعه را بخواند، نوشته مى شود که این فرد از غافلان نیست».

چرا که آیات سوره، آنقدر تکان دهنده و بیدارکننده است که، جائى براى غفلت انسان باقى نمى گذارد.

به همین دلیل در حدیث دیگرى از پیامبر(صلى الله علیه وآله)مى خوانیم: وقتى از آن حضرت سۆال کردند: چرا با این سرعت آثار پیرى در چهره مبارک شما ظاهر شده است؟

در پاسخ فرمود: شَیَّبَتْنِی هُودُ، وَ الْواقِعَةُ، وَ الْمُرْسَلاتُ، وَ عَمَّ یَتَسائَلُونَ: «سوره هاى هود، و واقعه، و مرسلات و عمّ مرا پیر کرد»! (;چرا که در این سوره ها اخبار تکان دهنده اى از قیامت و رستاخیز و حوادث هولناک و مجازات مجرمان آمده، همچنین داستانهاى تکان دهنده اى از سرگذشت اقوام پیشین و بلاهائى که بر آنها نازل شد و نیز دستور به استقامت و پایدارى).

 

در حدیث دیگرى از امام صادق(علیه السلام) مى خوانیم: مَنْ قَرَأَ فِی کُلِّ لَیلَةِ جُمْعَة الْواقِعَةَ أَحَبَّهُ اللّهُ، وَ أَحَبَّهُ إِلَى النّاسِ أَجْمَعِیْنَ، وَ لَمْ یَرَ فِى الدُّنْیا بُۆْساً أَبَداً، وَ لافَقْراً وَ لافاقَةً وَ لاآفَةً مِنْ آفاتِ الدُّنْیا، وَ کانَ مِنْ رُفَقاءِ أَمِیْرِ الْمُۆْمِنِینَ(علیه السلام):

هر کس سوره واقعه را در هر شب جمعه بخواند، خداوند او را دوست دارد، و نزد همه مردم محبوبش مى کند، هرگز در دنیا ناراحتى نمى بیند، فقر و فاقه و آفتى از آفات دنیا دامنگیرش نمى شود، و از دوستان امیر مۆمنان على(علیه السلام) خواهد بود».

در حدیث دیگرى آمده است: «عثمان بن عفان» به عنوان عیادت وارد بر «عبد الله بن مسعود» شد، ـ در همان بیمارى که با آن از دنیا رفت ـ

پرسید: از چه ناراحتى؟

گفت: از «گناهانم».

گفت: چه میل دارى؟

گفت: رحمت پروردگارم!

گفت: اگر موافق باشى طبیب براى تو بیاوریم؟

گفت: طبیب بیمارم کرده.

گفت: اگر مایل باشى، دستور دهم عطاى تو را از بیت المال بیاورند.

گفت: آن روز که نیازمند بودم به من ندادى و امروز که بى نیازم به من مى دهى؟!

گفت: مانعى ندارد براى دخترانت باشد.

گفت: آنها هم نیازى ندارند; چرا که من سفارش کردم سوره «واقعه» را بخوانند، من از رسول خدا(صلى الله علیه وآله) شنیدم مى فرمود: مَنْ قَرَأَ سُورَةَ الْواقِعَةِ کُلَّ لَیْلة لَمْ تُصِبْهُ فاقَةٌ أَبَداً: «هر کس سوره واقعه را هر شب بخواند، هرگز فقیر نخواهد شد».

و به همین دلیل، در روایت دیگرى سوره «واقعه» سوره «غنى» نامیده شده است.

روشن است، تنها نمى توان با لقلقه زبان، این همه برکات را در اختیار گرفت، بلکه باید به دنبال تلاوت، فکر و اندیشه، و به دنبال آن، حرکت و عمل باشد.( تفسیر نمونه، جلد 23، صفحه 206)

قیامت و سوره واقعه از رسول گرامی اسلام صلی الله علیه وآله وسلم روایت شده: هر كس این سوره را قرائت نماید نوشته می شود كه او از گروه غافلان نیست.

از امام باقر علیه السلام روایت شده: هر كس هر شب پیش از خواب سوره واقعه را قرائت كند در حالی خداوند را دیدار می كند كه چهره اش مانند ماه شب چهاردهم می درخشد. امام صادق علیه السلام فرمودند: هر كس به بهشت و ویژگی های آن مشتاق است سوره واقعه را قرائت كند.

امام صادق علیه السلام فرمودند: هر كس در هر شب جمعه سوره واقعه را بخواند خداوند وی را دوست بدارد و نیز دوستی او را در دل همه مردم اندازد و در طول عمرش در این دنیا بدبختی و تنگ دستی نبیند و آسیبی از آسیبهای دنیا به او نرسد و از همدمان امیرالمۆمنین علیه السلام باشد و این سوره خصوصیتی نسبت به امیرالمۆمنین علیه السلام دارد كه دیگران با وی در آن شریك نیستند.

 

منابع :

سایت حوزه

سایت مطهر

 




طبقه بندی: ائمه اطهار احادیث قرآن کریم،
برچسب ها: اندر فضیلت تلاوت سوره «واقعه»،
دنبالک ها: خیریه امام سجادعلیه السلام،

تاریخ : 28 مرداد 95 | 16:00 | نویسنده : خیریه امام سجاد علیه السلام imamsajjad@ خیریه | نظرات

حضرت زهرا(س) در عالم برزخ از چه کسانی پرستاری می‌کند

شیخ صدوق به نقل از امام صادق(ع) می‌گوید: هنگامی که کودکی از مؤمنان از دنیا می‌رود، اگر پدر یا مادر یا مؤمنی از خویشاوندانش مرده باشد، او را برای پرستاری به آنان می‌سپارند. در غیر این‌ صورت، حضرت فاطمه از او پرستاری می‌کند.
خبرگزاری فارس: حضرت زهرا(س) نزد مسلمانان برترین و والامقام‌ترین بانوی جهان در تمام قرون و اعصار است. این عقیده بر گرفته از مضامین احادیث نبوی است. این دسته از احادیث، اگر چه از لحاظ لفظی دارای تفاوت هستند، اما مضمونی واحد دارند. در یکی از این گفتارها (که البته مورد اتفاق مسلمانان، اعم از شیعه و سنی است)، رسول اکرم (ص) می‌فرمایند: «فاطمه سرور زنان جهانیان است».

اگر چه بنابر نص آیه شریفه قرآن، حضرت مریم برگزیده زنان جهانیان معرفی شده و در نزد مسلمانان دارای مقامی بلند و عفت و پاکدامنی مثال‌زدنی بوده و از زنان برتر جهان معرفی شده است، اما ایشان برگزیده‌ زنان عصر خویش بوده است در حالی که علوّ مقام حضرت زهرا (س) تنها محدود به عصر حیات آن بزرگوار نیست و در تمامی اعصار جریان دارد.

آنچه در ادامه می‌خوانیم به بررسی و تبیین فرموده حضرت رسول(ص) مبنی بر «سیدة النساء العالمین» می‌پردازد که برگرفته از کتاب «دانشنامه فاطمی» تألیف آیت‌الله علی‌اکبر رشاد انتخاب شده است.

«آخرت» در مقابل «دنیا»، مؤنث آخر در مقابل اول و به معنای پایان و پسین است و به عوالم پس از مرگ اطلاق می‌شود و بیش‌تر به معنای جهان ابدی است که با معاد شروع و به بهشت و دوزخ ختم می‌شود.

همه فرق اسلامی، بلکه همه ادیان الهی، درباره اصل وقوع معاد و وجود جهان پس از دنیا اتفاق‌نظر دارند، گرچه درباره چگونگی وقوع آن، به‌ویژه در چگونه زنده شدن انسان‌ها، اختلاف‌نظر هست. طبق باورهای اسلامی، انسان‌ها پس از مرگ، مدتی در عالم برزخ می‌مانند تا قیامت و حسابرسی فرا برسد و هرکس، بنا بر کارنامه‌اش، به بهشت یا جهنم برده شود تا در آن حیات ابدی یابد. هرچند پس از مردن، ارتباط انسان به‌طور کامل از جهان مادی قطع نمی‌شود و گاه از دنیا باخبر می‌شود یا در دنیای زندگان حضور می‌یابد.

بر اساس برخی احادیث، پیامبر اکرم(ص) و اهل‌بیت(ع) در عالم برزخ مقامی ویژه و بر احوال دنیا اشراف دارند و در روز قیامت نیز به شیعیان خود توجه خاص می‌کنند.

حضرت فاطمه(س) در برزخ: درباره زندگی برخی حضرت فاطمه(س)، روایات بسیاری وارد شده که حاکی از شأن و جایگاه ایشان در برزخ است:

هم‌جواری با پیامبر(ص): از طریق شیعه و اهل سنت، چندین روایت نقل شده که برخی از آنها دارای سندهای متعدد است و طبق آنها، فاطمه کمی پیش از رحلت پیامبر(ص) در کنار بستر ایشان بی‌تابی می‌کرد و پیامبر(ص) به وی مژده داد که تو اولین نفر از اهل‌بیت(ع) من هستی که به من ملحق خواهی شد.

آگاهی از حال زندگان: طبق باورهای دینی، پیامبر اکرم(ص) و اهل‌بیت(ع) و حتی اولیای خدا، در عالم برزخ از احوال زندگان آگاهی دارند. از آیه 169 و 170 سوره آل‌عمران برمی‌آید که شهیدان راه خدا، پس از قطع زندگی جسمانی، از حیاتی دیگر در منزلی عالی‌تر برخوردارند و از وضع نیکوی مؤمنان دنیا آگاه‌اند. شیخ مفید نیز، به استناد همین آیات، معتقد است بعد از وفات رسول خدا(ص) و امامان(ع)، چیزی از احوال شیعیانشان در دنیا بر ایشان مخفی نمی‌ماند، زیر خداوند پی‌درپی آنان را از احوال شیعیان آگاه می‌سازد. آنان صدای کسانی را که در مشاهد گرامی‌شان یا از راه دور با ایشان مناجات می‌کنند، می‌شنوند و این توانایی به‌واسطه حقیقتی لطیف و غیبی از جانب خداوند است.

شیخ مفید به حدیثی از رسول خدا(ص) استشهاد کرده است که هر کس کنار قبر پیامبر(ص) بر ایشان سلام کند، حضرت(ص) سلام او را می‌شنود. حتی کسانی که از راه دور بر پیامبر(ص) سلام می‌کنند، سلامشان به ایشان ابلاغ می‌شود. وی در روایتی دیگر یادآور شده است که پیامبر(ص) خدا پس از رحلت درودهایی را که نثارش می‌شود، می‌شنود که نشان‌دهنده حیات رسول خدا(ص) نزد خدای تعالی است. ائمه هدی(ع) نیز سلام سلام‌کنندگان از نزدیک را می‌شنوند و سلام‌های از دور به ایشان ابلاغ می‌شود. حضرت فاطمه(س)، چه در زمان حیات آنان چه بعد از وفاتشان، موجب واجب شدن بهشت بر انسان می‌شود.

بر این اساس، علما زیارت حضرت فاطمه(س) را همچون دیگر معصومان پس از شهادت ایشان و سلام بر ایشان و توسل به ایشان را مستحب می‌دانند و بر آن‌اند که ایشان از آن آگاه می‌شوند.

یکی از موضوعاتی که بر حیات برزخی حضرت فاطمه و اشراف ایشان بر وقایع دنیا دلالت می‌کند، عنایت ایشان به زائران امام حسین(ع) نظر دارد، نزد آنان حاضر می‌شود و برای ایشان دعا و طلب آمرزی می‌کند.

حضور بر بالین محتضر: بسیاری از روایات، گویای این حقیقت است که حضرت فاطمه(س)، به همراه پدر و همسر و دو فرزندش امام حسن(ع) و امام حسین(ع) و فرشتگان مقرب، بر بالین مؤمنان محتضر، حاضر می‌شود و مؤمنان نیز به‌محض آنکه حجاب دنیا از جلوی چشمانشان کنار می‌رود، آنان را بر بالین خود حاضر می‌یابند و غرق سرور می‌شوند. از برخی روایات نیز برمی‌آید که این دیدار تنها مخصوص مؤمنان نیست، بلکه همه انسان‌ها چنین تجربه‌ای را در لحظه مرگ خواهند داشت، اما با توجه به ایمان و عملکردشان در دنیا، نتایج مختلفی از این دیدار نصیب آنان می‌شود؛ به‌گونه‌ای که براثر این دیدار، در چشمشان احساس خنگی یا داغی یا سوزش می‌کنند.

سرپرستی اطفال مؤمنان: یکی از شئونی که در اخبار به حضرت فاطمه(س) نسبت داده شده و بیانگر گستردگی سایه محبت ایشان به شیعیان خویش است، سرپرستی و تربیت اطفال متوفای مؤمنان شیعه در عالم برزخ است. آیه 21 سوره مبارکه «طور» بیانگر این است که فرزندان مؤمنان که در ایمان از پدر و مادر خویش پیروی کرده‌اند، به آنان خواهند پیوست.

روایاتی که در ذیل این آیه آمده است، نشان می‌دهد خداوند متعال، برای خوشحال کردن مؤمنانی که کودکان خود را از دست می‌دهند، آن کودکان را بدون آزمایش به والدین مؤمن‌شان ملحق می‌سازند، اما در مورد دیگر اطفال، آنان را در عرصه قیامت آزمایش می‌کند و تنها در صورت توفیق در امتحان، وارد بهشت می‌گرداند. بر اساس نقل شیخ صدوق از امام صادق(ع) هنگامی‌که کودکی از مؤمنان از دنیا می‌رود، اگر پدر یا مادر یا مؤمنی از خویشاوندانش مرده باشد، او را برای پرستاری به وی می‌سپارند. در غیراین‌صورت، تا زمانی که پدر یا مادر یا یکی از خویشاوندان مؤمنش به او ملحق شود، حضرت فاطمه از او پرستاری می‌کند.

عبور از پل صراط: محدثان و متکلمان مسلمان با استناد به احادیث، یکی از مراحل بسیار حساس آخرت را عبور از پل صراط دانسته‌اند. «صراط»، پلی است بر روی جهنم که تا کسی از آن نگذرد وارد بهشت نمی‌شود. بر اساس احادیث، صراط از مو باریک‌تر، از شمشیر برنده‌تر و از آتش داغ‌تر است؛ مؤمنان خالص به سرعت و بدون ترس از آن عبور می‌کنند اما برخی با دشواری و نگرانی از آن می‌گذرند. گروهی نیز از روی آن به جهنم سقوط می‌کنند.

به گفته برخی از صاحب‌نظران، صراط مثال و تجسم گذرگاهی است که در دنیا وجود دارد و نتیجه عبور از آن، عبور آسان از صراط در آخرت است. این گذرگاه دنیوی همان دین حق، راه ولایت و پیروی از امیرمؤمنان و دیگر معصومان علیهم‌السلام است که عدول از آن باعث لغزیدن و سقوط در جهنم می‌شود. بنابر تصریح روایات، حضرت زهرا (س) به همراه شیعیان و محبان خود به سرعت از پل صراط عبور می‌کند و کنار بهشت قرار می‌گیرد.

شفاعت در حق محبان: به باور شیعه در عرصه قیامت، شفاعت اتفاق می‌افتد. شفاعت در نظر شیعه، وساطت برای آمرزش گناهان کسانی است که ارکان دین و ایمانشان کامل است و با خدا و اولیای او که واسطه فیض هستند ارتباط شایسته‌ای دارند. به باور شیعیان کسانی حق شفاعت دارند که در ذات، قول و فعل شایستگی داشته و مورد رضایت الهی باشند. از مهمترین این اشخاص اهل بیت عصمت و طهارت از جمله حضرت زهرا (س) که بنابر حدیثی از پیامبر اکرم (ص) دارای مقام محمود نزد خداوند است و برای محبان و شیعیانش شفاعت می‌کند.


طبقه بندی: ائمه اطهار احادیث قرآن کریم،
برچسب ها: حضرت زهرا(س) در عالم برزخ از چه کسانی پرستاری می‌کند،
دنبالک ها: خیریه امام سجادعلیه السلام،

تاریخ : 11 مرداد 95 | 11:44 | نویسنده : خیریه امام سجاد علیه السلام imamsajjad@ خیریه | نظرات

زندگینامه امام جعفر صادق (ع)



زندگینامه امام جعفر صادق (ع)

طریقه شهادت امام جعفر صادق,زندگینامه امام صادق

زندگینامه امام جعفر صادق

 

نام: جعفر (به معنى نهر جارى پرفایده)
كنیه: ابو عبداللّه لقب: صادق
پدر: حضرت محمد بن على (ع)
مادر: معروف به ام فروه، دختر قاسم بن محمد بن ابى بكر
تاریخ ولادت: یكشنبه 17 ربیع الاول ، سال 83 هجرى
مكان ولادت: مدینه مدت عمر مبارک : 65 سال
علت شهادت: مسمومیت قاتل ملعون: منصور دوانیقى (خلیفه عباسى)
زمان شهادت: یكشنبه 25 شوال ، سال 148 هجرى
مدفن مطهر: قـبـر شریفش در قبرستان بقیع (واقع در مدینه منوره) در كنار قبر پدر و جدّ و عمویش امام حسن مجتبى (علیه السلام) مى باشد.

زندگینامه امام جعفر صادق(ع)
امام جعفر صادق (ع) در پگاه روز جمعه یا دوشنبه هفدهم ربیع الأول سال 80 هجرى، معروف به سال قحطى، در مدینه دیده به جهان گشود. اما بنا به گفته شیخ مفید و كلینى، ولادت آن حضرت در سال 83 هجرى اتفاق افتاده است. لیكن ابن طلحه روایت نخست را صحیح ‏تر میداند و ابن خشاب نیز در این باره گوید: چنان كه ذراع براى ما نقل كرده، روایت نخست، سال 80 هجرى، صحیح است. وفات آن امام (ع) در دوشنبه روزى از ماه شوال و بنا به نوشته مؤلف جنات الخلود در 25 شوال و به روایتى نیمه ماه رجب سال 148 هجرى روى داده است. با این حساب مى‏توان عمر آن حضرت را 68 یا 65 سال گفت كه از این مقدار 12 سال و چند روزى و یا 15 سال با جدش امام زین العابدین (ع) معاصر بوده و 19سال با پدرش و 34 سال پس از پدرش زیسته است كه همین مدت، دوران خلافت و امامت آن حضرت به شمار میآید و نیز بقیه مدتى است كه سلطنت هشام بن عبد الملك، و خلافت ولید بن یزید بن عبد الملك و یزید بن ولید عبد الملك، ملقب به ناقص، ابراهیم بن ولید و مروان بن محمد ادامه داشته است.

كنیه مادر امام (ع) را ام فروه گفته ‏اند. برخى نیز كنیه او را ام القاسم نوشته و اسم او را قریبه یا فاطمه ذكر كرده ‏اند. كنیه آن حضرت ابو عبد الله بوده است و این كنیه از دیگر كنیه ‏هاى وى معروف‏تر و مشهورتر است. محمد بن طلحه گوید: برخى كنیه آن حضرت را ابو اسماعیل دانسته ‏اند. ابن شهر آشوب نیز در كتاب مناقب می ‏گوید: آن حضرت مكنى به ابو عبد الله و ابو اسماعیل و كنیه خاص وى ابو موسى بوده است.

لقب امام صادق (ع)
آن حضرت القاب چندى داشت كه مشهورترین آنها صادق، صابر، فاضل و طاهر بود. از آنجا كه وى در بیان و گفتار راستگو بود، او را صادق خواندند.

فضایل امام جعفر صادق (ع)
مناقب آن حضرت بسیار است كه به اختصار از آنها یاد می ‏كنیم. فضایل امام صادق بیش از آن است كه بتوان ذكر كرد. جمله ای از مالك بن انس امام مشهور اهل سنت است كه: «بهتر از جعفر بن محمد، هیچ چشمی ندیده، هیچ گوشی نشنیده و در هیچ قلبی خطور نكرده است.» از ابوحنیفه نیز این جمله مشهور است كه گفت: «ما رأیت افقه من جعفر بن محمد» یعنی: «از جعفر بن محمد، فقیه تر ندیدم.» و اگر از زبان خود آن حضرت بشنویم ضریس می گوید: امام صادق در این آیة شریفة: كل شیء هالك الا وجهه، یعنی: «هر چیز فانی است جز وجه خدای متعال،» فرمود: «نحن الوجه الذی یوتی الله منهم» یعنی «ماییم آیینه ای كه خداوند از آن آیینه شناخته می شود.» بنابراین امام صادق (ع) فرموده است او آیینه ذات حق تعالی است.

شیخ مفید در ارشاد مى‏نویسد: علومى كه از آن حضرت نقل كرده‏ اند به اندازه ‏اى است كه ره توشه كاروانیان شد و نامش در همه جا انتشار یافت. دانشمندان در بین ائمه (ع) بیشترین نقل ها را از امام صادق روایت كرده ‏اند. هیچ یك از اهل آثار و راویان اخبار بدان اندازه كه از آن حضرت بهره برده ‏اند از دیگران سود نبرده ‏اند. محدثان نام راویان موثق آن حضرت را جمع كرده ‏اند كه شماره آنها، با صرف نظر از اختلاف در عقیده و گفتار، به چهار هزار نفر مى‏رسد.

بیشترین حجم روایات، احادیثی است كه از امام صادق (ع) نقل شده است، اهمیت معارف منقول از جعفر بن محمد (ص) به میزانی است كه شیعه به ایشان منسوب شده است: ”شیعه جعفری“. كمتر مسئله دینی (اْعم از اعتقادی، اخلاقی و فقهی) بدون رجوع به قول امام صادق (ع) قابل حل است. كثرت روایات منقول از امام صادق (ع) به دو دلیل است:

یكی اینكه از دیگر ائمه عمر بیشتری نصیب ایشان شد و ایشان با شصت و پنج سال عمر شیخ الائمه محسوب می شود (148 – 83 هجری)، و دیگری كه به مراتب مهمتر از اولی است، شرائط زمانی خاص حیات امام صادق (ع) است. دوران امامت امام ششم مصادف با دوران ضعف مفرط امویان، انتقال قدرت از امویان به عباسیان و آغاز خلافت عباسیان است. امام با حسن استفاده از این فترت و ضعف قدرت سیاسی به بسط و اشاعه معارف دینی همت می گمارد. گسترش زائدالوصف سرزمین اسلامی و مواجهه اسلام و تشیع با افكار، ادیان، مذاهب و عقاید گوناگون اقتضای جهادی فرهنگی داشت و امام صادق (ع) به بهترین وجهی به تبیین، تقویت و تعمیق “هویت مذهبی تشیع” پرداخت. از عصر جعفری است كه شیعه در عرصه های گوناگون كلام، اخلاق، فقه، تفسیر و… صاحب هویت مستقل می شود. عظمت علمی امام صادق (ع) در حدی است كه ائمه مذاهب دیگر اسلامی از قبیل ابوحنیفه و مالك خود را نیازمند به استفاده از جلسه درس او می یابند. مناظرات عالمانه او با ارباب دیگر ادیان و عقاید نشانی از سعه صدر و وسعت دانش امام است. اهمیت این جهاد فرهنگی امام صادق (ع) كمتر از قیام خونین سید الشهداء (ع) نیست. 

طریقه شهادت امام جعفر صادق,زندگینامه امام صادق

امام جعفر صادق (ع) القاب زیادی داشت كه مشهورترین آنها صادق، صابر، فاضل و طاهر بود


امام و فقه اسلامی
ـ فقه شیعه امامیه كه به فقه جعفری مشهور است منسوب به جعفر صادق (ع) است. زیرا قسمت عمده احكام فقه اسلامی بر طبق مذهب شیعه امامیه از آن حضرت است و آن اندازه كه از آن حضرت نقل شده است از هیچ یك از (ائمه) اهل بیت علیهم السلام نقل نگردیده است. اصحاب حدیث اسامی راویان ثقه كه از او روایت كرده اند به 4000 شخص بالغ دانسته اند.

ـ در نیمه اول قرن دوم هجری فقهای طراز اولی مانند ابوحنیفه و امام مالك بن انس و اوزاعی و محدثان بزرگی مانند سفیان شوری و شعبه بن الحجاج و سلیمان بن مهران اعمش ظهور كردند. در این دوره است كه فقه اسلامی به معنی امروزی آن تولد یافته و روبه رشد نهاده است. و نیز آن دوره عصر شكوفایی حدیث و ظهور مسائل و مباحث كلامی مهم در بصره و كوفه بوده است.

ـ حضرت صادق (ع) در این دوره در محیط مدینه كه محل ظهور تابعین ومحدثان و راویان و فقهای بزرگ بوده، بزرگ شد، اما منبع علم او در فقه نه «تابعیان» و نه «محدثان» و نه «فقها» ی آن عصر بودند بلكه او تنها از یك طریق كه اعلاء و اوثق طرق بود نقل می كرد و آن همان از طریق پدرش امام محمد باقر (ع) و او از پدرش علی بن الحسین (ع) و او از پدرش حسین بن علی (ع) و او از پدرش علی بن ابیطالب (ع) و او هم از حضرت رسول (ص) بود و این ائمه بزرگوار در مواردی كه روایتی از آباء طاهرین خود نداشته باشند خود منبع فیاض مستقیم احكام الهی هستند.

آثار امام صادق (ع):
غالب آثار امام (ع) به عادت معهود عصر، كتابت مستقیم خود ایشان نیست و غالبا املای امام (ع) یا بازنوشت بعدی مجالس ایشان است. بعضی از آثار نیز منصوب است و قطعی الصدور نیست.

1- از آثار مكتوب امام صادق (ع) رساله به عبدالله نجاشی (غیر از نجاشی رجالی) است. نجاشی صاحب رجال معتقد است كه تنها تصنیفی كه امام به دست خود نوشته اند همین اثر است.

2- رساله ای كه شیخ صدوق در خصال و به واسطه اعمش از حضرت روایت كرده است شامل مباحث فقه و كلام.

3- كتاب معروف به توحید مفضل، در مباحث خداشناسی و رد دهریه كه املاء امام (ع) و كتاب مفضل بن عمر جعفی است.

4- كتاب الاهلیلجه كه آن نیز روایت مفضل بن عمر است و همانند توحید مفضل در خداشناسی و اثبات صانع است و تماما در بحارالانوار مندرج است.

5- مصباح الشریعه و مفتاح الحقیقه كه منسوب به امام صادق (ع) و بعضی از محققان شیعه از جمله مجلسی،‌ صاحب وسایل (حرعاملی) و صاحب ریاض العلما، صدور آن را از ناحیه حضرت رد كرده اند.

6- رساله ای از امام (ع) خطاب به اصحاب كه كلینی در اول روضه كافی به سندش از اسماعیل بن جابر ابی عبدالله نقل كرده است.

7- رساله ای در باب غنائم و وجوب خمس كه در تحف العقول مندرج است.

8- بعضی رسائل كه جابربن حیان كوفی از امام (ع) نقل كرده است.

9- كلمات القصار كه بعدها به آن نثرالدرد نام داده اند كه تماما در تحف العقول آمده است.

10- چندین فقره از وصایای حضرت خطاب به فرزندش امام موسی كاظم (ع) سفیان شوری،‌ عبدالله بن جندب، ابی جعفر نعمان احول، عنوان بصری،‌ که در حلیه الاولیاء و تحف العقول ثبت گردیده است.

منبع:tebyan.net




طبقه بندی: ائمه اطهار احادیث قرآن کریم،
برچسب ها: زندگینامه امام جعفر صادق (ع)،
دنبالک ها: خیریه امام سجادعلیه السلام،

تاریخ : 9 مرداد 95 | 18:49 | نویسنده : خیریه امام سجاد علیه السلام imamsajjad@ خیریه | نظرات

سفرهای صادق آل محمد علیهم السلام

سفرهای صادق آل محمد علیهم السلام

سفرهای معصومین علیهم السلام از مهم ترین فرازهای درخشان زندگی وتاریخ اهل بیت علیهم السلام است. این سفرها در بردارنده حوادث تاریخی و معارف الهی مهمی هستند. هجرت پیامبر(ع) و اهل بیت ازمکه به مدینه، حجه الوداع رسول خدا(ع)، غدیر خم و سفر تاریخی سیدالشهداء به کربلا از سفرهای پر بار تاریخ اسلام هستند.

اینک به مناسبت ویژه نامه میلاد صادق آل محمد(ع)، به بررسی سفرهای آن حضرت می پردازیم .

امام صادق(ع) در سال 83 ه. ق. تولد یافت و در سال 114 ه. ق. به امامت رسید و در سال 148 شهید شد. دوران امامت آن حضرت بادوران ضعف امویان (114 132 ه. ق.) و با سالیان آغازین حکومت عباسیان (132 148 ه. ق.) همراه بود.

در عصر امویان، سراسر عمر آن حضرت در مدینه سپری شد. آن حضرت در عهد امامت پدرش همراه وی از طرف هشام بن عبدالملک اموی به شام احضار و از مدینه خارج شد.

سفرهای امام صادق(ع) در دوره عباسیان آغاز می گردد که بیانگراوج تحولات سیاسی در این دوره است.

خلفای عباسی گر چه با شعار اهل بیت علیهم السلام به قدرت رسیدندو در مقایسه با بنی امیه، به اهل بیت علیهم السلام و علویان نزدیک تر بودند اما در ظلم بر معصومین علیهم السلام و علویان ازامویان جلوتر و یا همانند آن ها بودند. (1)

یکی از مهم ترین ظلم ها و آزارهای خلفای عباسی که نسبت به ائمه علیهم السلام روا داشتند اجبار ائمه علیهم السلام به سفر ازمدینه به مراکز حکومت، به منظور اذیت آن ها بود.

سفرهای اجباری ائمه علیهم السلام از عصر امام صادق(ع) شروع شد وتا شهادت امام عسگری(ع) تداوم یافت و زمینه ساز غیبت امام زمان(ع) گردید.

اهداف سفرها

محمد بن عبدالله اسکندری، از ندیمان خاص منصور دوانقی می گوید:

روزی از منصور که غرق غم و تفکر بود، پرسیدم چرا ناراحتی؟ اوگفت: از اولاد فاطمه حدود صد نفر و یا بیشتر را کشتم اما هنوزسید و پیشوای آنان، جعفر بن محمد(ع) زنده است. گفتم: عبادت جعفر بن محمد او را از توجه به خلافت و ملک باز داشته است.

منصور گفت: اما ملک عقیم است و تا از او خلاص نشوم، احساس راحتی نمی کنم. (2) همین احساس خطر از موقعیت دینی، علمی و اجتماعی امام صادق(ع) باعث شد که وی بارها به سفرهای اجباری به مراکزحکومتی برود.گر چه تعداد این سفرها و احضارها زیاد بود ولی ازجزئیات آن ها اطلاعات دقیق در دسترس نیست. به ناچار ضمن دو عنوان کلی، به بررسی این سفرها می پردازیم.

الف سفرهای امام صادق(ع) در دوران خلافت سفاح

سفاح اولین خلیفه عباسی است که شهر حیره واقع در نزدیکی کوفه را پایتخت قرار داد. او چهار سال بیشتر حکومت نکرد. سفاح بیشتر دوران حکومتش را به پاکسازی مخالفان و جنگ های پراکنده باامویان پرداخت. او به شدت از امام صادق(ع) بیم داشت. لذا دراواخر حکومت خود، آن حضرت را به حیره احضار کرد.

کوفه پایگاه تاریخی تشیع بود. حدود 900 راوی حدیث در مسجد کوفه سرود حدثنی جعفر بن محمد (3) می سرودند. کوفه پایگاه اصحاب خاص امام صادق(ع) و پدرش بود، پایگاه زراره، جابر جعفی، محمد بن مسلم، ابان بن تغلب و... . امام صادق(ع) هنگام ورود به کوفه بااستقبال عظیم مردم مواجه شد. یکی از اصحاب آن حضرت در این باره می گوید: به خاطر شدت ازدحام مردم نتوانستم خدمت آن حضرت شرفیاب شوم تا این که در روز چهارم ورود آن حضرت به کوفه، ایشان مرادر میان جمعیت دید و مرا به نزد خود فراخواند. (4)

سفر امام صادق(ع) به درازا کشید. آن حضرت در آغاز سفر در فضای آزادتری بودند; به گونه ای که ملاقات مسلمانان با آن حضرت اوضاع را کاملا به ضرر حکومت نوپای عباسیان پایان بخشید. متاسفانه اطلاعاتی از این سفر به دست ما نرسیده است. منصور در مجلس سفاح از امام صادق(ع) پرسید:

ای ابو عبدالله، چرا شیعیان به راحتی در بین مردم شناخته می شوند؟ امام فرمود: به خاطر حلاوت و شیرینی ایمانی که درسینه های آن ها ست، آنرا آشکار ساخته، زود شناخته می شوند. (5) از ویژگی های این سفر این است که: امام صادق(ع) در دوره سفاح که خفقان کم تر بود، نیز در تقیه بسیار شدید قرار داشتند. حضرت فرمود: مرا نزد سفاح در حیره بردند او از من پرسید: در باره روزه امروز چه می گویی؟ گفتم: شما پیشوای جامعه هستید، اگر روزه بگیری ما هم روزه می گیریم و اگر افطار کنی ما هم افطار می کنیم.

پس او افطار کرد و من هم مجبور به افطار شدم، با این که به خداقسم! می دانستم آن روز، رمضان بود آن افطار و قضای آن برایم سهل تر بود از این که گردنم زده شود و خدا عبادت نگردد. (6)

سفاح در اواخر حکومتش امام صادق(ع) را تحت نظر شدید قرار داد.

یکی از شیعیان به حیره آمده بود تا پاسخ سوالی شرعی را از آن حضرت بپرسد، اما امام تحت نظر شدید بود. و او در مانده بود که از چه راهی نزد آن حضرت برود.ناگهان چشمش به خیار فروش پشمینه پوش افتاد. با مبلغی قابل توجه همه خیارها را خرید و لباسش راامانت گرفت و بدین ترتیب نزد امام صادق(ع) رفت. (7) سرانجام سفاح مجبور شد امام را به مدینه باز گرداند، تا ایشان را ازمرکز شیعه دور کند.

امام صادق(ع) و زیارت عتبات

بیشتر زیارت های ائمه علیهم السلام به ویژه زیارت امیرالمؤمنین وسیدالشهداء علیمهاالسلام و روایات بسیار در فضیلت زیارت آن ها ازامام صادق(ع) نقل شده است. امام صادق(ع) بارها همراه برخی ازاصحاب خاص خود به زیارت مرقد مطهر امیرالمؤمنین مشرف شد. (8) محدث بزرگوار شیخ عباس قمی در مفاتیح الجنان می نویسد: امام صادق(ع) فرمود: «چون زیارت کنی جانب نجف را، زیارت کنی عظام آدم و بدن نوح علیمهاالسلام و پیکر علی بن ابی طالب(ع) را. زیرابا این کار زیارت کرده ای پدران گذشته و محمد(ع) خاتم پیغمبران و علی(ع) و بهترین اوصیا را» (9)

در مفاتیح الجنان آمده است: سید بن طاووس می گوید: صفوان جمال روایت کرده است! «چون با حضرت صادق(ع) وارد کوفه شدیم آنگاه که آن حضرت نزد منصور دوانیقی می رفتند، فرمود که ای صفوان شتررا بخوابان که این نزدیک قبر جدم امیرالمؤمنین(ع) است. پس فرودآمدند و غسل کردند و جامه را تغییر دادند و پاها را برهنه کردند و فرمودند: تو نیز چنین کن. پس به جانب نجف روانه شدند وفرمودند که گامها را کوتاه بردار و سر را به زیر انداز که حق تعالی برای تو به عدد هر گامی که بر می داری صدهزار حسنه می نویسد و صدهزار گناه محو می کند و... پس آن حضرت می رفتند و من می رفتم همراه آن حضرت، با آرامش دل و بدن و تسبیح و تنزیه وتهلیل خدا، تا رسیدیم به تلها (تپه های مورد نظر) پس ایشان به جانب راست و چپ نظر کردند و با چوبی که در دست داشتند خطی کشیدند. پس فرمودند: جستجو نما. پس طلب کردم اثر قبری یافتم.

پس آب دیده بر روی مبارکش جاری شد و گفت: انا لله و انا الیه راجعون و گفت: السلام علیک ایها الوصی... سپس خود را به قبرچسبانیده و گفتند: بابی انت و امی یا امیرالمؤمنین و... پس برخاست و بالای سر آن حضرت چند رکعت نماز خواند و فرمود:....

صفوان می گوید: به آن حضرت گفتم: اجازه می دهید اصحاب خود را خبردهم از اهل کوفه و نشان دهم به آنها این قبر را. فرمودند: بلی و درهمی چند هم دادند که من قبر را مرمت و اصلاح کردم.

همچنین سیف بن عمیره می گوید: پس از خروج امام صادق(ع) از حیره به جانب مدینه، همراه صفوان بن مهران و جمعی دیگر از شیعیان به سوی نجف رفتیم. پس از اینکه از زیارت امیرالمؤمنین(ع) فارغ شدیم، صفوان صورت خود را به کربلا برگرداند و گفت: از کنار سرمقدس امیرالمؤمنین زیارت کنید حسین(ع) را که اینگونه با ایما واشاره امام صادق زیارت کرد او را. پس صفوان همان زیارت عاشوراءرا که علقمه از امام باقر(ع) روایت کرده بود، با نمازش خواند وسپس با امیرالمؤمنین(ع) وداع کرد و سپس به جانب قبر حسین(ع)اشاره کرد و ایشان را هم وداع کرد به دعاء بعد از زیارت عاشورا.

پس از ختم دعا به صفوان گفتیم: اما علقمه دیگر این را روایت نکرده بود. صفوان گفت: هر چه انجام دادم و خواندم چیزی است که امام صادق(ع) انجام داده بود و مرا به آن سفارش کرده بود. (10)

امام صادق(ع) در خلافت منصور

تعداد ملاقات های امام صادق(ع) با منصور را از هفت تا حدود بیست مرتبه شمرده اند.که برخی از آنها در سفر حج منصور بود. منصورچند بار امام صادق(ع) را به کوفه و بغداد احضار کرد. اینک چندمورد از آن ها را ذکر می کنیم:

پس از شهادت محمد و ابراهیم، فرزندان عبدالله بن حسن (عبدالله محض) مردی قریشی به بغداد رفت و به منصور گفت: جعفر بن محمدغلامش، معلی بن خنیس را برای جمع آوری اموال نزد شیعیانش فرستاده است، تا با آن ها به یاری محمد بن عبدالله بشتابد.منصور از شدت غضب، به حاکم مدینه دستور داد که به سرعت امام رابه مرکز بفرستد و هیچ ملاحظه مقام یا نسبت او را نکند. حاکم مدینه با تهدید امام را مجبور به سفر کرد. صفوان جمال می گوید:«امام مرا طلبیده، فرمود: وسایل سفر را آماده کن که فردا عازم می شویم و همان ساعت برخاست در حالی که همراهش بودم به مسجدالنبی(ع) رفت، چند رکعت نمازخواند و دست به دعا بلند کردکه: یا من لیس له ابتداء و انقضاء...، و فردایش عازم عراق شدیم و...» (11)

امام صادق(ع) درباره این سفر فرمود: پس از شهادت ابراهیم بن عبدالله بن حسن، تمام افراد بالغ از اهلبیت را مجبور به سفر به کوفه کردند. آن ها را یک ماه آن جا به گونه ای نگه داشتند که هرروز منتظر قتل خود بودند، تا این که روزی به آنها گفتند: دونفر از شما به نمایندگی از بقیه به دیدن خلیفه بیاید، پس من(امام صادق(ع » و حسن بن زید رفتیم و... (12)

دربار منصور

در تمام موارد احضارهای امام، ماموری در کنار منصور یا درراهروی قصر آماده بودند تا با دیدن علامت منصور و یا قبل ازرسیدن امام به مجلس او، آن حضرت را بکشد. (13) این نقشه هیچگاه پیاده نشد. علت آن را چنین نوشته اند:

ربیع خادم و مامور منصور می گوید: روزی منصور مرا مامور آوردن جعفر بن محمد کرد. من نزد آن حضرت رفته، گفتم: اگر وصیتی یاعهدی داری انجام بده. منصور تو را برای قتل طلبیده است. ایشان را به مجلس منصور بردم. جعفر بن محمد قبل از مواجهه با منصورمشغول ذکر گفتن بود. تا منصور ایشان را دید، بلند شد و احترام عجیبی کرد. آن حضرت را کنار خودنشاند و پس از اندکی صحبت، با احترام ایشان را مرخص نمود. دربازگشت از جعفر بن محمد سر این تحول را پرسیدم او فرمود: دعایی خواندم. از ایشان خواستم که آن دعا را به من هم بیاموزد. آن حضرت هم یاد داد. (14)

آن حضرت در هر مرتبه احضار، ابتدا به درگاه خداوند متوسل می شدو آن گاه نزد منصور می رفت. این توسل یا در خانه، قبل از حرکت به سوی دربار بود و یا در مسیر راه و یا در راهرو قصر. در همین زمینه دعاهای کوتاه و بلند و متنوعی از آن حضرت در دفع بلایا وشرور رسیده است که یک نمونه از آن ها را که به فرموده جدش، امام حسین(ع) در شدائد خوانده می شود، نقل می کنیم:

یا عدتی عند شدتی و یا غوثی عند کربتی; احرسنی بعینک التی لاتنام و اکفنی برکنک الذی لایرام. (15) سید بن طاووس در مهج الدعوات تمام این دعاها را آورده است.

منصور بارها امام صادق(ع) را به قصرش احضار کرد و اتهاماتی به آن حضرت وارد آورد، همانند این که غائله و فتنه به پامی کند، (16) از مردم برای خود بیعت می گیرد تا خروج کند، (17) علیه منصور توطئه چینی می کند، (18) مدعی است علم غیب می داندو... (19)

منصور در موارد متعددی افراد گوناگونی که مامور سعایت یاخبرچینی بودند، را در ضمن اتهاماتش به عنوان شاهد معرفی می کرد.

بعضی از آن ها مامور رسمی خلیفه بودند و برخی نیز برای تقرب به منصور خبرچینی می کردند. امام صادق(ع) همیشه منکر اتهام هامی شدند. امام برای این که حق را اظهار کرده وباطل را معرفی کرده باشد، در این موارد شیوه ای بدیع داشتند. امام به مدعی که قسم خورده بود می فرمود: این قسم کافی نیست. در قسم خود ابتداقسم بخور که بیرون هستی از حول و قوه الهی و متکی هستی به حول و قوه خود، اگر حرفت دروغ باشد.

سعایتگران از قسم خوردن امتناع می کردند اما با تهدید منصور،مجبور به قسم خوردن می شدند. پایان قسم پایان عمر طبیعی آن هابود (خود به خود می مردند) و آغاز ترس و وحشت منصور و عذرخواهی از امام که او را ببخشد. (20)

در تمام موارد احضار، منصور سرانجام از قتل امام منصرف می شد.

تحول طبیعی شخص منصور، (21) ترس ماموران از کشتن امام و دچارشدن به فرجام شوم و ندیدن امام (22) که بر اثر ادعیه کارگشای امام صادق(ع) بود.

منصور پس از شکست شیوه های فوق به راه دیگر متوسل شد. او یک بار70 ساحر را از منطقه بابل فراخواند تا از راه سحر حیوانی راتصویر و تصور کنند. سپس امام صادق(ع) را دعوت کرد تا او رامسخره و رسوا کند اما امام صادق(ع) تمام سحرها را باطل ساخت. (23) منصور یک بار ابوحنیفه، فقیه معروف اهل سنت را دعوت کرد و از او خواست تا سؤال های مشکلی را از امام صادق(ع) بپرسد.

ابوحنیفه 40 مسئله مشکل طرح کرده بود، اما در لحظه نخست رویارویی با امام صادق(ع) از هیبت امام برخود لرزید. منصور به امام گفت: ای ابوعبدالله! این مرد ابوحنیفه است. امام گفت: اوگهگاه نزد ما می آید. (بدین گونه منصور و ابوحنیفه رسوا شدند.)منصور به ابوحینفه دستور داد تا سوالات را از امام بپرسد. امام به یکایک آن سؤال ها این گونه جواب می داد:

شما (اهل سنت عراق) چنین می گویید: اهل مدینه (اهل سنت حجاز)چنین می گویند: و ما چنین می گوییم. آن حضرت در پایان به ابوحنیفه می فرمود: آیا از ما نشنیده ای که داناترین مردم کسی است که داناترین فرد به اختلاف (اقوال) مردم باشد. (24)

منصور بارها امام صادق(ع) را مجبور به سفر طولانی به عراق کرد،به او اتهام زد و اذیت ها و اهانت ها روا داشت اما هیچ گاه نتوانست نور الهی را خاموش کند.

او بارها قصد قتل امام را در سر می پرورد. اما هیبت امام مانع می شد. او سرانجام سعی کرد که مردم را از محضر آن بزرگوار دورکند و مجلس درس او را تعطیل نماید اما باز هم ناموفق بود و به ناچار اجازه تدریس به آن حضرت داد; به شرط این که تدریس وی درپایتخت حکومت نباشد و فقط برای شیعه باشد (نه جمیع فرقه ها). (25)

این سفرهای امام صادق(ع) را با داستانی از آنچه که در مسیربازگشت آن حضرت از بغداد به مدینه، در کوفه روی داد به پایان می بریم:

سید حمیری، از شعرا و مدیحه سرایان اهل بیت علیهم السلام اماپیرو فرقه کیسانیه (امامت محمدبن حنفیه) بود. او در بستربیماری افتاده زبانش بند آمده، چهره اش سیاه، چشمانش بی فروغ و... شده بود. امام صادق(ع) تازه وارد کوفه شده بود و خود رابرای عزیمت به مدینه آماده می کرد. یکی از اصحاب امام صادق(ع)شرح حال سید حمیری را به آن حضرت گفت; امام به بالین سید آمد،در حالی که جماعتی هم آنجا گرد آمده بودند. امام سید حمیری راصدا زد. سید چشمانش را باز کرد، اما نتوانست، حرفی بزند، درحالی که به شدت سیمایش سیاه شده بود. حمیری گریه اش گرفت.التماس گرایانه به امام صادق(ع) نگاه می کرد. امام زیر لب دعائی می خواند. سید حمیری گفت: خدا مرا فدایتان گرداند. آیا بادوستداران این گونه رفتار می نمایند؟ امام فرمود: سید! پیرو حق باش تا خداوند بلا را رفع کند و داخل بهشتی که به اولیائش وعده داده است، شوی. او اقرار به ولایت امام صادق(ع) نمود و همان لحظه از بیماری شفا یافت. (26)

پی نوشتها:

1- اگر جنایت عباسیان را با جنایات امویان بدون در نظرگرفتن فاجعه کربلا مقایسه کنیم در بسیاری از موارد عباسیان درمرتبه اول قرار دارند، مثلا شش امام توسط آن ها به شهادت رسید،در حالی که امویان تنها 4 امام را شهید کردند.

2- بحارالانوار، ج 47، ص 201.

3- رجال نجاشی، ص 28.

4- موسوعه الامام الصادق(ع)، قزوینی، ج 3، ص 231.به نقل ازفرحه الغری، ص 59.

5- بحارالانوار، ج 47، ص 166.

6- کافی، ج 4، ص 82، حدیث 7.

7- بحارالانوار، ج 47 ص 171.

8- کافی، ج 6، ص 347.

9- مفاتیح الجنان، باب زیارات مخصوصه امیرالمؤمنین.

10- همان، زیارت سوم مطلقه امیرالمؤمنین و ذیل زیارت عاشورا.

11- کافی، ج 6، ص 445.

12- مقاتل الطالبین، ص 232.

13- بحارالانوار، ج 47، ص 170.

14- الخرائج، ج 2، ص 763.

15- ارشاد مفید، ج 2، ص 182.

16- ارشاد مفید، ج 2، ص 182.

17- الخرائج، ج 2، ص 763.

18- کافی، ج 2، ص 446.

19- امالی طوسی، ص 461.

20- الخرائج، ج 2، ص 763 و بحارالانوار، ج 47، ص 201 و 164.

21- بحارالانوار، ج 47، ص 162.

22- همان، ص 169.

23- دلائل الامامه، ص 299 و اختصاص، ص 246.

24- تهذیب الکمال، المزی، ج 5، ص 79 و الکامل فی ضعفاء الرجال،ج 2، ص 556.

25- بحارالانوار، ج 47، ص 180.

26- همان، ص 327.

 




طبقه بندی: ائمه اطهار احادیث قرآن کریم،
برچسب ها: سفرهای صادق آل محمد علیهم السلام،

تاریخ : 9 مرداد 95 | 09:15 | نویسنده : خیریه امام سجاد علیه السلام imamsajjad@ خیریه | نظرات

چگونه امام زمان(عج) بر دنیا مسلط می‌شود

در عصر انقلاب جهانی مهدی(عج) نه فقط مسأله عقب‌گرد صنعتی وجود ندارد، بلکه صنایع و تکنولوژی به طرز بی‌سابقه‌ای گسترش می‌یابد، ولی تنها در مسیر منافع انسان‌ها و تحقق بخشیدن به آرمان حق‌طلبان و آزادیخواهان و تشنگان حق و عدالت.
خبرگزاری فارس: یکی از سؤالاتی که درباره مهدویت و عصر ظهور پرسیده می‌شود، این است که آیا امام زمان(عج) با شمشیر قیام می‌کنند، آیت‌الله مکارم شیرازی در پاسخ مسبوطی به این پرسش پاسخ داده است که بخش دوم آن با برسی منابع حدیثی در ادامه می‌آید:

در منابع حدیث تعبیرات جالبی دیده می‌شود که به طور ضمنی پاسخ رسا و روشنی برای سؤالات فوق در بر دارد؛ از جمله:

1- از امام صادق(ع) چنین نقل شده: «إِنَّ قَائِمَنَا إِذَا قَامَ أَشْرَقَتِ الْأَرْضُ بِنُورِ رَبِّهاوَ اسْتَغْنَى الْعِبَادُ عَنْ ضَوْءِ الشَّمْسِ»؛ هنگامی که قائم ما قیام کند، زمین به نور پروردگارش روشن و بندگان خدا از نور آفتاب بی‌نیاز می‌شوند»! از این تعبیر چنین بر می‌آید که مسأله نور و انرژی آنچنان حل می‌شود که در روز و شب از پرقدرت‌ترین نورها که می‌تواند جانشین نور آفتاب گردد، بهره‌گیری می‌کنند.

آیا باز باید به این موضوع شکل اعجاز دهیم، در حالی که برنامه زندگی روزمره _ آن هم به طور مستمر- باید بر سنن طبیعی دور بزند، نه بر اعجاز؛ که اعجاز یک امر استثنایی و برای مورد ضروری و فوق‌العاده است آن هم در مسیر اثبات حقانیت دعوت نبوت یا امامت.

و به هر حال، در عصر هیچ پیامبری زندگی عادل مردم بر اساس اعجاز جریان نداشته است؛ بنابراین، تکامل علوم و صنایع به حدی خواهد رسید که مردم با رهبری آن رهبر بزرگ قادر به کشف منبع نور و انرژی فوق‌العاده‌ای که حتی می‌تواند جانشین نور خورشید گردد، می‌شوند و آیا در چنین اوضاع و شرایطی سلاح مردم برای تأمین صلح و آزادی و عدالت می‌تواند از نوع سلاح‌های قرون پیشین باشد و اصولاً تناسبی در میان این دو وجود دارد؟

2- در حدیث دیگری از ابوبصیر از امام صادق(ع) نقل شده: «انّه اذا تناهت الامور الی صاحب هذا الامر رفع‌ الله تبارک و تعالی له کلّ منحفض من الأرض و خفض له کلّ مرتفع حتی تکون الذنّیا عنده، بمنزلة راحته، فایّکم لو کانت فی راحته شعرة لم یبصرها»؛ هنگامی که کارها به صاحب اصلی ولایت(مهدی علیه‌السلام) برسد، خداوند هر نقطه فرو رفته‌ای از زمین را برای او مترفع و هر نقطه مرتفعی را پایین می‌برد، آن چنان که تمام دنیا نزد او به منزله کف دستش خواهد بود! کدامیک از شما اگر در کف دستش مویی باشد آن را نمی‌بیند!

امروز با نصب وسایل فرستنده بر فراز کوه‌ها، کمک به انتقال تصویرها به نقاط مختلفی از جهان می‌کنند و حتی از ماهواره‌ها نیز استفاده کرده، مناطق وسیعتری را زیر پوشش انتقال تصویر قرار می‌دهند تا همه کسانی که دستگاه‌‌های گیرنده در اختیار دارند بتوانند از آن استفاده کنند.

ولی عکس این موضوع لااقل در حال حاضر عملی نیست؛ یعنی، تصویرها را از یک نقطه به نقاط مختلف جهان می‌توان منتقل ساخت، ولی از همه نقاط نمی‌توان به یک نقطه انتقال داد، مگر اینکه در هر شهره بلکه در هر خانه و در هر بیابان و کوه و صحرا و در هر گوشه‌ای از دنیا دستگاه‌های مجهز فرستنده نصب شود تا بتوان از همه جهان آگاه شد و چنین چیزی با وسایل کنونی غیر ممکن است.

اما از حدیث فوق چنین بر می‌آید که در عصر قیام مهدی(عج)‌ یک سیستم نیرومند و مجهز برای انتقال تصویرها به وجود می‌آید که شاید تصور آن هم امروز برای ما مشکل باشد، آن چنان که تمام جهان به منزله کف دست خواهد بود؛ نه موانع مرتفع و نه گودی زمین ها؛ مانع از رؤیت موجودات روی زمین نخواهد شد!

بدیهی است بدون یک چنین سلطه اطلاعاتی بر تمام کوه زمین، حکومت واحد جهانی و صلح و امنیت و عدالت، به گونه همه جانبه و سریع و جدی امکان‌پذیر نخواهد بود و خداوند این وسیله را در اختیار او و تشکیلات حکومتش قرار می‌دهد.

باز تکرار و تأکید می‌کنم که این گونه امور که با زندگی روزمره مردم سروکار دارد، بسیار بعید است که برپایه اعجاز صورت گیرد، بلکه باید از طرق اسباب عادی و طبعاً براساس پیشرفت علم و صنعت باشد.

این نیز روشن است که این واحد اطلاعاتی پیشرفته نمی‌تواند در یک جامعه ظاهراً عقب افتاده بود باشد، بلکه به موازات آن باید سایر بخش‌های زندگی نیز به همان نسبت پیشرفته باشد، در همه زمینه‌ها و در همه شئون و حتی نوع سلاح‌ها.

3- از امام باقر(ع)‌ نقل شده که فرمود:‌

ذخر لصاحبکم الصّعب!

قلت: و ما الصّعب!

قال: ما کان من سحاب فیه رعد و صاعقة او برق، فصاحبکم یرکبه، أما انّه سیر کب السّحاب و یرقی فی الأسباب؛ اسباب السّماوات السّبع ولارضین!

برای صاحب و دوست شما(مهدی علیه السلام) آن وسیله سرکش ذخیره شده است.

راوی این حدیث می‌گوید: گفتم منظور از وسیله سرکش چیست؟

امام(ع) فرمود: ابری است که در آن غرش رعد و شدت صاعقه یا برق است؛ او بر این وسیله سوار می‌شود؛ آگاه باشید او به زودی بر ابرها سوار می‌شود و صعود به آسمان‌ها و زمین‌های هفتگانه می‌کند.

مسلماً منظور از ابر، این ابر معمولی نیست؛ زیرا ابرهای معمولی وسیله‌ای نیستند که بتوان با آن‌ها سفر فضایی کرد؛ آنها در جو نزدیک زمین در حرکتند و با زمین فاصله ناچیزی دارند و نمی‌توانند از آن بالاتر بروند؛ بلکه اشاره به وسیله فوق‌العاده سریع‌السیری است که در آسمان به صورت توده‌ای فشرده از ابر به نظر می‌رسد، غرشی همانند رعد، و قدرت و شدتی همچون صاعقه و برق دارد و به هنگام حرکت، دل آسمان را با نیروی فوق‌العاده خود می‌شکافد و همچنان به پیش می‌رود و می‌تواند به هر نقطه‌ای از آسمان حرکت کند.

و به این ترتیب، یک وسیله مافوق مدرن است که شبیه آن را در وسایل کنونی نداریم؛ تنها در میان بشقاب‌های پرنده و وسایل سریع و سرسام‌آور فضایی که امروز داستان‌هایی از آن بر سر زبان‌ها است و نمی‌دانیم تا چه حد جنبه واقعی و عملی دارد، شاید شباهت داشته باشد؛ ولی به هر صورت بشقاب پرنده هم نیست.

به هر حال، از حدیث بالا به طور اجمال می‌توان دریافت که موضوع عقب‌گرد صنعتی در کار نیست، بلکه بعکس سخن از پیشرفت خارق‌العاده‌ای در میان است که به موازات آن باید تکاملی در همه زمینه‌‌ها صورت گیرد.

4- حدیث عجیب دیگری که از جابر از امام باقر(ع) نقل شده چنین می‌گوید: «انّما سمّی المهدی لانّه یهدی الی امر خفی؛ حتّی انه یبعث الی رجل لا یعلم النّاس له ذنب فیقتله حتّی ان احدهم یتکلّم فی بیته فیخاف ان یشهد علیه الجدار»؛ به این جهت او مهدی نامیده شده است که به امور مخفی و پنهان هدایت می‌‌شود تا آنجا که گاه به سراغ کسی می‌فرستد که مردم او را بی‌گناه می‌دانند و او را به قتل می‌رساند، (زیرا از گناه نهایی او همانند قتل نفس که موجب قصاص می‌شود آگاه است!) و تا آنجا که بعضی از مردم هنگامی که درون خانه خود سخن می‌گویند می‌ترسند دیوار بر ضد آن‌ها شهادت دهد(و از خلافکاری‌ها و توطئه آنان، حکومت مهدی را با خبر سازد!

این حدیث نیز گواه بر آن است که در دوران حکومت او در حالی که نیکان و پاکان در نهایت آزادی به سر می‌برند، خلافکاران چنان تحت کنترل هستند که ممکن است با وسایل پیشرفته‌ای امواج صوتی آن‌ها از دیوار خانه‌هایشان بازگرفته شود و به هنگام لزوم می‌توان فهمید که آن‌ها در درون خانه چه گفته‌اند!

این سخن شاید در یکصد سال پیش جز به عنوان یک معجزه قابل تصور نبود، اما امروز که می‌بینیم در بسیاری از کشورها چگونگی حرکت اتومبیل‌ها را در جاده‌ها با دستگاه رادار از راه دور و بدون حضور پلیس کنترل می‌کنند؛ و یا می‌شنویم دانشمندان توانسته‌اند از امواجی که بر بدنه کوزه‌هایی که در پاره‌ای از موزه‌‌های مصر وجود دارد صدای کوزه‌گران دو هزار سال پیش از زنده کنند و یا می‌شنویم که دستگاه‌هایی وجود دارد که از طریق امواج حرارتی (امواج مادون قرمز) که از یک دزد یا یک قاتل در محلی باقیمانده و خودش تازه از آنجا گریخته عکسبرداری کنند و او را از روی آن بشناسند؛ زیاد شگفت‌آور نیست.

از مجموع آنچه در بالا آوردیم پاسخ سؤالات گذشته روشن می‌شود که در عصر انقلاب جهانی مهدی(عج) نه فقط مسأله عقب‌گرد صنعتی وجود ندارد، بلکه صنایع و تکنولوژی به طرز بی‌سابقه‌ای گسترش می‌یابد، ولی تنها در مسیر منافع انسان‌ها و تحقق بخشیدن به آرمان حق‌طلبان و آزادیخواهان و تشنگان حق و عدالت




طبقه بندی: ائمه اطهار احادیث قرآن کریم،
برچسب ها: چگونه امام زمان(عج) بر دنیا مسلط می‌شود،
دنبالک ها: خیریه امام سجادعلیه السلام،

تاریخ : 9 مرداد 95 | 06:13 | نویسنده : خیریه امام سجاد علیه السلام imamsajjad@ خیریه | نظرات

چرا قرآن به زبان عربی و آن هم در عربستان نازل شده است؟

چرا قرآن به زبان عربی و آن هم در عربستان نازل شده است؟


زبان قرآن,زبان قرآن,علت نازل شدن قرآن به زبان عربی

علت نزول قرآن به زبان عربی

 

چرا قرآن به زبان عربی و آن هم در عربستان نازل شده و به زبان های مختلف در ممالك مختلف مانند زبان های چینی، انگلیسی و... و به افراد مختلف نازل نشده است؟

برای روشن شدن پاسخ، اول باید با ویژگی های منطقه جزیره العرب كه عربستان جزئی از آن منطقه بزرگ محسوب می شده است، آشنا شویم سپس ویژگی ها و خصوصیات زبان عربی را مورد بررسی قرار دهیم، از این رو توجه به مطالب ذیل لازم است:

ویژگی های منطقه جزیرة العرب
1 ـ این منطقه محل پرورش و ترویج ادیان و شریعت هایی همچون شریعت حضرت موسی (علیه السلام) و شریعت حضرت عیسی (علیه السلام) می باشد.


2 ـ خانه كعبه به عنوان مقدس ترین بنای جهان توسط حضرت ابراهیم (علیه السلام) و به امر خداوند متعال در این منطقه بنا شده كه به عنوان قبله مسلمانان قرار گرفت.


3 ـ بنای مقدس دیگری به نام بیت المقدس كه قبله اولین مسلمانان بود در این منطقه واقع شده است.


4 ـ پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم ) در عربستان متولد شده است؛ زیرا طائفه و قبلیه ی ایشان كه از نسل حضرت ابراهیم (علیه السلام) هستند و آنجا ساكن بوده اند. لذا همان گونه که پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ در آن منطقه متولد شده، در همان منطقه نیز قرآن بر ایشان نازل گردیده است.


5 ـ موقعیت جغرافیایی منطقه حجاز و عربستان از ویژگی های خاصی برخوردار است؛ زیرا دسترسی داشتن به جاده ابریشم، زمینه مناسبی را برای ارتباط و تبادل افكار و عقائد و در نتیجه ترویج و گسترش دین اسلام به دیگر نقاط دنیا به خصوص كشورهای آسیایی فراهم می كند.

ویژگی های زبان عربی
1 ـ ادبیات زبان عربی یكی از كامل ترین و غنی ترین ادبیات ها می باشد.


2 ـ زبان عربی یكی از وسیع ترین زبان ها از حیث لغت و اصطلاح و واژگان می باشد.


3 ـ شیوایی و رسایی آن تا حدّی است كه بدون ابهام، معنا و مقصود خود را به طور واضح و روشن به مخاطب تفهیم می كند، كما این كه خداوند متعال در آیه 28 سوره «زمر» به این مطلب این چنین اشاره فرموده: « قُرْآنًا عَرَبِیًّا غَیْرَ ذِی عِوَجٍ لَعَلَّهُمْ یَتَّقُونَ ؛ قرآنی است فصیح و خالی از هرگونه كجی و نادرستی باشد که اهل تقوی شوند». 

زبان قرآن,زبان قرآن,علت نازل شدن قرآن به زبان عربی

ادبیات زبان عربی یكی از كامل ترین و غنی ترین ادبیات ها می باشد

 
چه زبانی بهتر است زبان قرآن باشد؟
با توجه به این كه پیامبر- صلی الله علیه و آله وسلم-  از منطقه جزیرة العرب بود، پس زبان قرآن باید عربی باشد همان طور که خداوند متعال می فرماید: « وَمَا أَرْسَلْنَا مِنْ رَسُولٍ إِلا بِلِسَانِ قَوْمِهِ لِیُبَیِّنَ لَهُمْ ...[1]؛ ما هیچ پیامبری را جز به زبان


قومش نفرستادیم تا (معارف الهی را)برای آنها روشن کند.» مانند انبیاء گذشته كه هر كدام به زبان قوم خودشان صحبت می كردند، و كتاب آسمانی آنها نیز همان زبان بوده است؛ زیرا در غیر این صورت به آن پیامبر و كتابش ایمان نمی آوردند، همانطور كه قرآن كریم می فرمایند: «هرگاه آن را برای عجم (غیر عرب)ها نازل می كردیم و او آن را بر ایشان می خواند، به آن ایمان نمی آوردند».[2]


و چه بسا اگر زبان قرآن غیر از زبان عربی بود پاره ای از اسرار بر عقول مردم مخفی می ماند و تعقل و فهم بشر به آن ها نمی رسید؛ زیرا زبان عربی از کامل ترین و پربارترین ادبیات ها مایه می گیردو از حیث لغت و واژگان جزء وسیع ترین زبان ها می باشد، از این رو شایسته است به عنوان زبان ارسالی وحی باشد تا بتواند تمام ریزه کاری های سخنان خداوند را به بهترین بیان به مخاطب خود انتقال دهد.


البته قرآن كریم با این زبان برای همه مردم جهان قابل فهم نیست (و به هر زبان دیگری بود نیز همین گونه بود) زیرا، یك زبان جهانی و بین المللی كه همه مردم دنیا آن را بفهمند نداریم، ولی این مانع بهره مندی سایر مردم جهان از ترجمه های آن نخواهد شد، از جهتی ناگفته نماند، در هر جای قرآن كریم كه از آن تعبیر به «عربی بودن» آورده شده، منظور از عربی بودن قرآن، واضح و روشن بودن تعالیم قرآن است، از این جهت كه هیچ ابهام و پیچ و خمی ندارد و به شیواترین و رساترین بیان آورده شده است.


باید توجه داشت كه قرآن كریم مشتمل بر تعالیم و قوانین كلی الهی است كه محدود به یك منطقه و یك زبان نمی شود، بلكه برای تمام انسان ها و در همه زمان ها كاربرد داشته و قابل استفاده می باشد، از این رو هم شكل بودن ظاهر كلام قرآن با زبان عربی و یا مكان نزول قرآن با عربستان كنونی، از كلی و عمومی بودن دستورات و تعالیم آن كتاب الهی نمی كاهد و این كتاب آسمانی برای همیشه و حتی برای انسان هایی كه در آینده به وجود می آیند، دستورات و قوانین راه گشا و هدایت كننده ای دارد؛ بدون این كه غبار كهنگی و قدیمی شدن بر چهره روشن و نورانی آن قوانین بنشیند.

نتیجه
با ویژگی های منطقه حجاز و عربستان و خصوصیات بارز زبان عربی در می یابیم كه بهترین مكان نزول قرآن و بهترین زبان برای كلام قرآن در نظر گرفته شده است تا تعالیم نورانی قرآن كریم به سایر نقاط جهان انتقال یابد بدون این كه از محتوا و مضمون آن كاسته شود، البته شایان ذكر است كه تعبیر عربی بودن كه در قرآن كریم در حدود 10 مورد آورده شده، اشاره به زبان عربی امروزی نیست بلكه مراد واضح و روشن بودن آن تعالیم الهی و خالی بودن آنها از پیچیدگی و ابهام می باشد، از این رو می توان خلاصه ای از محتوای این چند آیه را اینچنین بیان كرد: ما قرآن را به شیوه ای واضح و روشن و با بیانی رسا و شیوا برای شما فرستادیم.

پی نوشت ها:
[1] . ابراهیم/ 4.
[2] . شعراء/ 199 – 198

 

منبع :andisheqom.com




طبقه بندی: ائمه اطهار احادیث قرآن کریم،
برچسب ها: چرا قرآن به زبان عربی و آن هم در عربستان نازل شده است؟،
دنبالک ها: خیریه امام سجادعلیه السلام،

تاریخ : 26 تیر 95 | 05:40 | نویسنده : خیریه امام سجاد علیه السلام imamsajjad@ خیریه | نظرات

چرا صالحان، گرفتار مشكلات و گنهكاران، در رفاه هستند؟

چرا صالحان، گرفتار مشكلات و گنهكاران، در رفاه هستند؟

مشکلات اقتصادی,امتحان الهی

علّت برخی بلاها و مشکلاتی که مومن به آن دچار می‌شود، خود انسان است

 

اگر قطره‏ اى چاى روى شیشه عینك شما بریزد، فوراً آن را پاك مى ‏كنید.


امّا اگر قطره‏ اى چاى روى لباس سفید شما بچكد، صبر مى‏ كنید تا به منزل بروید و لباس خود را عوض كنید.


و اگر قطره‏ اى روى قالى زیر پاى شما بچكد، آن را رها مى ‏كنید تا مثلاً شب عید به قالى شویى ببرید.


خداوند نیز با هركسی به گونه ‏اى رفتار مى ‏نماید و بر اساس شفّافیّت یا تیرگى روحش، كیفر او را به تأخیر مى ‏اندازد.


پاسخ به یک شبهه
سوال و یا شبهه ‌ای که در ذهن بسیاری وجود دارد این است که چرا غالب كسانی كه مطیع اوامر و دستورهای قرآن و خداوند تبارك و تعالی هستند، از آثار این اطاعت و پیروی برخوردار نیستند و با كمبودهای شدید و گرفتاری ‌ها و بلایای زیادی روبرو هستند؟ و كسانی ‌كه كافر هستند و یا در كشورهای كفر زندگی می كنند، هم از نظر رفاه و آسایش، از وضعیت و موقعیت بهتر و برتری بهره‌ مند هستند و هم از انواع نعمت ‌های خدادادی بیشتری برخوردار می ‌باشند.

این مسئله که هر انسانی و هر قومی که در مسیر خدا گام بردارد و تقوا پیشه کند و در برابر نعمت‌های الهی شکرگزار باشد، خداوند آن‌ها را از دریای بیکران رحمت خویش مستفیض کرده و نعمت‌های خود را بر او نازل خواهد کرد، از سنت‌های خداوند و درست می‌باشد. ‌امّا مشکلات و مصیبت‌ها و تنگناهایی که مومنین بدان دچار می ‌شوند، فلسفه و علّت ‌های دیگری نیز دارد که به چند نمونه از زبان آیات قرآن کریم اشاره می ‌کنیم:


مشکلات و مصائب خود ساخته
علّت برخی بلاها و مشکلاتی که مومن به آن دچار می‌شود، خود انسان است؛ بسیاری از اوقات این خود ما هستیم که به دلیل سوء مدیریت در برنامه و یا به دلیل انتخاب‌های غلط و اشتباه و ... دچار مشکل می ‌شویم. 


به طور مثال اگر در رانندگی دچار تصادف شویم و در آن به نقص عضو مبتلا شویم و یا ... همه این‌ها مسببشان خود ما هستیم و به خداوند مربوط نمی ‌شود. قرآن کریم می ‌فرماید: «إِنَّ اللَّهَ لاَ یَظْـلِمُ النَّاسَ شَیئا وَ لَـَکِنَّ النَّاسَ أَنفُسَهُمْ یَظْـلِمُونَ (یونس/44) خداوند هیچ بر مردم ستم نمی ‌کند؛ ولی این خود مردم‌ اند که بر خویشتن ستم می ‌کنند.»


سنت امتحان الهی
برخی بلاها برای آزمایش و امتحان مردم می‌ باشد؛ چرا که دنیا محل ابتلا و امتحان است نه دار آسایش و راحتی، آن ‌چنان‌ كه قرآن کریم می ‌فرماید: «وَلَنَبْلُوَنَّکُم بِشَیْءٍ مِّنَ الْخَوْفِ وَ الْجُوعِ وَ نَقْصٍ مِّنَ الاْمْوَلِ وَ الاْنفُسِ وَ الثَّمَرَتِ وَبَشِّرِ الصَّـَبِرِین (بقره/155) قطعاً شما را به چیزی از قبیل ترس و گرسنگی و کاهش در اموال و جان‌ ها و محصولات، می آزماییم و مژده باد شکیبایان را»


هر کسی به اندازه تلاشش بهره می برد 

یکی دیگر از سنّت‌ های الهی نیز این است که هر کسی به اندازه رنج و زحمتی که کشیده استفاده و بهره‌ برداری می ‌کند. خداوند می ‌فرماید: «وَ أَنْ لَیْسَ لِلْإِنْسانِ إِلاَّ ما سَعی (نجم/39) و براى انسان بهره ‏‌اى جز سعى و كوشش او نیست.»


 پس هر کسی به اندازه تلاش و زحمتی که کشیده و به اندازه ‌ای که از نبوغ و استعداد الهی استفاده کرده است، در راحتی و آسایش خواهد بود. و بدون شک یکی از علت‌ های پیشرفت آنان تلاش زیادی بوده که توسط آنان برای رشد اقتصادی شده است و نتیجه آن را هم الان برداشت می‌کنند.


سختی ها و بلاها؛ وسیله ای برای تذکّر و یادآوری
انسان همچون مسافری است که در مسیر زندگی خود در حرکت است و اگر در طول مسیر همیشه در رفاه و آسایش باشد ممکن است غفلت  بر او چیره شود و او را از مسیر اصلی و هدف نهایی باز دارد، از این رو خداوند که أرحم الراحمین و از همگان نسبت به انسان مهربان تر است، زنگ بیدار باش را برای انسان در قالب بلا و سختی به صدا در می آورد و انسان را از عواقب خطرناک ضلالت و گمراهی  باخبر می سازد. 


خداوند متعال می فرماید: «وَلَقَدْ أَخَذْنَآ ءَالَ فِرْعَوْنَ بِالسِّنِینَ وَنَقْص مِّنَ الثَّمَرَاتِ لَعَلَّهُمْ یَذَّکَّرُونَ» (اعراف، 30) و ما نزدیکان و قوم فرعون را به خشکسالی و کمبود میوه ها گرفتار کردیم شاید متذکّر گردند.»


همچنین امیر مؤمنان علی (علیه السلام) می فرماید: «انَّ اللّه یبتلی عبادَهُ عند الأَعمال السَیِّئة بنقص الثمرات و حبسِ البرکات و إغلاقِ خزائِنِ الخَیْرات لیتوبَ تائبٌ و یُقْطِعَ مُقْطِعٌ وَ یَتَذَکَّرَ متذکِّرٌ» (نهج البلاغه، خطبه 143) خداوند بندگان خویش را به هنگامی که کارهای بد انجام می دهند با کمبود میوه ها و جلوگیری از نزول برکات و بستن در گنج های خیرات به روی آنان آزمایش می کند.»

مشکلات اقتصادی,امتحان الهی

برخی بلاها برای آزمایش و امتحان مردم می‌ باشد؛ چرا که دنیا محل ابتلا و امتحان است

  

اجر و پاداش اخروی
خداوند به کسی ظلم نمی کند «وَأَنَّ اللَّهَ لَیْسَ بِظَلاَّم لِّلْعَبِیدِ» در کتب کلامی و اعتقادی تحت عنوان «اعواض الآلام; عوض های سختی ها و رنج ها» بیان شده سختی ها و مصائبی که از جانب خداوند به انسان ها می سد در آخرت جبران می شود. 


گذشته از این مطلب، صبر و استقامت در برابر شدائد  و مصائب و پیمودن راه سعادت و تکامل  در شرائط سخت و دشوار، أجر و پاداش اخروی بسیاری را نصیب انسان خواهد نمود، چنان که در روایتی نقل شده روزی عبداللّه بن ابی یعفور نزد امام صادق (علیه السلام) به شکوه و گلایه پرداخت که من همیشه در سختی و بیماری به سر می برم. امام (علیه السلام) در جواب فرمودند: «لو یعلم المؤمن ما له من الأجر فی المصائب لتمنّی أنّه قرض بالمقاریض» (اصول کافی، همان، ص 255) اگر شخص مؤمن بداند که پایداری در برابر مصائب و سختی ها چه اندازه اجر و ثواب دارد آرزو می کند که بدن او با قیچی قطعه قطعه شود.»


سختی باعث تکامل است
بلاها و سختی ها زمینه ساز سعادت و کمال هستند و به تعبیر استاد مطهری «بدهای مادر خوبی ها و زائیده آن ها هستند.» ( مجموعه آثار، همان، ص 174) و در منطق عقل و شرع سختی ها انسان را آبدیده می کنند و او را به آسایش و سعادت می رسانند و نیروهای بالقوّه او را در مسیر پیشرفت و تکامل به فعلیت می رسانند «إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ یُسْرًا» همانا به همراه هر سختی آسایش و راحتی است.» ( انشراح، 5)


آری اگر انسان در ناز و نعمت و آسایش به سر ببرد نمی توان توقع داشت که سخت کوش و توانمند شود چرا که اگر شخصی می خواهد فنّ شناگری را یاد بگیرد، تا سختی و مرارت فرو رفتن های مکرّر در آب را لمس نکند، شناگر خوبی نخواهد شد.


شناخته شدن صابرین
علّت برخی بلاها و مشکلاتی که مومن به آن دچار می‌شود، خود انسان است؛ بسیاری از اوقات این خود ما هستیم که به دلیل سوء مدیریت در برنامه و یا به دلیل انتخاب‌های غلط و اشتباه و ... دچار مشکل می ‌شویم.

خداوند متعال می فرماید: «وَ لَنَبْلُوَنَّکُمْ حَتَّی نَعْلَمَ الْمُجَاهِدِینَ مِنکُمْ وَالصَّابِرِینَ وَ نَبْلُوَاْ أَخْبَارَکُمْ» ( محمد، 31) ما همه شما را قطعاً آزمایش می کنیم تا معلوم شود مجاهدان واقعی و صابران از میان شما کیانند؟ و اخبار شما را بیازمائیم.»


البته ذکر این نکته لازم است که این آزمایش ها برای علم پیدا کردن خداوند نیست چرا که خداوند بر همه چیز عالم است، بلکه برای آشکار شدن چهره انسان ها برای خودشان و دیگران است تا در روز قیامت حجّت و دلیل بر همگان تمام باشد.


 کلام آخر:
با توجه به اینکه خداوند اولیاى خود را دوست دارد، لذا اگر خلافى كنند، فوراً آنان را با قهر خود مى‏ گیرد تا متذكّر شوند، چنانكه خداوند در قرآن مى‏ فرماید: اگر پیامبر سخنى را كه ما نگفته ‏ایم به ما نسبت دهد، با قدرت او را به قهر خود مى ‏گیریم: « وَلَوْ تَقَوَّلَ عَلَیْنَا بَعْضَ الْأَقَاوِیلِ ‏* لَأَخَذْنَا مِنْهُ بِالْیَمِینِ» (سوره حاقّه، آیه 44 - 45) و همچنین اگر مؤمنین خلافى كنند، چند روزى نمى ‏گذرد مگر آنكه گوشمالى مى‏ شوند. 


امّا اگر نااهلان خلاف كنند، خداوند به آنان مهلت مى ‏دهد و هرگاه مهلت سرآمد، آنان را هلاك مى‏كند: «وَ جَعَلْنا لِمَهْلِکِهِمْ مَوْعِداً» (سوره كهف، آیه 59) و اگر امیدى به اصلاحشان نباشد، خداوند حسابشان را تا قیامت به تأخیر مى ‏اندازد و به آنان مهلت مى ‏دهد تا پیمانه شان پر شود. «إِنَّما نُمْلی‏ لَهُمْ لِیَزْدادُوا إِثْماً» (سوره آل عمران، آیه 178)

 

منبع: tebyan.net




طبقه بندی: ائمه اطهار احادیث قرآن کریم،
برچسب ها: چرا صالحان، گرفتار مشكلات و گنهكاران، در رفاه هستند؟،
دنبالک ها: خیریه امام سجادعلیه السلام،

تاریخ : 24 تیر 95 | 04:52 | نویسنده : خیریه امام سجاد علیه السلام imamsajjad@ خیریه | نظرات

عواملی که باعث زیاد شدن رزق و روزی می‌شوند؟

عواملی که باعث زیاد شدن رزق و روزی می‌شوند؟

بسم الله الرحمن الرحیم

عواملی که باعث زیاد شدن رزق و روزی می‌شوند؟

امام صادق(علیه السلام) فرمود: صِلّةُ الأرْحامِ تُحَسّنُ الْخُلْقَ وَ تَسْمَحُ الکَفّ وَ تَطِیبُ النَّفْسَ وَ تَزِیدُ فِی الرِّزقِ وَ تُنْسِی فِی الأجَل.
در حدیث دیگر فرمود: إِن صِلَّة الرَّحِمِ تُزَکّی الأعْمَالَ وَ تُنْمِی الأَمْوالَ وَ تُیَّسِّرُ الحِسابَ وَ تَدْفَعُ البَلویٰ وَ تَزیدُ فِی الرِّزْقِ.
حضرت علی(علیه السلام) طی حدیثی به اصحاب خود فرمود: آیا آگاه نکنم شما را به چیزهایی که روزی را زیاد می کند؟
گفتند: بلی یا امیرالمؤمنین! حضرت یکی یکی شمرد:
1). صله رحم؛
2) انسان بین نمازها جمع کند روزیش زیاد می شود (مثل جمع بین نماز مغرب و عشا، ظهر و عصر)؛
3) اگر انسان صبح و عصر بدنبال کار و تلاش برود روزیش زیاد می شود.
4) خوشرفتاری با برادران دینی به خاطر خدا روزی زیاد می شود.
5) گفتن ذکر أَسْتَغْفِرُ اللهَ رَبّی وَ أتُوبُ إِلَیهِ روزی را زیاد می کند.
6) همیشه انسان حرف راست بزند، روزیش زیاد می شود.
7) امانتداری روزی را زیاد می کند.
8) هنگام اذان مؤذن را اجابت کند و به دنبال نماز برود، روزیش زیاد می شود.
9) در بیت الخلاء حرف نزند، روزیش زیاد می شود.
10) در وقت معامله یا… حرص نزدن روزیش زیاد می شود.
11) تشکر و سپاسگزاری منعم(نعمت دهنده) روزی را زیاد می کند.
12) از قسم دروغ پرهیز کند، روزیش زیاد می شود.
13) قبل از غذا خوردن وضو بگیرد، روزیش زیاد می شود.
14) خوردن تکه غذاهایی که دور سفره ریخته شده، روزی را زیاد می کند.
15) صبح زود به دنبال روزی برود، روزیش زیاد می شود.
16) امام باقر (علیه السلام) فرمود: دادن زکات روزی را زیاد می کند.
17) امام رضا (علیه السلام) فرمود: نماز شب روزی را زیاد می کند.
18) دادن صدقه روزی را زیاد می کند.
19) امام صادق (علیه السلام) فرمود: (اگر قبل از غذا یادش رفت، وضو بگیرد) بعد از غذا وضو بگیرد روزی او زیاد می شود.
20) پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلّم) فرمود: حسن خلق روزی را زیاد می کند.
21) همسایه خوب بودن روزی را زیاد می کند.
22) اذیت و آزار نکردن روزی را زیاد می کند.
23) امام صادق (علیه السلام) فرمود: شستن ظروف روزی را زیاد می کند.
24) جارو کردن منزل روزی را زیاد می کند.
25) علی (علیه السلام) فرمود: گرفتن ناخن روزی را زیاد می کند.
26) ناخن گرفتن در روز جمعه مال و عمر را زیاد می کند.
27) پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلّم) فرمود: سحرخیزی بدن را از بیماری دور می کند، محبت دیگران را زیاد می کند و روزی را زیاد می کند.
28) با لباس و بدن پاک و تمیز در بستر خواب برود روزی را زیاد می کند.


 



طبقه بندی: ائمه اطهار احادیث قرآن کریم،
برچسب ها: عواملی که باعث زیاد شدن رزق و روزی می‌شوند؟،
دنبالک ها: خیریه امام سجادعلیه السلام،

تاریخ : 22 تیر 95 | 16:50 | نویسنده : خیریه امام سجاد علیه السلام imamsajjad@ خیریه | نظرات

چرا سورة بقره،‌بزرگترین سورة قرآن شده است؟



چرا سورة بقره،‌بزرگترین سورة قرآن شده است؟


خواص درمانی سورة بقره, بزرگترین سورة قرآن

سورة بقره،‌بزرگترین سورة قرآن است

 

با توجه به این كه هر سوره، هدف مشخص و معینی را دنبال می كند و آیات آن، همچون زنجیره ای به هم پیوسته است و سلسله وار در راستای همان هدف كلی نقش ایفا می كند، این مطلب به دست می آید كه ممكن است دلیل كوچكی یا بزرگی سوره ها از جمله سورة بقره، اتمام سریع بیان و القای هدف در سوره های كوچك و نیازمندی به كلام و گفتار مفصل و وسیع برای رسیدن به هدف و مقصود در سوره های طولانی و بزرگ تر باشد. البته می توان فواید دیگری را برای كوچكی و یا بزرگی سوره ها بر شمرد مثل تنوع و تسریع یادگیری سوره های كوچك به ویژه در ابتدای بعثت كه اغلب مردم خواندن و نوشتن نمی دانستند به راحتی سور كوچك را می آموختند و حفظ می كردند.


بنابراین، از آن جا كه سوره های طولانی مثل بقره،‌ آل عمران و... در اواخر بعثت نازل شده اند، نسبت به سوره هایی كه در ابتدای بعثت نازل شده اند، طولانی تر و مفصل تر هستند.
 
پی نوشت:
[1] . طباطبایی،  سید محمد حسین، قرآن در اسلام، مشهد، انتشارات طلوع، ‌بی تا، ص 183، 186.




طبقه بندی: ائمه اطهار احادیث قرآن کریم،
برچسب ها: چرا سورة بقره، ‌بزرگترین سورة قرآن شده است؟،
دنبالک ها: خیریه امام سجادعلیه السلام،

تاریخ : 28 خرداد 95 | 13:12 | نویسنده : خیریه امام سجاد علیه السلام imamsajjad@ خیریه | نظرات

معجزات علمی قرآن

معجزات علمی قرآن

تحقیق در مورد معجزات قرآن, معجزات قرآن در زندگی

آب دو دریای همسایه به دلیل وجود نیروی کشش سطحی ترکیب نمی شوند

 

جدایی دو دریا
اقیانوس شناسان به تازگی کشف کرده اند که وقتی دو دریا به هم می رسند با یک دیگر ترکیب نمی شوند آب دو دریای همسایه به دلیل وجود نیروی کشش سطحی ترکیب نمی شوند.

آب دریاهای مختلف غلظت های متفاوتی با هم دارند.و کشش سطحی ایجاد می کنند گویی که دیواره نازکی بین آن دو برپا شده است.

در اقیانوس اطلس جریان آب شیرینی وجود دارد که آن را گلف استیریم می نامند این جریان عظیم از سواحل آمریکای مرکزی حرکت می کند و سراسر اروپا را طی می کند و به سواحل اروپای شمالی می رسد.عرض این جریان 150 کیلومتر و عمقش حدود 800 متر و سرعتش 160 کیلومتر می باشد.و حرارت آن با آبهای اطرافش 10 تا 15 درجه تفاوت دارد و در آنجا هزاران کیلومتر آب وجود دارد که با آبهای اطراف خود مخلوط نمی شوند.و در آنها موجودات زنده هم زندگی می کنند.


این خاصیت در بسیاری از رودخانه ها از جمله رودخانه های کشور خودمان نیز وجود دارد.

همچنین در کشور مصر نیز هیئتی اکتشافی از دانشگاه مصر دریافتند که آبهای خلیج عقبه از نظر خواص شیمیایی و فیزیکی با آبهای دریای احمر تفاوت دارند و با آن مخلوط نمی شوند همچنین در جایی که دریای احمر به اقیانوس هند می رسد نیز این خاصیت وجود دارد.

این پدیده در دریاری مدیترانه و اقیانوس اطلس که در تنگه جبل الطارق به هم می رسد دیده می شود اما به دلایلی مانند دما میزان شوری و شیرینی از هم جدا می شوند.

تصویر مربوط به تنگه جبل الطارق است که 13 کیلومتر بین دریای مدیترانه و آتلانتیک مرز وجود دارد که از همدیگر جدا می شوند و از هم جدا نمی شوند.

در شهر توریستی اسکاگن در دانمارک در جایی که دریای بالتیک و شمالی به هم می پیوندند این پدیده دیده می شود.

تحقیق در مورد معجزات قرآن, معجزات قرآن در زندگی

اقیانوس شناسان به تازگی کشف کرده اند که وقتی دو دریا به هم می رسند با یکدیگر ترکیب نمی شوند

 
در سوره الرحمن آیات 19-20-21-22 به این موضوع اشاره شده است:
مَرَجَ الْبَحْرَیْنِ یَلْتَقِیانِ (19) بَیْنَهُما بَرْزَخٌ لا یَبْغِیانِ (20)  فَبِأَیِّ آلاءِ رَبِّکُما تُکَذِّبانِ (21) یَخْرُجُ مِنْهُمَا اللُّؤْلُؤُ وَ الْمَرْجانُ (22)
19. دو دریا را به گونه ای روان کرد که با هم برخورد کنند.20. اما میان آن دو حد فاصلی است که به هم تجاوز نمی کنند.21. پس کدامین نعمتهاى پروردگارتان را انکار مى‏کنید؟22. از آن دو، مروارید و مرجان خارج مى‏شود.

بیشترین دلیلی که باعث وقوع چنین پدیده ای می شود غلطت شوری و شیرینی دریاهاست که باعث جلوگیری از ترکیب آنها می شود در آیات دیگری از قرآن نیز بطور دقیق به این موضوع اشاره شده است:

 سوره مبارکه فرقان آیه 53:
« و هو الذی مَرَجَ البحرینِ هذا عَذبٌ فُراتٌ و هذا مِلحً اُجاجً وَ جَعَلَ بَینَهما بَرزَخا و حِجراً مَهجوراً»
 و اوست کسی که دو دریا را موج زنان به سوی هم روان کرد این یکی شیرین و آن یکی شور و تلخ است ومیان آندو حریمی استوار قرار داد.
 
سوره مبارکه فاطر آیه 12:
وَمَا یَسْتَوِی الْبَحْرَانِ هَذَا عَذْبٌ فُرَاتٌ سَائِغٌ شَرَابُهُ وَهَذَا مِلْحٌ أُجَاجٌ وَمِن کُلٍّ تَأْکُلُونَ لَحْمًا طَرِیًّا وَتَسْتَخْرِجُونَ حِلْیَةً تَلْبَسُونَهَا وَتَرَى الْفُلْکَ فِیهِ مَوَاخِرَ لِتَبْتَغُوا مِن فَضْلِهِ وَلَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ

 این دو دریا یکسان نیستند: یکی آبش شیرین و گواراست و یکی شور و تلخ، از هر دو گوشت تازه می خورید، و از آنها چیزهایی برای آرایش تن خویش بیرون می کشید و می بینی که کشتی ها برای یافتن روزی و غنیمت، آب را می شکافند و پیش می روند، باشد که سپاسگزار باشید.
 
سوره مبارکه نمل آیه 61:
اَمَّنْ جَعَلَ الْاَرْضَ قَرَارًا وَ جَعَلَ خِلالَهَا اَنْهَارًا وَ جَعَلَ لَهَا رَوَاسِیَ وَ جَعَلَ بَینَ الْبَحْرَیْنِ حَاجِزًا ءَاِلهٌ مَعَ اللهِ بَلْ اَکْثَرُهُمْ لَا یَعْلَمُونَ ﴿61﴾

[آیا شریکانى که مى‏پندارند بهتر است‏] یا آن کس که زمین را قرارگاهى ساخت و در آن رودها پدید آورد و براى آن، کوه‏ها را [مانند لنگر] قرار داد، و میان دو دریا برزخى گذاشت؟ آیا معبودى با خداست؟ [نه،] بلکه بیشترشان نمى‏ دانند. 

معجزات قرآن,معجزات قرآن کریم,عکسهای معجزات قرآن

  معجزات قرآن,معجزات قرآن کریم,عکسهای معجزات قرآن

   معجزات قرآن,معجزات قرآن کریم,عکسهای معجزات قرآن

 

منبع:mahmelha2.blogfa.com




طبقه بندی: ائمه اطهار احادیث قرآن کریم،
برچسب ها: معجزات علمی قرآن،
دنبالک ها: خیریه امام سجادعلیه السلام،

تاریخ : 27 خرداد 95 | 13:08 | نویسنده : خیریه امام سجاد علیه السلام imamsajjad@ خیریه | نظرات

یک آیه و این همه معجزه !! (آیه الکرسی)


یک آیه و این همه معجزه !!

رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: هر كس آیة الكرسی را در هنگام خواب قرائت كند، خدا او را و خانه َاش و خانه همسایگانش را، ایمن خواهد كرد. (مستدرک الوسائل ج 1 ص 343)

 بخش قرآن تبیان
آیة الكرسی

امام صادق (علیه السلام) می فرماید: «براى هر چیز نخبه اى است و نخبه و قلّه قرآن، آیة الکرسى است هر کس یک بار آن را بخواند خداوند هزار ناگوارى از ناگواری هاى دنیا و هزار ناگوارى از ناگواری هاى آخرت را از او بر می گرداند، آسان ترین ناگوارى دنیا فقر و سهل ترین ناگوارى آخرت عذاب قبر است و من به امید ارتقای درجه و مقامم آن را می خوانم» (عیاشی، محمد بن مسعود، کتاب التفسیر، ج 1، ص 136)
طبق فرمایش پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله برگزیده قرآن سوره بقره و برگزیده بقره، آیة الکرسى است (طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، با مقدمه: بلاغى، محمد جواد، ج 2، ص 626) و آن یکی از مشهورترین آیات قرآن است که از جنبه های گوناگون مورد توجه قرار گرفته است. در همین راستا، برخی پاداش ها برای خواندن این فراز قرآنی در موقعیت های مختلف در نظر گرفته شده است:

خواندن آیة الکرسی پس از نماز

در كتاب امالی از شیخ صدوق علیه الرحمه آمده: امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) فرمود: اگر بدانید آیة الكرسی چه اندازه با اهمیت و با ارزش است در هیچ حالی آنرا ترك نمی كنید. برای رفع و از بین بردن مشكلات خود به آیة الكرسی پناه ببرید، اگر مشكلی دارید و یا اگر گرفتارید، اگر بیمارید، اگر تمام درهای این عالم به روی شما بسته شده است چرا از آیة الكرسی غافلید. با ایمان كامل و اعتقاد به اثر بخوانید و نتیجه بگیرید كما اینكه خواندند و نتیجه گرفتند.

1. پیامبر اسلام فرمودند: کسى که در پى نماز واجب، «آیة الکرسى » مى خواند، تا نماز دیگر در پناه خداست. (لخمی طبرانی، سلیمان بن أحمد، المعجم الکبیر، ج 3، ص 84)
 2. پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله): «هر شخصی که پس از نماز واجب، آیة الکرسی را بخواند، خود خداوند او را قبض روح می کند و این شخص مانند کسی است که به همراه انبیاء جهاد کرده و به شهادت رسیده باشد». (طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، مقدمه، بلاغی ، محمد جواد، ج 2، ص 626)
 3. امام علی (علیه السلام) از پیامبر (صلی الله علیه و آله) نقل می کند: «هرکس پس از هر نماز واجب آیة الکرسى بخواند، این تنها مرگ است که فاصله او و بهشت خواهد بود (به مجرد مردن، وارد بهشت خواهد شد) و تنها مردم راست گو و عابد بر این کار مواظبت خواهند کرد» (طبرسی، حسن بن فضل، مکارم الاخلاق، ص 288)

خواندن آیة الکرسی قبل از خواب

١ـ امام صادق (علیه السلام): «هرکس هنگام خوابیدنش سه بار آیة الکرسى و آیه اى که در سوره آل عمران است: "شَهِدَ الله أَنَّهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ وَ الْمَلائِکَةُ ..." (آل عمران، 18: «خداوند، [با ایجادِ نظامِ واحدِ جهانِ هستى] گواهى می دهد که معبودى جز او نیست و فرشتگان و صاحبان دانش، [هر کدام به گونه اى بر این مطلب] گواهى می دهند در حالى که [خداوند در تمام عالم] قیام به عدالت دارد معبودى جز او نیست، که هم توانا و هم حکیم است») و آیه سخره (به آیه 54 سوره اعراف آیه سُخره گفته می شود. طریحى، فخر الدین، مجمع البحرین، ج 3، ص 327) و آیه سجده را بخواند، دو شیطان بر او گمارده شود که او را از تیررس شیاطین دیگر حفظ کنند، چه بخواهند و چه نخواهند. به همراه آن دو، سى تن فرشته باشند که خداوند را حمد کنند و او را تسبیح، تهلیل و تکبیر گویند و براى او آمرزش خواهند تا آن بنده از خواب بیدار شود و همه ثوابش از آن او باشد». (الکافی، ج 2، ص 539)
 2. امام رضا (علیه السلام): «هرکسی آیة الکرسى را هنگام خواب تلاوت کند، إن شاء الله از فلج شدن ترسى نخواهد داشت» (شیخ صدوق، ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، ص 105)

خواندن آیة الکرسی در هنگام وضو

امام باقر (علیه السلام): «هر کسی که بعد از وضو آیة الکرسی را بخواند، خداوند ثواب چهل سال [عبادت] را به او می دهد، چهل درجه او را بالا می برد و چهل حور العین به او داده می شود». (شعیری، محمد بن محمد، جامع الاخبار، ص 45)

خواندن آیة الکرسی برای مردگان

امام علی (علیه السلام): «هرگاه مؤمن آیة الکرسى را بخواند و ثوابش را براى مردگان قرار دهد خداوند به هر حرفى از آیة الکرسى فرشته اى را قرار دهد که براى او تا روز قیامت تسبیح خدا کنند» (دیلمی، حسن بن محمد، ارشاد القلوب إلی الصواب، ج 1، ص 176)

خواندن آیة الکرسی در سجده

امام باقر (علیه السلام): «کسی که آیة الکرسی را در حال سجده بخواند، هرگز داخل در آتش جهنم نخواهد شد». (جامع الأخبار، ص 46)

خواندن آیة الکرسی برای رهایی از ترس

امام علی (علیه السلام): «هرگاه مؤمن آیة الکرسى را بخواند و ثوابش را براى مردگان قرار دهد خداوند به هر حرفى از آیة الکرسى فرشته اى را قرار دهد که براى او تا روز قیامت تسبیح خدا کنند».

امام صادق (علیه السلام): «وقتی در مکان ترسناکی قرار گرفتی؛ این آیه را بخوان: "وَ قُلْ رَبِّ أَدْخِلْنی مُدْخَلَ صِدْقٍ وَ أَخْرِجْنی مُخْرَجَ صِدْقٍ وَ اجْعَلْ لی مِنْ لَدُنْکَ سُلْطاناً نَصیراً" (اسراء، 80: «و بگو: پروردگارا! مرا [در هر کار] با صداقت وارد کن، و با صداقت خارج ساز! و از سوى خود، حجتى یارى کننده برایم قرار ده!») و زمانی که چیز ترسناکی به چشمت خورد آیة الکرسى را بخوان». (برقی، احمد بن محمد، المحاسن، محقق، محدّث، جلال الدین، ج 2، ص 36)

آغاز سفر با آیة الكرسى

امام صادق (علیه َالسلام) فرمود: سفر را با دادن صدقه و یا با خواندن آیة الكرسى آغاز كن. (فروع کافی ج 4 ص 283)

آیة الكرسی برای رفع گرفتاری

در كتاب امالی از شیخ صدوق علیه الرحمه آمده: امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) فرمود: اگر بدانید آیة الكرسی چه اندازه با اهمیت و با ارزش است در هیچ حالی آنرا ترك نمی كنید. برای رفع و از بین بردن مشكلات خود به آیة الكرسی پناه ببرید، اگر مشكلی دارید و یا اگر گرفتارید، اگر بیمارید، اگر تمام درهای این عالم به روی شما بسته شده است چرا از آیة الكرسی غافلید. با ایمان كامل و اعتقاد به اثر بخوانید و نتیجه بگیرید كما اینكه خواندند و نتیجه گرفتند.


منابع:
اسلام کوئیست
شیعه نیوز
فروع کافی ج 4
ارشاد القلوب إلی الصواب، دیلمی، ج 1
مجمع البیان ج 2



طبقه بندی: ائمه اطهار احادیث قرآن کریم،
برچسب ها: یک آیه و این همه معجزه !! (آیه الکرسی)،
دنبالک ها: خیریه امام سجادعلیه السلام،

تاریخ : 1 خرداد 95 | 06:30 | نویسنده : خیریه امام سجاد علیه السلام imamsajjad@ خیریه | نظرات

یک آیه و این همه معجزه !! (آیه الکرسی)

یک آیه و این همه معجزه !!

رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: هر كس آیة الكرسی را در هنگام خواب قرائت كند، خدا او را و خانه َاش و خانه همسایگانش را، ایمن خواهد كرد. (مستدرک الوسائل ج 1 ص 343)

 بخش قرآن تبیان
آیة الكرسی

امام صادق (علیه السلام) می فرماید: «براى هر چیز نخبه اى است و نخبه و قلّه قرآن، آیة الکرسى است هر کس یک بار آن را بخواند خداوند هزار ناگوارى از ناگواری هاى دنیا و هزار ناگوارى از ناگواری هاى آخرت را از او بر می گرداند، آسان ترین ناگوارى دنیا فقر و سهل ترین ناگوارى آخرت عذاب قبر است و من به امید ارتقای درجه و مقامم آن را می خوانم» (عیاشی، محمد بن مسعود، کتاب التفسیر، ج 1، ص 136)
طبق فرمایش پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله برگزیده قرآن سوره بقره و برگزیده بقره، آیة الکرسى است (طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، با مقدمه: بلاغى، محمد جواد، ج 2، ص 626) و آن یکی از مشهورترین آیات قرآن است که از جنبه های گوناگون مورد توجه قرار گرفته است. در همین راستا، برخی پاداش ها برای خواندن این فراز قرآنی در موقعیت های مختلف در نظر گرفته شده است:

خواندن آیة الکرسی پس از نماز

در كتاب امالی از شیخ صدوق علیه الرحمه آمده: امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) فرمود: اگر بدانید آیة الكرسی چه اندازه با اهمیت و با ارزش است در هیچ حالی آنرا ترك نمی كنید. برای رفع و از بین بردن مشكلات خود به آیة الكرسی پناه ببرید، اگر مشكلی دارید و یا اگر گرفتارید، اگر بیمارید، اگر تمام درهای این عالم به روی شما بسته شده است چرا از آیة الكرسی غافلید. با ایمان كامل و اعتقاد به اثر بخوانید و نتیجه بگیرید كما اینكه خواندند و نتیجه گرفتند.

1. پیامبر اسلام فرمودند: کسى که در پى نماز واجب، «آیة الکرسى » مى خواند، تا نماز دیگر در پناه خداست. (لخمی طبرانی، سلیمان بن أحمد، المعجم الکبیر، ج 3، ص 84)
 2. پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله): «هر شخصی که پس از نماز واجب، آیة الکرسی را بخواند، خود خداوند او را قبض روح می کند و این شخص مانند کسی است که به همراه انبیاء جهاد کرده و به شهادت رسیده باشد». (طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، مقدمه، بلاغی ، محمد جواد، ج 2، ص 626)
 3. امام علی (علیه السلام) از پیامبر (صلی الله علیه و آله) نقل می کند: «هرکس پس از هر نماز واجب آیة الکرسى بخواند، این تنها مرگ است که فاصله او و بهشت خواهد بود (به مجرد مردن، وارد بهشت خواهد شد) و تنها مردم راست گو و عابد بر این کار مواظبت خواهند کرد» (طبرسی، حسن بن فضل، مکارم الاخلاق، ص 288)

خواندن آیة الکرسی قبل از خواب

١ـ امام صادق (علیه السلام): «هرکس هنگام خوابیدنش سه بار آیة الکرسى و آیه اى که در سوره آل عمران است: "شَهِدَ الله أَنَّهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ وَ الْمَلائِکَةُ ..." (آل عمران، 18: «خداوند، [با ایجادِ نظامِ واحدِ جهانِ هستى] گواهى می دهد که معبودى جز او نیست و فرشتگان و صاحبان دانش، [هر کدام به گونه اى بر این مطلب] گواهى می دهند در حالى که [خداوند در تمام عالم] قیام به عدالت دارد معبودى جز او نیست، که هم توانا و هم حکیم است») و آیه سخره (به آیه 54 سوره اعراف آیه سُخره گفته می شود. طریحى، فخر الدین، مجمع البحرین، ج 3، ص 327) و آیه سجده را بخواند، دو شیطان بر او گمارده شود که او را از تیررس شیاطین دیگر حفظ کنند، چه بخواهند و چه نخواهند. به همراه آن دو، سى تن فرشته باشند که خداوند را حمد کنند و او را تسبیح، تهلیل و تکبیر گویند و براى او آمرزش خواهند تا آن بنده از خواب بیدار شود و همه ثوابش از آن او باشد». (الکافی، ج 2، ص 539)
 2. امام رضا (علیه السلام): «هرکسی آیة الکرسى را هنگام خواب تلاوت کند، إن شاء الله از فلج شدن ترسى نخواهد داشت» (شیخ صدوق، ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، ص 105)

خواندن آیة الکرسی در هنگام وضو

امام باقر (علیه السلام): «هر کسی که بعد از وضو آیة الکرسی را بخواند، خداوند ثواب چهل سال [عبادت] را به او می دهد، چهل درجه او را بالا می برد و چهل حور العین به او داده می شود». (شعیری، محمد بن محمد، جامع الاخبار، ص 45)

خواندن آیة الکرسی برای مردگان

امام علی (علیه السلام): «هرگاه مؤمن آیة الکرسى را بخواند و ثوابش را براى مردگان قرار دهد خداوند به هر حرفى از آیة الکرسى فرشته اى را قرار دهد که براى او تا روز قیامت تسبیح خدا کنند» (دیلمی، حسن بن محمد، ارشاد القلوب إلی الصواب، ج 1، ص 176)

خواندن آیة الکرسی در سجده

امام باقر (علیه السلام): «کسی که آیة الکرسی را در حال سجده بخواند، هرگز داخل در آتش جهنم نخواهد شد». (جامع الأخبار، ص 46)

خواندن آیة الکرسی برای رهایی از ترس

امام علی (علیه السلام): «هرگاه مؤمن آیة الکرسى را بخواند و ثوابش را براى مردگان قرار دهد خداوند به هر حرفى از آیة الکرسى فرشته اى را قرار دهد که براى او تا روز قیامت تسبیح خدا کنند».

امام صادق (علیه السلام): «وقتی در مکان ترسناکی قرار گرفتی؛ این آیه را بخوان: "وَ قُلْ رَبِّ أَدْخِلْنی مُدْخَلَ صِدْقٍ وَ أَخْرِجْنی مُخْرَجَ صِدْقٍ وَ اجْعَلْ لی مِنْ لَدُنْکَ سُلْطاناً نَصیراً" (اسراء، 80: «و بگو: پروردگارا! مرا [در هر کار] با صداقت وارد کن، و با صداقت خارج ساز! و از سوى خود، حجتى یارى کننده برایم قرار ده!») و زمانی که چیز ترسناکی به چشمت خورد آیة الکرسى را بخوان». (برقی، احمد بن محمد، المحاسن، محقق، محدّث، جلال الدین، ج 2، ص 36)

آغاز سفر با آیة الكرسى

امام صادق (علیه َالسلام) فرمود: سفر را با دادن صدقه و یا با خواندن آیة الكرسى آغاز كن. (فروع کافی ج 4 ص 283)

آیة الكرسی برای رفع گرفتاری

در كتاب امالی از شیخ صدوق علیه الرحمه آمده: امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) فرمود: اگر بدانید آیة الكرسی چه اندازه با اهمیت و با ارزش است در هیچ حالی آنرا ترك نمی كنید. برای رفع و از بین بردن مشكلات خود به آیة الكرسی پناه ببرید، اگر مشكلی دارید و یا اگر گرفتارید، اگر بیمارید، اگر تمام درهای این عالم به روی شما بسته شده است چرا از آیة الكرسی غافلید. با ایمان كامل و اعتقاد به اثر بخوانید و نتیجه بگیرید كما اینكه خواندند و نتیجه گرفتند.


منابع:
اسلام کوئیست
شیعه نیوز
فروع کافی ج 4
ارشاد القلوب إلی الصواب، دیلمی، ج 1
مجمع البیان ج 2



طبقه بندی: ائمه اطهار احادیث قرآن کریم،
برچسب ها: یک آیه و این همه معجزه !! (آیه الکرسی)،
دنبالک ها: خیریه امام سجادعلیه السلام،

تاریخ : 31 اردیبهشت 95 | 02:31 | نویسنده : خیریه امام سجاد علیه السلام imamsajjad@ خیریه | نظرات

نماز امام زین العابدین علیه السّلام

نماز امام زین العابدین علیه السّلام


نماز امام زین العابدین,نماز امام سجاد

 نماز امام زین العابدین علیه السّلام

حضرت زین العابدین علیه السلام علاقه شدیدی به نماز داشته اند و با اهتمام خاصی این عبادت بزرگ اسلامی را به جای می آوردند.

                  
نماز امام زین العابدین علیه السّلام           
چهار رکعت است که در هر رکعت حمد یک مرتبه و توحید صد مرتبه دعاء آن حضرت :
 یا مَن اَظهَرَالجَمیلَ ، وَ سَتَرَ القَبیحَ ، یا مَن لَم یُؤاخِذ بِاالجَریرَةِ وَ لَم یَهتِکِ السِّترَ ، یا عَظیمَ العَفوِ ، یا حَسَنَ التَّجاوُزِ ، یا واسِعَ المَغفِرَةِ ، یا باسِطَ الیَدَینِ بِالرَّحمَةِ ، یا صاحِبَ کُلِّ نَجوی ، یا مُنتَهَی کُلِّ شَکوی ، یا کَریمَ الصَّفحِ ، یا عَظیمَ الرَّجآءِ ، یا مُبتَدِءاً بِالنِّعَمِ قَبلَ الستِحقاقِها ، یا رَبَّنَا وَ سَیِدَنَا وَ مَولانا ، یا غایَةَ رَغبَتِنا ، اَسئَلُکَ اللُّهُمَ اَن تُصَلیَ عَلی مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمد

نماز دیگر: كه بنا به روایت قطب راوندی دو ركعت است، در هر ركعت بعد از حمد صد مرتبه آیه الكرسی خوانده می شود.

منبع:astanjanan.blogfa.com




طبقه بندی: ائمه اطهار احادیث قرآن کریم،

تاریخ : 25 اردیبهشت 95 | 04:12 | نویسنده : خیریه امام سجاد علیه السلام imamsajjad@ خیریه | نظرات

ساده ترین راه حاجت گرفتن از امام جوادعلیه السلام

ساده ترین راه حاجت گرفتن از امام جوادعلیه السلام

برای گرفتن حاجت از ائمه اطهار راه‌هایی وجود دارد که از طریق خود آن بزرگواران بیان شده است؛ ما در این نوشتار نحوه توسل به امام جواد (علیه‌السلام) را به اختصار بیان می‌کنیم:
  

رهروان ولایت ـ گرفتن حاجت از خداوند عالم و ائمه اطهار(علیهم‌السلام) آداب و رسومی دارد که انسان با رعایت آن‌ها زودتر به مقصود خود می‌رسد. گر چه آدمی در هر زمان و در هر مکانی خالق خویش را بخواند، می‌شنود، ولی خود خداوند متعال، برای رسیدن بندگان به خواسته خویش، راه‌ها و وسائلی را قرار داده است که از کانال همین وسائل زودتر به مقصود خواهد رسید. برای گرفتن حاجت از ائمه اطهار(علیهم‌السلام) راه‌هایی وجود دارد که از طریق خود آن بزرگواران بیان شده است؛ ما در این نوشتار نحوه توسل به امام جواد(علیه‌السلام) را به اختصار بیان می‌کنیم:

ساده ترین راه حاجت گرفتن  از امام جواد

طریقه اول: ختم صلوات

 
یکی از ختم‌های مجرب برای گرفتن هر حاجتی، مادی یا معنوی، فرستادن صلوات و هدیه این صلوات به محضر نورانی معصومین(علیهم‌السلام) است؛ چنان‌چه پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) فرمودند: «هر کس بر من صلوات فرستد، حق تعالی درِ عافیت را بر وی می‌گشاید و حاجت معنوی یا مادی او به حرمت صلوات بر محمد و آل محمد بر آورده می‌شود».[1] 
 
یکی از ختم های بسیار مجرب و مفید برای گرفتن حاجات، ختم صلوات بر امام جواد(علیه السلام) است؛ چرا که لقب این بزرگوار جواد می‌باشد، ایشان، در طول زندگی با برکت‌شان بسیار بخشنده بودند.
 
در امور دنیوی توسل به حضرت جواد(علیه‌السلام) بسیار مجرب است و زود حاجب انسان برآورده می‌شود. مرحوم آیت الله کشمیری(رحمه‌الله‌علیه) می‌فرمودند، برای برآمدن حوائج توسل به امام جواد(علیه‌السلام) بسیار مفید است به این طریق که صلوات ختم کنید و ثواب آن را به حضرت هدیه کنید. راه دیگر این است که سوره یس خوانده شود و به روح این امام عزیز هدیه شود. که برای برآمدن حوائج دنیوی، بسیار مفید است.[2]
 
 
 
طریقه دوم: نماز امام جواد(علیه‌السلام)
 
این نماز دو رکعت  است و در هر رکعت حمد یک مرتبه و توحید هفتاد مرتبه است.[3] که برای این هم آثار فراوانی ذکر شده است. برای برآمدن حوائج و رفع بلا و گرفتاری، بسیار موثر است.
 
 
حرز امام جواد(علیه‌السلام)
ساده ترین راه حاجت گرفتن  از امام جواد
حرز یعنی سپر دفاعی و عامل محافظت کننده. حرز در لغت به معنای پناهگاه و چیزی است که باعث حفاظت می‌شود. و در اصطلاح به دعایی گفته می‌شود که برای حفاظت از شر شیاطین، جن، ظلم ستمگران، گزندگان و... است. برخی از حرزها قبل از وقوع ناگواری‌های خاصی که ممکن است واقع شوند، خوانده می‌شود و برخی دیگر برای در امان بودن از تمام ناگواری‌ها نوشته شده و به گردن آویخته یا در جیب گذارده می‌شود.
 
چون انسان همیشه در معرض خطرها و بلاهاست، این حرزها که از طرف معصومین(علیهم‌السلام) دستور آن صادر شده، عامل محافظت کننده از خطرها و بلاها می‌باشند که مردم یا آن را می‌خوانند و یا به صورت نوشته همراه خود دارند.
 
از اکثر پیشوایان معصوم شیعه حرزهایی روایت شده که «سید بن طاووس» در کتاب «مهج الدعوات» تعداد قابل توجهی از آن‌ها را نقل نموده است و در باب پنجم از حاشیه‌ی کتاب ارزشمند «مفاتیح الجنان» نیز تعدادی از آن‌ها به نقل از همان کتاب آورده شده است.
 
حرزی که از امام جواد(علیه‌السلام) وارد شده است، اینگونه است: «یا نُورُ یا بُرهانُ یا مُبینُ یا مُنیرُ یا رَبِ اِکفِنی الشُرُورَ وَ افاتِ الدُهُورِ اَسئَلُکَ النَجاةَ یَومَ یُنفَخُ فِی الصُورِ»[4]
 
 
خاصیت حرز امام جواد(علیه‌السلام)
 
حرز امام جواد(علیه‌السلام) یا انگشتری که حاوی این حرز باشد برای حفظ از بلاها و بدی‌ها و هر چه که انسان از آن می‌ترسد مفید است.[5]
 
خاطره‌ای جالب از اثرات این حرز مبارک
 
یکی از دوستان نگارنده، که طلبه‌ی فاضل و یکی از اساتید دانشگاه‌ است، نقل می‌کند، در سفری که به سوریه  رفته بودم، فرزند یکی از فرماندهان ارتش سوریه با من آشنا شد، روزی با ناراحتی تمام پیش من آمد و از من التماس دعا داشت، گفتم اتفاقی افتاده که چنان ناراحت هستی؟
 
گفت: پدرم که فرمانده جنگی است در جنگ با تکفیری‌ها و داعش  محاصره شده و کار وی بسیار سخت شده است، و پیام داده است که دعا کنید تا خطر رفع شود و نجات یابیم.
من به او گفتم که حرز امام جواد(علیه‌السلام) را می‌دهم، به پدرت بگو که این را بنویسد و به بازوی خود ببندد به خاطر این‌که ائمه(علیهم‌السلام) از فرزندان پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) هستند و پیش خدا، از مقام و منزلت بالایی برخوردارند. این فرمانده نظامی با این‌که از اهل سنت بود، این کار را انجام داده بود و به برکت مقام بلند امام جواد(علیه‌السلام) خطر از آن‌ها دفع شد و از محاصره جان سالم به در برده بودند.
 
این طلبه می‌گفت: این فرمانده و فرزند او و نیروهای تحت امرش با این‌که از اهل سنت بودند، علاقه بسیار وافری به امام جواد(علیه‌السلام) پیدا کرده و ارادت آن‌ها به اهل بیت(علیهم‌السلام) دو چندان شده بود.
 

 

 


[1]. جامع الاخبار، ص 67؛ و مستدرک الوسایل ج 5،ص 100

[2]. روح و ریحان، ص 101و 102

[3]. مفاتیح الجنان، شیخ عباس قمی، ترجمه الهی قمشه ای، قم دفتر نشر مصطفی، 1381، ص 90.

[4]. همان، ص 862.

[5]. بحارالانوار، ج ۵۰ ، ص ۹۸.

 




طبقه بندی: ائمه اطهار احادیث قرآن کریم،
برچسب ها: ساده ترین راه حاجت گرفتن از امام جوادعلیه السلام،
دنبالک ها: خیریه امام سجادعلیه السلام،

تاریخ : 23 اردیبهشت 95 | 05:36 | نویسنده : خیریه امام سجاد علیه السلام imamsajjad@ خیریه | نظرات

امام سجاد (ع) طلایه‌ دار جنبش بیداری اسلامی

امام سجاد (ع) طلایه‌ دار جنبش بیداری اسلامی

تولد امام سجاد,زندگانی امام سجاد

علی بن الحسین (ع) معروف به امام سجاد و زین العابدین، چهارمین امام شیعیان میباشد

 

دریغا كه نزد بعضی از مورخان این تصور خطا، شایع است كه پیشوایان شیعه‌ امامیه از فرزندان امام حسین علیه السلام مردمی مظلوم و ستمكش بوده ‌اند که پس از كشتاری كه در كربلا روی داد، از سیاست كناره گرفتند و به ارشاد و عبادت و انقطاع از دنیا پرداختند و بر این گفته‌ خود، به تاریخ زندگانی امام سجاد علیه السلام استناد می‌ كنند و جدایی ظاهری او را از رهبری در كار سیاست، حجت نظر خود می‌دانند. بدیهی است كه سبب این تصورات خطا كه دامنگیر مورخان شده است این است كه آنان پنداشته اند عدم اقدام پیشوایان به قیام مسلحانه بر ضد وضع حكومت روز، و تفویض جنبه رهبری سیاسی به دیگری، به معنای خودداری آنان از رهبری بوده است.

 یک عمر تجربه تلخ
باید توجه داشت که امام سجاد علیه السلام، در بدترین زمان از زمان‌هایی كه بر دوران رهبری اهل بیت علیهم السلام گذشت می‌ زیست. چه، او با آغاز اوج انحرافی معاصر بود كه پس از وفات رسول اكرم صلی الله علیه وآله روی داد و از زمان امام سجاد علیه السلام كم ‌كم شكلی آشكار به خود گرفت. امام چهارم با همه‌ محنت‌ها و بلاها كه در روزگار جدّ بزرگوارش امیرالمومنین علی علیه السلام روی داده بود همزمان بود. او سه سال پیش از شهادت امام علی علیه السلام متولد گردید. وقتی به جهان دیده گشود، جدش امیرمومنان علیه السلام در خط جهاد جنگ جمل غرق گرفتاری بود و زان پس، با امام حسن علیه السلام در محنت و گرفتاری‌ های فراوان او می ‌زیست و پس از آن نیز در فاجعه عظیم کربلا و قیام خونین پدر بزرگوارش امام حسین علیه السلام حضور داشت. او همه‌ این رنج ‌ها را طی كرد تا خود به طور مستقل رویاروی گرفتاری ‌ها قرار گرفت.

امام تنها
امام سجاد علیه السلام به این امر ایمان داشت كه تا وقتی از طرف پایگاه‌ های مردمی و آگاه پشتیبانی نشود، تنها در دست گرفتن قدرت برای تحقق بخشیدن به عمل دگرگون ‌سازی اجتماع اسلامی كافی نیست. پایگاه‌ های مردمی نیز باید به هدفهای این قدرت آگاه باشند و به نظریه‌ های او در حكومت ایمان داشته باشند، و در راه حمایت از آن حركت كنند و مواضع آن را برای توده‌ مردم تفسیر نمایند و در برابر تندبادها با استواری و قدرت بایستند.

امام سجاد علیه السلام این مقدورات را نداشت و این واقعیت را در تحلیلی جالب و دقیق برای ما بیان می ‌كند و می ‌فرماید:

«پروردگارا، در پیشامدهای ناگوار روزگار به ناتوانی خویش نگریستم و درماندگی خود را از جهت یاری طلبیدن از مردم در برابر كسانی كه قصد جنگ با من داشتند دیدم و به تنهایی خود در برابر بسیاری كسانی كه با من دشمنی داشتند، نظر كردم».

بنابراین مشاهده می‌ كنیم كه امام سجاد علیه السلام موضع خود را با آگاهی از دشمنان خویش تعیین كرده است و در این موقعیت اسفناک، از دو راه عملی، با امت و پیروان خود روبرو می گردد.

 مدرسه بزرگ اسلامی
یكی از این دو راه عملی پیشوای چهارم، تهیه‌ برنامه‌ فكری و آگاهی عقیدتی و روانی امت بود. امام علی بن حسین علیهماالسلام در حقیقت دومین موسس مدرسه بزرگ اسلامی بود. خانه و مسجد، مدرسه‌ او بود و طلاب در آن جا و در پیرامون وی جمع می ‌شدند و بعدها شاگردانش، سازندگان تمدن اسلامی شدند و مردان تفكر و قانونگذاری و ادب اسلامی گردیدند . امام سجاد علیه السلام در دورانی پر اهمیت برای افزودن بر دانشمندان و راویان احادیث خود در علوم و فنون گوناگون قیام نمود. صحیفه سجادیه كه انجیل آل محمد علیهم‌السلام است از آثار اوست. این اثر از ثروت ‌های فكری است كه با وضع قواعد اخلاقی و اصول فضایل و علوم توحید و غیر آن، از سایر آثار متمایز است.

تولد امام سجاد,زندگانی امام سجاد

مشهورترین القاب امام سجاد (ع)  زین العابدین و سجّاد است

 

 انقلاب عظیم روانی
دومین راه، برانگیختن وجدان انقلابی افراد مسلمان و متمركز ساختن و برانگیختن احساسشان به گناه و ضروری بودن جبران آن گناه بود. قیام پدر بزرگوار آن امام و پایان فاجعه‌آمیز آن در كربلا، توجه مردم را به گناهكاری‌ شان جلب كرد و كینه و نفرت آنان را به بنی ‌امیه برانگیخت. این مطلب را پس از قیام امام حسین علیه السلام و شهادت او آشكارا در ملت اسلام مشاهده می ‌كنیم و می ‌بینیم كه بسیاری از مسلمانان از آن واقعه احساس گناه كردند و ملت در جهت تكفیر امویان به حركت درآمد و كینه و نفرتش به بنی ‌امیه روزافزون گردید.

این احساس گناه، عاملی بود پیوسته شعله ‌ور، كه مردم را برای شورش و انتقام‌ خواهی، دایم به جلو می‌ راند. امام علی بن الحسین علیهماالسلام كوشید، این احساس گناه را شعله ‌ور سازد و بر مهیب آن بیفزاید. ایشان توانست هر وقت فرصتی به دست می ‌آمد، مردم را به انقلاب بر ضد امویان برانگیزد و پیوسته این كار را از سر می ‌گرفت، و آن شعله، نه فرو می ‌نشست نه خاموش می‌شد.

در این راستا امام سجاد علیه السلام اعلامیه‌ های عمومی صادر می ‌فرمود و هر مسلمانی را كه علیه زمامداران منحرف به شورش دست می‌ زد، می‌ ستود و از او به گرمی استقبال می ‌كرد و او را سپاس می‌گفت. چنانکه وقتی محمد بن حنفیه با فرستاده‌ مختار ثقفی نزد امام آمد تا در باب قیام مختار با او ایشان مشاوره كند، امام با سخنی كلی كه فقط به مختار اختصاص نداشت، تقاضای محمد حنفیه را پذیرفت. سخنان او شامل همه‌ مسلمانان و به گونه ‌ای بود كه مردم را وامی‌‌داشت رویاروی ستم بنی ‌امیه و زمامداران منحرف آن بایستند.
 
منشور مبارزاتی
آن جوّ ناآرام و لبریز از شورش و اضطراب، بنی ‌امیه را واداشت تا جنبش‌های امام سجاد علیه السلام و كارهای او را زیر مراقبت شدید قرار دهند و هر حركتی كه از او سر می ‌زد به شورشی نو تفسیر می‌شد كه ناچار حكومت منحرف بنی ‌امیه هدف آن بود. از گذرگاه آن محیط ناآرام و مضطرب، امام بایستی راه و روشی نو می ‌یافت تا با آن محیط و شرایط بسیار دشوار، بتوان روبرو شد.

بنابراین امام دید كه باید سخنان و آراء خود را در جامه‌ خشونت انقلابی نپوشد. اگر چه در واقع مفاهیم آن گفتارها شدیدتر از خشونت و شورش بود. او تعابیر آن را در جامه‌ اشارات و تحریك مستقیم بیاراست. او مشاهده كرد كه نظریات اسلام و راه ‌ها و روش ‌های آن، حرمت خود را از دست داده و متروك گردیده است، پس سخنانش در صورت شكایت و دعا شكل گرفت و در آن، هر چه از شورش و تحریك به قیام كه می‌ خواست گنجانید. دعاهای او دارای نوعی معانی است كه رویدادهای عصر او را تفسیر می‌ كند و از مفاهیم تبلیغ و پی‌ ریزی بنای امت لبریز است.

 سیاست به روز
بنابراین با نگرشی به اوضاع دوران امامت حضرت سجاد علیه ‌السلام كه سرتاسر مقارن با آشوبها و بحران‌های گوناگون اجتماعی بود و با توجه به وجود زمامداران ستمگر و جنایتكار و مراقبت‌های شدید آنان از امام، و نیز با توجه به نبودن یاران با ایمان و مجاهد و فداكار، به این نتیجه می ‌رسیم كه آن گرامی جز مبارزه‌ منفی و پرورش شاگردانی ممتاز و نشر آثار علمی و اخلاقی چاره‌ دیگری نداشت ولی با این حال می ‌بینیم که آن امام همام، اگرچه از قیام مسلحانه‌ی مستقیم بر ضد حاكمان منحرف كناره ‌جویی فرمود و آن را با رهبری مدبرانه غیرمستقیم، به كلیه مسلمین انقلابی واگذاشت تا با فداكاری خود وجدان و اراده اسلامی را از خطر سقوط و نابودی حفظ كنند اما چنانکه گفته شد، آن حضرت در جنبه سیاسی، از رهبری خودداری نفرمود و تنها به عبادت روی نیاورد. 

در واقع این مطلب، اختلاف شكل عمل سیاسی است كه شرایط اجتماعی كه هر امام در طی آن زیست می‌ كند، آن را محدود می ‌سازد. به عبارت دیگر، وضع اجتماعی كه هر امام در آن زیست می ‌كرد، شكل كار سیاسی او را محدود می‌ ساخت و امام سجاد علیه السلام نیز همچون اجداد طاهرین خود، وجودش، بقایش و اسارتش عامل بقای اسلام گردید.

منبع:tebyan.net




طبقه بندی: ائمه اطهار احادیث قرآن کریم، مناسبتها ،
برچسب ها: امام سجاد (ع) طلایه‌ دار جنبش بیداری اسلامی،
دنبالک ها: خیریه امام سجادعلیه السلام،

تاریخ : 23 اردیبهشت 95 | 04:44 | نویسنده : خیریه امام سجاد علیه السلام imamsajjad@ خیریه | نظرات

چرا «اعوذ بالله» قبل از تلاوت قرآن لازم است؟

چرا «اعوذ بالله» قبل از تلاوت قرآن لازم است؟

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم یعنی چه

به هنگام آغاز تلاوت قرآن باید از شیطان رجیم و رانده شده درگاه حق، به خدا پناه برد

 

توحید اقتضا می کند که انسان برای جلب نفع و خیر از خدا کمک بطلبد و کارهایش را با «بسم الله» شروع کند، و برای دفع ضرر و شر نیز از او کمک بخواهد و کارهایش را با «اعوذ بالله» آغاز نماید.

در اسلام همه چیز نیاز به برنامه دارد مخصوصا بهره گیرى از کتاب بزرگى همچون قرآن، به همین دلیل در خود قرآن براى تلاوت و بهره گیرى از این آیات آداب و شرائطى بیان شده است که عبارت است از:


١ـ تماس گرفتن با خطوط قرآن باید توأم با طهارت و وضو باشد. قرآن مى فرماید: قرآن را جز پاکان لمس نمى کنند." [1]

این تعبیر ممکن است هم اشاره به پاکیزگى ظاهرى باشد، و هم اشاره به این که درک مفاهیم و محتواى این آیات تنها براى کسانى میسر است که از رذائل اخلاقى پاک اند، یعنی انسان باید از صفات زشتى که بر دیده حقیقت بین او پرده مى افکند، دور باشد تا از مشاهده جمال حق و حقایق قرآن محروم نگردد.


٢ـ قرآن را باید به صورت" ترتیل" تلاوت کرد، یعنى شمرده، و توأم با تفکر. [2]

٣ـ به هنگام آغاز تلاوت قرآن باید از شیطان رجیم و رانده شده درگاه حق، به خدا پناه برد، چنان که در آیات قرآن می خوانیم: "هنگامى که قرآن مى خوانى، از شرّ شیطان مطرود، به خدا پناه بر!» [3]

در روایتى از امام صادق (علیه السلام) مى خوانیم که در پاسخ این سؤال که چگونه این دستور را عمل کنیم؟ و چه بگوئیم؟ فرمود بگو:"استعیذ بالسمیع العلیم من الشیطان الرجیم "


و در روایت دیگرى مى خوانیم که امام به هنگام تلاوت سوره حمد فرمود: "اعوذ باللَّه السمیع العلیم من الشیطان الرجیم، و اعوذ باللَّه ان یحضرون" یعنی:" به خداوند شنوا و دانا از شیطان رجیم پناه مى برم، و هم به او پناه مى برم از اینکه نزد من حضور یابند"!

 

استعاذه به معنی درخواست پناهگاه از خداوند است. درخواست پناه، گاهی، تکوینی و گاهی تشریعی است. همان گونه که در سوره فلق می خوانیم برای دفع شرور طبیعی باید از پناهگاه تکوینی خدا استفاده کنیم، و آن عبارت است از: مجموعه قوانین و سنن الهی که به صورت علل و عوامل طبیعی در نظام آفرینش برقرار شده است. و برای مصون ماندن از شرور نفسانی آنگونه که در سوره ناس نیز فرموده باید از پناهگاه تشریعی خدا استفاده کرد و آن عبارت است از: مجموعه تعالیم الهی است که به عنوان مبانی اعتقادی و برنامه های تربیتی در شرع مقدس، مقرر گردیده است.


اصولاً زیرا طبق بینش توحیدی هیچ مؤثری در عالم وجود نیست؛ مگر خدا (لا مؤثر فی الوجود الاّ الله) و هیچ حرکت و نیرویی نیست، مگر به اذن و قدرت خدا (لاحول ولا قوّة الاّ بالله) و به طور استقلال از دیگران هیچ کاری ساخته نیست، بلکه همه کارگزار اویند.


البته باید استعانت و استعاذه از سر صدق باشد، همانگونه که هنگام اعلام خطر، گفتن جمله «من به پناهگاه می روم» مشکلی را حل نمی کند، بلکه باید به سمت پناهگاه رفت و در آن قرار گرفت. (تسنیم، ج 3، ص 399)


در آیه «و إمّا ینزغنّک من الشیطان نزغ فاستعذبالله إنّه سمیع علیم» (اعراف ﴿7﴾ : 200 و فصلت ﴿41﴾ : 36) امر شده که به خدا پناه ببریم و با تمام دل و جان به سمت حق رو کرده و از او استمداد بجویم، که همین استعاذه واقعی است. (شیطان شناسی، ص 170)


پس قرآن کریم دستور به استعاذه از شیطان؛ آن موجود وسوسه انگیز را می دهد. معصومین علیهم السلام نیز موارد متعددی را گوشزد کرده اند که در واقع هشداری برای انسان است که به هنگام خطر، سریعاً خود را در حصن حصین الهی قرار دهد تا در امان بماند. (محمدی ری شهری، میزان الحکمة، باب 3008)


البته این پناه بردن نباید محدود به لفظ و سخن باشد بلکه باید در اعماق روح و جان نفوذ کند به گونه ای که انسان هنگام تلاوت قرآن از خوهای شیطانی جدا گردد، و به صفات الهی نزدیک شود، تا موانع فهم کلام حق از محیط فکر او برخیزد و جمال دلارای حقیقت را بدرستی ببیند. (تفسیر نمونه، ج 11، ص:401)


بنا بر این پناه بردن به خدا از شیطان هم در آغاز تلاوت قرآن لازم است و هم در تمام مدت تلاوت هر چند به زبان نباشد.

گفتن اعوذ بالله حتما قبل از بسم الله الرحمن الرحیم باشد:
اینکه در هنگام تلاوت قرآن، گفتن "اعوذ بالله من الشیطان الرجیم" باید قبل از "بسم الله الرحمن الرحیم "باشد به این دلیل است که "بسم الله الرحمن الرحیم "جزء قرآن است از این رو باید قبل از ورود به متن قرآن باشد.


همچنین در روایتی آمده است که اولین چیزی که جبرئیل درباره قرآن به پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) گفت این بود: ای محمد بگو: "أَسْتَعِیذُ بِالسَّمِیعِ الْعَلِیمِ مِنَ الشَّیْطَانِ الرَّجِیمِ" سپس گفت بگو: " بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّکَ الَّذِی خَلَقَ".[4]


پی نوشتها:
[1] - واقعه، 56: لا یَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ.
[2] - مزمل ،4: وَ رَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتِیلًا.
[3]-نحل،98، فَإِذا قَرَأْتَ الْقُرْآنَ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ مِنَ الشَّیْطانِ الرَّجیمِ
[4]-  مستدرک الوسائل ج : 4 ص : 265- 4، الشَّیْخُ أَبُو الْفُتُوحِ الرَّازِیُّ فِی تَفْسِیرِهِ، عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَبَّاسٍ قَالَ أَوَّلُ آیَةٍ نَزَلَتْ أَوْ أَوَّلُ مَا قَالَهُ جَبْرَئِیلُ لِرَسُولِ اللَّهِ ص فِی أَمْرِ الْقُرْآنِ أَنْ قَالَ لَهُ یَا مُحَمَّدُ قُلْ أَسْتَعِیذُ بِالسَّمِیعِ الْعَلِیمِ مِنَ الشَّیْطَانِ الرَّجِیمِ ثُمَّ قَالَ قُلْ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّکَ الَّذِی خَلَقَ .

منابع:تبیان




طبقه بندی: ائمه اطهار احادیث قرآن کریم،
برچسب ها: چرا «اعوذ بالله» قبل از تلاوت قرآن لازم است؟،
دنبالک ها: خیریه امام سجادعلیه السلام،

تاریخ : 19 اردیبهشت 95 | 08:07 | نویسنده : خیریه امام سجاد علیه السلام imamsajjad@ خیریه | نظرات

احادیث و روایاتی درباره ی شراب و شرابخواری


رسول خدا (ص) : ده کس را درباره شراب لعنت نمودند: 1.کسی که درختش را به این نیت کاشته 2.آن که نگهبانش بوده 3.آن کس که انگورش را فشرده 4.آن که جعبه آن را حمل نموده5.آنکس که پول آنرا دریافت کرده 6.آنکه از باربر تحویل گرفته 7.آنکه فروخته 8. آنکه خریده 9. آن کس که آنرا در جام ریخته 10.و آن که نوشیده

وسائل الشیعه


حضرت باقر (ع) :از امام (ع) پرسیده شد بزرگترین گناه کبیره کدام است فرمود شرابخواری زیرا شراب مادر تمام گناهان است و کسی که شراب خورد باک ندارد که با مادر و خواهر و دختر خود زنا کند و نماز واجب خود را ترک می کند و در هر معصیتی بی باک است زیرا مست و لایعقل گشته است.

وسائل الشیعه جلد 17 صفحه 250

مردی از امام صادق (ع) پرسید آیا نوشیدن شراب بدتر است یا نماز نخواندن ؟ امام (ع) فرمود : شرابخواری از بی نمازی بدتر است می دانی چرا ؟ آن مرد گفت : نه فرمود : او حالتی پیدا می کند که نه خدای بزرگ و عزیز را می شناسد نه آفریننده خود را می شناسد. بحارالانوار جلد 79 صفحه 133


حضرت محمد (ص) : سوید بن طارق از پیامبر (ص) درباره شراب سوال کرد ؟ پیامبر او را از آن نهی کرد , او گفت : آن را برای دواء میسازم , پیامبر (ص) فرمود : شراب درد است نه دواء. کنزالعمال جلد 5 حدیث 13756

امام رضا (ع) : شراب باعث عوارض قلبی است و در آن ضایعاتی به وجود می آورد شراب دندانها را سیاه و دهان را متعفن می کند و باعث ایجاد بیماری مهلک در بدن میشود. الحدیث جلد 2 صفحه1 16


امام باقر (ع): هر که در دنیا قطره ای شراب و هر چیز مست آور دیگری بخورد بر خداست که در قیامت بر او از شراب طینت خبال بنوشانند پرسیده شد منظور از طینت خبال چیست ؟ فرمودند چرک و نجاستی است که از عورت زناکاران خارج می شود.( در صورتیکه که توبه نکرده باشد ) معانی الاخبار


امام رضا (ع) :خداوند شراب را حرام کرده برای آنکه منشاء فساد اجتماعی است و عقل انسان را از درک حقایق باز می دارد حیاء را از روی شرابخوار برمی دارد و در مواجه با مردم از هیچ عمل زشتی شرم نمی کند و علاوه بر این شرابخواری باعث بیماریهای نهانی در اعضای داخلی بدن می شود. الحدیث جلد 2 صفحه 159


امام صادق (ع) :هر زنی به آمیختن با شوهر شرابخوار خود تن دهد به عدد ستارگان آسمان برایش گناه ثبت می شود و فرزندی که از آن آمیزش تولید شود پلید و ناپاک است . الحدیث جلد 2 صفحه 163


حضرت محمد (ص) : با شرابخوار همنشینی نکنید و از بیماران آنان عیادت نکنید و جنازه هایشان را تشییع نکنید و بر اموات آنها نماز نخوانید زیرا آنها سگهای جهنمیان هستند چنانچه خداوند در قرآن فرمود : ای سگها به دوزخ روید و با من سخن مگوئید. بحارالانوار جلد 79 صفحه 148

امام صادق (ع) : سه گروه وارد بهشت نمی شوند : 1.خونریز 2.شرابخوار 3.کسی که پی سخن چینی است.( سخن چینی می کند) ( در صورتیکه که توبه نکرده باشد )بحار الانوار جلد 79 صفحه 129


امام صادق (ع) : با شرابخواران همنشین نشوید زیرا هنگامی که لعنت خدا فرود آید همه کسانی را که در مجلس هستند فرا می گیرد.

الحکم الزاهره صفحه 301

امام صادق (ع) : خداوند بزرگ برای بدیها قفلهائی قرار داده است و شراب را هم کلیدهای این قفلها قرار داده است .

بحارالانوار جلد 79 صفحه 139 (

حضرت محمد (ص) در حدیثی میفرمایند : شراب ریشه تمام زشتیها و بزرگترین گناهان است . هرکس که بنوشد ( ممکن است ) به مادر و عمه و خاله اش هم تجاوز کند ) کنزالعمل جلد 5 حدیث 13181


امام صادق (ع) :هرکس به بچه نابالغی شراب بخوراند خداوند در قیامت به همان اندازه از حمیم جهنم به او می خوراند. گناهان کبیره جلد 1 صفحه 215

حضرت محمد (ص) : از شراب بپرهیزید که از گناه آن گناهان می روید چنانچه از درخت آن درخت می روید(منظورجوانه زدن است"یعنی باعث رویش گناهان دیگرمیشود). نهج الفصاحه حدیث 989

مولا علی (ع) : به امیرالمومنین علی (ع) گفته شد که آیا شرابخواری از زنا و سرقت بدتر است ؟ امام (ع) فرمودند : بله زیرا شرابخوار هم زنا و دزدی می کند هم آدم می کشد و نماز را هم رها می کند. کنزالعمل جلد5 حدیث

حضرت محمد (ص) : ای ابن مسعود قسم به کسی که مرا به حق به پیامبری برانگیخت زمانی می رسد که مردم شراب را حلال می شمارند و آن را نبیذ می نامند لعنت خدا و ملائکه و مردم بر آنان باد و من هم از آنان بیزارم و آنها هم از من دورند. بحارالانوار جلد 79 صفحه 151

حضرت محمد (ص) : کسی که شراب بخورد خداوند چهل شب نمازش را قبول نمی کند پس اگر توبه کند خداوند توبه اش را تا سه بار می پذیرد پس اگر برای چهارمین بار نوشید حق خداست که او را از نهر خبال سیراب کند گفته شد نهر خبال چیست ؟ فرمود : فاضلاب جهنمی هاست. ( در صورتیکه که توبه نکرده باشد ) کنزالعمال جلد 5 حدیث 13704

حضرت محمد (ص) : چهارچیز است چنانچه یکی از آنها وارد خانه ای شود آن خانه را طوری خراب کند که حتی با برکت نیز آباد نگردد. آنها عبارتند از : خیانت . دزدی . شرابخواری و زنا. بحارالانوار جلد 79 صفحه 125

حضرت محمد (ص) : کسی که در حال مستی بخوابد آن شب عروس شیطان خواهد بود(این مطلب برای مردوزن هست درحدیثی خواندم اگرکسی چه مردباشدچه زن باحالت مستی بخوابدشیطان ازپشت بااوجماع میکندوکسی هم که شیطان بااودرآمیزدتکلیفش معلوم است....) . بحارالانوار جلد 79 صفحه 148

امام باقر (ع) : کسی که شراب بخورد خداوند چهل روز نمازش را نمی پذیرد چنانچه در این چهل روز نماز را هم ترک کند عذاب او بخاطر ترک نماز دو چندان میشود.(بهتراست نمازراقطع نکندتاتسلط شیطان براوزیادترنشود!)

بحارالانوار جلد 79 صفحه 134

حضرت محمد (ص) : خداوند شرابخوار را سیصد و شصت نوع عذاب میکند. ( در صورتیکه که توبه نکرده باشد ) بحارالانوار جلد 79 صفحه 152

مولا علی (ع) : شرابخوار خدا را همانند کسی که بت پرست است ملاقات میکند . حجربن عدی گفت : یا امیرالمومنین (ع)شرابخوار کیست ؟ فرمود آن کسی که هر وقت شراب گیرش بیاید بنوشد. بحارالانوار جلد 79 صفحه 128

حضرت محمد (ص) : خداوند روز قیامت به چهار گروه نگاه نمی کند : عاق والدین . منت گذار . تکذیب کننده سرنوشت . شرابخوار ( در صورتیکه که توبه نکرده باشد ) بحارالانوار جلد 79 صفحه 129

حضرت محمد (ص) : شرابخوار که از قبرش بیرون می آید وسط دو چشمش نوشته شده است : از رحمت خدا مایوس شده است. ( در صورتیکه که توبه نکرده باشد ) کنزالعمال جلد 16 حدیث 43958

رسول خدا (ص) : سوگند به کسی که مرا به حق به پیامبری مبعوث کرد شرابخوار در روز قیامت با چهره ای سیاه و چشمانی کبود و لبانی کج می آید ( محشور میشود) در حالی که آب دهان او روی پاهایش می ریزد و هرکس آنرا می بیند ناپاک میداند. ( در صورتیکه که توبه نکرده باشد ) بحارالانوار جلد 79 صفحه 147

حضرت محمد (ص) : سوگند به کسی که مرا به حق مبعوث کرد شرابخوار با تشنگی می میرد او در قبر هم تشنه خواهد بود و روز قیامت هم با تشنگی بر انگیخته میشود و تا هزار سال ندای تشنگی سر می دهد. ( در صورتیکه که توبه نکرده باشد ) بحارالانوار

امام صادق (ع) : چهارگروه وارد بهشت نمیشوند : 1.جادوگر 2.منافق 3.شرابخوار 4.سخن چین ( در صورتیکه که توبه نکرده باشد ) بحارالانوار جلد 79 صفحه 129

حضرت محمد (ص) : هنگامی که مرد شراب نوشید او را شلاق بزنید و اگر دوباره خورد باز هم او را شلاق بزنید اگر بار چهارم باز نوشید او را بکشید. کنزالعمال جلد 5 حدیث 13707

حضرت محمد (ص) : هرکس که به خدا و رستاخیز ایمان داشته باشد در کنار سفره ای که در آن شراب خورده میشود نمی نشیند. بحارالانوار جلد 79 صفحه 129

حضرت محمد (ص) : همسایگی با یهود و نصاری از همسایگی با شرابخوار بهتر است و با شرابخوار دوستی نکنید که دوستی با او پشیمانی در پی دارد. بحارالانوار جلد 79 صفحه 152

حضرت محمد (ص) : سلام کنید بر یهود و نصاری ولی بر شارب الخمر سلام نکنید و اگر او سلام کرد شما جواب او را ندهید. بحارالانوار جلد 79 صفحه 152



حضرت محمد (ص) : هیچگاه شراب و ایمان در یک قلب یا درون انسان جمع نمی شوند. ( هیچگاه نمیشود کسی که شراب مینوشد در قلب او ایمان وجود داشته باشد و هیچگاه نمیشود کسی ایمان داشته باشد و شراب بنوشد.) بحارالانوار جلد 79 صفحه 152

حضرت محمد (ص) : بنده تا شراب ننوشد عرصه دین بر او گشاده باشد و چون بنوشد پرده خدا از او بدرد و شیطان یار و گوش و چشم او شود و او را بسوی بدیها براند و از نیکی ها منصرف کند. نهج الفصاحه حدیث 2291


حضرت محمد (ص) : هرکس که در قلب او آیه یا کلامی از قرآن باشد و آن را با شراب بیالاید روز قیامت قرآن با او مخاصمه میکند. بحارالانوار جلد 79 صفحه 148

رسول خدا (ص) : هنگامی که شرابخوار سخن گفت او را تصدیق نکنید و وقتی خواستگاری کرد به او زن ندهید و هنگامی که مریض شد از او عیادت نکنید و هنگامی که مرد به تشییع جنازه اش نروید و او را بر امانتی امین قرار ندهید پس کسی که او را امین حساب کرد بر امانتی و از بین برد بر خداوند نیست که آن امانت را حفظ کند و او را نباید برای کاری اجیری کرد زیرا خداوند در قرآن سوره (نساء آیه 5 )میفرماید : اموال خود را به دست سفیهان ندهید . و چه کسی سفیهتر از شرابخوار است؟ بحارالانوار جلد 79 صفحه 127

امام صادق (ع) : پیامبر(ص)فرمودند:روزی جبرئیل بر من نازل شد در حالیکه رنگش متغییر و حالش دگرگون بود . علت این حال را پرسیدم ؟ گفت امروز بر جهنم گذشتم و محلی را که سخت مشتعل و آتش زبانه میکشید را دیدم . از ملک جهنم پرسیدم این عذاب ها برای کیست ؟ گفت برای سه نفر : 1.محتکرین لباس و غذا ( برای گرانفروشی ) 2.شرابخوار 3.قواد ( کسی که مرد و زنی را از راه حرام به هم برساند) ( در صورتیکه که توبه نکرده باشد ) ارشاد القلوب جلد 2 صفحه224

امام رضا (ع) :خداوند متعال تمام اقسام قمار و برد و باخت را حرام نموده و فرموده سوره مائده آیه 92 ( ای کسانی که ایمان آورده اید شراب و قمار نجاستی از جانب شیطان هستند ) و از جمله مصداق قمار در آیه فوق بازی شطرنج و نرد است.

منبع: مستدرک الوسائل جلد 2 صفحه 436


ضررهای شراب از دیدگاه دین و دانشمندان

مسمومیت از شراب نه تنها به خورنده آن می رسد بلکه کودکان هم تا چند نسل بعد سهمی بزرگ از این مسمومیت ها می برند , شراب اثر بدی در روی نطفه انعقاد یافته و آلت تناسلی مرد و زن می نماید , این موضوع را با توسط کالبد شکافی دانشمندان به اثبات رسانده اند و آثار تخریب آنرا در آلت بیش از سایر اعضاء دیده اند , از روی همین لحاظ شرع مقدس اسلام ازدواج با معتادین به شراب و امثال آنها را نهی شدید فرموده و علت آنرا نیز بیان نموده اند , وجود مبارک امام صادق (ع) میفرمایند : هرکس دختر خود را به شراب خوار تزویج کند ( به ازدواج در آورد ) قطع رحم نموده ( باب 29 وسائل جلد سوم ) و آثار شوم شراب و الکل های دیگر از راه ناف به طفل سرایت نموده و حتی اطفال شیر خوار را از راه شیر مادر صدمه فراوان می زند و عوارضات گوناگونی را از قبیل اختلالات هضمی و عصبی و تشنجات مختلفه را باعث می گردد و به همین دلیل علم پزشکی نوشیدن شراب و امثاله را برای مادران شیرده ممنوع کرده و طبق آخرین اطلاعات پزشکی ثابت شده که فرزندان شرابخواران و الکلیها کم حافظه , خرفت , ابله و گاهی به تمام معنی مجنون ( دیوانه ) به دنیا می آیند.

ارشاد القلوب جلد 2 صفحه 227


امام صادق (ع) : مردی از امام (ع) سوال نمود چرا خداوند گوشت خوک و شراب را حرام نموده است ؟ امام (ع) در پاسخ فرمودند : خداوند تبارک و تعالی چیزی را حلال ننموده و چیزی را حرام نکرده مگر برای حفظ مصالح خود مردم. نه آنکه بنا بر میل خود نسبت به چیزی آن را حلال نموده و به خاطر بی میلی خود نسبت به امری آنرا حرام کند. زیرا خداوند که خالق بندگانش میباشد ، می داند چه چیزهائی سبب قوام جسم و روح ایشان میشود. پس آنها را حلال نموده و میداند چه چیزهائی برای روح و جسم انسان ضرر دارد ، آنها را حرام فرموده. برای مثال گوشت خوک را حرام نموده ، زیرا سبب بی غیرتی و بی تعصبی و فساد اخلاق میشود. و شراب را حرام نمود ، زیرا شرابخواری موجب ارتعاش و لرزش بدن است و مروت و جوانمردی را از شخص زائل می کند و شخص مشروبخوار را به تمام امور زشت و قبیح از قبیل زنا با محارم و آدم کشی و هر فتنه ای می کشاند. تفسیر جامع جلد 2 صفحه 156

حضرت صادق (ع) : شخصی به امام صادق (ع) گفت مبتلا به مرضی هستم که هر وقت شدت می کند قدری شراب می نوشم دردم ساکن می شود؟ پس حضرت فرمودند:این کار را نکن و شراب نیاشام زیرا در حرام خدا شفا نیست پس جز این نیست که این مرض و درد تو القائی از ناحیه شیطان است و می خواهد تو را به حرام بیندازد پس اگر شیطان از شراب خوردنت نا امید شود دردت بر طرف می شود. وسائل الشیعه جلد 17 صفحه 300

زیانهای جسمی شراب

1.اثر شراب در مغز : الکل ( شراب ) در اثر تاثیر در سلولهای مغز آنرا از کار می اندازد و چه بسا در اثر پاره شدن رگهای نازک خونی و یا لخته شدن خونها در مغز و جلوگیری نمودن از جریان عادی خون ، سکته ( ناقص یا کامل ) ایجاد می گردد و گاهی هم موجب تشنج و صرع و ورم مغز و فشار خون در سر گردیده و تولید فلج در اعضای بدن می نماید.

2.اثر شراب در اعصاب : الکل ( شراب ) موجب تولید امراض مختلفی از قبیل بیماری رعشه ( لرزش دست و پا ) در دستها و پاها و توانائی نداشتن بر کنترل اعضاء و مور مور شدن بدن و ضعف حواس ظاهره و باطنه و دچار شدن به بیخوابی مفرط و دیدن خوابهای پریشان می گردد.

3.اثر شراب در معده : الکل ( شراب ) مخاط زبان و حس ذائقه را ضایع و بزاق دهان را کم و ترشح آنرا از نظم می اندازد و نیز مخاط معده را تحریک و ترشی آنرا کم می کند و با انعقاد عامل هضم که پیپسین نام دارد چه بسا موجبات استفراغ را که توام با مایعی به نام بلغم که اغلب با لخته های خون همراه است ، فراهم میسازد و امراض مختلف معده و روده و گشادگی زیاده از حد معده ، تورم و خراشیدگی روده ها و التهاب جهاز هاضمه ، اسهال های سخت و یبوست شدید در اثر لطمه دیدن روده بزرگ ، شخص شرابخوار را تهدید می کند.

4.اثر شراب در کبد : الکل ( شراب ) جگر را ناتوان و متورم میسازد و در اثر ضعف و خرابی کبد و صلابت آن با احساس درد و ناراحتی در طرف شکم آغاز میگردد و چه بسا ممکن است مرض مخصوصی به نام زردی در کلیه اعضای شرابخوار ، حتی در چشمش هویدا میشود.بیماری کبدچرب الکلی هم هیچ درمانی ندارد!

5.اثر شراب در گردش خون : الکل ( شراب ) چون قابل مصرف برای کارگاه تن نیست به محض ورود به معده وارد خون گردیده گلبولهای سفید خون را از بین برده و در اثر فشارهای کم تولید سکته می نماید.

6.اثر شراب در دستگاه تنفسی : از مهمترین عوارض الکل ( شراب ) در دستگاه تنفس بیماری خانمانسوز سل و تنگی نفس است زیرا که الکل همراه خون وارد ریه ها شده ، مخاط ریه را تحریک کرده آنرا متورم میسازد و این تحریک ، کلسیم بدن را از بین برده و عمل ریه را مختل و منجر به مرض سل خواهد گردید.

7.اثر شراب در کلیه ها : طبق آمار موجوده ، صدی نود امراض کلیه در اثر این ماده شوم است زیرا مشروبات الکی در هنگام دفع ، مجاری ادرار را تحریک و تولید عوارض بسیار ناراحت کننده ای از قبیل بیماری سلسلة البول و غیره می نماید.

8.اثر شراب در قلب : الکل ( شراب ) چون در خون اثر می بخشد کم کم آنرا فاسد کرده ، عمل تغذیه اعضاء مختل می گردد و مقدار زیادی پیه و چربی اطراف قلب را گرفته آنرا سنگین می نماید و حجمش را زیاد می گرداند در نتیجه ، حرکات قلب ضعیف میشود و لذا نبض معتادین به شراب غالبا آهسته یا غیر منظم است.

9.اثر شراب در قوه عاقله ( فکر و تفکر ) : مشروبات الکلی اولین عامل جنون است ، آمار دقیق تیمارستانها نشان می دهد که اغلب دیوانگان کسانی هستند که سالهای دراز عمر خود را با میخواری به سر برده اند. در کتاب بلاهای اجتماعی نقل از مجله تندرست می نویسد : در فرانسه به موجب تحقیقات اطباء دویست هزار نفر دیوانه مشروبات الکلی وجود دارد و نیز می نویسد هشتاد درصد دیوانگان و چهل درصد از بیماران آمیزشی در نتیجه استعمال شراب بوده است . و در انگلستان در اثر تحقیقات دانشمندان به ثبت رسیده که تقریبا نود درصد دیوانگان ، دیوانه مشروبات الکلی می باشند.

10.اثر شراب در نسل : در کتاب مزبور می نویسد : الکل در سلولهای نطفه اثر نامطلوبی نیز می گذارد چنانچه یکی از اطباء آلمان ثابت نموده که تاثیر سوء الکل ( شراب ) تا سه نسل به طور حتم باقی است به شرطی که این سه نسل الکلی نباشند.

نسل الکلی ( شرابخوار ) همواره رو به نقص بوده و بالاخره به کلی منقطع می گردد دکتر نالین آمریکائی می گوید از یک مرد سالم ممکن است یازده طفل به وجود بیاید در حالی که از مرد معتاد به شراب از یک تا سه طفل ( سالم ) به وجود نمی آید تازه این فرزندان هم در معرض بیماریهای مختلفی از قبیل سکته ، صرع ، عصبانیت ، جنون ، عدم رشد قوای عاقله و کم خونی و غیره بوده دائما دچار تشنجات سایر امراض روحی و ناراحت کننده می شوند.

برای اطلاع بیشتر از زیانهای جسمی و روحی و اخلاقی و اجتماعی شراب به مجموعه انتشارات انجمن تبلیغات اسلامی ، شیطان بطری ، مراجعه شود.

گناهان کبیره جلد 1 صفحه 225 الی 227

تفریح نامشروح یا استعمال شراب

می گویند نوشابه های الکلی خوشی و سرور می آورد و درد و کسالت را برطرف میکند ! راست است ولی علتش این است که عقل و احساس را ضعیف میکند و در حقیقت نمی گذارد بیمار متوجه کسالت خود بشود.اگرچه همیشه این طور نیست ، بلکه گاهی به عکس درد و بلا را ظاهر میکند .

در واقع مست و مخمور مانند دیوانه ای است که خوب و بد را تشخیص نمی دهد یا مانند آدم بیهوشی است که زیر دست جراح پاره پاره میشود و احساس درد نمی کند.

کاش این خوشی مدتی ادامه میداشت . اما طولی نمی کشد که نسوج و سلولهای بدن شروع به سوختن میکند ، خوشی و سرور تمام میشود ، سستی و کسالت و خواب مسلط شده ، غصه و بیماری و درد برمیگردد.

بیچاره برای کسب نشاط موقت زهر خطرناکی را با یک تغییر نام ( نوشابه ! ) به کمال رغبت سر می کشد ، غافل از آنکه این نشاط موقت جز نوعی جنون ، که بر اثر مسمومیت خون پیدا میشود ، چیزی بیش نیست.

بیشتر شرابخواران به علت ورم حاد ریه یا خونریزی بینی و پدیده های آن تلف میشوند.

کودکی که از پدر و مادر شرابخوار به دنیا می آید رنجور است و کبدش متورم ، کلیه اش کوچک ، کمخونی در او مشهود و تعادل سلسله اعصابش محفوظ نیست و به طور کلی کودکی است معیوب ، همچنان که استعداد خاصی برای ابتلا به سل دارد ، مستعد بیماری سرطان نیز است.

دانشمندان این مسئله را حتی در حیوانات تجربه کرده اند و در یک سلسه آزمایش های دقیق دیده اند که بچه سگ های دچار الکل خیلی زودتر می میرند. استخوان های سرشان ضخیم تر و به مغز چسبندگی دارد ، درز این استخوانها زود به هم می پیوندند و کبدشان معیوب است. با تکرار این آزمایش روی میمون و گربه نیز به همان نتیجه رسیده اند.

طب الصادق صفحه 21 الی 24




طبقه بندی: ائمه اطهار احادیث قرآن کریم،
برچسب ها: احادیث و روایاتی درباره ی شراب و شرابخواری،
دنبالک ها: خیریه امام سجادعلیه السلام،

تاریخ : 12 اردیبهشت 95 | 17:45 | نویسنده : خیریه امام سجاد علیه السلام imamsajjad@ خیریه | نظرات

اسرائیل کیست

اسرائیل کیست

با توجه به اینکه اسرائیل نام یکی از پیامبران الهی می باشد چرا مردم می گویند مرگ بر اسرائیل!

آیا این نقشه ی حساب شده ی استعمار برای ضدیت با پیامبران الهی نیست ؟؟؟

با عرض سلام و ادب
پیش از پاسخ به سوال شما مناسب است در رابطه با نام اسرائیل،مطلبی خدمت شما عرض کنم:
این اسم دو بار در قرآن مجید آمده است، در سوره‌ی مریم که یکی از سوره‌های مکی است نام اسرائیل در باب ذکر شجره‌ی نبوت و شاخه‌هایی که از آدم و نوح و ابراهیم(ع) جدا شده‌اند آمده است. خداوند می فرماید:

«أُوْلَئِکَ الَّذِینَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَیهِمْ مِنْ النَّبِیینَ مِنْ ذُرِّیةِ آدَمَ وَمِمَّنْ حَمَلْنَا مَعَ نُوحٍ وَمِنْ ذُرِّیةِ إِبْرَاهِیمَ وَإِسْرَائِیلَ وَمِمَّنْ هَدَینَا وَاجْتَبَینَا..»(1) (آنان پیامبرانی بودند از سلاله ى آدم و از فرزندان کسانی که با نوح سوار کشتی کردیم، و از دودمان ابراهیم و یعقوب، و از زمره‌ی کسانی که آنان را بسوی ایمان رهنمود و برای رسالت آسمانی برگزیده بودیم...)

شاهد ما در این آیه: (وَمِنْ ذُرِّیةِ إِبْرَاهِیمَ وَإِسْرَائِیلَ) است. مراد از اسرائیل حضرت یعقوب(ع) است یعنی: پیامبرانی از سلاله‌ی ابراهیم و پیامبرانی از سلاله‌ی اسرائیل.

در سوره‌ی آل عمران نیز که در مدینه نازل شده است، نام اسرائیل در اثنای سخن از غذایی که اسرائیل آن را بر خویشتن حرام کرده بود آمده است.
خداوند در این باره مى فرماید: (کُلُّ الطَّعَامِ کَانَ حِلاًّ لِبَنِی إِسْرَائِیلَ إِلاَّ مَا حَرَّمَ إِسْرَائِیلُ عَلَى نَفْسِهِ مِنْ قَبْلِ أَنْ تُنَزَّلَ التَّوْرَاةُ... (2)(همه غذاها بر بنی اسرائیل حلال بود، جز آنچه اسرائیل (یعنی یعقوب به عللی، یاقوم اسرائیل به سبب ارتکاب گناهان پیش از نزول تورات برخود حرام کرده بود).
«اسرائیل» یكى از نام هاى حضرت یعقوب، پدر حضرت یوسف(علیه السلام) مى باشد، در علت نامگذارى یعقوب به این نام، مورخان غیر مسلمان، مطالبى گفته اند: كه با خرافات آمیخته است.

اما در مورد شعار «مرگ بر اسرائیل» باید عرض کنم:

در زمان کنونی این نام اسم خاص برای یک نظام غاصب و متجاوز به کار می رودکه نام حضرت یعقوب را هم بر خود غاصبانه اطلاق کرده است . پس اگر گفته می شود: مرگ بر اسرائیل،‌ منظور از این واژه همان حکومت غاصب، متجاوز است که صدها هزار نفر را از خانه و کاشانه خود آواره نموده و بسیاری از آنها را به شهادت رسانده است .

طبیعی است این شیوه از حکومت که بر ظلم و ستم بر سایر انسانها استوار است با تعالیم حقیقی یعقوب، پیامبر خدا سازگاری ندارد، حتی اگر اسم این پیامبر خدا را نیز بر خود داشته باشد. هر چند با توجه به گرایشهای نژادی، استفاده از واژه اسراییل در این نامگذاری بیشتر ناظر به قوم بنی اسراییل است تا شخص یعقوب پیامبر.

زمانی که مرگ بر اسراییل می گوییم قصد و منظورمان صرفا و صرفا کشوری است که با نام اسراییل و بر اساس ظلم و ستم شکل یافته و و خود نیز این نام را بر خود گذاشته اند و به هیچ وجه منظور پیامبر و نبی خدا نیست که احترام او بر ما مسلمانان واجب و حتمی است. از نظر دین اسلام یعقوب یکی از پیامبران بزرگ خداوند است و ما مسلمانان وظبفه داریم که نسبت به این پیامبر خدا احترام گذاشته و از او با نیکی یاد کنیم.

اما ای کاش آنهایی که کشور اسراییل را بنیان نهادند، نام نبی خدا را بر این کشور سراسر ظلم و ستم خود نمی گذاشتند. اما ما برای اشاره به این کشور چاره ای نداریم جز آنکه نام آن را بر زبان بیاوریم. هر چند بهتر است از این به بعد سعی کنیم بیشتر از واژه رژیم صهیونیستی استفاده کنیم تا حرمت نام نبی خدا محفوظ بماند.

پی نوشت ها:

(1)- سوره مریم،آیه 58

(2)- آل عمران:93.




طبقه بندی: ائمه اطهار احادیث قرآن کریم،
برچسب ها: اسرائیل کیست،
دنبالک ها: خیریه امام سجادعلیه السلام،

تاریخ : 3 اردیبهشت 95 | 05:22 | نویسنده : خیریه امام سجاد علیه السلام imamsajjad@ خیریه | نظرات

ولادت امام علی ( ع)

ولادت امام علی ( ع)

ولادت امام علی ( ع )

 

ولادت و حسب و نسب

 

 


بنا بوشته مورخین ولادت على علیه السلام در روز جمعه 13 رجب در سال سى‏ام عام الفیل (1) بطرز عجیب و بیسابقه‏اى در درون كعبه یعنى خانه خدا بوقوع پیوست،محقق دانشمند حجة الاسلام نیر گوید:

 

اى آنكه حریم كعبه كاشانه تست‏
بطحا صدف گوهر یكدانه تست‏
گر مولد تو بكعبه آمد چه عجب‏
اى نجل خلیل خانه خود خانه تست

 

پدر آنحضرت ابو طالب فرزند عبد المطلب بن هاشم بن عبد مناف و مادرش هم فاطمه دختر اسد بن هاشم بود بنا بر این على علیه السلام از هر دو طرف هاشمى نسب است (2)

اما ولادت این كودك مانند ولادت سایر كودكان بسادگى و بطور عادى نبود بلكه با تحولات عجیب و معنوى توأم بوده است مادر این طفل خدا پرست بوده و با دین حنیف ابراهیم زندگى میكرد و پیوسته بدرگاه خدا مناجات كرده و تقاضا مینمود كه وضع این حمل را بر او آسان گرداند زیرا تا باین كودك حامل بود خود را مستغرق در نور الهى میدید و گوئى از ملكوت اعلى بوى الهام شده بود كه این طفل با سایر موالید فرق بسیار دارد.

شیخ صدوق و فتال نیشابورى از یزید بن قعنب روایت كرده‏اند كه گفت من با عباس بن عبد المطلب و گروهى از عبد العزى در كنار خانه خدا نشسته بودیم كه فاطمه بنت اسد مادر امیر المؤمنین در حالیكه نه ماه باو آبستن بود و درد مخاض داشت آمد و گفت خدایا من بتو و بدانچه از رسولان و كتابها از جانب تو آمده‏اند ایمان دارم و سخن جدم ابراهیم خلیل را تصدیق میكنم و اوست كه این بیت عتیق را بنا نهاده است بحق آنكه این خانه را ساخته و بحق مولودى كه در شكم من است ولادت او را بر من آسان گردان ، یزید بن قعنب گوید ما بچشم خوددیدیم كه خانه كعبه از پشت(مستجار) شكافت و فاطمه بدرون خانه رفت و از چشم ما پنهان گردید و دیوار بهم بر آمد چون خواستیم قفل درب خانه را باز كنیم گشوده نشد لذا دانستیم كه این كار از امر خداى عز و جل است و فاطمه پس از چهار روز بیرون آمد و در حالیكه امیر المؤمنین علیه السلام را در روى دست داشت گفت من بر همه زنهاى گذشته برترى دارم زیرا آسیه خدا را به پنهانى پرستید در آنجا كه پرستش خدا جز از روى ناچارى خوب نبود و مریم دختر عمران نخل خشك را بدست خود جنبانید تا از خرماى تازه چید و خورد(و هنگامیكه در بیت المقدس او را درد مخاض گرفت ندا رسید كه از اینجا بیرون شو اینجا عبادتگاه است و زایشگاه نیست) و من داخل خانه خدا شدم و از میوه‏هاى بهشتى و بار و برگ آنها خوردم و چون خواستم بیرون آیم هاتفى ندا كرد اى فاطمه نام او را على بگذار كه او على است و خداوند على الاعلى فرماید من نام او را از نام خود گرفتم و بادب خود تأدیبش كردم و او را بغامض علم خود آگاه گردانیدم و اوست كه بتها را از خانه من میشكند و اوست كه در بام خانه‏ام اذان گوید و مرا تقدیس و تمجید نماید خوشا بر كسیكه او را دوست دارد و فرمانش برد و واى بر كسى كه او را دشمن دارد و نافرمانیش كند. (3)

 

و چنین افتخار منحصر بفردى كه براى على علیه السلام در اثر ولادت در اندرون كعبه حاصل شده است بر احدى از عموم افراد بشر چه در گذشته و چه در آینده بدست نیامده است و این سخن حقیقتى است كه اهل سنت نیز بدان اقرار و اعتراف دارند چنانكه ابن صباغ مالكى در فصول المهمه گوید:

 

و لم یولد فى البیت الحرام قبله احد سواه و هى فضیلة خصه الله تعالى بها اجلالا له و اعلاء لمرتبته و اظهارا لتكرمته. (4)

 

یعنى پیش از آنحضرت احدى در خانه كعبه ولادت نیافت مگر خود او واین فضیلتى است كه خداى تعالى به على علیه السلام اختصاص داده تا مردم مرتبه بلند او را بشناسند و از او تجلیل و تكریم نمایند.

 

در جلد نهم بحار در مورد وجه تسمیه آنحضرت بعلى چنین نوشته شده است كه چون ابوطالب طفل را از مادرش گرفت بسینه خود چسباند و دست فاطمه را گرفته و بسوى ابطح آمد و به پیشگاه خداوند تعالى چنین مناجات نمود.

 

یا رب هذا الغسق الدجى‏
و القمر المبتلج المضى‏ء
بین لنا من حكمك المقضى‏
ماذا ترى فى اسم ذا الصبى (5)

 

هاتفى ندا كرد:

خصصتما بالولد الزكى‏
و الطاهر المنتجب الرضى‏
فاسمه من شامخ على‏
على اشتق من العلى (6)

 

علماى بزرگ اهل سنت نیز در كتب خود بهمین مطلب اشاره كرده‏اند و محمد بن یوسف گنجى شافعى با تغییر چند لفظ و كلمه در كفایة الطالب چنین مینویسد كه در پاسخ تقاضاى ابوطالب ندائى برخاست و این دو بیت را گفت.

 

یا اهل بیت المصطفى النبى‏
خصصتم بالولد الزكى‏
ان اسمه من شامخ العلى‏
على اشتق من العلى (7)

 

و در بعضى روایات آمده است كه فاطمه بنت اسد پس از وضع حمل(پیش از اینكه بوسیله نداى غیبى نام او على گذاشته شود) نام كودك را حیدر نهاد و هنگامیكه او را قنداق كرده بدست شوهر خود میداد گفت خذه فانه حیدرة و بهمین جهت آنحضرت در غزوه خیبر بمرحب پهلوان معروف یهود فرمود:
انا الذى سمتنى امى حیدرة


ضرغام اجام و لیث قسورة (8)

و چون نام آنحضرت على گذاشته شد نام حیدر جزو سایر القاب بر او اطلاق گردید و از القاب مشهورش حیدر و اسد الله و مرتضى و امیر المؤمنین و اخو رسول الله بوده و كنیه آنجناب ابو الحسن و ابوتراب است.

 

همچنین خدا پرستى و اسلام آوردن فاطمه و ابوطالب نیز از روایات گذشته معلوم میشود كه آنها در جاهلیت موحد بوده و براى تعیین نام فرزند خود بدرگاه خدا استغاثه نموده‏اند،فاطمه بنت اسد براى رسول اكرم صلى الله علیه و آله و سلم بمنزله مادر بوده و از اولین گروهى است كه به آنحضرت ایمان آورد و بمدینه مهاجرت نمود و هنگام وفاتش نبى اكرم صلى الله علیه و آله و سلم پیراهن خود را براى كفن او اختصاص داد و بجنازه‏اش نماز خواند و خود در قبر او قرار گرفت تا وى از فشار قبر آسوده گردد و او را تلقین فرمود و دعا نمود. (9)

 

و ابوطالب هم موحد بوده و پس از بعثت رسول اكرم صلى الله علیه و آله و سلم بدو ایمان آورده و چون شیخ و رئیس قریش بود لذا ایمان خود را مصلحة مخفى مینمود،در امالى صدوق است مردى بابن عباس گفت اى عمو زاده رسولخدا مرا آگاه گردان كه آیا ابوطالب مسلمان بود؟گفت چگونه مسلمان نبود در حالیكه میگفت:

 

و قد علموا ان ابننا لا مكذب‏
لدینا و لا یعبأ بقول الا باطل

 

یعنى مشركین مكه دانستند كه فرزند ما(محمد صلى الله علیه و آله و سلم) نزد ما مورد تكذیب نیست و بسخنان بیهوده اعتناء نمیكند مثل ابوطالب مثل اصحاب كهف است كه ایمان خود را در دل مخفى نگهمیداشتند و ظاهرا مشرك بودند و خداوند دو ثواب بآنها داد،حضرت صادق علیه السلام هم فرمود مثل‏ابوطالب مثل اصحاب كهف است كه در دل ایمان داشتند و ظاهرا مشرك بودند و خداوند دو پاداش (یكى براى ایمان و یكى براى تقیه) بآنها داد. (10)

 

اشعار زیادى از ابوطالب در مدح پیغمبر اكرم صلى الله علیه و آله مانده است كه اسلام وى از مضمون آنها كاملا روشن و هویداست چنانكه به آنحضرت خطاب نموده و گوید:

 

و دعوتنى و علمت انك ناصحى‏
و لقد صدقت و كنت قبل امینا
و ذكرت دینا لا محالة انه‏
من خیر ادیان البریة دینا (11)

 

بحضرت صادق عرض كردند كه(اهل سنت) گمان كنند كه ابوطالب كافر بوده است فرمود دروغ گویند چگونه كافر بود در حالیكه میگفت:

 

ألم تعلموا انا وجدنا محمدا
نبیا كموسى خط فى اول الكتب (12)

 

شیخ سلیمان بلخى صاحب كتاب ینابیع المودة درباره ابوطالب گوید:

و حامى النبى و معینه و محبه اشد حبا و كفیله و مربیه و المقر بنبوته و المعترف برسالته و المنشد فى مناقبه ابیاتا كثیرة و شیخ قریش ابوطالب. (13)

 

یعنى ابوطالب كه رئیس و بزرگ قریش بود حامى و كمك پیغمبر صلى الله علیه و آله و سلم بود و او را بسیار دوست داشت و كفیل معیشت و مربى آنحضرت بود و بنبوتش اقرار و برسالتش اعتراف داشت و در مناقب او اشعار زیادى سروده است.(درباره اثبات ایمان ابوطالب مطالب زیادى در كتب دینى‏نوشته شده و كتابهاى مستقلى نیز مانند كتاب ابوطالب مؤمن قریش برشته تألیف در آمده است) .

بارى ولادت على علیه السلام در اندرون كعبه مفاخر بنى هاشم را جلوه تازه‏اى بخشید و شعراى عرب و عجم در اینمورد اشعار زیادى سروده‏اند كه در خاتمه این فصل بچند بیت از سید حمیرى ذیلا اشاره میگردد.

 

ولدته فى حرم الاله امه‏
و البیت حیث فنائه و المسجد
بیضاء طاهرة الثیاب كریمة
طابت و طاب ولیدها و المولد
فى لیلة غابت نحوس نجومها
و بدت مع القمر المنیر الاسعد
ما لف فى خرق القوابل مثله‏
الا ابن امنة النبى محمد (14)

 

مادرش او را در حرم خدا زائید در حالیكه بیت و مسجد الحرام آستانه او بود.

آن مادر نورانى كه لباسهاى پاكیزه ببر داشت و خود پاكیزه بود و مولود او و محل ولادت نیز پاكیزه بود.

 

در شبى كه ستاره‏هاى منحوسش ناپیدا بوده و سعیدترین ستاره بهمراه ماه پدید آمده بود .

 

قابله‏هاى(دنیا) هیچ مولودى را مانند او لباس نپوشاینده‏اند(یعنى هرگز مولودى مانند او بدنیا نیامده) بجز پسر آمنه محمد پیغمبر صلى الله علیه و آله و سلم.

 

پى‏ نوشتها:


(1) حبشى‏هاى فیل سوار كه باصحاب فیل سوار كه باصحاب فیل مشهورند تحت فرماندهى ابرهه براى ویران كردن كعبه بمكه آمده بودند كه خداوند همه آنها را هلاك نمود و خود ابرهه نیز آخرین نفر بود كه بهلاكت رسید چنانكه در قرآن كریم فرماید: (ألم تر كیف فعل ربك باصحاب الفیل؟) اعراب حجاز آن سال را مبارك شمرده و نامش را عام الفیل گذاشتند و ولادت نبى اكرم نیز در همانسال بوده است تا 71 سال پس از آنواقعه یعنى تا سال 18 هجرى عام الفیل مبدأ تاریخ مسلمین بود ولى در سال مزبور كه ششمین سال خلافت عمر بود برهنمائى حضرت امیر از عام الفیل صرفنظر و سال هجرت نبوى مبدأ تاریخ مسلمانان قرار گرفت.


(2) ابوطالب پیش از ولادت على علیه السلام داراى سه پسر دیگر هم بود كه به ترتیب عبارتند از طالب،عقیل،جعفر.


(3) امالى صدوق مجلس 27 حدیث 9ـروضة الواعظین جلد 1 ص 76ـبحار الانوار جلد 35 ص 8ـكشف الغمه ص .19


(4) فصول المهمه ص .14


(5) اى پروردگار صاحب شب تاریك و ماه نور دهنده از حكم مقضى خود براى ما آشكار كن كه اسم این كودك را چه بگذاریم.


(6) شما دو نفر (ابوطالب و فاطمه) اختصاص یافتید بفرزند پاكیزه و برگزیده و پسندیده پس نام او على است و على از نام خداوند على الاعلى مشتق شده است.


(7) ینابیع المودة باب 56 ص 255 ـكفایة الطالب ص .406

(8) من آنكسم كه مادرم نام مرا حیدر نهاد،شیر بیشه‏ام چنان شیرى كه زورمند و پنجه افكن باشد.

(9) اعلام الورىـاصول كافى جلد 2 ابواب تاریخـامالى صدوق مجلس 51 حدیث .14

(10) امالى صدوق مجلس 89 حدیث 12 و 13ـروضة الواعظین جلد 1 ص 139

(11) بحار الانوار جلد 35 ص 124ـمرا(بدین خود) دعوت كردى و من دانستم كه یقینا تو خیر خواه منى و تو از این پیش راستگو و امین بودى و دینى را بمردم عرضه داشتى كه آن بهترین ادیان است.

(12) اصول كافى جلد 2 باب ابواب التاریخـآیا ندانستید كه ما محمد(ص) را مانند موسى به پیغمبرى یافتیم كه در كتابهاى گذشته نامش نوشته شده است.

(13) ینابیع المودة باب 52 ص .152

(14) روضة الواعظین جلد 1 ص .81





طبقه بندی: ائمه اطهار احادیث قرآن کریم، مناسبتها ،
برچسب ها: ولادت امام علی ( ع)،
دنبالک ها: خیریه امام سجادعلیه السلام،

تاریخ : 1 اردیبهشت 95 | 19:53 | نویسنده : خیریه امام سجاد علیه السلام imamsajjad@ خیریه | نظرات

آیا خدا من را فراموش کرده است؟

آیا خدا من را فراموش کرده است؟

یاد خدا در شعر,شعر یاد خدا

اگر دوست داریم خدا ما را یاد کند باید خدا را یاد کنیم

 

در کشاکش زندگی گاه مواقعی پیش می آید که ممکن است احساس کنیم، خدا به ما کاری ندارد یا گویا ما را فراموش کرده است. این پندار گرچه ظاهری کفرآمیز دارد اما ممکن است در ذهن بسیاری از ما به وجود آمده باشد و مناسب است که درباره آن اندیشه کنیم.

کلیدی که در دستان خود ماست
در حقیقت توجه خدا به ما ریشه ای در درون خودمان دارد یعنی اگر کاری نکنیم که توجه خدا را به خود جلب کنیم، او به سراغ ما نمی آید، با همه مهربانی و کرامتش. در کتاب خودش فرموده: "بگو پروردگارم به شما توجهی نمی کند اگر دعایتان نباشد"(1)


کلید توجه خدا در حقیقت در دستان خود ماست. گویا خدا متوجه ماست ولی تا ما خود را متوجه خدا نکنیم او توجه خود را به ما نشان نمی دهد. در قرآن کریم فرمود که "فَاذْكُرُونی أَذْكُرْكُمْ وَ اشْكُرُوا لی وَ لا تَكْفُرُونِ"(2)


بنابراین اگر دوست داریم خدا ما را یاد کند باید خدا را یاد کنیم. به عبارت دیگر مانعی از جنس "خود ما" است که یاد خدا را در ما تأخیر می اندازد و برطرف کردن این مانع هم به همت و شوق و اراده خود ما مربوط است.


خدا به وعده اش عمل می کند
هر کس خدا را در کشاکش کارهای روزمره یاد کند، خواهد دید که خدا به وعده خود عمل می کند یعنی با وجود خود درک می کند که خدا با اوست و خدا هم به یاد اوست. شیرینی این ذکر از آنجاست که گاهی که به یاد خدا نیستیم، ناگهان خدا ما را به یاد خودش می اندازد و لذتی از بندگی نصیبمان می کند که با هیچ چیز قابل مقایسه نیست. این نمونه ای از یاد خداست. آیا ممکن است خدا دوستان خود را رها کند و آنها را خوار سازد؟


دوستان ممکن است مشکلات مختلفی در زندگی پیدا کنند اما دچار شکست روحیه و ذلت و حقارت نمی شوند. یاد خدا باعث شکوفایی درونی ما و به قول قرآن "فلاح" ما می شود.(3)


در جهت مقابل، برای اینکه خدا ما را یاد کند، باید او را در کشاکش امور زندگی یاد کنیم. گناه کردن نشانه فراموشی خداست. اگر در طول روز مواردی از گناه برایمان پیش بیاید و مثل بقیه مردم خود را آلوده به آنها کنیم و با دلایل و افکار خود توجیه کنیم، یعنی خدا را فراموش کرده ایم.


در دنیای پیچیده هم خدا هست
زندگی در دوران مدرن ممکن است ما را به این فکر دچار کند که "شاید خدا دیگر نیست" یا "شاید خدا دیگر تأثیری در جهان ندارد" یا "خدا هست اما انگار ما را فراموش کرده است".


ما در دنیای کنونی، کمتر خود را با طبیعت مرتبط می بینیم و مشغولیتها و جذابیتها و اعداد و رقمها و رسانه ها، فضای فکری ما را آنچنان به تسخیر درآورده اند که یاد خدا برای ما مشکل شده است. این درست است که دوران ما تبدیل به یک فراموشخانه بزرگ از یاد خدا شده است؛ اما می دانیم که خدا نیز فعال است و برای هدایت بشر کار می کند. خدا راهگشایی های نو در زمانه ما ایجاد کرده است که به جویندگان راهش کمک کند.


بنابراین این تفکر که "نکند خدا ما را فراموش کرده است " زنگ خطری برای روحیه ماست و نشانه آن است که در طول زندگیمان خدا را یاد نمی کنیم و او نیز ما را یاد نمی کند که در نتیجه به این فکرهای باطل دچار شده ایم. زیرا خدای ما همان خدای قدیمیهاست با همان قدرت و شوکت و خدایی اش را در لابلای همین شرایط نیز نشان می دهد.


خدا فرموده که "هر کس مرا بخواند اجابتش می کنم. یعنی اگر واقعا خدا را صدا بزنیم درک می کنیم که خدا می شنود و پاسخ می گوید. هر چند رسیدن ما به حاجتمان ممکن است موانعی داشته باشد که باعث تأخیر شود، اجابت خدا و شیرینی پاسخ خدا در همان لحظه دعا قابل فهم است. 

یاد خدا در همه جا,یاد خدا آرامش دلهاست

هر کس خدا را در کارهای روزمره یاد کند، خواهد دید که خدا به وعده خود عمل می کند

 

 اگر در آخرت فراموشمان کند!
اینکه زمانی برسد که خدا ما را فراموش کند، جزو دردناکترین تفکرات و احتمالها خواهد بود. خدا خود متوجه این امر بوده و در قرآن به ما هشدار داده است که مراقب باشیم جزو کسانی نباشیم که خدا ما را در قیامت فراموش کند.


فراموشی خدا، به معنای بی توجهی خدا، یکی از دردناکترین عذاب هایی است که در آخرت وجود دارد و خدا هشدار آن را به ما داده و سبب آن را نیز بیان نموده است: آنانکه مرگ و قیامت را فراموش می کنند و یاد نمی کنند، خدا نیز در قیامت فراموششان می کند: وَ قیلَ الْیَوْمَ نَنْساكُمْ كَما نَسیتُمْ لِقاءَ یَوْمِكُمْ هذا وَ مَأْواكُمُ النَّارُ وَ ما لَكُمْ مِنْ ناصِرینَ (سوره جاثیه، آیه 34)


هنر یاد خدا
کار و مشغله های درآمد، خانه داری، روابط اجتماعی، مدیریت درآمدها و هزینه ها، رسیدگی به خانواده و فرزندان، همه و همه اموری وقت گیر و انرژی بر هستند و می توانند ما را از یاد خدا باز دارند اما آنانکه "اهل ذکر" هستند در کشاکش همین امور از یاد خدا باز نمی مانند. خدا در قرآن ما را موعظه کرده که مشغولیت به امور مالی و خانوادگی باعث نشود که از یاد خدا باز بمانیم و خودش افرادی را ستایش کرده است که هیچ کسب و هیچ کاری آنها را از یاد خدا و نماز باز نمی دارد.


چند تمرین برای یاد خدا
- نماز مهم ترین یاد خداست. نماز بخوانیم.


- در نماز مراقب فکرهای مزاحم باشیم. هر وقت متوجه شدیم که توجهمان پرت شده است، آن فکرها را رها کنیم.


- در محل هایی که مشغولیت فکریمان زیاد می شود مثل محل کار و بازار و خیابانهای شلوغ و هنگام تفریح اسم خدا را به زبان بیاوریم.


- لقلقه های زبانمان را با فکر و نیت ادا کنیم. مثلا موقع عصبانیت اگر "لا اله الا الله" می گوییم، واقعا نیت کنیم "لا اله الا الله" و گاه و بیگاه که به زبانمان "شکر" جاری می شود واقعا نیت کنیم که شکر خدا باشد نه عادت زبانی.


- فرصتها را از دست ندهیم زیرا اگر ادعای یاد خدا داشته باشیم، خدا حتما چندین مورد برای ما ایجاد می کند که یادش بیفتیم. مبادا در آن مواقع خود را به غفلت بزنیم.


- ممکن است در ابتدای کارها "بسم الله" را بنویسیم یا بلند بگوییم و یا آهسته زمزمه کنیم. در آخر کارها باید خود را بررسی کنیم که آن "بسم الله" از روی رسم و تشریفات بوده یا واقعا یاد خدا بوده است.


- وضو گرفتن در مواقع غیر نماز و صلوات فرستادن و آه دل کشیدن از رنجهای پاکان خاندان پیامبر همگی در زمره یاد خداست.


=========================
پی نوشت ها:
1- قُلْ ما یَعْبَؤُا بِكُمْ رَبِّی لَوْ لا دُعاؤُكُمْ فَقَدْ كَذَّبْتُمْ فَسَوْفَ یَكُونُ لِزاماً(سوره فرقان، آیه 77)
2- سوره بقره، آیه 152
3- یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا إِذا لَقیتُمْ فِئَةً فَاثْبُتُوا وَ اذْكُرُوا اللَّهَ كَثیراً لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ (انفال، 45 و جمعه، 10) 

 

منبع:tebyan.net




طبقه بندی: ائمه اطهار احادیث قرآن کریم،
برچسب ها: آیا خدا من را فراموش کرده است؟،

تاریخ : 31 فروردین 95 | 10:38 | نویسنده : خیریه امام سجاد علیه السلام imamsajjad@ خیریه | نظرات

تعداد کل صفحات : 23 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...

  • paper | ایکس باکس | قالب بلاگ اسکای